به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

چشم های تو - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران










چشم های تو


چقدر زمزمه هایت زیباست

بی تو شعر و غزلم بی معناست


پلک این پنجره ی تنهایی

بی تو در فاصله ها، در رؤیاست


باز هم نام تو را می شنوم

که درین فاصله ها کم پیداست


گفته بودم که درین تاریکی

چشم های تو برای فرداست


دلم ای روشنی ِ فانوسی

بی توغمگین،بی توتنها...تنهاست


شعر پاییزی من دور از تو

یک شب از بام محبت برخاست


آن شب از هجر،تو می ترسیدی

دلت امروز ولی بی پرواست


تا تو از هجر سخن میگفتی

گریه چشمان مرا می آراست


یک شب از ماه چنین پرسیدم ;

دشت یکرنگ وفا کوست؟ کجاست؟


ولی امروز خودم فهمیدم

خانه ی سبز محبت اینجاست



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02









حکایت ما - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران










حکایت ما


گل ناز  من اگر تو، قد کشیدی تا به خورشید

اگه رفتی پیش ابرا، اگه آسمون تو رو دید


اگه مشق ِشبا اونجا دو سه تا ستاره کم داشت

اگه کهکشون خوبی نمی خندید، اگه غم داشت


اگه دیدی خونه ماه، زیر آوار تگرگه

اگه دیدی بغض بارون واسه بی رحمی ِمرگه


اگه خواب ِشبو دیدی، اگه مشق ِشبو خوندی

اگه رو ابرا نشستی، اگه برنگشتی...موندی!


برو از برکه ی مهتاب، تا ستاره جستجو کن

چشامو بده به ابرا، دست گریه هامو رو کن


حرفامو بگو به بارون، بگو تا بدونه سخته

بگو که حکایت ما، قصه ی باد و درخته


بگو آدما غریبن، با نژاد مهربونی

بگو که چرا نخواستی، بین آدما بمونی


عمری غصه خوردی اینجا، بین آدمای سنگی

برو تا برات تموم شه قصه ی بی آب و رنگی





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02











حس عاشقی - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران









حس عاشقی


چقدر حس مبهمی مرا عذاب می دهد

به تشنگی ِشعر ِمن دوباره آب می دهد


هوای سینه ام پر از،غمی است رنگ خستگی

سکوت تلخ عاشقی،به من شراب می دهد


نه انزوای بی کسی،نه اشک های عاشقی

نه یک صدای بی ریا،به سینه تاپ می دهد


غمی است درد بی کسی که بوی مرگ می دهد

به من دلی شکسته در پس ِنقاب می دهد


هوای عشقبازی گذشته های یخ زده

به دلشکستگی ِمن خیال ِخواب می دهد


کجاست آن بهانه ای که شعر را ستاره کرد!

کجا دل ِشکسته ای به من جواب می دهد؟!


سکوت می کنم ولی به احترام عاشقی

که حس عاشقی من دلی خراب می دهد





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02








زردترین نرگس - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران








زردترین نرگس


کوچه ها غرق سکوتند شب آرامیست

من لب پنجره تنها به تو می اندیشم

آسمان تیره و تاریک نمی تابد ماه

بی تو دلواپسم و غم زده تر از پیشم



باد در موی درخت رو به رو می رقصد

عطر باران و نم خاک مرا ویران کرد

باز هم یاد تو و چشم خیال انگیزت

در دل کوچک من بار دگر عصیان کرد



بهترین حادثه ی عمر من تنها بود

آن زمانی که تو را از تهه دل بوسیدم

در نگاه من دیوانه چه زیبا بودی

من تو را پاک ترین خلق خدا می دیدم



حال هر شب لب این پنجره ها با یادت

از غم عشق تو آرام فرو می ریزم

نم نمک یاد تو از هر مژه ام‌ می افتد

بی تو من زردترین نرگس این پاییزم.




نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/02/27







ماهرخ - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران








ماهرخ


معشوق من انگار ز دنیای دگر بود

جذاب وَ زیبا به خدا از همه سر بود


تا دست به دستان من غم زده می داد

چشمان من از شوق پر از شبنم تر بود


می سوخت دل از آتش افتاده به جانم

چشمان سیاهش پرِ از سوز و شرر بود


مردم همه گفتند به او دل نسپاری

افسوس که گوش من دلداده چه کر بود


آن جلوه ی رخسار چو ماهش همه یک شب

از چشم من افتاد وَ از  سینه به در بود


از بس که بدی کرد دلم رفت ز کویش

آن ماهرخِ دیوصفت آیه ی شر بود ...



نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/02/27








شبت آرام - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











شبت آرام


شبت آرام و رویایی،ولی من بی تو بیدارم

بخواب ای نازنین بی من از این دلشوره بیزارم


هزاران شب گذشت اما نرفتی از خیالاتم

غم انگیزست احوالم غمت را دوست می دارم


دو چشمم خیس و بارانی شبیه ابر نمناکم

نمی آیی و من هرشب به یادت اشک می بارم


خرابم کرده اندوهت چه میدانی تو از حالم؟

تو بی من شاد و خوشبختی ولی من بی تو بیمارم


نمیدانم کجا هستی؟ ندارم‌ من نشان از تو

تویی در قلب آرامش و من این سوی دیوارم


فقط با دیدن رویت دلم آرام می گیرد

بخوابم کاش در رویا بیایی تو به دیدارم.




نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/02/27










شوق جوانی - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











شوق جوانی


شاید تو مرا یک زن دیوانه بخوانی

شاید که ز کویت تو مرا ساده برانی


اما دل من جز تو هوایی به سرش نیست

من عاشق تو هستم و تو وصله ی جانی


عمریست به دل وعده ی لب های تو دادم

بوسیدن تو گشته تمنای نهانی


حالا که شدم پیر ز من روی مگردان

از دست تو بر باد شد آن شوقِ جوانی


در سینه ی گورم بنهی باز همینم

یک دختر شوریده ی عاشق و روانی


صد بار اگر پا بنهم باز به دنیا

من عاشق تو هستم و تو باز همانی.



نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/02/27







بدون تو - مژده رنجبر

آثار شاعران کانون شعر ایران










بدون تو


دلم پاییز، رویم زرد، نگاهم خیره بردیوار

که بعد از رفتنت سقفی شود بر پیکرم آوار


پذیرفتم بدی کردم و خواهش می کنم اینبار

تو با لطف فراوانت بیا دست از بدی بردار


شنیدم گفته ای بعد از تو دارم صد دل عاشق

زمانی که تو می خوابی منم از فکر تو بیدار


جهنم میشود خانه بدون تو در این خلوت

بیا بشکن سکوتم را شدم از دوریت بیمار


به عکست خیره می مانم که تنها یادگارت بود

هنوزم منتظر هستم بیاید لحظه ی دیدار





مژده رنجبر

تاریخ ثبت شعر : 1398/02/27









دنیای ما - مژده رنجبر

آثار شاعران کانون شعر ایران











دنیای ما


دنیای ما باهم تفاوت داشت

من زندگی رو با تو فهمیدم

اما تو حالم رو نفهمیدی

تا نفرتو  توی چشات دیدم



دنیای ما باهم تفاوت داشت

من شاعرم رو عشق حساسم

هرقافیه تو بیت این دفتر

رو با نفس های تو می شناسم




دنیای ما باهم تفاوت داشت

من عاشقت بودم و می گفتم

تو عاشقش میشی و من هر روز

از اوج چشمای تو می افتم




اونی که گفتی عاشقش هستی

دستت رو از دستای من برداشت

رفتی و تسکین میشه این جمله

دنیای ما باهم تفاوت داشت ...





مژده رنجبر

تاریخ ثبت شعر : 1398/02/27












سکوت - مژده رنجبر

آثار شاعران کانون شعر ایران








سکوت


می شود ...

گاهی کنار واژه های شعرت آرام گریست

صدای گریه هایم

در لابه لای دفتری خسته

که سالهاست عشق را نمی فهمد می پیچد

عشق ...

واژه ای غریب که مثل قاب های

کهنه

روی دیوار

خفته است

گاهی

در شعر هایم

بیدار می شود

و تو را می خواند

حتی ...

سکوت هم اعتراض می کند به لال بودنش

به زبانی که اگر بود

دیوار های اتاقت را عاشقم می کرد ...




مژده رنجبر

تاریخ ثبت شعر : 1398/02/27














مژده رنجبر

شاعران کانون شعر ایران
















خانم مژده رنجبر



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- ترانه سرا

- تحصیلات :  دانشجوی رشته پرستاری استهبان

- متولد 1376 شهرستان نیریز استان فارس






جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :



از سن ۱۰سالگی به شعر علاقه داشتم و شروع کردم به شعر نوشتن و انشاهای ادبی ...

پدرم در این زمینه بسیار مرا تشویق و همراهی کرد

به رشته ادبیات و علوم انسانی علاقه بسیاری داشتم اما به دلیل مخالفت خانواده

رشته تجربی را انتخاب کردم

و اکنون در رشته پرستاری تحصیل می کنم

ترانه ،غزل ،رباعی ،می نویسم

در انجمن های ادبی از جمله انجمن ادبی نجوا ،فانوس ،گلبانگ شرکت می کنم دارای هوش احساسی قوی هستم به نوشتن شعر های عاشقانه علاقه زیادی دارم  و زندگی را همیشه زیبا می بینم






سارا (فاطمه) حاجی گل

شاعران کانون شعر ایران


















 خانم سارا (فاطمه) حاجی گل



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- ترانه سرا

- تحصیلات : کارشناسی ارشد ریاضی / کارشناس رایانه 

- متولد بیستم مهر 1363






جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :

از کودکی به نوشتن شعر علاقه داشتم ولی بواسطه رشته تحصیلیم بین شغل و علایقم فاصله زیادی افتاد تا اینکه در سال ۹۵با شرکت در کارگاه های ترانه از شعر به ترانه روی آوردم و هم اکنون ده ها کار اجرا شده توسط خواننده دارم و در آینده نزدیک ان شالله کتاب ترانه بنده با نام هلال ماه منتشر خواهد شد.




علیرضا فیصلی زاده

شاعران کانون شعر ایران










 آقای علیرضا فیصلی زاده



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات : حقوق / تهران

- متولد  1350/1/4  تهران

- با افتخار اصالتا خرمشهری 




جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :


از سال ۷۲ به شعر علاقمند شده و به سرایش اشعار کوتاه پرداخته و هم زمان به خوانش، مطالعه و یادگیری فنون شعر مشغول شدم

از سال ۹۰ تا بدین روز در این زمینه و در قالب های غزل و اشعار کوتاه خصوصاً مفردات مشغول فعالیت می باشم.






كتاب پیاده روی های یک درخت - معصومه امیریان نور

معرفی کتاب مجموعه شعر



















پیاده روی های یک درخت

----------------------------------------------------------------------------







مجموعه ی شعر پیاده روی های یک درخت , شامل 74 قطعه شعر سپید عاشقانه است که 26 دی ماه سال 1397 توسط انتشارات شبچراغ, وابسته به موسسه فرهنگی هنری اقالیم احساس به چاپ رسیده است.

این مجموعه انشاالله به زودی با اضافه کردن اشعار جدید دیگر به چاپ دوم خواهد رسید.






توبه - فاطمه غلامی (رها)

آثار شاعران کانون شعر ایران











توبه


چونان که تو گذشتی

عهدی دگر نبستم

چون روی تو که دیدم،

صدتوبه را شکستم



باز امدم دوباره

تا پیش تو بمیرم

بی تو کجا روم من

که پیش تو اسیرم



ای توبه ام شکسته

بی من کجا عزیزم

ای از دلم گریزان

بی تو کجا گریزم



با آتش نبودت

سرد و سیاههِ روزم

آتش بزن که اینبار

ققنوس وار بسوزم



*ای بی خبر از حال من

آخرکجا بی من چرا

من کجا خود می روم

تو می بری عقل مرا


افسار عشقت گردنم

هرسوی بگردانی چرا

صدبار طواف کردمت

قبول کن حج مرا



هرجا نظر کردم تویی

در آینه حتی تویی

صد آینه شکستمو

هر تکه اش صدها شدی



فاطمه غلامی (رها)

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/20








حس تنهایی - فاطمه غلامی (رها)

آثار شاعران کانون شعر ایران












حس تنهایی


گریز از کوچه ی بن بست

یه رویا توی تاریکی

هنوزم تو خیال من

به قلب من تو نزدیکی



عبور از سایه های ترس

فرار از حس تنهایی

یه وحشت تو نگاه من

هنوزم تو همین جایی



کنار من تو ایستادی

نفسهام لای موهاته

یه حرفی تو گلوت مونده

حواس من به چشماته



تو تقسیم شدی، توی شهر

تو سایه ها تو پنهانی

یه تیکه از تو هرجاهست

شاید من شدم روانی



نفسهام بی تو یخ کرده

هوام هواتو کم داره

اگه گرمه بی تو دستام

فقط گرمای سیگاره



تو شهر و باخودت بردی

همه جا ساکتو و سرده

خدارو که نمی بخشم

باید حس تو برگرده




فاطمه غلامی (رها)

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/20











خیال تو - فاطمه غلامی (رها)

آثار شاعران کانون شعر ایران










خیال تو


حوالی خیال تو

بارونهِ و هوا سرده

پشت کدوم پنجره ای

عطرت یه شهر و پر کرده



فقط خیالت کافیه

هرروز عاشقتر بشم

تو رویا شکل آغوشی

وقتی دستاتو می پوشم



تو دوری و کنار تو

یه عمری زندگی کردم

نگو عشقم یه عادت بود

که بی تو شکل یه دردم



موهات باد و تکون می ده

اشکام بارونو خیس کرده

نبض احساستو بگیرم

شاید حس تو برگرده



شبیه عشق اومدی

شدی یه زخم واشده،

چه جوری یاید بگذرم

از کسی که خدا شده



هرشب چشماتو می بوسم

انگار دیووونه تر می شم

هر روز ایستاده می میرم

دارم ویرونه تر می شم






فاطمه غلامی (رها)

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/20






فاطمه غلامی (رها)

شاعران کانون شعر ایران










 خانم فاطمه غلامی ( رها )



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- ترانه سرا

- کارشناسی ارشد ام بی ای / کارشناس حسابداری

- متولد 1365






جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :


اولین شعرمو در سوم ابتدایی نوشتم وقتی اولین بار برای معلم خواندم نه تنها تشویق نشدم سرزنش هم شدم چون فکرکردن نوشته ی خودم نیست از همان اول عاشق شعر و داستان خواندن بودم در نوجوانی عاشق شعر نو و شعرهای سهراب سپهری و فروغ و شاملو شدم و مدتی کنار غزل و چهار پاره شعر نو و سپید می نوشتم تا سال نود چهار که با استاد بابک صحرایی آشنا شدم و با شرکت در کارگاه های استاد صحرایی بیشتر به ترانه نوشتن پرداختم






فهم عاشقی - مریم بسحاق

آثار شاعران کانون شعر ایران












فهم عاشقی


دنیا به دست شاعران باید بچرخد

با شاعران بی نشان باید بچرخد


باید بخواهید از قلم ها تا بخواهند

چون باهنر کار جهان باید بچرخد


دست از جدال و ماجراجویی بشوئید

تا کی زبان توی دهان باید بچرخد؟


آنجا که باید دل بسوزانید لالید

لالید جایی که زبان باید بچرخد


باید سیاهی لشکری باشد که باشید 

بانقش اول داستان باید بچرخد


این دل نمی فهمد مدار عاشقی را

چون دور قرص ماه نان باید بچرخد


رازقیام سرخ عاشورا سجود است

هیئت چرا وقت اذان باید بچرخد


پیچیده می خواهند فهم عاشقی را

پیچیده تر وقتی زمان باید بچرخد


یک پیر در راس امور خانه کافی است

کابینه بانسل جوان باید بچرخد


ما شاعری کردیم عمری بی تکلف

دنیا به دست شاعران باید بچرخد



مریم بسحاق

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/18














رنج عظیم - مریم بسحاق

آثار شاعران کانون شعر ایران











رنج عظیم


تو بی گناهی اگر من همیشه ویرانم

همیشه درگذر گامهای توفانم


تو بی گناهی اگر ماه را نمی فهمند

همین بس است که شبها ستاره بارانم


صبور کرده مرا دردهای پی در پی

اگر منم که همین است راه درمانم


کسی به رنج عظیم تو پی نخواهد برد

جز این مصیبت عظما منی که انسانم


ولی نترس دلم روشن است این شبها

بهار می رسد از  چله ی زمستانم


همین بس است که باهم تشابهی داریم

از این جرقه ی روشن گرفته بارانم


همین بس است که یک روح در دوتن هستیم

همین که جای بله گفته ای به من جانم


قفس همیشه هنرمند می کند مارا

به این امید کذایی پرنده می مانم



مریم بسحاق

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/18










ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو