تبلیغات
کانون شعر ایران

به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

.....

معرفی کتاب شاعران و نویسندگان

..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

پروانگی - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











پروانگی


آرزوهای قشنگم یک به یک

مثل یک شمع فروزان سوختند

آدمک ها سنگ بر پایم زدند

بال های کوچکم را دوختند




سهم من از عطر گل های بهار

برگ های کهنه ی پاییز شد

شوق پروازم درون سینه مرد

قلب ویرانم ز غم لبریز شد




خواستم پروانه ای باشم رها

پیله ی حسرت دگر زیبا نبود

آه اما بی دلان چوبم زدند

جای رویاهای من دنیا نبود




دردهایم را نگویم بهتر است

نا امیدم دیگر از پروانگی

میکنم پرواز در رویای خویش

گرچه شاید باشد این دیوانگی.





نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15












حباب - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











حباب


خبر آمد که آن یار قدیمی

عروسی کرده و خوشبخت و شاد است

نمیداند که قلب بی گناهم

پس از او مثل شمعی رو به باد است




چه میداند از این چشمان نمناک

نمی داند چرا من بی قرارم

هنوزم عاشقش هستم خدایا

من دیوانه او را دوست دارم




شنیدم با نگارش دست در دست

همیشه میرود در کوی و برزن

دعا کردم که هرگز چشمهایش

نیفتد در نگاه خسته ی من




دلم طاقت ندارد که ببینم

کنارش دختری دیگر نشسته

مرا چون شمع می سوزاند این عشق

دل بیچاره ام از غم شکسته




سزاوار غم و مرگ و سکوتم

نباید ساده میمردم برایش

چرا عبرت نمی گیرم خدایا

چرا افتاده قلبم زیر پایش




از این پس تا قیامت سوگوارم

برایم زندگی بی او عذاب است

منم آن ماهی قرمز که هر دم

هراسان در میان یک حباب است.




نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر  : 1398/06/15














عنکبوت و پیچک - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











عنکبوت و پیچک


این منم در انتهای کوچه ی دلواپسی

مثل یک سایه که بر دیوارها افتاده است

هیچکس هرگز سراغم را نمی گیرد دگر

مرگ در چشمان من یک اتفاق ساده است




قلب من آبستن فریادهایی خفته است

پیچک حسرت ز دستم رو به بالا می رود

خواب میبینم کسی می آید اما ای دریغ

هر کسی می آید اینجا بی محابا می رود




خسته ام دیگر از این امیدواری های پوچ

عنکبوت از چشمهایم باز آویزان شده

کوچه هم دارد مرا از خاک خود پس می زند

زندگی اینجا برایم درد بی درمان شده




در دلم اما هزاران آرزوی کوچک است

یک شب نوارنی از این کوچه تنها می روم

عنکبوت و پیچکم را زیر پا له می کنم

من از این کابوس بد تا شهر رویا می روم.




نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15














پیله ی حسرت - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران









پیله ی حسرت


هزاران آرزو دارم ولیکن

میان پیله ی حسرت اسیرم

مرا یارای پروانه شدن نیست

جوانی رفته و حالا چه پیرم




زمانی عاشق و دیوانه بودم

شبیه یک درخت سبز و زیبا

کبوترها ز قلبم پر کشیدند

شدم تنهاترین تنهای دنیا




چه خوابی دیده ای دنیا برایم

که در دامان تو خیری ندیدم

شراب شوکران دادی به دستم

تمامش را چه آسان سرکشیدم




سر غم های بی پایان سلامت

به‌ما یک لحظه شادی هم نیامد

هزاران زخم خوردم از زمانه

به ابروی خدا یک خم نیامد




خوشم اما که دیگر وقت کوچ است

دگر در این جهان کاری ندارم

نمی بارد به یادم هیچ چشمی

من اینجا هیچ دلداری ندارم.





نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15













ای همنشین گل - الهه جعفری

آثار شاعران کانون شعر ایران










ای همنشینِ گل


ای همنشین گل، نفسی عطرِ جان بیار

از نغمه ی هَزار، به باغ خزان بیار


این خاک مرده را به نظر کیمیا کن و

خشکیده شاخه را شرر ارغوان بیار


دل شد کویرِ تشنه، خدا را ز بحر عشق

ابر سخاوتی تو در این آسمان بیار


هجرش تنیده بر شب بختم، عجوزِ دهر

از آفتاب روی چو مهرش نشان بیار


این بلبلِ اسیرِ قفس مانده را به مهر

  هر دم بشارتی خوش از آن دلسِتان بیار


زان یوسفی که هجر رخش نور دیده برد

پیراهنی شفای دل و دیدگان بیار


ای چشم روشن تو مسیحای جانفزای

خوش نشئه ای ز باده ی سرّ نهان بیار





الهه جعفری

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15

















دیدار آفتاب - الهه جعفری

آثار شاعران کانون شعر ایران
















دیدار آفتاب


رخ نمودی دیده‌ام بر آفتاب افتاده است

اشک شوقم زان دو چشم چون سحاب افتاده است


تا تهی کردی تو آن آیینه را از نقش خویش

نقش روی دوست بر آن بی حجاب افتاده است


در میان حلقه‌‌ی چشمت چه رقصان گشته نور

گویی اندر ساغرش صهبای ناب افتاده است


چون فکندی جلوه بر میخانه رندان مست

میگساران را ز کف جام شراب افتاده است


مستی چشمت چنان افزون شد از غوغای خواب

ماه و پروین را دل اندر اضطراب افتاده است


شِکوه چندان گویم از شبهای پر سوز فراق

کین دل رسوا به دردی بی حساب افتاده‌است


ای عمارت گشته از مهر رُخت ویرانه ها

از غم هجر تو این منزل خراب افتاده است






الهه جعفری

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15












افسانه من - الهه جعفری

آثار شاعران کانون شعر ایران









افسانه‌ی من


چون گَرد راه او شدن افسانه‌ی من است

هر جا که کوی دوست بُود خانه‌ی من است


حاشا که راه میکده باشد گذار من

تا چشم مست او می و میخانه‌ی من است


دیوانه می‌شوم ز غم خوشگوار دوست

حُزنش صفا و شوکت ویرانه‌‌ی من است


جانا بسوز تا به ابد در هوای دوست

سوزش نشاط و عشرت جانانه‌ی من است


چندان به شعله داده‌ام از شوق جان خویش

من در میان و شعله چو پروانه من است


آسان نمی‌شود به ره عقل کار من

مجنون او شدن ره مستانه‌ی من است




الهه جعفری

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15









الهه جعفری

شاعران کانون شعر ایران





خانم الهه جعفری



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات :
کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی / خانه دار

- متولد : 1367





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :



چشمم همواره جست و جوگر جلوه‌های عشق و احساس در پدیده‌های جهان هستی است. احساس درونم در طرب واژگان جلوه‌گر شد... عشق ورزیدن را پیشه خود گزیدم، زیرا که  گذران لحظه های زندگی را بهایی جز مهر و دوستی نیست.
شعر را همانند اشک و لبخند از خالص‌ترین جلوه‌های احساس می‌دانم!







دوستت ندارم - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران













دوستت ندارم


دیروز

با یک امید شفّاف

هزار بار دوستت داشتم

امروز ولی...

با هزار خیال مه گرفته

یک بار

دوست دارمَت

و فردا شاید

با هزار و یک دلیل خاکستری

هزار و یک بار بگویم؛

دوستت ندارم ...





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/08






رویا - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران









رؤیا



دوست دارم با تو در دنیای شعر

لحظه ها را خیس و بارانی کنم

عطر لبخند تو را در سینه ام

تا نفس باقی ست زندانی کنم




دوست دارم شاعر چشمان تو

شاعر قلب پریشانت شوم

تو تمام آرزوهای منی

کاش میشد، آه... قربانت شوم




تا تو راهی نیست جز یک قطره اشک

تا تو راهی نیست جز یک دنیا نیاز

تو برای دست هایم حسرتی

از تو دورم قدرِ یک آغوشِ باز




از تو روحم مملو از پروانگی

از تو جانم غرق رؤیا می شود

شعرهای گاه گاه و کوچکم

در تمنای تو معنا می شود




در تمنای تو دریا می شوم

در تمنای تو باران می شوم

بی تو هر جا، در کنار هر کسی

پشت رؤیای تو پنهان می شوم




هر شبی که از تو دورم قصه ای

از کتابِ بی کسی های من است

خانه ی تاریک رؤیاهای من

از چراغ خاطراتت روشن است





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/08