به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

هفت خوان - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران


هفت خوان

همه ی زندگی مونو هی فقط صب(ر) کردیم

شاید اوضاع دلامون یکمی بهتر شه

شاید این دردی که تیشه می زنه به جونمون

با صبوری و امیدم که شده کمتر شه

هی فقط چشم به روی زندگی مون بستیم

توی سختی همه امتحانی رو پس دادیم 

ما که آب از سر مون گذشته بود توو زندگی

فک(ر) می کردیم لااقل توو رنج مون آزادیم

دیوی که درونمون بودو به چنگ انداختیم

وقته بیدار شدن از جهل رسید بیداریم

مثل رستم همه هف(ت)خوان مونو رد کردیم

ما توو تاریخی از این زندگی دشواریم

اره چند ساله که آب از سرمون گذشته و

مثل کرگدن شدیم توو خشکیِ بی آبی

ما توو کابوسی به اسم زندگی می میریم

یکی بیدار کنه مارو از این بی خوابی

وقتی از تب توو تنور تنهایی می سوزیم

یکی خاکستر رسوایی و رومون می ریزه

ساعتم توو برزخِ زمونه خوابش برده

چرا امسال تمومه فصلامون پاییزه؟

دیوی که درونمون بودو به چنگ انداختیم

وقته بیدار شدن از جهل رسید بیداریم

مثل رستم همه هفت خوانمونو رد کردیم

ما توو تاریخی از این زندگی دشواریم


زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

نبض باران - سحر کیانی

رمان و داستان داستانک






نبض باران - به قلم  سحر کیانی


آنگاه که ناامیدی بر روح و تنم ریشه افکنده بود ...
با صبوری پای در دنیای خویش نهادم، آهسته قدم برداشتم تا به شناخت ماهیت خویش بپردازم.
تا چرایی این همه  ناملایمات  و مرراتی  که  متحمل شدم را دریابم؟
به راستی که هر کس قهرمان زندگی خویش است.
و پیمودن این مسیرِ پر پیچ و خم کار دشواری است.
واژه واژه ی این کتاب  نمایانگر دشواری ها و درد های یک زن در خلال زندگی عاشقانه اش است. زنی که با تمام سختی ها آه و حسرتها و تنهایی هایش عشق خودرا تنها نگذاشت با اینکه ترد شد، مستاصل و درمانده  شد اما  با همان  روح و جسم خسته اش مسیر پر فراز و نشیب  زندگی  اش را ادامه داد. او به شوق تمام قول و وعده های پوچ تو خالی آغوش گشوده بود اما خود را یکباره  جهنم دید که اعتیاد، توهم ،تهمت، کتک وتنهایی   و ... برایش ساخت بود.
زندگی به سان حیوان درنده خو به جانش افتاده بود و ذره ذره گوشت و استخوانش را دندان می کشید. اما او بجزاشک های زلال وبغض های گره خورده چیزی برای دفاع از خود نداشت با تمام خستگی ها برای پاکدامنیش جنگید و بار دیگر  روی پاهای بی رمقش   ایستاد دست از کار و تلاش شبانه روزی نکشید که  مبادا دستش را جلوی هر نامردی درازکند. 



نویسنده : سحر کیانی

تاریخ ثبت داستانک : 1399/01/20


سحر کیانی

نویسندگان کانون شعر ایران




خانم سحر کیانی


- عضو کانون شعر ایران

- نویسنده

- تحصیلات : فوق دیپلم روابط عمومی

- متولد : 1366






مختصری از زبان نویسنده :

آنگاه که ناامیدی بر روح و تنم ریشه افکنده بود ...
با صبوری پای در دنیای خویش نهادم ، آهسته قدم برداشتم تا به شناخت ماهیت خویش
بپردازم
که آن همه سختی برای چیست؟
چه می خواهد به من بگوید؟
به راستی که هر کس قهرمان زندگی خویش است
و پیمودن این مسیرِ پر پیچ و خم کار دشواری است
کتاب نبض زندگی
نویسندگی، تیکه دوزی



مریم گمار






خانم مریم گمار


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات : دیپلم ادبیات و تربیت معلم مفاهیم قران معادل فوق دیپلم علوم قرآنی از تبلیغات اسلامی

- دیپلم فنی حرفه ای معرق

- متولد : 1359






مختصری از زبان شاعر :

علاقمند  به کارهای هنری از جمله نقاشی و هویه کاری و  گل چینی و شمع سازی  و بیشتر از همه عاشق نوشتن شعر سپید و متن کوتاه و شعر کوتاه هستم



نام دیگرم
گل مریم،
تو مرا عشق
بخوان

مریم گمار


پروین نوروزپرست

شاعران کانون شعر ایران






خانم پروین نوروزپرست


- عضو رسمی شورای تخصصی کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، مدرس زبان انگلیسی

- متولد : 1356

- مجری برنامه و همایش‌ های فرهنگی و ادبی

- دبیر انجمن ادبی باران

- دبیر انجمن ادبی دانشگاه آزاد اسلامی اسلامشهر




مختصری از زبان شاعر :

از سال هفتاد و هشت شروع به نوشتن کردم و مدتی شاگرد استاد عمرانی بودم همراه دوستان شاعرم
بیشترین قالب‌هایی که در آنها شعر نوشتم مثنوی غزل و رباعی‌ست و در حال حاضر جایی عضویت ندارم بخاطر مشغله خانه داری .






خیال - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



خیال

شبی  دوباره انفجار نور  کن

میانِ گریه های من ظهور کن

مرا که عاشقم وَ بی قرارِ تو

دوباره مثلِ قبل ها صبور کن

درونِ سطرهای گیجِ دفترم

هنوز گم شدم مرا مرور کن

که پرت می شود حواس من به تو

بیا به ذهنِ شعرِ من خطور کن

شبی مرا بِبَر به شوقِ دیدنت

مرا بگیر و از زمانه دور کن

پلنگ قصّه یی وَمن دچارِ تب

شبی ز خوابِ ماهِ خود عبور کن


بهاره مرادنژاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/19




ندارمت - خدیجه نصیری

آثار شاعران کانون شعر ایران



ندارمت

این چندمین شب است کنارم ندارمت...

در یک جهان سکوت که دارم ندارمت

صبرم تمام و طاقت من طاق شد ولی..

افسوس ای تمام قرارم ندارمت!

بی فایده ست هر قدمم توی شهر، چون

..هرجای شهر پا بِگُذارم، ندارمت!

تا کی فقط شماره کنم روز بی تو را

تا چند سال هی بِشُمارم ندارمت؟

کارم شده همین که در این خانه ی خراب...

بر آجر آجرش بنگارم ندارمت ...

یا مثل گرگ خسته دلی، در سکوت شب

هردم ز خویش نعره برارم ندارمت

در بدترین دقایق پاییز مانده ام

وقتی که لا به لای بهارم ندارمت


خدیجه نصیری
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/13



شعرهای بی تفسیر - خدیجه نصیری

آثار شاعران کانون شعر ایران



شعرهای بی تفسیر

خنده هایی که بر لبانم هست، خواب هایی تهی ز تعبیرند

آه...این شعرها که می بینی، دردهایی بدون تفسیرند...

جز تویی که ربودی از من دل، چه کسی دین و مذهبم را برد؟

چه کسی هست علت اینکه شعرهایم دچار تکفیرند؟!

در سرم سوت می زند شعرم، در دلم گر گرفته این ابیات

واژه ها با صدای وحشی شان، در سکوتم شبیه آژیرند

زنده هایی درون من مردند، مرده هایی درون من جمعند

مرده هایی که بی تو هرشب را، در منِ خسته باز می میرند

بالش من تر است از گریه، گریه هایی که رو به افزونی ست

گونه هایم تکیده از اشک اند، اشک هایی که رو به تکثیرند

من پرم از هزار دختر که، با غم عشق زنده در گورند

دخترانی که زیر سیلیِ غم، قدر صد سال زندگی پیرند...

دخترانی جوان که بعد از تو، گرچه خنده ست روی لب هاشان

آخر شب که می شود زیرِ یک پتو می خزند و می میرند


خدیجه نصیری
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/13



تو پلک می زنی - خدیجه نصیری

آثار شاعران کانون شعر ایران



تو پلک می زنی

ز تک تک مژه هایت ستاره می بارد

تو پلک می زنی و استعاره می بارد

تو پلک می زنی و شور شاعرانه ی من

به سطر سطر غزل بی شماره می بارد

ببین که بر تن من،این کویر بی پایان

فقط به شوق تو باران دوباره می بارد

بهار بر سر تقویمِ شکلِ پاییزم

به لطف آمدنت، بی اشاره می بارد

قسم به ماه که خفته درون چشمانت

به نور عشق که بر قلب پاره می بارد

گرفت آتش پنهانِ چشم هات، مرا !

و بر وجودم از آن دم شراره می بارد

بمان که از تو بر این شعرهای نافرجام

هزار بیت پر از استعاره می بارد

خدیجه نصیری

تاریخ ثبت شعر : 1399/01/13




خدیجه نصیری

شاعران کانون شعر ایران






خانم خدیجه نصیری


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- گوینده و دکلماتور

- تحصیلات : کارشناسی الهیات

- معلم

- متولد : 1373

- نویسندگی رمان

- نویسندگی نمایشنامه رادیویی

- علاقه مند به عکاسی، گویندگی و دوبله




مختصری از زبان شاعر :

در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشودم. پدر و مادرم همیشه حامی من در مسیر شاعری بودند و از من بسیار حمایت می کردند. از همان کودکی که شعر می سرودم تا سال ۱۳۹۵ ، تنها قالبی که کار می کردم ترانه بود و از سال ۹۵ کم کم به غزل علاقه مند شدم و به طور جدی غزلسرایی را آغاز کردم که بحمدالله در سال ۹۸ توانستم اولین مجموعه شعرم را که اکثریت اشعار در قالب غزل بودند وارد بازار کنم.

کاندیدای دریافت تندیس در بخش شعر دومین جشنواره جوانه رادیو جوان | 1391
چاپ دلنوشته ای به مادر در ماهنامه کانون انشا و نویسندگی |1395

برگزیده محفل شعر استانی کیمیای خاک | 1396
مقام سوم کشوری در بخش شعر پرسش مهر هجدهم ریاست جمهوری | 1396
چاپ یک غزل در مجموعه شعر ایران بانو | 1397
مقام اول در جشنواره شعر استانی ئاسوو | 1397


مجموعه شعر تو پلک می زنی.../نشرخیابان/۱۳۹۸



رایا رضایی

شاعران کانون شعر ایران



خانم رایا رضایی


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- بازیکن شطرنج و والیبال

- تحصیلات : محصل رشته ی ادبیات و علوم انسانی

- متولد : 1382





مختصری از زبان شاعر :

سابقه ی حضور در رادیو برای مشاعره و فرهنگسراها و دارای رتبه ی برتر
نوازنده ی ملودیکا
و در خوانندگی استعداد دارم
از 11 سالگی شروع به شعر نوشتن کردم

شعر احساس آزادگی را در وجودم می پروراند و باعث می شود هر آنچه در دل دارم به روی کاغذ بیاورم
و به تازگی احساس می کنم جامعه به رشته ی انسانی نیاز بیشتری دارد و باید ما جوانان آینده ی کشور را بسازیم و باعث افتخار کشور باشیم

به امید فردایی بهتر



آستانه - نفیسه کریمی

آثار شاعران کانون شعر ایران



آستانه

اگر چه دوست فراوان و یار بسیار است

دلم گرفته و دارم فقط بهانه ی تو

در این هجوم بد آوار حجم بدبختی

بیا که سربگذارم به روی شانه ی تو

من آن پرنده ی در بند آسمان هستم

که بال می زنم اما به شوق دانه ی تو

کبوترانه به هر جا نمی روم هرگز

فقط گشوده کنم پر به آشیانه ی تو

تو شعرهای پر از استعاره ام هستی

من عاشقانه ترین شعر آستانه ی تو

سکوت های مرا واژه واژه عشق شکست

نشست بر شریانهای من  ترانه ی تو

زمانه تنگ گرفته است برجهانم تنگ

چه راه دور و درازی غم زمانه ی تو


علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07


سوال های بی جواب - علی اصغر محبی

آثار شاعران کانون شعر ایران


سوال های بی جواب

بعضی سوالات از خدا پرسیدنی نیست

وقتی که می دانم زمان برگشتنی نیست

 حس امید از تار و پودم رفته است و

حتی برای عاشقی  هم روزنی نیست

جنگی میان عقل و قلبم درگرفته ست

همواره میبینم که در من دشمنی نیست

وقتی که می خواهد ببارد بغض ابرم

از روی قله می رود چون دامنی نیست

گاهی تو می دانی تهش یک مرگ سختست

دل می دهی با این که پیشت ماندنی نیست

مانند معتادی که یک بی خانمان است

جایی ندارم حال و روزم دیدنی نیست

دنیای شاعرهای عاشق را که دیدی

خورشید ما خورشید گرم و روشنی نیست


علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07


کهکشان - علی اصغر محبی

آثار شاعران کانون شعر ایران



کهکشان

تو کهکشان بودی من از سیاره هایش

تو زلزله بودی من ازآواره هایش

تو جنگ تحملی شدی توی تن من

در من فقط جا مانده از خمپاره هایش

شهری عزادارم که بعد از رفتن تو

چسبیده رنگ تیره بر دیواره هایش

میدان شهری که تو را در خاطرش داشت

بیچاره تر گشته همه بی چاره هایش

در حوض آبی که پر از ماهی تُنگیست

خون می چکد از داخلِ فواره هایش

امواج دریای غمت کشتی شکستند

حالا فقط جا مانده تخته پاره هایش

من خسته ام از غصه های اینچنینی

تاوان عشق ات مانده با کفاره هایش

علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07


باغ گیلاس - علی اصغر محبی

آثار شاعران کانون شعر ایران



باغ گیلاس

جامانده پیشم عطر گلهای تنِ تو

دیدی شُکوفه می زند پیراهنِ تو

در باغ گیلاسی که همرنگ لبت بود

لب های من قرمز شده با چیدنِ تو

کاجم  کنار بید مجنون تو روئید

دیوانه تر شد با تو و رقصیدنِ تو
 
شب می رسد با گردش سیاره ی ما

دلتنگ گرما می شوم با رفتنِ تو

یادت نمی آید چگونه رفتی از من؟

با گریه می گفتم منم، آری، منِ تو

در شهر غربت دیدمت از من گذشتی

بعد از تو پوسیدم گناهش گردن تو



علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07




علی اصغر محبی

شاعران کانون شعر ایران






آقای علی اصغر محبی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر در قالب های کلاسیک و نو

- تحصیلات : لیسانس حقوق و روانشناسی

- متولد : 1376/8/2

- کارمند دادسرا استان تهران

- نوازنده سه تار

- خواننده ردیف های آوازی

- مشاوره ی خانواده

- مشاوره ی حقوقی





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید






مختصری از زبان شاعر :

همواره از کودکی با هنر همراه بودم، در یک خانواده ی مذهبی و هنرمند بزرگ شدم، خواهرم شاعر و برادرم قلم نویس بودند،
بعد از سن 20 سالگی احساس کردم خلاء ی درونم وجود دارد که با شعر می توانم آن را پر کنم،
و این غم نامعلوم درونی با شعر، آواز و نوازندگی تا حدود زیادی التیام یافت، حافظ می فرماید
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خمومشم او در فغان و در غوغاست
که مصداق بنده هست،
به هر حال فکر می کنم عشق بزرگ ترین حسرت آدمی ست،
چون با عشق می توان به دوردست ها، رسید.
با تشکر



جانان - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران


جانان

تو در جانی و جانانی، چه عنوانی از این بهتر

به دل بنشسته ای جانا، چه مهمانی از این بهتر

به جرم‌ عاشقی خوردی، به دل حبس ابد یارا

بگو دیگر چه می خواهی، چه زندانی از این بهتر

چنان‌ شوقی به دل دارم، که وصفش را نمی دانم

که در فالم نمی گنجد، چه سامانی از این بهتر

مجال آید تو را گویم، ز راز دل شباهنگام

گشودی بر دلم کویت، چه اسکانی از این بهتر
      
     
سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



تو نمی تونی بفهمی که اینو - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران



تو نمی تونی بفهمی که اینو

تو نمی تونی بفهمی که اینو 

عشقی زورکی بدست نمیاد و

وقتی اصرار می کنی بمونه اون

هیچیو با تو دیگه نمی خواد و


آره هیشکی تو رو درک نمی کنه

آره هیشکی پای تو نمی مونه

اصن هیشکی جز خودت نمی تونه

قدر دیوونگی هاتو بدونه


تو نمی تونی بفهمی فاصله

گاهی وقتا لازمه توو رابطه

اونیکه فقط کنارت می مونه

تا تهش فقط رفیقِ فابِته


تو نمی تونی بفهمی که اینو

زندگی بدون عشقم می گذره

وقتی به تنهایی عادت می کنی

می بینی تنهایی هات قشنگ تره


تو نمی تونی بفهمی که اینو

هرچقدر خوبی کنی اضافی ای

تو یه استثنا باشی پیش همه

هنوزم برای اون تو عادی ای


آره هیشکی تورو درک‌ نمی کنه

آره هیشکی پای تو نمی مونه

اصن هیشکی جز خودت نمی تونه

قدر دیوونگی ها تو بدونه


زهرا شادباش

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06





سیم آخر - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران


سیم آخر

اگه کلاهِ تو قاضی کنی می فهمی

با همه خوب و بدِ تو آشِنام

حتی صد دفعه که آزارم بدی

با همه بد قلقیت کنار میام



تو به لجبازی که عادت می کنی

فرصتِ دلبریات زیاد می شه

وقتی یه جاهاییو تو کوتاه میای

چیزی که ما دلمون می خواد می شه


اخه کی دلبری هاتو بلده

واسه تو به سیمِ آخرش زده

هر چی خوبی می کنه نمی بینی

اخرش همون‌ می شه آدم بده


نرو توو فازی که تنها بمونیم

نذار توو خاطره ها جا بمونیم

بذار که با دلِ بی غم بمونیم

همیشه خاطر خواهِ هم بمونیم


آخه کی دلبری هاتو بلده

واسه تو به سیمِ آخرش زده

هر چی خوبی می کنه نمی بینی

آخرش همون می شه آدم بده


زهرا شادباش

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



عشق ناب - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران


عشق ناب

مجنون که شور و حسرت شیدا شدن نداشت

هر دم دلی به معرض رسوا شدن نداشت

در دست او حواله ی عاشق شدن نبود

شاخه گلی به شوق شکوفا شدن نداشت

چون ملک دل به صحبت صاحبدلی فروخت

راهی به غیر از عاشق لیلا شدن نداشت

در موج حادثات شناور شد ای عجب

آن قطره ای که جرات دریا شدن نداشت

هر کس ز راه موعظه پندی به او بداد

گم گشته بود و رغبت پیدا شدن نداشت

در کوله بار او چو همه عشق ناب بود

باکی ز وحشت و غم تنها شدن نداشت



سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



حدیث عشق - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران



حدیث عشق

کمی بگویم از این حال خود برای شما

که هر زمان دل من بوده مبتلای شما

کجاست موسم دیدار و وصل روح انگیز

کنون که می شنوم بوی آشنای شما

عنان دل ز کفم رفت و خواب از سر من

کدام ساز بنوازم به پیش پای شما

بیا که زخمه ی سازم ز بیقراری دل

کند حکایت مجنون به سرسرای شما

قدم چو رنجه نمایی دوباره در بر من

تمام جان و دلم می کنم فدای شما


سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



غفلت - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران



غفلت

آن ناله و افغان چو بر عرش خدا رفت

بس زمزمه ها کرده و همراه صبا رفت

هنگام سحر زمزمه ها از دل عشاق

با ورد سحر گاه به همراه دعا رفت

حاشا که به مقصد نرسد حاصل عمری

کز خامی و غفلت همه بر باد فنا رفت

قاصد چو فرستی تو به دلجویی معشوق

کان یار دل آرام دگر از شهر شما رفت

گفتم که به او حاجت ما را برسانید

گفتا برو ای شیخ که تیرت به خطا رفت

دانی که به حاجت برسد یا که شفاعت

آن کو به رهش صادق و بی رنگ و ریا رفت


سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06





منتظر - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران


منتظر

در مانده ترین عابر این ریل قطارم

در جاده ی تنهایی غم یکه سوارم

پیوسته به زنجیر کشد فکر مرا او

چون آهوی وحشی بنمودست شکارم

در حیرتم از این همه بیداد زمانه

چون در طلب خنده ی دل سیر خمارم

من چشم به راهت بنشستم که بیایی

ای نقش تو کمرنگ در این دیده ی تارم

برما نفرستی نه پیامی نه سلامی

عمریست خیال تو در آورده دمارم


سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



دوست - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران


دوست

در مقام دوست گر همراز باشی بهتر است

یک دمی با حال او دمساز باشی بهتر است

یک‌نصیحت گویمت بشنو فراموشش مکن

بعد هر پایان اگر آغاز باشی بهتر است

در نهایت در خوشی و ناخوشی ی روزگار

در پی هر آزمون ممتاز باشی بهتر است

بزم باشد صحبت از جانان بیاندازی وسط

شعر چون گویی غزل پرداز باشی بهتر است

در بیانت حرف حق گو جاودانت می کند

در کلامت ذرّه ای اعجاز باشی بهتر است


سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



سیده لیلا حسینی نصر

شاعران کانون شعر ایران







خانم سیده لیلا حسینی نصر


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : دیپلم خانه دار

- متولد : 1354

- سه تار نواز




لیست اشعار ثبت شده :


- دوست



مختصری از زبان شاعر :


متولد خراسان شمالی ساکن شهرستان سبزوار مهد شاعران و ادیبان و فیلسوفانی همچون حاج ملا هادی و شاعرانی همچون واعظ کاشفی و نویسندگانی همچون محمود دولت آبادی هستم در رشته ی ادبیات تحصیل کرده و به علت علاقه ی زیاد به شعر روی آوردم پس از ورود به دنیای مجازی با شاعران بسیاری آشنا شدم و اشعار زیادی را مطالعه کردم و همین امر موجب شد تا اشعارم را از تک بیت یا دوبیتی در حد غزل افزایش بدم امیدوارم با کسب تجربیات بیشتر و بهره گیری از اساتید ارجمند بتوانم بار علمی و ادبی خود را افزایش داده آثار بیشتر و بهتری تقدیم علاقمندان بنمایم.






رقیه (آرزو) آذری فر

شاعران کانون شعر ایران





خانم رقیه (آرزو) آذری فر


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تخلص : آرزو

- تحصیلات : کارشناس ارشد ادبیات و زبان فارسی

- متولد : 1349

- مدرس عروض و قافیه




جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید



آثار ادبی چاپ شده :


- دلتا
- مقاله بلاغت در اشعارسه گانی
و ده مجموعه مشترک با شاعران معاصر





مختصری از زبان شاعر :

متولد تهران

افتخار دبیری زبان و ادبیات فارسی" به مدت سی سال " و تدریس عروض و قافیه را دارم و باید بگویم که :

‍ ازقماشِ اخوانم:

پیچِ باز چمدانم بشناسید مرا

تکمه ای بسته به جانم بشناسید مرا

در تقلای پریدن دلم آتش رادید

قفس سوختگانم بشناسید مرا

میله ها درتنم افسوس ندارند زبان

تا بگویند چه سانم بشناسید مرا

عابرم در خم گیسوی پریشانحالان

گم به راهی نگرانم بشناسید مرا

ذره ای نیستم از درد وجود آمده ام

هیچم ازهیچ ترانم بشناسید مرا

شاعرم؛ سیم نگاهی به دلم وصل کنید

از قماش اخوانم بشناسید مرا ...


آرزو آذری فر


فاصله - آذین جهاندیده

آثار شاعران کانون شعر ایران


فاصله

عشقت

شوک بزرگی بود

به کسالتِ روزمرگی ام

مانند

خبرِ پیدا شدن عکس زنی

در دفترچه یادداشت خدا

یا

لمسِ لطیف چند تراول

در دستان کودکی فقیر

نزدیکی

اما

دوری ات از من دور نمی شود

فاصله هیچوقت یک کلمه نبوده است

فاصله تمامِ شعرهایی ست

که برایت می بافم

و دلت هرگز سردش نمی شود


آذین جهاندیده

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/04


آذین جهاندیده

شاعران کانون شعر ایران



خانم آذین جهاندیده


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : ریاضی

- متولد : 1379/10/29


- مجری صحنه، دکلماتور، مربی نمایش کودک، نویسنده




جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید



آثار ادبی چاپ شده :



- آثار مشترک با دیگر شاعران در کتاب های زیر
- چتر آفتابگردانها
- سپید سرخط
- ما صد و چهارنفر
و دردی بالاتر از نبودنت نیست
به چاپ رسیده





مختصری از زبان شاعر :

شعر می نویسم تا زنده بمانم...
تا میان عشق و لبخند و نور زندگی را جاری کنم و گاه که دلم از ازدحام دنیای آدمها می گیرد به پستوی خیال پناه ببرم و دلم را از خطرِ بی احساسی  نجات دهم...


معشوقه پاییز - معصومه امیریان نور

آثار شاعران کانون شعر ایران



معشوقه پاییز 

امشب دوباره سینه ی من درد دارد

فهمیده ام دنیا فقط نامرد دارد

کانون خورشیدم اگر دست تو باشد

دنیا هزاران ماه و فصل سرد دارد

اندیشه ی سبز چمن باور ندارد

هر فصل سبزی سرنوشتی زرد دارد

من ماه را هر شب سر یک کوچه دیدم

این ماه هم عاشقی شبگرد دارد

از سایه روشن های عکس باغ پیداست

پائیز هم معشوقه ای خونسرد دارد


معصومه امیریان نور

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/04


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic