مصاحبه با سرکار خانم شبنم حسامی

مصاحبه با سرکار خانم شبنم حسامی
اردیبهشت 20, 1400
14862 بازدید

  مصاحبه با شاعر معاصر و روانشناس سرکار خانم شبنم حسامی   به نام حضرت دوست با سلام، عرض ادب و احترام خدمت شما شاعر فرهیخته بسیار خرسندم از این مصاحبه و سپاس از همراهیتان با کانون شعر ایران   لطفا برای شروع خودتان را معرفی بفرمایید سلام و احترام، گفت و گو با کانون […]

 

مصاحبه با شاعر معاصر و روانشناس سرکار خانم شبنم حسامی

 

به نام حضرت دوست

با سلام، عرض ادب و احترام خدمت شما شاعر فرهیخته بسیار خرسندم از این مصاحبه و سپاس از همراهیتان با کانون شعر ایران

 

لطفا برای شروع خودتان را معرفی بفرمایید

سلام و احترام، گفت و گو با کانون شعر ایران همواره باعث مباهات و بالندگی ست شبنم حسامی هستم متولد و ساکن شیراز. شعر کلاسیک کار می کنم بیشتر غزل، گاهی مرکب حرکت، رباعی وترانه. در شعر کودک و نوجوان هم دستی بر آتش دارم. کتاب جفت شش ( مجموعه‌ی غزل) با همکاری انتشارات فصل پنجم در سال ۱۳۹۸ منتشر شد.

 

خانم حسامی بذر شعر از چه زمانی در شما جوانه زد و لطفا در ادامه  آثار چاپ شده خودتان برای مخاطبین معرفی بفرمایید؟

از سه چهار سالگی با تشویق مادرم با بهره از محفوظات ذهنم که مضمونشان اشعار کلاسیک بود به دکلمه و شعرخوانی در محافل خانوادگی و مهدکودک می‌پرداختم و از نظر سمایی با موسیقیِ کلامیِ جهان شعر آشنا شدم. دنیای ادبیات برایم بسیار دلچسب و روحنواز بود. در مرور خاطرات برجسته‌ی کودکی‌ام تعلق خاطر به دروس انشا و ادبیات را به یاد می‌آورم. از همان دوران جسته و گریخته شعرهایی را می‌نوشتم که متاسفانه راهنمایی نداشت و از مبانی چهارچوبی ادبیات تخطی می‌کرد و فقط راویِ احساسات یک مشتاقِ شعر بود. سال‌ها گذشت و تلاقی زمانی حضورم در انجمن ‌های شعر و آشنایی با فضای مجازی باعث شد به تفاوت شعر و دلنوشته اشراف پیدا کنم.

 

نظر شما در مورد رابطه شخصیت سالم در شعر و تاثیر روانشناختی آن بر مخاطب چیست ؟

سوال هوشمندانه و قابل تاملی کردید به طور کلی هنر وقتی که در هر حیطه‌ای متجلی می‌شود بازتاب و نمایانگر ابعادِ خلاقانه ی احساس و ادراک خالق اثر خواهد بود که تحث تاثیر جهان بینی و لایه‌های مستتر شخصیت فرد پردازش پیدا کرده است. این موضوع در ادبیات وشعر به شکل چشم‌گیرتری مشهود هست چرا که ما در شعر با هنرِ چینش واژگان اقتدار و نفوذِ توانایی کلامی را به چالش می‌کشیم که در مقیاسه با سایر قابلیت ها بیشتر حائز اهمیت است. بی‌شائبه افرادی که از نظر شخصیتی بهنجار محسوب می‌شوند خالقِ آثار فاخر و ماندگاری خواهند بود که روح مخاطب را جلا می‌دهند و بالعکس شعرهای بدون تعمق و ناپخته و سطحی که شخصیتی بی‌ثبات آنها را خلق کرده علاوه بر اتلاف وقت و انرژی دوستداران ادبیات باعث افت سطح کیفی و کمی میانگین شعر می‌شوند.

گاهی محتوای یک شعر ماحصل احساسات سرکوب شده و یا ناکامی‌ها و آمالِ خالق آن‌است. مضمون شعر چه راویِ غم پروری باشد و چه حاوی امیدبخشی …چه عاشقانه باشد و چه عارفانه …نحوه‌ی پروراندن و تجانس کلمات شعر و خلق تصاویر بدیع و ارتباط آن با مخاطب است که شعر را از غیر شعر متمایز می کند.

روانشناسان بر این باور موکد هستند که انسان ها از نظر روانی در یکی از بهترین و جامعه پسندترین مکانیسم های دفاعی به نام پالایش، شکست‌ها و آرزوهایشان را با آفرینش هنر به خصوص شعر به تصویر می‌کشند. در واقع شاعر با مکتوب کردن احساساتش در چهارچوبِ ادبیات، عواطف مخدوش خود را برون ریزی می‌کنند که باعث تخلیه انرژی‌های ملال‌آور در جهت آرامش و تعادل می‌شود و اما روی دیگر سکه مصداق شاعرنماهای ناآگاه و پرادعاست که به جای ترمیمِ کاستی‌های شخصیت‌شان به دنبال کسب تایید دیگران هستند در واقع به جای سازندگی به توهمِ بالندگی می‌پردازند.

متاسفانه این دسته از مدعیان شعر به جای تلاش برای ارتقای دانسته‌های ادبی خود اسیر حبابِ خود بزرگ بینی‌ های کاذب می‌شوند و این گونه ادبیات را خدشه‌دار می‌کنند غافل از این که مشکل از جای دیگری‌ست.

 

به نظر شما خواندن یک شعر خوب چه قدر می‌تواند برای رفع تشویش و دغدغه های روزمره تاثیر گذار باشد ؟

به نظر من یک شعر خوب وقتی با منحصر به فرد بودنش به توانایی ماندگار شدن برسد در ذهن مخاطب حک می‌شود و از حلاوت آن حتی در مرورهای مکرر ذهنی کاسته نخواهد شد. از آن جا که انسان همواره برای اجتناب از دغدغه‌های روزمره با توجه به سلایق و علایقش به دنبال مآمنی برای رسیدن به آرامش است خواندن یک شعر خوب می تواند رسیدن به این خواسته را میسر کند

 

لطفا از تاثیر شعر بر زندگی شخصی و اجتماعی خودتان بفرمایید؟

به نظر من هر انسانی با تعلق خاطرهایش زندگی می‌کند. رضایت درونی ما وقتی پدیدار می‌شود که در عرصه‌ی این تعلقات با توجه به قابلیت‌‌هایمان پیشرفت کنیم . از نظر من شعر قابلیت این را دارد که یک انديشه‌ی تاریک و مسکوت را نورانی و پر هیاهو کند و تلآلو آن را به دیگران هم بازتاب دهد. شعر با رشد لایه هایش وقتی که به بار بنشیند بی شک دستاوردی جز خودشکوفایی نخواهد داشت. ادبیات پلی است برای تبادل عقاید دوستدارانش….شعر مرا با خانواده‌ی بزرگ ادبیات و افراد ادیب و فرهیخته‌ی زیادی آشنا کرده است. در واقع شعر جان و جهان من است
در پایان باید بگویم کانون شعر ایران برای من بسیار ارزشمنداست و از این که عضو کوچکی از این اجتماع همرنگ هستم احساس غرور و افتخار می‌کنم چرا که سازه‌‌های کانون بر اساس معیارهای واقعی ادبیات بنا شده دور از هرگونی سوگیری و اجحاف. هدف کانون خودنمایی نیست. معیارهای بی بدیل کانون صیانت از ادبیات عزیزمان است. در پایان از جناب آقای نوری که از جان و دل برای کانون وقت می‌گذراند و دلسوزانه تلاش می کنند سپاسگزارم.

سپاس از شما شاعر فرهیخته سرکار خانم شبنم حسامی بابت شرکت در این مصاحبه

 

 

با تشکر

روابط عمومی کانون شعر ایران

مصاحبه کننده : سرکار خانم زهرا رشیدی

برچسب‌ها:, , , , , , , , ,