به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

دیدارمجدد - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد



دیدار مجدّد

پیش آن کس که به آتش زده از دود نگو

با منِ سوخته از آتش نمرود نگو

به تماشا چه نشستی که گذشت از سرم آب

من به دریا زده ام پیشِ من از رود نگو

گر چه بردی دل و دین منِ سجاده نشین

لطف کن جایی از این کسبِ دو سر سود نگو

گفتی اندازه نگه دار که اندازه نکوست

شب یلدا ز هم آغوشی محدود نگو

تار تار تنم از پود تنت بافته شد

قصه از اینکه یکی رفت و یکی بود نگو

قصه ام گر چه سرآمد،سر قبرم سخن از ...

اینکه دیرت شده باید بروی زود نگو

دلم امّید به دیدار مجدد دارد

جانِ این بوسه به لب آمده بدرود نگو

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

خط مقدم - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد



خطّ مقدّم

هر شب شِکر می ریختم امشب ولی، سم

بی وقفه دارم قهوه ام را می زنم هم

حل شد هلاهل ، حل نشد درد تو اما

درد تو را ، باید صدا زد درد اعظم

از کاخ رویاهای من چیزی نمانده

اَرگی که نعشش مانده در ویرانه ی بم

من کوه صبری بودم اما گاه یک کوه

با درد بی اندازه ای می پاشد از هم

امشب سپر انداخته آن کس که عمری

پیروز میدان بوده در خطِ مقدّم

با فکر تو این قهوه افتاد از دهان باز

باید دوباره قهوه ای دیگر کنم دم

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

شک - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد


شک

چشمم به چشمِ مردمانِ شهر شک دارد

لعنت به هر کس با تو حرف مشترک دارد

پای تو وقتی در میان باشد تمام من

با عالم و آدم نبردی تک به تک دارد

روزی که از چشم تو افتادم یقین کردم

چشمِ تمام مردمِ شهرم  نمک دارد

حتی به چشمان خودم بی اعتمادم چون

آیینه هم گاهی درون خود تَرَک دارد

فرق هوس با عشق دشوار است، می ترسم

اینجا مترسک هم به رخسارش بَزَک دارد

من سیب سرخت بودم و از شاخه افتادم

لعنت به هر کس گفته سیب سرخ لک دارد

از "وان یکاد و چهار قُل تا آیه الکرسی"

تنها خدا در حفظ تو قصد کمک دارد

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

مرز جنون - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد


مرز جنون

چشم تو ابراهیم را هم کرده کافر

لات و هُبَل بودند چشمانت، من آذر

وقت تماشایت تمامم می شود چشم

ذکر لبانم می شود "اللّه اکبر”

نقّاشی دست کمال الملکی انگار

نقّاشت از خون دلم برداشت جوهر

چشم حسودان دور، وقت دیدنت کاش

هر پنجره کور و در و دیوارها کر

مرز جنون مختصّ مجنون بود، اما

تاریخ را تکرار کردی بار دیگر

چشمانت الماس و لبت یاقوت سرخ است

نادر نیاورد این چنین از هند گوهر

دنیای ناامنی ست، جز آغوشِ امنم

از سرزمین دیگری سر در نیاور

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

پناهنده - فاطمه اتحاد

دفتر اشعار فاطمه اتحاد آثار شاعران کانون شعر ایران



پناهنده

از مار به اژدها پناهنده شدم

این بارِ هزارم است بازنده شدم

آنقدر که مار خوردم افعی شده ام

من رگ به رگ از شرنگ آکنده  شدم

پایم به خطا رفت و دلم زانو زد

شرمنده دلم، پیش تو شرمنده شدم

کوری که به چشم نیست، من کور دلم

کورم که به هر چاله ای افکنده شدم

تختم به صدا در آمد از دست تنم

از بسکه از این دنده به آن دنده شدم

چون قاصدکی مسیرم افتاد به باد

تقدیر رقم خورد و پراکنده شدم

من خویش زدم تیشه بر اندیشه ی خویش

با دست خود از ریشه ی خود کنده شدم

با اینهمه دسته گل که دل داده به آب

سرمشق تمام نسل آینده شدم

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

دیوونتم - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش


دیوونتم

من رو نمی کردم ولی انگار
چشمام حالم رو نشون می ده
انگار یه بغضی تو گلوم داره
کوه غرورم رو تکون می ده
بیزارم از اشکای بی موقع
اما اگه می خوای خیالی نیس
شاید دیگه این آخرین باره
دنیا دو روزه و مجالی نیس

دیوونتم،...

آزادم نکنی از بند
چشماتو نگیری از من
آخه محاله دل بکنم

دیوونتم،...

هوای تو رو دارم هنوزم
ببین چیا آوردی به روزم
نمی شه قیدتو بزنم
یه روز می گفتی کلِّ دنیاتم
چی شد یهو دنیاتو وِل کردی؟!
من پای هر تصمیمِ تو بودم،
از این یکی ای کاش برگردی

دیوونتم،...

آزادم نکنی از بند
چشماتو نگیری از من
آخه محاله دل بکنم

دیوونتم،...

هوای تو رو دارم هنوزم
ببین چیا آوردی به روزم
نمی شه قیدتو بزنم

زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20


گله - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش



گله

از تو،دارم گله می کنم همش پیشِ خودم
دیگه آب از سر من  گذشته دیوونه شدم
انگاری حرفامو از بَر شدی توی گریه هام
انگاری فهمیدی بیشتر از اینا من تنهام

من دیگه خیالم از بابت تو راحت شد
وقتی هر چیزی که بود به پایِ این قسمت شد
داری تنها میری وُ دلواپسِ آهِ منی
انگاری دوس داری که قلبمو ساده بشکنی

دیگه برنگرد
که بارونی شه
واسه همیشه
این بی سر پناه
سقفِ این خونه
مثِ زندونه
وقتی نباشه
کسی تکیه گاه


زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

هفت خوان - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش


هفت خوان

همه ی زندگی مونو هی فقط صب(ر) کردیم

شاید اوضاع دلامون یکمی بهتر شه

شاید این دردی که تیشه می زنه به جونمون

با صبوری و امیدم که شده کمتر شه

هی فقط چشم به روی زندگی مون بستیم

توی سختی همه امتحانی رو پس دادیم 

ما که آب از سر مون گذشته بود توو زندگی

فک(ر) می کردیم لااقل توو رنج مون آزادیم

دیوی که درونمون بودو به چنگ انداختیم

وقته بیدار شدن از جهل رسید بیداریم

مثل رستم همه هف(ت)خوان مونو رد کردیم

ما توو تاریخی از این زندگی دشواریم

اره چند ساله که آب از سرمون گذشته و

مثل کرگدن شدیم توو خشکیِ بی آبی

ما توو کابوسی به اسم زندگی می میریم

یکی بیدار کنه مارو از این بی خوابی

وقتی از تب توو تنور تنهایی می سوزیم

یکی خاکستر رسوایی و رومون می ریزه

ساعتم توو برزخِ زمونه خوابش برده

چرا امسال تمومه فصلامون پاییزه؟
زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

سحر کیانی

نویسندگان کانون شعر ایران







خانم سحر کیانی


- عضو کانون شعر ایران

- نویسنده

- تحصیلات : فوق دیپلم روابط عمومی

- متولد : 1366






مختصری از زبان نویسنده :

آنگاه که ناامیدی بر روح و تنم ریشه افکنده بود ...
با صبوری پای در دنیای خویش نهادم ، آهسته قدم برداشتم تا به شناخت ماهیت خویش
بپردازم
که آن همه سختی برای چیست؟
چه می خواهد به من بگوید؟
به راستی که هر کس قهرمان زندگی خویش است
و پیمودن این مسیرِ پر پیچ و خم کار دشواری است
کتاب نبض زندگی
نویسندگی، تیکه دوزی



مریم گمار

شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار مریم گمار






خانم مریم گمار


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات : دیپلم ادبیات و تربیت معلم مفاهیم قران معادل فوق دیپلم علوم قرآنی از تبلیغات اسلامی

- دیپلم فنی حرفه ای معرق

- متولد : 1359






مختصری از زبان شاعر :

علاقمند  به کارهای هنری از جمله نقاشی و هویه کاری و  گل چینی و شمع سازی  و بیشتر از همه عاشق نوشتن شعر سپید و متن کوتاه و شعر کوتاه هستم



نام دیگرم
گل مریم،
تو مرا عشق
بخوان

مریم گمار


پروین نوروزپرست

شاعران کانون شعر ایران






خانم پروین نوروزپرست


- عضو رسمی شورای تخصصی کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، مدرس زبان انگلیسی

- متولد : 1356

- مجری برنامه و همایش‌ های فرهنگی و ادبی

- دبیر انجمن ادبی باران

- دبیر انجمن ادبی دانشگاه آزاد اسلامی اسلامشهر




مختصری از زبان شاعر :

از سال هفتاد و هشت شروع به نوشتن کردم و مدتی شاگرد استاد عمرانی بودم همراه دوستان شاعرم
بیشترین قالب‌هایی که در آنها شعر نوشتم مثنوی غزل و رباعی‌ست و در حال حاضر جایی عضویت ندارم بخاطر مشغله خانه داری .






خیال - بهاره مرادنژاد

دفتر اشعار بهاره مرادنژاد آثار شاعران کانون شعر ایران



خیال

شبی  دوباره انفجار نور  کن

میانِ گریه های من ظهور کن

مرا که عاشقم وَ بی قرارِ تو

دوباره مثلِ قبل ها صبور کن

درونِ سطرهای گیجِ دفترم

هنوز گم شدم مرا مرور کن

که پرت می شود حواس من به تو

بیا به ذهنِ شعرِ من خطور کن

شبی مرا بِبَر به شوقِ دیدنت

مرا بگیر و از زمانه دور کن

پلنگ قصّه یی وَمن دچارِ تب

شبی ز خوابِ ماهِ خود عبور کن

بهاره مرادنژاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/19

ندارمت - خدیجه نصیری

آثار شاعران کانون شعر ایران



ندارمت

این چندمین شب است کنارم ندارمت...

در یک جهان سکوت که دارم ندارمت

صبرم تمام و طاقت من طاق شد ولی..

افسوس ای تمام قرارم ندارمت!

بی فایده ست هر قدمم توی شهر، چون

..هرجای شهر پا بِگُذارم، ندارمت!

تا کی فقط شماره کنم روز بی تو را

تا چند سال هی بِشُمارم ندارمت؟

کارم شده همین که در این خانه ی خراب...

بر آجر آجرش بنگارم ندارمت ...

یا مثل گرگ خسته دلی، در سکوت شب

هردم ز خویش نعره برارم ندارمت

در بدترین دقایق پاییز مانده ام

وقتی که لا به لای بهارم ندارمت


خدیجه نصیری
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/13



شعرهای بی تفسیر - خدیجه نصیری

آثار شاعران کانون شعر ایران



شعرهای بی تفسیر

خنده هایی که بر لبانم هست، خواب هایی تهی ز تعبیرند

آه...این شعرها که می بینی، دردهایی بدون تفسیرند...

جز تویی که ربودی از من دل، چه کسی دین و مذهبم را برد؟

چه کسی هست علت اینکه شعرهایم دچار تکفیرند؟!

در سرم سوت می زند شعرم، در دلم گر گرفته این ابیات

واژه ها با صدای وحشی شان، در سکوتم شبیه آژیرند

زنده هایی درون من مردند، مرده هایی درون من جمعند

مرده هایی که بی تو هرشب را، در منِ خسته باز می میرند

بالش من تر است از گریه، گریه هایی که رو به افزونی ست

گونه هایم تکیده از اشک اند، اشک هایی که رو به تکثیرند

من پرم از هزار دختر که، با غم عشق زنده در گورند

دخترانی که زیر سیلیِ غم، قدر صد سال زندگی پیرند...

دخترانی جوان که بعد از تو، گرچه خنده ست روی لب هاشان

آخر شب که می شود زیرِ یک پتو می خزند و می میرند


خدیجه نصیری
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/13



تو پلک می زنی - خدیجه نصیری

آثار شاعران کانون شعر ایران



تو پلک می زنی

ز تک تک مژه هایت ستاره می بارد

تو پلک می زنی و استعاره می بارد

تو پلک می زنی و شور شاعرانه ی من

به سطر سطر غزل بی شماره می بارد

ببین که بر تن من،این کویر بی پایان

فقط به شوق تو باران دوباره می بارد

بهار بر سر تقویمِ شکلِ پاییزم

به لطف آمدنت، بی اشاره می بارد

قسم به ماه که خفته درون چشمانت

به نور عشق که بر قلب پاره می بارد

گرفت آتش پنهانِ چشم هات، مرا !

و بر وجودم از آن دم شراره می بارد

بمان که از تو بر این شعرهای نافرجام

هزار بیت پر از استعاره می بارد

خدیجه نصیری

تاریخ ثبت شعر : 1399/01/13




خدیجه نصیری

شاعران کانون شعر ایران






خانم خدیجه نصیری


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- گوینده و دکلماتور

- تحصیلات : کارشناسی الهیات

- معلم

- متولد : 1373

- نویسندگی رمان

- نویسندگی نمایشنامه رادیویی

- علاقه مند به عکاسی، گویندگی و دوبله




مختصری از زبان شاعر :

در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشودم. پدر و مادرم همیشه حامی من در مسیر شاعری بودند و از من بسیار حمایت می کردند. از همان کودکی که شعر می سرودم تا سال ۱۳۹۵ ، تنها قالبی که کار می کردم ترانه بود و از سال ۹۵ کم کم به غزل علاقه مند شدم و به طور جدی غزلسرایی را آغاز کردم که بحمدالله در سال ۹۸ توانستم اولین مجموعه شعرم را که اکثریت اشعار در قالب غزل بودند وارد بازار کنم.

کاندیدای دریافت تندیس در بخش شعر دومین جشنواره جوانه رادیو جوان | 1391
چاپ دلنوشته ای به مادر در ماهنامه کانون انشا و نویسندگی |1395

برگزیده محفل شعر استانی کیمیای خاک | 1396
مقام سوم کشوری در بخش شعر پرسش مهر هجدهم ریاست جمهوری | 1396
چاپ یک غزل در مجموعه شعر ایران بانو | 1397
مقام اول در جشنواره شعر استانی ئاسوو | 1397


مجموعه شعر تو پلک می زنی.../نشرخیابان/۱۳۹۸



رایا رضایی

شاعران کانون شعر ایران



خانم رایا رضایی


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- بازیکن شطرنج و والیبال

- تحصیلات : محصل رشته ی ادبیات و علوم انسانی

- متولد : 1382





مختصری از زبان شاعر :

سابقه ی حضور در رادیو برای مشاعره و فرهنگسراها و دارای رتبه ی برتر
نوازنده ی ملودیکا
و در خوانندگی استعداد دارم
از 11 سالگی شروع به شعر نوشتن کردم

شعر احساس آزادگی را در وجودم می پروراند و باعث می شود هر آنچه در دل دارم به روی کاغذ بیاورم
و به تازگی احساس می کنم جامعه به رشته ی انسانی نیاز بیشتری دارد و باید ما جوانان آینده ی کشور را بسازیم و باعث افتخار کشور باشیم

به امید فردایی بهتر



آستانه - نفیسه کریمی

آثار شاعران کانون شعر ایران



آستانه

اگر چه دوست فراوان و یار بسیار است

دلم گرفته و دارم فقط بهانه ی تو

در این هجوم بد آوار حجم بدبختی

بیا که سربگذارم به روی شانه ی تو

من آن پرنده ی در بند آسمان هستم

که بال می زنم اما به شوق دانه ی تو

کبوترانه به هر جا نمی روم هرگز

فقط گشوده کنم پر به آشیانه ی تو

تو شعرهای پر از استعاره ام هستی

من عاشقانه ترین شعر آستانه ی تو

سکوت های مرا واژه واژه عشق شکست

نشست بر شریانهای من  ترانه ی تو

زمانه تنگ گرفته است برجهانم تنگ

چه راه دور و درازی غم زمانه ی تو


علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07


سوال های بی جواب - علی اصغر محبی

آثار شاعران کانون شعر ایران


سوال های بی جواب

بعضی سوالات از خدا پرسیدنی نیست

وقتی که می دانم زمان برگشتنی نیست

 حس امید از تار و پودم رفته است و

حتی برای عاشقی  هم روزنی نیست

جنگی میان عقل و قلبم درگرفته ست

همواره میبینم که در من دشمنی نیست

وقتی که می خواهد ببارد بغض ابرم

از روی قله می رود چون دامنی نیست

گاهی تو می دانی تهش یک مرگ سختست

دل می دهی با این که پیشت ماندنی نیست

مانند معتادی که یک بی خانمان است

جایی ندارم حال و روزم دیدنی نیست

دنیای شاعرهای عاشق را که دیدی

خورشید ما خورشید گرم و روشنی نیست


علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic