تبلیغات
کانون شعر ایران

به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

.....

معرفی کتاب شاعران و نویسندگان

..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

شریفه محسنی

شاعران کانون شعر ایران





خانم شریفه محسنی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

-  تخلص : شیدا

- تحصیلات : لیسانس حسابداری

- متولد : 1354





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :



متأهل ... مادر سه فرزند ...

عاشق همه مردم ...

عاشق طبیعت و عاشق همه زیبایی‌ها...

و خصوصاً

عاشق هرگونه هنر ...

آشنایی مختصر با نوازندگی ساز  تار .

گاهی هم نقاشی با مداد رنگی و خطاطی با قلم ، در حد مبتدی


مولف کتاب غزل های شیدایی







نهمین نشست کانون شعر ایران

اخبار کانون شعر ایران نشست ها و جلسات کانون شعر ایران


بسم الله الرحمن الرحیم


کانون شعر ایران طبق روال جلسات گذشته در تاریخ 98/7/9 روز سه شنبه محفل ادبی خود را در اداره ارشاد واقع در خیابان کریمخان، ابتدای خیابان ویلای شمالی، انتهای کوچه زبرجد، سالن اداره ارشاد، خانه فرهنگ و هنر استان تهران، برگزار کرد. در ابتدای جلسه با مبحث آموزشی قافیه شناسی جلسه توسط کارشناس جلسه جناب آقای امیر عزیزی آغاز و ادامه جلسه با شعر خوانی شاعران محترم و نقد و بررسی اشعار توسط کارشناس و دوستان صاحب نظر انجام شد .




میان برنامه این جلسه با حضور خواننده سنتی جناب آقای احمد یادگار با تصنیفی قدیمی از استاد بنان بود که مورد توجه دوستان شاعر و هنرمند واقع شد .
در ادامه برنامه مجری محترم سرکار خانم دنیا زینالی از دوستان شاعر دعوت به شعرخوانی کردند و همینطور از دوستان محترمی که در این جلسه زحمات زیادی کشیدند من جمله جناب آقای حمید رضا نوری و خانم ها صادقی، بی ریا و خانم نعیمی که زحمت عکس برداری و پذیرایی را داشتند تقدیر و تشکر شد و این نشست با شعر خوانی، آواز و صدای جناب آقای علیرضا فیصلی زاده پایان گرفت .

جلسه ی آینده کانون شعر ایران طبق روال سه شنبه ها، یکهفته درمیان اعلام شد و در زمان های مناسب اطلاع رسانی نیز خواهد شد .


نام کانون شعر ایران را در گوگل سرچ کنید و یا آدرس زیر را در مرورگر خود وارد کنید :




عزیزانی که در این محفل با ما همراه بودند :



آقایان :

عطایی
امیرعزیزی
حمیدرضا نوری (مدیر رسانه ای و هنری کانون شعر ایران)
رضا پناهیان
رضا شالبافان
حمید نظری
محمدحسین یزدانی
سیدمهدی حسینی
علیرضا افراز
احمد یادگار
علیرضا فیصلی زاده
سیدبهمن جمعه زاده





بانوان :

سیما اسعدی (یکی از کارشناسان سایت )
دنیازینالی
آذر عاصمی
طلا بی ریا
فریده نعیمی
فاطمه اردلان
موسوی
زهرا فیض
هیلدا احمدزاده
هلما سازش
فاطمه صادقی
نوران شیرزاد
فرشته گلدوست
فاطمه جناب
مریم رضاپور
محدثه کلهر
زهرا نوجوان
فریده اقبال
شریفه محسنی
زهرا چمن مطلق




تشکر فراوان از یکایک عزیزانی که در این جلسه با حضور گرمشان همراه ما بودند.





کارشناس و مدرس :

استاد امیر عزیزی


مدیر رسانه ای و هنری :

حمیدرضانوری


مجری و مدیر روابط عمومی :

دنیا زینالی







یادم تو را فراموشت - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران


یادم تو را فراموشت


من پای اون چشمات وایسادم

من‌ پات رو در روی این دنیا

پای همه قول هایی که دادم

تو پا می زاری رد می شی از ما




تو پا می زاری روی احساسم

خورد و خرابم میکنی میری

خط می زنیم آروم خب چیزی نیست

از رسم وفاداری تو شنیدی؟،!!




می سوزم و می سازم و می رم

دست می زارم‌ من روی احساسم

چشمامو بستم من تهه خطم

خط خوردم حتی از دو چشماتم




خط خوردم از آیندت و روزات

خط خوردم‌ از فردات‌ و از فردات

خط خوردم از روزایی که شاید

من مادری برای فرزندات




احوالت عالی، شاد و خوشحالی ؟!

حال منو دیدی، تو این روزا؟!

میگن زیادی اشک می ریزی

میگم حلالش باشه این اشکا




میگن که دوری آخره درده

میگن علاج اون فقط صبره

من صبر کردم‌ تا تو برگردی

نیومدی‌و این خودش درده





اصلا نیا جای تو اینجا نیست

اصلا تورو یادم فراموشت

اصلا نیا قانعم به تنهایی

اصلا تو دوریم باشه تن پوشت ...




زهرا نوجوان

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04








کویر - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران











کویر


و من جایی رسیدم که فقط کویر بود

و تا مغز استخوانم

دردِ سوز خورشید را احساس می کرد

من جایی رسیده بودم که

نه آبی بود که سیراب شوم

و نه سرابی که سیر شوم

وخط های بریدگی زمین بیابان ها را

را روی پیشانی ام دیده بودم

روز های بارانی دست تکان دادند

و دیگر هیچ رنگین کمانی

هیچ رنگین کمانی

مسیرش به خط نگاهم

در آسمان برخورد نکرد

من جایی رسیدم

که کویر بودم

مات و مبهوت

خشک و بی رمق

که شبی انقدر گریستم

که اشک در چشمانم خشکش زد




زهرا نوجوان

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04







من کیستم - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران





من کیستم


بعد تو

بگو باید در کدام شهر

در کدام خیابان ها

در کدام ماه از سال

و کدام عبادتگاه ها

خودم را پیدا کنم

من باید به خودم برگردم

باید حداقل یک راه باشد

تا از این دوگانگی خلاص شوم

تو را نه، خودم را گم کرده ام

خودم را گم کرده ام که صبح ها

قبل از صبحانه باید

با خفقان دست و پنجه نرم کنم

که سایه ی بغض

از سَرِ گلویم کم نمی شود

بگویید به من، بگویید من کیستم

من کیستم که اینگونه

شب هنگام چشم می گذارم

بر گوری از حرف های ناگفته

و بعد به خواب می روم

باید به خودم بیایم

باید به خودم برگردم

لطفا به من بگویید من کیستم؟!




زهرا نوجوان

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04











حوالی مرگ - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران










حوالیِ مرگ


بعد از این چه اهمیتی دارد

کجا سفر کنم

وقتی خورشید،

آبیِ دریا،

و شادی باران برای من نیست

دیگر هیچ اهمیتی ندارد

که هوای شهر در گلویم سنگینی می کند

وقتی می بینم

به اندازه ی همه روز هایی که

هنوز زندگی نکرده ام گریسته ام

و به اندازه ی همه ی روز هایی که

نفس کشیده ام زنده نبوده ام

در من جانوری خطر ناک در حال رشد است

که هر لحظه ممکن است زاییده شود

و من به مرگ نزدیکتر




زهرا نوجوان

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04










زهرا چمن مطلق

شاعران کانون شعر ایران





خانم زهرا چمن مطلق



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : معلم مهد کودک و پیش دبستانی


- متولد : 1371





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :

روز عرفه 21 خرداد 1371 با عشق چشم‌ گشودم در خانواده ای اهل علم، علاقه ام به هنر سبب شد با وجود  تحصیل در رشته ریاضی و فیزیک، شعر بنویسم و تئاتر کار کنم، شعرهای زیبا را دکلمه کنم و با ساز عشق را بنوازم؛
موسیقی، شعر، داستان و نمایش روح ام را جلا می دهد،
از سال 97 به صورت جدی شعر و داستان را فراگرفته ام...
شاید این هم رسالتی باشد بر گردن من که با نوشته هایم عشق را زنده نگه دارم....







لب های انار - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











لب های انار


احساس بدی دارم، یاری به کنارم نیست

پاییز غم انگیزم ردی ز بهارم نیست


عمریسیت که تاریکم‌چون سایه ی بر دیوار

یک‌ روزنه ی کوچک در این شب تارم نیست


 آواره شدم همچون یک کودک گمگشته

تنها شده ام در این شهری که نگارم نیست


از مرگ نمی ترسم حالا که سیه بختم

در خانه شدم مدفون با اینکه مزارم‌ نیست


رفت از رخ من دیگر آن جلوه و زیبایی

دیگر اثری از آن لبهای انارم نیست


آیینه که یک عمری پیوسته فریبم داد

حالا بنگر او هم مبهوت و خمارم نیست


بیهوده نمی جنگم با بخت بدم دیگر

تسلیم توام دنیا، میلی به قمارم نیست.





نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15