به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

آذین جهاندیده

شاعران کانون شعر ایران



خانم آذین جهاندیده


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : ریاضی

- متولد : 1379/10/29


- مجری صحنه، دکلماتور، مربی نمایش کودک، نویسنده




جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید



آثار ادبی چاپ شده :



- آثار مشترک با دیگر شاعران در کتاب های زیر
- چتر آفتابگردانها
- سپید سرخط
- ما صد و چهارنفر
و دردی بالاتر از نبودنت نیست
به چاپ رسیده





مختصری از زبان شاعر :

شعر می نویسم تا زنده بمانم...
تا میان عشق و لبخند و نور زندگی را جاری کنم و گاه که دلم از ازدحام دنیای آدمها می گیرد به پستوی خیال پناه ببرم و دلم را از خطرِ بی احساسی  نجات دهم...


معشوقه پاییز - معصومه امیریان نور

آثار شاعران کانون شعر ایران



معشوقه پاییز 

امشب دوباره سینه ی من درد دارد

فهمیده ام دنیا فقط نامرد دارد

کانون خورشیدم اگر دست تو باشد

دنیا هزاران ماه و فصل سرد دارد

اندیشه ی سبز چمن باور ندارد

هر فصل سبزی سرنوشتی زرد دارد

من ماه را هر شب سر یک کوچه دیدم

این ماه هم عاشقی شبگرد دارد

از سایه روشن های عکس باغ پیداست

پائیز هم معشوقه ای خونسرد دارد


معصومه امیریان نور

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/04


تب عشق - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



تبِ عشق

درونم راه می افتد زنی شب ها که گریان است

تمامم می کند آخر تبِ عشقی که سوزان  است

سپردی دستِ خاموشی بهارِ خسته ی خود را

برای تو رها کردن چرا انقدر آسان است؟

دویدم سمتِ  تنهایی ،که از دنیا جدا باشم

بسوزم در عذابت با نگاهی که زمستان است

مدارا می کنم با جبر های زندگی اما

تو می دانی دلم غمگین تر از شب های تهران است

نوازش می کنم در خواب و رویا تارِ مویت را

شبیهِ پیچِ موهای تو هر خوابم پریشان است

نگاهم می کند باغم طبیبم چاره می خواهد

برای دردهای قلبِ من دنبال درمان است

دوای دردِ من آن چشم های قهوه قاجاری

دوای دردِ من آن پرسه های زیرِ باران  است


بهاره مراد نژاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/04


دچار - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



دچار

ما هر دو دلگیریم ازین،

شب های سرد انتظار

از لحظه های مضطرب،

از لحظه های بیقرار

سهم من و تو حسرته

از زندگی، از روزگار


دستاتو از من پس نگیر

چشماتو از من بر ندار

دوری نکن از عاشقت

دنیامو اینجوری نذار

این خونه دلگیره برام

این لحظه ها تاریک و تار


می مونه تو دنیای من

عطر خیالت یادگار

احساس تنهایی نکن،

من با توام دیوونه وار

چشمامو بستم رو خودم

عاشق شدم بی اختیار


دنیا اگه ما رو نخواد

دنیا رو می ذارم کنار

این یعنی اوج خواستنت

این یعنی می مونم دچار

اونقد دچارم که خودم

می ترسم از پایانِ کار



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/27


جامانده - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



جا مانده

از تو در من غزلی مانده که گفتن دارد

شرح احساسِ تو هر لحظه نوشتن دارد

ای سفر کرده به آغوشِ غزل جاری شو

تا دلم عطر دل انگیزِ تو بر تن دارد

گفته بودی که هوا خواهِ من...اما نه

کُنجِ چشم تو خزان قصدِ نشستن دارد

روزگاری من و تو آینه ی هم بودیم

حال یک آیِنه احساسِ شکستن دارد

گاه گاهی بگُذر از دلِ تنگم،هر چند

دشتِ خشکیده مگر ارزشِ گشتن دارد

آنچنان میل به باریدنِ باران دارم

که دلم واهمه ی سیل گرفتن دارد

تا کجا شعر،تو را در دلِ من می ریزد؟!

تا کجا یادِ تو در شعر،شکفتن دارد

سر به بالینِ غزل،دست به دامانِ سکوت

چشمِ غمدیده ی بارانزده خفتن دارد


نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/27




قلم - عبدالحمید بنی اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران


قلم

قلم را تو

به دستانم سپردی

وقتی که نگاهت در ماورای

ذهنم‌ماندگار شد

من با قلم بیگانه بودم

حرکت ِ زُلفان تو‌

در مسیر بادهای موسمی

به جریان انداخت قلمم را

قلمم بی رنگ‌ بود

بی جوهر

سرخی خون ِ لبانت

شد جوهر قلمم

و چشمانت خود

کتابی ست

که هنوز نگارنده ای ندارد


عبدالحمید بنی اسدی

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25




زندگی - عبدالحمید بنی اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران



زندگی

کاش زندگی

پیاله ی شعری بود

که با هم می نوشیدیم

خرده نانی بود

که با هم می خوردیم

آبی بود

که در آن غسل

نجابت می گرفتیم

کاش زندگی

می خندید و

ما هم می خندیم

می رقصید و

ما هم می رقصیدیم

می فهمید و

ما هم می فهمیدیم!


عبدالحمید بنی اسدی

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25


دیوانگی - حمیدرضانوری آسکین

آثار شاعران کانون شعر ایران


دیوانگی

دیوانگی ام را

به حساب چشمانم بگذار

که تو را دیدند و خواستمت

و قلبم که تمامت را

در خودش جای داد

و نفس هایم که برای تو می آیند

و آغوشم

که فقط تو را می پذیرد

و من آدم عاقلی هستم

که تو را دارم ...


حمیدرضانوری آسکین

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25






کوتاه بیا - حمیدرضانوری آسکین

آثار شاعران کانون شعر ایران



کوتاه بیا

بیا و کوتاه بیا

خودت را به من برگردان

و من را به خودت ببخش

بگذار در لحظه لحظه هایم

تو را زندگی کنم

بیا و کوتاه بیا

من معنی بلندای دوری ات را نمی دانم

و این کوتاه آمدنت را

به اندازه تمام عمرم بلند ...



حمیدرضانوری آسکین

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25



مادر - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران



مادر

یادش بخیر سجده و قرآن مادرم
گل بوسه های آن لب خندان مادرم

یادش بخیر قهر و هیاهوی گم شدن
دنبال هم دویدن و گلدان مادرم

در لا به لای موی به هم چیده خم شدن
درلحظه های داغ پریشان مادرم

یادش بخیر کودکی و دوش هم شدن
یا پر زدن به خرمن دامان مادرم

وقتی نبود نیمه ی شبها خیال خواب
بودم فقط مزاحم چشمان مادرم

یادش بخیر کودکی و بوسه های او
یا رقص سرمه برتن مژگان مادرم

یادش بخیر دیدن موهای باز او
یاشانه های موی درافشان مادرم

تاتب تمام جان مرا می گرفت شب
تر می شدم  زگریه ی پنهان مادرم

یادش بخیر وقت نمازش دعا به لب
می گفتم ای که جان همه قربان مادرم

امشب که عالمی به خدا سجده می کند
من سجده کرده بر گل دامان مادرم


مریم پیروزیان

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25





فریاد - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران



فریاد

هنوز می کشم از درد دوریت فریاد

مباد فکرکنی می برم تو را از یاد

به عهدهای تو دائم نمی شود دل بست

ولی هنوز به یاد تو می شوم دلشاد

تمام هستی خودرا به پای دل دادم

چنان بهارخزان دیده رفته ام بر باد

چقدر با تو بگویم حدیث دلتنگی

که سخت می کشدم بی شماره این غمباد

بگو به سنگ مزارم قلم زنند از عشق

و برسرش بنویسند " پای دل جان داد"

هنوز می کشم از درد دوریت فریاد

بگوکه بی تو جهانم به دام دل افتاد


مریم پیروزیان

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25





عذاب سکوت - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران



عذاب سکوت

چه سالهاست تو را کنج قاب می بینم

سکوت سرد تو را چون عذاب می بینم


خیال دیدن رویت چه کرده با دل من

که بی شماره تو را من به خواب می بینم


هزار مرتبه می پرسمت زدوری و درد

ولی همیشه تو را بی جواب می بینم


چقدردوست بدارم تورا که بی تو هنوز

تمام فاصله ها را سراب  می بینم


هوای بودنت اینجا چنان قرارم برد

که حال روز و شبم را خراب می بینم


سکوت بشکن و گاهی بیا به دیدن من

که من سکوت تو را ناثواب می بینم


مریم پیروزیان

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25





بی قرار - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران



بی قرار

قدری بمان مقابل من تا ببینمت

درکنج خلوتی تک و تنها ببینمت


درچشم عاشقت بنشینم به سادگی

شایدکه سیر سیر سرا پا ببینمت


لیلا نبوده ای که بدانی چه می کشم

آیا رواست من به تقاضا ببینمت


گاهی بیابه دیدن این بی قرارخود

گاهی بمان که تا من لیلا ببینمت


یوسف ترین خلایق عالم تویی فقط

بایدکه چون دو چشم زلیخا ببینمت


هرگزخیال دیدن رویت نمی رود

از یاد من، بگو که کجاها ببینمت


حاشا نمی کنم که توراعشق ماندگار

حتی اگر که آخر دنیا ببینمت


مریم پیروزیان

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25



مریم پیروزیان

شاعران کانون شعر ایران






خانم مریم پیروزیان


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : لیسانس جغرافیا، گرایش برنامه ریزی شهری

- متولد : 1362/01/01 استان ایلام،شهرستان دره شهر

- تخصص : مدرس کلاس های هنری(نقاشی) به صورت خصوصی و آزاد


جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید



آثار ادبی چاپ شده :

چاپ غزل مادر در کتاب (سرزمین مادران آریایی)

چاپ تعدادی غزل در سه جلدکتاب (ازکوچه های بی نشان)

و چاپ تعدادی غزل (درکتاب سال بابان)

چاپ یک شعر چهارپاره در کتاب (درکوی عشقبازی)






مختصری از زبان شاعر :

احساس شاعری زمانی در وجودم شکل گرفت که در اوج نوجوانی قرار داشتم و سالیان درازی را به نوشتن متن ها و دلنوشته ها و شعرهایی درسطح آن دوران سنی می پرداختم
که تا دو سه سال پیش که با استاد گرانقدرم استاد محمد مقدم آشنا شدم واشعارم را خدمت ایشان بردم .
ایشان با دیدن شعرهایی از من به صراحت گفتند که شما توانایی بسیار خوبی در آینده برای شعرگفتن دارید و ایشان آنقدر اشعارمن را مورد نقد قرار می دادند که باعث شد سطح شعر من بالا رفته و اکنون ایشان از بنده به عنوان یک شاگرد موفق یاد می کنند و جای بسی خوشحالیست که ایشان از من راضی هستند.
جز در زمینه ی شعر درحوزه ی نقاشی هم فعالیت مستمر دارم



درد دلهامو واسه کی بکنم؟ - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران



درد دلهامو واسه کی بکنم؟

بعد از اینکه گذشته‌ تو باختی

خودتو تو چه حالی انداختی

تا که آینده‌ی منو ساختی؟!

پیر شدی تا که بچِّگی بُکنم ...


زندگیتو به پام گذاشتی یه‌جا

حالا منّت سرم بذار و بیا،

واسه یکبار ازم یه چیزی بخوا

حاضرم هر چی که بگی بکنم ...


هر غمی فکرشو کنم خوردی

هر جوری فک کنم بد آوردی

خودمونیم، چند دفعه مُردی

تا من آسوده زندگی بُکنم؟!


عکسِتو کُنجِ آینه چسبوندم

آینه رو سمتِ تخت چرخوندم

آخه از وقتی رفتی من موندم،

دردِ دلهامو واسه کی بکنم؟! ...


رفتی و بُردی دلخوشیهامو

خاک کردم امیدِ فردامو

دفن کردم تمومِ دنیامو

راستی  زنده‌ام که چی بکنم؟! ...



زهرا شادباش

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/22




فرمانده - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران




فرمانده

زیر آتیش غم و تنهایی

به دوتا چشم تو رو آوردم

واسه جنگیدنمون علیه غم

یه قشون خنده‌رو آوردم



سنگرِ نگاهتو به روم نبند

اومدم یه عشقِ کاری باشم

نکنه جبهه بگیری رو به من

که یه سربازِ فراری باشم



ما دوتا کوه غروریم و نذار

که من از غرور تو عاصی شم

واسه من یخورده زوده که بخوام

واردِ یه جنگِ احساسی شم



اگه دستور به تبعید بدی

می رم از پیش تو تا تنها شی

من اطاعت می کنم امّا نذار

توی دستِ خاطره پیداشی



تنهایی حاکم سرسختیه که

واسه من عشق‌و غدغن کرده

جبهه‌ی موافق هوای تو

من‌ و با تنهایی دشمن کرده



بی پناهم و پناهی نمی خوام

وقتی بوسه هات روی رگبارن

افتخارم اینه که روی تنم

جای زخمای تو رو بشمارن


عاشق شدن یعنی یک جنگِ تن به تن

یعنی وجودتو تسلیم کن به من

یعنی که دل ببریعنی که دل بباز

یعنی جهانتو پای دلت بساز



زهرا شادباش

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/22



نفیسه کریمی

شاعران کانون شعر ایران



خانم نفیسه کریمی


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : کارشناسی روان شناسی

- متولد : 1359/11/17

- تخصص : آموزگار و موسس موسسه فرهنگی هنری گلستان سخن گلپایگان

- مدرس شاهنامه و حافظ پژوه

- دبیر اسبق انجمن ادبی فانوس گلپایگان

- عضو هیئت مدیره انجمن ادبی فانوس گلپایگان

- موسس و مدیر موسسه فرهنگی هنری گلستان سخن گلپایگان ( فعالیت ادبی )




جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید






مختصری از زبان شاعر :




تبعید - فاطمه (فاطیما) ایمانی

آثار شاعران کانون شعر ایران



تبعید

بغ کرده ام

خالی خانه

خانه ی بی تو

پنجره ای

در داغ تابستان

نفس سرد خانه

سر به شیشه می کوبد

بغ کرده ام

نفسم "ها "  ندارد

دم می شود

بازدم ندارد

سر می روم  از حوصله ی شهر

تبعیدِ خانه می شوم

چای جوشیده

نان کپک زده

چکُ

چکُ

چک

آب سر می رود

از حرف های نشسته ی هر روز

خاطره های چرک مرده

تن لباس ها را لک کرده اند

سر می روم از حوصله ی خانه

تبعید رخت خواب

بیداری نمی رود

خواب نخواهد آمد

هنُ

هنُ

هن

ماه است

که جسم تکیده اش  را

از ریسمان شب بالا می کشد

از کمر کش کوه

به سینه ی آسمان

ابری هرزه رویش را پوشاند

آویز ستاره ای

به ماه نمی رسم

از حوصله ی شب سر می روم.


فاطمه (فاطیما) ایمانی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19





منجی - فاطمه (فاطیما) ایمانی

آثار شاعران کانون شعر ایران



منجی

منجی ؟!

منم

جان ِ من ظهور هیچ منجی را کفاف  نخواهد داد

منجی منم.

به خوابی چون اصحاب کهف درافتادم

تا بر نخیزم هیچ قیامی نخواهد شد

هیچ ظهوری نخواهد بود

منجی منم

چون جنینی در بطن خویش بخواب رفته ام 

ظهور خواهم کرد

از پس دردها

نه از غاری

نه از پس کوهی

یا از سینه ی آسمان

شعله نخواهم بود بر درختی خشک

که از بُن استخوان هایم

متولد خواهم شد

ظهور خواهم کرد ...


فاطمه (فاطیما) ایمانی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19




خون خواهی - فاطمه (فاطیما) ایمانی

آثار شاعران کانون شعر ایران



خون خواهی

خونِ من گسترده

بر دامانِ آسمان نیلی

تو گویی فلق

خورشید خواهم شد

آن هنگام که در سینه ی آسمان باشم،

خونِ من گسترده

بر دامانِ اسمان کبود

تو گویی شفق

مهتاب خواهم شد،

خونم را

از دامانِ آسمان بر خواهم چید 

خونِ من بر گردن تو نیست

بر گردن من است

چنانکه نیشتری فرو کرده ام

در شاهرگ هستی ام

به دست های لرزان آسمان

خون من بر گردن آسمان است

آن زمان که صورت خود از خونِ من گلگون می کند،
 
من

فلقم

شفقم

قل اعوذُ برب الفلق

خونِ من بر دامان آسمان است .


فاطمه (فاطیما) ایمانی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19


بی نام - فاطمه (فاطیما) ایمانی

آثار شاعران کانون شعر ایران



بی نام

روی هیچ دیواری

تصویری از صورتم 

نخواهند کشید

نامم بر کوچه و خیابانی

ماندگار نخواهد شد، 

هرگز

من!

شهیدِ جنگ های بی نامم

درون لباس هایم زندگی می کنم

و در کفش هایم راه می روم
 
عبور می کنی هر لحظه

و رد نگاهم در تو

ماندگار خواهد شد

نگاهی در من جا نخواهی گذاشت

تو را نمی شناسم

مرا نخواهی شناخت

چون خونِ میان رگ هایت

به تکرار من ناچار

چون طپش هایی مدام 

آنگاه که در تو  بایستم

از من می روی

و چقدر دیر شده

وقتی شن ها بفهمند

دریا ترک شان کرده ...



فاطمه (فاطیما) ایمانی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19



تعهد - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران


تعهد

یه آتشفشان توو گلوم لازمه

چشامو ببندم بکوبه غمو

یه ساله که میلغزه بغضِ گلوم

تو رفتی و من غرقِ بارونَمو



تو رفتیو این خونه زندون شده

یه آدم توو تنهایی حیرون شده

نمی دونم این فاصله از کجاست

که سهمم ازت بویِ بارون شده



نمی دونم از چی باید بگذرم

درست لحظه ای که گذشتی ازم

هنوز عکس تو روی میزِ منه

کسی که نمی پرسه حالی ازم



با اینکه دیگه سهمی از تو ندارم

هنوزم به یادت تعهد دارم

توی خونه ای که پر از عطرته

مگه می شه ابر باشه و من نبارم؟



تو رفتیو این خونه زندون شده

یه آدم‌ توو تنهایی حیرون شده

نمی دونم این فاصله از کجاست

که سهمم ازت بوی بارون شده




زهرا شادباش

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19



تنهایی - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران


تنهایی

رفت و شروع قصه ی عشقم تباه شد

احساسِ پا به ماهِ دلم، زا به راه شد!


وقتی که ذره ذره ی من گُر گرفت و سوخت

آغوش او برای رقیبم پناه شد..


آغاز قصه پای تلاشم به سنگ خورد

هر تکه ام شکسته و لبریزِ آه شد


روی مسیر زندگی ام، ردِّ خستگیست

عمرم خرابِ حسرتِ یک تکیه گاه شد..


تنهایی ام هزینه ی دل بستنم به اوست

"مفهوم عشق" پیش دلم روسیاه شد!


رقیه نوری پور

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19




چشم انتظار - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران


چشم انتظار 

این اشک ها بعد از تو نامش آبشار است

گاهی شکستن اقتضای روزگار است


افتاده از چشم کسی- باید بداند

بیهوده بر برگشت خود امّیدوار است


ما آمدیم از نسل دنیای موازی

وصل من و تو وصلت ریلِ قطار است


گفتی که خورشیدی و من ماهم، ولی حیف

این رابطه بر دوری از هم استوار است


امشب دوباره درد دل با ماه کردم

اشک ستاره قصه ای دنباله دار است


این چشمها را باز بگذارید در گور

این چشم بعد از مرگ هم چشم انتظار است



فاطمه اتحاد

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19


دعا - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



دعا

بعد از تو سر شد عمر من با بی خیالی

جای تو را پُر کرده گرگی لااُبالی


جایی که شیرش مرد میدان خطر نیست

آهویِ آنجا می شود صیدِ شغالی


تلخ است حرف حق ولی همدست بودیم

تو شانه خالی کردی و من شانه خالی


ماهی گرفت از چشمه ی آلوده ی ما

نان و نمک پرورده ای از این اهالی


امشب دعا کردم برای چشم هایم

شاید بجوشد چشمه بعد از خشکسالی


مُضطرّم و محتاج یک " اَمّن یُجیبم "

با ذکر ، ممکن می شود گاهی محالی


این بغض باران شد، جهان را سیل برداشت

از اشک من پژمرده شد، گل های قالی


حال دلم خوش نیست، اما هر که پرسید

خندیدم و گفتم ملالی نیست، عالی



فاطمه اتحاد

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19




عبدالحمید بنی اسدی

شاعران کانون شعر ایران






آقای عبدالحمید بنی اسدی


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات : کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی


- متولد : 1371/03/17


- تخصص در زمینه سرودن شعر و داستان و همینطوره ارائه مشاوره حقوقی به دیگران


جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید





آثار ادبی چاپ شده :


1_کتاب ما صد و چهار نفر ، سال ۹۶، انتشارات نسل روشن

2_ کتاب واژه های کاغذی، سال ۹۸، انتشارات شانی

3_ چاپ شعر در روزنامه های طلوع، سایه ، ابراز، کلک زبان و ...




مختصری از زبان شاعر :


به نام حق

خب من سال ۷۱ در شهر کرمان به دنیا اومدم ... مثل اکثر ادما رفتیم مدرسه، همون سال اول دبستان شاگرد اول شدم ... درسم خوب بود... تو دبیرستان به خاطر همین شاگرد اولی، یک ساعت مچی هدیه گرفتم که هنوز با گذشت سالیان سال هنوز اون ساعت دارم. سال ۸۹ بود با رتبه ۶۰۰ در رشته حقوق دانشگاه بیرجند پذیرفته شدیم ... ۴ سال رفتیم خراسان جنوبی با معدل الف فارغ التحصیل شدیم. سال ۹۳ ارشد قبول شدیم این دفعه شمال کشور ...دانشگاه گیلان ... خب سفر از کرمان به رشت سخت بود ولی ما طالب علم بودیم و رفتیم‌...سال آخر کارشناسی ارشد ...آزمون دکترا شرکت کردم و مرحله اول قبول شدم و دعوت به مصاحبه شدم از طرف دانشگاه های سراسری ولی خب مقاله و پایان نامه ام هنوز آماده نبود، رد شدم .دیگه دکترا رو بیخیال شدم رفتیم سربازی در شهر زیبای اصفهان ... در رابطه با شعر اولین شعرم سال اول دانشگاه در سن ۱۸ سالگی سرودم ...اون زمان شعرهام تو کلاس درس برای اساتید و دانشجو می خوندم ...سال ۹۶ و ۹۸ دو کتاب شعر مشترک به اسم" ما صد و چهار نفر" و "واژه های کاغذی" چاپ کردیم ...
در روزنامه و نشریات مختلفی نیز شعرهام چاپ شده است .



قاب تصویر - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران


قاب تصویر

گاهی هوای روزها بد جور دلگیر است

گلواژه ی احساس من با شعر درگیر است

خوابی که هر شب می پرم از آن بدون تو

ماهیّتِ کابوس های نیمه تعبیر است

آن روزهای بی قراری کاش بر می گشت

امّا... چرا؟...حالا برای گفتنش دیر است

دیگر مرا در ذهن گلدانها تصورکن

وقتی نگاهم شاهد حسی نفس گیر است

ای کاش برمی کشتم از این تلخ کامیها

در گوشه ی وابستگی پایم به زنجیر است

باید که حالَت انتخابم را عوض می کرد

تصمیم هایم دائمآ در حالِ تغییر است

آهی ز حسرت بر تنِ آیینه می پاشم

این گوشه ای از خاطرات قابِ تصویر است



فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/13



عوض شده ست - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران



عوض شدست

این روزها حال ِ، هوا هم عوض شده‌ست

از بغضها، طرز صدا هم عوض شده‌ست

معبودِ کعبه ها و کلیسا و دیرها

یعنی خلاصه اینکه خدا هم عوض شده‌ست

تا کِی به سرنوشت، عَبث اقتدا کنیم ؟!

فتوای قوم اهل ریا هم عوض شده‌ست

با زخم های پنجره تا آسمان درد

دستان فصل سرد دعاهم عوض شده‌ست

وقتی هوای خانه ستم می کند به من

شاید درون خانه فضا هم عوض شده‌ست

شمعی برای مردن پروانه ها نسوخت

از روزگار، رسم وفا هم عوض شده‌ست

بغضم گرفته از غم این شعر ِلعنتی

وقتی که ذات قافیه ها هم عوض شده ست

جان داد این زمانه ولی مرگ را ندید

شاید سُرنگهایِ هوا هم عوض شده ست



فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/13


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو