به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

رضوان ابوترابی

دفتر اشعار رضوان ابوترابی هیئت علمی و شورای تخصصی کانون شعر ایران استادان و کارشناسان کانون شعر ایران شاعران کانون شعر ایران نویسندگان کانون شعر ایران



آقای رضوان ابوترابی


- عضو رسمی، مشاور و مدیر هیئت علمی ادبی کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- مدرس ادبیات و منتقد ادبی

- زادگاه : سراب

- متولد : 1339   

- تخلص : حسرت


کتاب های شعر:

1 - می دانم پنجره ها مقصرند




2 - من رویاهایم آبی ست نه روزگارم

3 - تو فقط در شعرهای من زیبا بودی

4 - یکی در شعرهای من موهایش را شانه می کند

5 - کفش کهنه پشت در

6 - صدای سپید ( گزیده ی شعر معاصر )

7 - آیریلدیق شکلیمیز بولاقدا قالدی (گردآوری شعرهای استاد سید جواد ابوترابی )




استاد رضوان ابوترابی از شاعران و مدرسان ادبیات در روزگار ماست که سال ها در این حوزه قلم زده و بسیاری از شاعرانی که امروز اسم و رسمی دارند کشف او هستند و وامدار حمایت های ازنده ایشان.

استاد ابوترابی از دوستان و شاگردان نزدیک مرحوم شهریار بوده است


 جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر   اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
کار شاعر شناخت زیبایی است، این که بگردد و از لابه لای این منجلاب ها و سختی های زندگی و جامعه زیبایی را کشف کند و نشان مردم بدهد، زیبایی هم تعریف پذیر نیست، زیبایی را باید نشان داد، من معتقدم هدف ما از شعر قابل رویت ساختن زیبایی و مهربانی است.
اتفاقا سهروردی هم می گوید نخستین تجلی خداوند زیبایی است، در واقع توحید را هم در زیبایی می بیند. ‌دنیای ما در هر صورت دو تا چیز را دارد فراموش می کند یکی زیبایی و دیگری مهربانی است، اگر مردم به این دو مقوله برگردند و به اصطلاح همگام شوند در دنیا نه جنگ می شود نه بی عدالتی و ...
سپردن یک تعداد بزرگی از جوان های علاقه مند به شعر به کسانی که نمی توانند کمک شان کنند، اتفاق ناگواری است که منجر به از دست دادن استعدادهای زیادی می شود.
از طرف دیگر ما در عرضه شعر هم مشکل داریم چه داخل و چه در سطح بیرون و جهانی، شاعران ما راه را گم کرده اند، جوان های ما در جنگ سنت و مدرنیته یک نسل، دو نسل رسما قربانی شده اند، مدرنیته هنوز وارد کشور ما نشده است، هنوز ما سنتی هستیم، داریم می گوییم مدرنینه، ولی نشدیم، آن ماشین شیک سوار شدن جزء مدرنیته نیست، پیتزا خوردن و فست فود مدرنیته نیست، اول باید فرهنگ آن را داشته باشیم. ( جام جم آنلاین )



نمونه آثار استاد :



بهار

هیچ‌وقت آمدن پرستوها
خوشحالم نمی‌کند
من نه پنجره‌ای دارم
که هم‌کلام سبزینه‌ها باشد
نه باغچه‌ای
که کمی بهار در آن بگذارم

بگذارید این شعر همین‌جا بماند
فعلا دارم به بادبادکی نگاه می‌کنم
که به آسمان گیر کرده‌است
و کودکی
نخ آن را سفت می‌کشد
تا بادبادک
و آسمان را
با هم به خانه ببرد...

رضوان ابوترابی (حسرت)


باران

کاش شعرهایت را نخوانده بودم
اکنون
نه این همه پنجره چشم در راهم بود
نه دست‌های من این‌قدر تنها...

حالا
تو رفته‌ای
و از شعرهایت ورق پاره‌هایی چند
در خانه مانده‌ است
که هر وقت باز می‌کنم
یا من می‌گِریَم
یا باران می‌آید...

رضوان ابوترابی (حسرت)




پرواز

تا ارتفاع پرنده
چند پرواز؟
می‌پرسم
و تو
به آب نگاه می‌کنی
مُشتی آب برمی‌دارم
و پرنده‌ای که در دست‌هایم لانه کرده است
آسمان را می‌نوشد...

رضوان ابوترابی (حسرت)








****


چشمانت را که پنهان می کنی
آسمانم را می دزدی
و رویاهایم را...

کاش میدانستی
دریا هم تکه ای از آسمان بود
که سال ها پیش روی خاک افتاد
و کسی برای آسمان گریه نکرد...

حالا چوب لای چرخ دنیا می گذاری که چه؟!

دست هایت را هم از دور کمر دنیا باز کن
باور کن
 اگر کسی پاک کن بر می داشت
و
از دفترهای نقاشی دیوارها را پاک می کرد
حالا ما روبروی هم ایستاده بودیم
و دستهامان به هم می رسید...

این صفحه را ورق می زنم
 تا چشمهایت را پنهان نکنی
وگرنه من آسمان را عوض می کنم...

من شاعرم
می توانم آفتاب را به کوچه ها راه ندهم
می توانم کلاغ را سپید بنویسم
می توانم از چشمان تو شعری بسرایم تلخ...

می توانم ...

                                                               
نه
نمی توانم

دیوانه...
آسمانم را پس بده
من رویاهایم آبی ست
نه روزگارم...

رضوان ابوترابی (حسرت)



پرواز

خیالم
گاهی روی برگ‌ها می‌نشیند
گاهی
تا اوجِ قله‌ها می‌رود
نمی‌دانم
کدام یک از این پرنده‌ها
مادرل من بوده است...

رضوان ابوترابی (حسرت)




نظرات درباره اثر / صاحب اثر

ارسال نظر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic