به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

مریم بذری

شاعران کانون شعر ایران


















             



                 خانم مریم بذری ( کلاکی)



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد 1361

- تحصیلات : فوق لیسانس مدیریت دولتی

  لیسانس اقتصاد







مجموعه چاپ شده:




       


       باخیال تو و این بادبادك








مجموعه در دست چاپ:



سمفونی تا به تا ها



جهت رویت اشعار شاعر اینجا کلیک کنید











ره وصال - حمیدرضانوری آسکین

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار حمیدرضانوری آسکین





ره وصال

چو پیچکان رونده،  ره وصال تو جویم

به پای عشق بپیچم،  زَنَم به روی تو رویم

به تکیه گاه تو بندم که راحت است خیالم

طریق وصل‌ گزیدم، مسیر و راه  تو پویم

اسیر عشق تو گشتم،  میان این همه عاشق

تویی خدا تو امیدم،  مراد دل به تو گویم

سبک شوم  ز گناهان،  اگر کرم تو نمایی

ز عطر معرفتت پُر نما شکسته سبویم

مرا به کعبه و مسجد گَرَم نظر ننمایی

صفا دگر نبود،  تا گل صفای تو بویم

دلم شکسته و غمگین، امید معجزه دارم

نشسته بغض عجیبی، گرفته راه گلویم

به غیر عشق توجانا، حدیث عشق چه حاجت

بیا و یک نظری کن،  بیا بیا تو به سویم



حمیدرضانوری آسکین
تاریخ ثبت شعر : 1396/10/30


مجموعه شعر میراث عشق سروده فرشته گلدوست طالکوئی

مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران








مجموعه میراث عشق    اثر فرشته گلدوست طالکوئی






خود آزاری

انگار که رفت و قصّه تکراری بود

بین دو نفر حادثه اجباری بود


من معتقدم که بر نمی گردد او

در باورِ من عشق ،خود آزاری بود



فرشته گلدوست طالکوئی









سکوت مبهم

در سکوت مبهمی خیره به گلهایم ولی

خاطرات رفته را دارم نوازش می کنم



فرشته گلدوست طالکوئی









عصرهای پرتغالی

بین انگشتانِ دستم دارم این فنجانِ خالی را

گاه گاهی سر کشیدم عصرها ی پرتقالی را



فرشته گلدوست طالکوئی










خاکستر عشق

شعله های عاشقیهایش نمایان می شود

زیر آن خاکسترِ عشقی که بر پا کرد و رفت


فرشته گلدوست طالکوئی








رعد  

تو چنان رعدی به جانِ دلم انداخته ای

که از این فاصله دَه فرسخی ام سوخته است


فرشته گلدوست طالکوئی










بعد تو

به قیامت شدنِ بعد ِ تو ایمان دارم

بی تأمل بِشوَد بعدِ تو محشر بر پا



فرشته گلدوست طالکوئی







آخر پاییز

طوری مرا سر گرمِ خود کردی نفهمیدم

چیزی نمانده از غمم تا آخر پاییز



فرشته گلدوست طالکوئی









صبح

از مستیِ نابِ بودنَت لبریزم

در جامِ زمانه عاشقی می ریزم


تا رودِ نفس به زندگانی جاریست

از شوقِ تو با امید؛ بر می خیزم


فرشته گلدوست طالکوئی








تاریخ ثبت اشعار : 1396/10/28




سرقت ادبی از این مجموعه شعر پیگرد قانونی دارد







سایه های مبهم - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران












سایه های مبهم


در فراقت با دلم درحال پیکارم رفیق

بر غمِ پنهانِ خود چون ابر می بارم رفیق


نیمه ی پنهانِ من؛ درگیرِ رویایت شدم

روز و شب با یادِ تو لبریز تکرارم رفیق


خاطراتت را که در ذهنم تداعی می کنم

از سرِ شب تا سحر با بغض بیدارم رفیق


دیدگانم را قُرُق کرده همه رویای تو

لحظه لحظه خاطراتت را خریدارم رفیق


در مسیرِ عشقِ تو با غم تبانی کرده ام

بی محابا دست از تو بر نمی دارم رفیق


رَدّی از من در تو پیدا می شود؟یا اینکه من؟

با تلاشِ باطلی در حالِ اصرارم رفیق ؟


گر تو رنجیدی ز دستم اندکی معذور دار

از سَر دیوانگی ها بوده رفتارم رفیق


بی صداتر از سکوتی مطلقم در خویشن

سایه های مبهمی بر روی دیوارم رفیق




فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/28






فاصله های نبودنت - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران















فاصله های نبودنت


برابر نمی شوند

ثانیه ها

با فاصله های نبودنت

دوباره خودت
 
مساوی وجب بزن

جمعه ها را  ...



وقتی

انتظارت را

با خطوط ممتدی

در لابه لای سکوتِ

بی حوصله گی

زمان کشیدم

تا بی نهایت اوج گرفت

دیگر نیامدنت را

عمرم قد نمی دهد



فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/28








بغض بارانی - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران
















بغض بارانی


دوباره خیس می خورد ...

خیالت در بُهت شبهای  بارانی

حالا دیگر گاهی میان ِ واژه هایت

گم می شوم ؛؛ حرفی نیست...،

مقصر تیک و تاکِ غروریست

که این روزها نبضِ احساسش

ضعیف می زند

و بودنم را دیگر برایت

 یادآور  نیست ؛




حالا من مانده ام و

 خاموشی احساسی

 به بلندای دلتنگی ای مبهم

در بهت این ناباوریها

باران تلنگری بود ...

برای یاد آوری ردِ پایی که

در بطن جاده بی اثر می شد ؛

باز هم وعده ی دیدارمان

کنار  پرچین دلتنگیها

با همان بغض  بارانی...همیشگی.



فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/28






یلدا - یاسمن خبایی

آثار شاعران کانون شعر ایران











یلدا


شب های درازی بود که تا سحر

دانه های آرزو را در کاسه ی سفالی دلم دون می کردم

روی آن گل پر و کمی شوری اشک هایم را می پاشیدم

و آخرین خرمالوی جا مانده از پاییز را برای تو می چیدم

یلدا، لحظاتی بیشتر بود برای به تو اندیشیدن،

فال نیکی بود که با نیت آمدنت می گرفتم



یلدا، همین شبهایی بود که با خاطرات کنار هم جمع بودیم و...

یلدا آغاز به رخ کشیدن تمام تنهایی هاست

یلدا دخترکی بود که در واپسین غروبهای پاییزی،

در جاده انتظار جان داد و تو نیامدی...




یاسمن خبایی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/28











دل فریب - یاسمن خبایی

آثار شاعران کانون شعر ایران














دل فریب


همان روزی که در گوش شهر خندیدی بلند،

دلم لرزید

 گفتم کمی آهسته تر...

و تو گفتی که مرا با عجله دوست داری...



روز رفتنت

باران با عجله می بارید

بادها با عجله می رفتند

و تو به سرعت همه چیز را فراموش کردی

و دنیا بی وقفه بر سرم آوار شد



همه چیز با عجله گذشت و

یادت

آرام آرام

زندگی را برایم سخت کرد




یاسمن خبایی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/28






می روم دیگر - یاسمن خبایی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته















می روم دیگر



راحت می گذارمت زین پس..

آرام باش و به زندگیت ادامه بده عزیزتر ازجانم،

عاقبت جمع می کنم این سفره ی بی نان دل را

 قفل می زنم درِ خانه ی بی سامان خاطره ها را 

دیگر می خواهم ببندم چشم ها را

نبینم

و نگردم پی تو

که دلتنگ شوم...


می روم جایی که ندهد بوی تو را

آنجا که هوا ابری و

دلی ، تنگ دیدار کسی نیست

می روم دیگر

می روم تا اندکی آرام شوی

می گذرم،

می روم...





یاسمن خبایی


تاریخ ثبت : 1396/10/28









زمستان خاک خورده - یاسمن خبایی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته
















زمستانِ خاک خورده



زمستان است
 
هنوز برگ های پاییزی در کنار حیاط خاک گرفته ی قلبم تلنبار شده اند

قاب عکس های قدیمی روی دیوار ذهنم تار عنکبوت بسته اند

فانوس چشم هایم نوری ندارند

حوض فیروزه ای آسمانم دیگر فیروزه ای نیست اندکی آلوده است

ماهی ها نفس نمی کشند..!


گرامافون دیگر برایم از زندگی نغمه ی خوش سر نمی دهد

باران با صدا به شیشه ی اتاق نمی زند

و چه تاریک شده است این دنیا..

تا بهار نیامده باید دستی بجنبانم

دیر که شود

حتی کسی مرده ام را از این خانه بیرون نمی برد...


یاسمن خبایی


تاریخ ثبت : 1396/10/28









کاش می شد - یاسمن خبایی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته













کاش می شد


کاش می شد رفت به آن دور دست ها

موها  را رقصاند در باد

کاش می شد روی ابرها نشست

چای عشق دم کرد و

با ماه و ستاره ها گل بگو گل بشنو!!



کاش می شد که نردبان افکار را

سوق داد سمت خدا...



کاش می شد

که لبخند، هم سفره ی حالت می شد..

کاش می شد که لبخند، هم سفره ی حالت می شد..



یاسمن خبایی



تاریخ ثبت : 1396/10/28






رج می زنم خیالت را - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران











رج می زنم خیالت را


چون عنکبوت خسته ای حس وصالت را

رج می زنم با تارهای خود خیالت را


با پیله های خالی از پروانه ها گفتم

تا نشکند آن خاطرات کهنه، بالت را


طوری خودت با فکرهای خسته درگیری

گم می کنی انگار دیگر ماه و سالت را


این وسعت آغوش هرچه تنگ تر بهتر

جا می دهد در وسعت خود حس و حالت را


آن روز وقت رفتنت یک سر تکان دادی

گفتی که دادم پاسخ صدها سوالت را


آری تفآل های من این بار هم خوب است

 وقتی که می بینم ته فنجان فالت را


یا باورت را پشت سر بگذار و راهی شو

یا پیش رو با خود ببر فرضِ محالت را




فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/22





دیده بگشای - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران












دیده بگشای


دیده بگشای ببین عشق شکوفا شده است

غزل و قافیه از یمن تو زیبا شده است


سوی یک راه پر از حادثه راهی شده ایم

گرچه با سختی این راه، مدارا شده است


زورقی را که مرا سمتِ تو راهی می کرد

غرق امواجِ خروشانگر دریا شده است


همه ی بود و نبودم شده پابند دلت

در دلم ولوله ی عشق تو برپا شده است


بسته شد نطفه ی هر حادثه با آمدنت

همه ی حادثه ها با تو، مهیّا شده است


من و دنیای نفس گیر و شب و قافیه ها

دین و دنیای من از خلق، مجزا شده است


همگان با من و من باز، تو  را می جویم

طبع من از غزل چشم تو اغنا شده است


آمدی با نفس سبز تو، آباد شدم

تن من با نفسِ گرمِ تو، احیا شده است




فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/22







گلم - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران














گلم


عشق در هر تپشِ شعرِ تو پیداست گُلم

وَه که این قصه ی پُر شور چه زیباست گلم


تحفه ی عشق شده وسوسه ی دستانت

روز ِمن باز غزل خوانی فرداست گلم


تکیه بر مسند عشقم بده و باز نِگَر

که همین شاه نشینی غمِ دنیاست گلم


مثلِ بیدی که تنِ باد تکانش می داد

رفتی و در دلِ من وِلوله بر پاست گلم


مثلِ رودی که زِ جریانِ زمین راکد شد

در دلم بی حرکت نقشِ تو پیداست گلم



فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/22






خال بازویش - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران















خالِ بازویش


شدم همچون زلیخایی که با چشمانِ کم سویش

به عشقِ یوسفِ کنعان، شده آواره ی کویش


و بعد از ارتحال ناگهان عشق بی حاصل

شبی گم کرده بودم خنده های همچو جادویش


میان رفتن و ماندن مردّد بود، امّا من

خودم فهمیده بودم از نگاه و چشم و ابرویش


کماکان او دلم را بی محابا سوی خود می برد

صدایی در کمین حنجره، بغضی به پهلویش


به پیچش های باد و رقص یک گلواژه ای وحشی

تمام لحظه ها پر شد، به عطرِ یاسِ گیسویش


و بعد از کوچ بی هنگام آن دلداه ی عاشق

دلی جامانده در حسرت، و آهی در فراسویش


ز دل هرگز نرفته آن کسی کز دیده پنهان است

نهفته رمز و راز عشقمان در خالِ بازویش



فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/22









مرور می کنم - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران














مرور می کنم

مرور می کنم هر روز و شب خیالت را

خیال آمدن و لحظه ی وصالت را


رها بکن ببرد باد ، شال صورتیت

به باغ دل برساند شمیم شالت را


بخند دخترِ گیسو بلند آبادی

به شعر من بنشان گونه های چالت را
 

سوال می کنی آیا که دوستت دارم؟

ز چشم من تو بخوان پاسخ سوالت را


میان ماندن و رفتن مردّدی، اما

گرفته اند گمانم ز من، مجالت را


دوباره اشک ندامت به گونه ات لغزید

به من حواله کن اینبار بغضِ کالت را


خیال خام نکن می روی تو از یادم

بیا دلم بدهد پاسخ محالت را




فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/22






در حال تسخیرم - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران
















در حال تسخیرم


از دستِ خود از دستِ این تقدیر دلگیرم

با لحظه ها ی زندگی در حالِ تکثیرم


آیینه هم جایی برای دیدنِ من نیست

وقتی که با تصویر در تصویر درگیرم


زُل می زند بر من همین تصویرِ بر دیوار

قابی که آخر می کشانَد پایِ زنجیرم


قلبم مِثالِ شیشه ای پُر می شود حَجمَش

از قلبِ پُر مِهرِ تو هر شب وام می گیرم


با اضطرابِ تازه ای سر می کنم شب را

این بار خوش بینانه باشد کاش تعبیرم...


در خود گرفتارم ولی اینبار در تو نه

شاید غلط باشد ولی این بوده تفسیرم


حالا که دیگر خوب هست احوالِ دلتنگی

من با همه در خود شکستن ها نمی میرم


خو کرده ام با این هوا با حالِ دلتنگی

دلواپسی را عن قریب در حال تسخیرم



فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/22








احتمالم را - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران















احتمالم را


از من گرفته باز هم خواب و خیالم را

این واژه های گُنگ، مِصداقِ سوالم را


روزی مرا با هر نفس اِبراز می کردی

امّا ولی دیگر نمی پرسی تو حالم را !!


این ها همه تردیدهای تازه ای هستند

با هر دلیلی، قطع کردند اتصالم را


حالا دِگَر جایی برای دلخوشی ها نیست

تمدید کردند؛ غصه ها این بار فالم را


من بی تعادُل سوختم اما نفهمیدند

وقتی گرفتند از وجودم اعتدالم را


تقدیر های نارس در خود شکستن ها

انگار گاهی می نوازد بغض کالم را


"شاید"شبی از راه این بیتوته برگشتیم

جدی نگیری باز هم؛ این احتمالم را



فرشته گلدوست طالکوئی


تاریخ ثبت شعر : 1396/10/22










شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic