به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

.....

معرفی کتاب شاعران و نویسندگان

..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

خیال تو - فاطمه هاشمی

آثار شاعران کانون شعر ایران






خیالِ تو


سرتا پا کشانده ام

لباسِ عروسکیِ خیالت را

قدم های پیچ درپیچ درکفش های صورتی

گیسوانی لرزان و کشیده تا ماه

تابیده ام به دور چشمانت

و آبرنگِ گونه ام

می تراود

به روی بوسه های نقاشی شده

بین دو نیم دایره ی کشیده ...




فاطمه هاشمی

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/17







من - فاطمه هاشمی

آثار شاعران کانون شعر ایران







من



آتشی که به رقص باد درآمد

ببرِ تشنه ای بود درقفس

و تو میدانی

قفس زندان نیست

برای ببری که

دندانش تیز است

دو شمشیر زهرآگین

عمود برهم

سرمه دانی آغشته به جرقه هایِ نور

و ابریشمِ بافته ای

که به اهتزازِ باد درآمد

و تمامِ تو

که درخاکستری از قطره های مروارید

روان شدی...




فاطمه هاشمی

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/17





پیشانی ماه - فاطمه هاشمی

آثار شاعران کانون شعر ایران






پیشانی ماه


دریا را وَرق بزن

در لایه یِ زیرین

ماه را بیاب

بادستمالِ آفتاب

صورتش را نم دار کن

وهاله ی کبود را

از پیشانی اش خط بزن

بی تامّل

شکستگی های آسمان را

از روی آب کنار بکش

نردبانِ غروب

که دستِ تقدیر است

کوه به کوه

از شانه یِ ماه

آویزان است ...



فاطمه هاشمی

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/16






معجزه قرن - فاطمه هاشمی

آثار شاعران کانون شعر ایران






معجزه قرن


این من بودم

معجزه نامی پنهان و پیدا

که تو را

تَجبیر می کرد

نه عصا ونه عیسی ونه کلامی که آخرین است

آتشی ست که زَمهریر می کند..

من

با سیب و سرو

معجزه ی قرنی شدم

که بُهت و سرگشتگی

در خود شُخم می زَنَد

شعرو شعورِ این عصرِ آواره

بر قله یِ خطی رمز آلود

به تجمیع نِشسته است

در کفِ اقبالِ جادوگرِ قرن ...



فاطمه هاشمی

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/16








هبوط - فاطمه هاشمی

آثار شاعران کانون شعر ایران






هبوط


و ابری که از" تو " باریدن گرفت

آبستنِ لحظه های سرخ گونِ آفرینش تو بود

که فلق را

بی وقفه به وصل تو می دوید

و " ثانیه " هایی که برای " تو " خلق می شد.

گویی کوه ها

سختیِ ریشه ها را از تو وام گرفته اند

که چشم درچشمانِ زمین

جای قدم های خودرا ستایش می کنند

ردِ آبی غروبی سِحرانگیز

چشم سومِ نگاهِ تو بود ...




فاطمه هاشمی

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/16









فاطمه هاشمی

شاعران کانون شعر ایران




خانم فاطمه هاشمی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : ارشد حقوق جزا / کارشناسی فقه و حقوق

- متولد : 1365





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر   اینجا   کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :



دنیا بهم فهموند که شانس و تقدیر و سرنوشت و معجزه چیزهایی هستن که ما عدم آگاهی ازخودمون رو پشتش قایم می کنیم و بهشون چنگ می ندازیم تا خودمونو آروم کنیم ولی در واقع چیزی که زندگی به ما یاد میده اینه ‌که هرچقدر بیشتر خودتو بشناسی راهی که خدا در درونت قرارداده رو می تونی پیداکنی و تو مسیرش قرار بگیری و خودتو رشد بدی تابتونی حق آدمیت رو ادا کنی
من هنوز نتونستم اون حقی که باید رو ادا کنم
درتلاشم که بتونم بشناسم و یادبگیرم و پرورش بدم
اما خداروشکر می کنم که قدم اول رو تونستم بردارم





اسارت آزادی - زهرا چمن مطلق

آثار شاعران کانون شعر ایران





اسارت آزادی


تن پوش آزادی را در آوردم!

مشتاق اسارت تو ام

همچون کودکی یتیم

که خودرادر آغوش کشیده!

خون خورده ام!

سجده هایم مست توشده

خدایم می شوی

شیطان خطابم می کنی!

طرد شده در متروکه ای دورم!

تن داده ام به درد

در شقیقه هایم

مویرگ ها با آهنگ کوچ می رقصند!

فریاد های دیوار...‌

آتش چشم های تو

تن کاغذم را می سوزاند!

شعرم زیر حرف هایش می زند!

می ترسم

روحم این جسم تکه تکه را انکار کند!

من عروس مردگانم!

در قطاری بدون توقف ...




زهرا چمن مطلق

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/15





خاطرات زخمی - زهرا چمن مطلق

آثار شاعران کانون شعر ایران







خاطرات زخمی


قاب عکس خالی روی میز

دشمن بی رحم ثانیه ها

لبخند تورا درخود دفن می کند...

دفتر

قلم

و برزخ خیالاتم

تنها دوست واقعی ام

که آغوش تو را ترسیم می کنند

از نامت براده براده  شعر می ریزد

بر روی خاطرات زخمی ام...

عقربه های گیج ساعت

به عقب بر می گردند

به حس گناهی که سر می رود

از خیابان های یکطرفه احساسم....

شب از خیال من

پریده است....!



زهرا چمن مطلق

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/15






آغوش مرگ - زهرا چمن مطلق

آثار شاعران کانون شعر ایران






آغوش مرگ


بی اعتقادم به قانون گربه های زخم خورده!

روح خسته ام

آمده است

عرف بشکند

و جنازه اش را رسوا کند!

ماه که هرشب کنارم

قهوه می نوشید و سیگار می کشید ...

شاهد بود!

مرگ...

گردنبدی ک در صندوقچه جواهراتم پنهان شده بود ...

تا شبی به دور گردنم بپیچد و در آغوشش مرا ببوسد!

بوسه ای به تلخی نبودت

که ثانیه

ثانیه

تکرار می شد!

صدای پای رفتنت سمفونی مرگ‌باری

که با شنیدنش

موهایم رقصان با عطر تو را

به دور گردن آویختم

و روی تن مرگ تاب خوردم!

شمع با شانه ای لرزان می گرید!

دستخط دیوانه ای لای کتابت!

آیینه ترسوی اتاق

گواه می دهند

دیشب زنی در حوالی رفتنت بدون بال به پرواز درآمده...

و لبهای مرگ را با اشتیاق بوسیده است!




زهرا چمن مطلق

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/15




نامه های باران - زهرا چمن مطلق

آثار شاعران کانون شعر ایران








نامه های باران


نامه هایت در آغوشم

دیگر خواب هایم  بوی کاغذ

می دمهد!

آدرسهای نامعلوم

پستچی ها ترسناک اند!

خون آشام های آرام؛

کفش هایم دهن باز کرده اند به گلایه

صدایشان را ازدهان کلاغی شوم شنیدم!

کم اند

برای زخم انگشت های در به در!

درد  در آغوش سینه ام

تقلا می کند!

برای آرامش اش قرص را با قطرهای اشک باقی مانده از آخرین خط نامه ات می نوشم!

قهوه عجوزه ای تلخ و سرد

که با دست زیر چانه به من پوزخند می زند!

وابری ک بغض می ترکاند

و

ماه در آغوشش

باران را در گورستان ته سیگارهای نکشیده ام دفن می کنم

عطر تو پخش می شود!



زهرا چمن مطلق

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/15




ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو