به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

مجموعه شعر باتو سروده سپیده پرکسب کار

دفتر اشعار سپیده پرکسب کار مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران


مجموعه باتو    اثر سپیده پرکسب کار


بودنت

حال خوب دنیایم با تو اهل تغییرم
هم بزن مرا با خود در گلاب تقدیرم

شکل آرزوهایم شکل سادگی هستی
وا نکن مرا از سر تا به عشق در گیرم

پر بکن بساطم را از نگاه گیرایت
خواب بچه گی هایم پل بزن به تعبیرم

در کنار لبخندت لحظه ها نمی میرند
روح زندگی هستی در ظهور تصویرم

گیج دلبری هایت شاد و مست و مدهوشم
از زمین جدا هستم رو بکن به تسخیرم

سپیده پرکسب کار



ظاهر پرست

یک پیک از چشمان تو صدسال مستم می کند
با اینکه خوش اندیشه ام ظاهر پرستم می کند

هی با خودم لج می کنم هی ذکر می گویم ولی
جادوی مژگانت مرا ساغر به دستم می کند

مذهب ندارد عاشقی دل رفت ایمان می رود
حتما مرا دیوانه تر از این که هستم می کند

یک روز دین در دام تو یک روز عقلم رام تو
جان مانده تقدیمت کنم تن پای بستم می کند

گاهی غمم گاهی رضا گه گاه تسلیمم یقین
عشقی که تو آورده ای غرقِ الستم می کند

سپیده پرکسب کار



ابهام

دست لای طرّه ی موها نبر شر می شود
حال من بد هست با کارِ تو بدتر می شود

لعنتی کمتر بخند از ارج می افتد ژکوند
کوچه باغ از شرم تو پاییز بی بر می شود

جذبه داری مثل یک فرمان روای محکمی
با نگاهت عشق در آدم مقرر می شود

کهربای چشمهایت خان بی رحمی ست که
اختیار دیگران را ساده رهبر می شود

گنگ و نامفهوم گاهی خیره ای در صورتم
مثل یک احساس خوش هستی که باور می شود

گاه گاهی هم که اصلا نیستم انگار من
خلق و خویت بدرقم آن طور دیگر می شود

می کشی با پا و با دستت ولی پس می زنی
کل ایامم به مبهم بودنت سر می شود

کار دستت را عزیزِ جان من باور کنم!
یا پیامی را که از چشمت مصوّر می شود؟

بی تفاوت بگذری حرفی ندارم نازنین
این نگاهِ زیرچشمی شبهه پرور می شود

سپیده پرکسب کار



جهان من

آنقَدَر احوال من بی پرده عریان می شود
کائنات از فکر تو درگیر بحران می شود

طعنه بر حوران قدسی می زند زیباییت
عرش خوبان از خیالاتت پریشان می شود

شهره ای در شهر نیکان شهره ام در شوق تو
مثل خورشیدی که ماه از او نمایان می شود

گرچه خاموشم به ظاهر از درون پرشعله ام
آتش پنهان من با باد بنیان می شود

قطره هم باشم هوای موج دریا با من است
تا دلم در غم بیفتد زود طوفان می شود

با بزرگان نرد بازی کردن اصلا عیب نیست
مور هم گاهی سخنگویِ سلیمان می شود

همتم را تیشه کن بر دست احساسم بنه
بیستون از غیرتم با خاک یکسان می شود

چاره ای اما ندارد قلب نامیزان من
درد گاهی در طلب همکفو درمان می شود

در نگاهم یک جهانی در جهانم زندگی
شمس هستی هستی ات بانی عرفان می شود

سپیده پرکسب کار





تاریخ ثبت اشعار : 1399/05/02



سرقت ادبی از این مجموعه شعر  پیگرد قانونی  دارد


نظرات درباره اثر / صاحب اثر

ارسال نظر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات