به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

.....

معرفی کتاب شاعران و نویسندگان

..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

خواب - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران












خواب



مرحمت کن بگُذار از دلِ سنگت بروم

از دلِ درد ستیز و گله مندت بروم


عشق آغازِ پریشانی و بی پرواییست

باید از شهرِ دلِ ساده پسندت بروم


تو که از حادثه،از درد و خطر می ترسی

باید از تو بگُریزم، پیِ قسمت بروم


دلْ پریشانیِ تو از سرِ دلتنگی نیست

هست؟! باشد...!بگُذار از دلِ تنگت بروم


فصل کوچ است،اگر حالِ دلت بگذارد

مایلم جان بسِپارم  که ز قلبت بروم


کار من نیست فقط پرسه زدن در رؤیا

می روم...باید ازین خوابِ قشنگت بروم





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت : 1398/06/08







دوستت دارم هنوز - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران













دوستت دارم هنوز


ای هوای خیسِ باران دوستت دارم هنوز

سوزِ سرمای زمستان! دوستت دارم هنوز


ای سکوت ماندنی، ای انزوای بی زوال!

با دلی در سینه لرزان دوستت دارم هنوز


تو همان شعری که روزی از نگاه من چکید

بانِگاهی خیس وگریان دوستت دارم هنوز


روزهایم بی تو تکراری و سردند و غریب

بی تو حتی...با دل و جان دوستت دارم هنوز


بعدِ تو طوفانی از غم لحظه هایم را گرفت

من ولی اُفتان و خیزان دوستت دارم هنوز


عشق در پستوی قلبم سوگواری می کند

عاشق و زار و پریشان دوستت دارم هنوز


درد دارد عاشقی از پشت این دیوار ها

من پیِ دردم، نه درمان! دوستت دارم هنوز


در زمستانی که عشقت سخت جانم را گرفت

کاش می دیدی چه آسان دوستت دارم هنوز



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/08









باتو - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران










با تو


در آسمان رؤیا پر می زنی به سویم

با ناز می نشینی‌آهسته رو به رویم


در دست های نازت یک سیب سرخ داری

یک مشت بی ریایی،یک دشت بیقراری


مثل نسیم پاکی...مثل بهار، زیبا

از عشق مهربان تر،اما همیشه تنها


باران ترانه ات را با ناز می نویسد

خط میزنی به رویش،او باز می نویسد


دریا به خاطر تو موّاج و پر هیاهوست

اسم قشنگ و نازت در بغض کهنه ی اوست


من با تو می توانم تا اوج پر بگیرم

شعری بسازم از تو،تا نشکنم...نمیرم!


دریاب گریه ام را،دریاب خسته هستم

بعد از خدا تو را من با عشق می پرستم


تنها تر از همیشه غرق توام دوباره

مال منی به قدرِ یک آسمان ستاره




نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/08









دیار آشنایی - پردیس میرزاحسین کاشی

متن ادبی و دلنوشته










دیار آشنایی



روزگار چه می گوید

این دقایق از من چه می خواهند

از که اجازه بگیرم

برای عبور قایقی می خواهم

بادبان را برافراز

من تنها

دریای بیکران فاصله ها

 جزیره تو

 چگونه اوج بگیرم 

 به کجا پرواز کنم

 چه کسی مرا همراهی خواهد کرد؟

 پرستوها چه می گویند؟

 از من چه می خواهند

 چه سکوتی ست

 چه حکایتیست

 چرا معماها بی جواب مانده اند !

 چرا سلامم بی جواب ماند!

آشنایی نیست 

 به دیار آشنایی می روم

 تنها یک قاصدک مرا همراهی می کند

 من چیزی خواهم آورد

 مرا اجازه ای بیش از آن نیست

 و بذر مهربانی را هدیه می آورم

 پس همه جا رنگین می شود ...




پردیس میرزاحسین کاشی

تاریخ ثبت : 1398/06/02










انتظار - پردیس میرزاحسین کاشی

متن ادبی و دلنوشته









انتظار



چگونه شاد باشم 

وقتی میان سرزمین من و تو فاصله بسیار است

کاش گلبرگی بودم

بر روی آب شناور می شدم

تا به سرزمین تو می رسیدم

کاش قاصدکی بودم

پرواز می کردم

تا از فراز شهر تو را ببینم

کاش پرتو نورانی خورشید بودم

تا در طلوع خورشید

بر صورتت بوسه می زدم

کاش پرنده ای بودم

بر روی شاخه درخت می نشستم

و هر روز از پنجره اتاق به تو می نگریستم

در جستجوی تو هستم

در جستجوی تو ای نوگل زیبا

نمی توانم از جستجو بایستم

تمامی هستی من از آن توست

دوری تو برایم سخت و دشوار است

لحظه ها بدون تو زیبا نیستند

ثانیه ها نمی گذرند

چشمانم زیبایی ها را نمی بیند

اما با توتمامی دنیا رنگین می شود

و قلبم از عشق تو گرم و پرشور

به دیدارم بیا

در انتظارت هستم ...



پردیس میرزاحسین کاشی

تاریخ ثبت : 1398/06/02







دنیای بی تو - پردیس میرزاحسین کاشی

متن ادبی و دلنوشته












دنیای بی تو


از عشقمون گذشتی

تو سرد و بی تفاوت

قلبم شکست و چیزی نمی گفت 

من موندم و زندگی بی تو 

دنیای بی رحم ، دنیای بی تو

همه جا بهار شد

اما زمستون قلبم چه زود از راه رسید

قلب من رنجید و خشکید

تنها و مبهوت موندم 

چطوری بی تو ،توی تنهایی بمونم

زندگی بدون تو معنا نداره 

بدون تو همش آسمون چشام می باره

زندگی برای من هیچ وقت بهار نداره 

دیگه حتی بهاری هم نیست 

که با دل من ابراش بباره

منی که همه می مردن برام 

توی تنهایی اسیرم 

حالا باید بدون تو 

توی تنهایی بمیرم





پردیس میرزاحسین کاشی


تاریخ ثبت : 1398/06/02









پردیس میرزاحسین کاشی

شاعران کانون شعر ایران نویسندگان کانون شعر ایران



















خانم پردیس میرزا حسین کاشی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات :
کارشناسی زبان و ادبیات آلمانی

- متولد : 1362





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :

یک قلم ساده،
یک دفتر سیاه،
یک فنجان چای،
نور مهتاب،
برای من کافیست ...








دلتنگی - سمیه حسین زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











دلتنگی


دلتنگم و دلتنگی ام اقرار کمی نیست

از سنگ چنین دل ببری کار کمی نیست


با تو به تماشای خدا می رسم آخر

این قلب ترک خورده که ابزار کمی نیست


صد قافیه از اسم تو در شعر ردیفند

صد در غزلیات من آمار کمی نیست


من با تو به تکرار خودم خاتمه دادم

تکرار خودم بعد تو آزار کمی نیست


آوارگی و داغ تو در فصل زمستان

از زلزله ی چشم تو آوار کمی نیست


حق داشت قبولت نکند عرش الهی

سنگینی عشقت به خدا بار کمی نیست






سمیه حسین زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/05/29











لبخند من - سمیه حسین زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











لبخند من


لبخند من این شورش بسیار دل انگیز

ابریست که جا مانده شبی در دل پائیز


آرامش چشمان من از موهبت توست

خالی شده از غصه و از عشق تو لبریز


آنقدر هوای تو به سر می زندم گاه

بر شعر و غزل هم شده ای دفتر سرریز


حس می کنم از بس که دلم با تو صبورست

 می ترسی از این حوصله ی وسوسه انگیز


آن شب که شبیخون نگاهت به دلم زد

صد مرتبه بدتر شدم از حمله چنگیز


دامی ست که در پای تو می افکند این دل

تا می شود از حادثه ی عشق بپرهیز


بارانی و آبان شده از تو خبری نیست

پائیز تو را می طلبد، شعر و غزل نیز


برگرد بدون تو شبی خواب ندارد

مشتاق تماشای تو این دختر جالیز...



سمیه حسین زاده

تاریخ ثبت شعر: 1398/05/29












احساس شاعری - سمیه حسین زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران













احساس شاعری


صبر دل از ندیدنت لبریز می شود

شهریورم بدون تو پائیز می شود


دارد صدای خش خش احساس شاعری

 هر شب برای عاشقان تجویز می شود


تو زاده تیری و من مرداد و صد عجب!

هیوای من که عاشق پائیز می شود!


دنبال رد پای تو می گردم و دلم

دیوانه وار راهی تبریز می شود ...


دیگر هوای حوصله ابری شده بگو

باران گرفت، نوبت ما نیز می شود؟!




سمیه حسین زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/05/29

















 


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو