به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

یاسمن خبایی

شاعران کانون شعر ایران نویسندگان کانون شعر ایران














         



        خانم یاسمن خبایی




- عضو کانون شعر ایران

- نویسنده و شاعر

- متولد 1377  تهران






مختصری از زبان نویسنده :



دانشجوی کارشناسی ژنتیک هستم،مدت پنج سال است که نویسندگی را آغاز کرده ام استاد و مربی نداشته ام و از اطلاعات و جوهر درونی خود نوشتن را آغاز کرده ام و اکنون به مدت دو سال است که آثار بنده در مجله جوانان امروز به چاپ می رسد.


اولین داستان بنده به نام راز سر به مهر  در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ در کانون فرهنگی هنری شهید مطهری منطقه ۱۵ تهران در سطح استان مقام اول را کسب نمود.

از دیگر فعالیت های هنری بنده میتوان به نوازندگی و تئاتر اشاره کرد.

در سه نمایش نامه تئاتر فعالیت داشته و نوازندگی را  هم ازسال۱۳۹۰آغاز نموده ام.




جهت رویت آثار  اینجا کلیک کنید








موهای بافته مادرم - فرحناز یوسفی

رمان و داستان











موهای بافتهٔ مادرم   ( داستان )


( خاطره ای از کودکی نویسنده )
 
شب وقتی چادر سیاهش را پهن می كرد، موهـای بافتـه و خورشـید رنگِ مادرم، ریسمانی بود كه به عـادت همیشـگی، محكـم در دسـتان كوچكم می گرفتم و همراه با آواز دلنشین لالایی اش، از نردبان خـواب بالا می رفتم. 

صبح غم انگیـزی بود، آن روز كـه بـا صـدای قیچـی ملكـه خـانم، آرایشگر خانگیِ مان از خواب بیدار شدم. قیچـی، بـی رحمانـه، تارهـای طلائی رنگِ خـورشیـدكم را روی زمین پهن كـرده بـود.

بغض كودكانه ام را در گلو خفه كردم و به زیر درخت سیبِ گوشـه حیاط، كنارِحوض، پناه بردم. اشك هایم همراه با شكوفه های سـیب بـر سرِ مـاهی هـای قرمزِ بـی خبر از همه جـا می ریـخت. «چقـدر خوشبخت بودند بچه ماهی هایی كه مادرشان موهای بافته نداشت.»  شبِ بی ریسمان و نردبان از راه رسید. بـه سوی رختخواب رفتـم. 

باوركردنی نبود! دو رشته موی بافته، با دو روبان قرمزِ خوشرنگ، روی بالش خودنمایی می كرد! 

مادرم كَلَك زیبایی زده بود، دیگر می توانستم به تنهایی بخوابم.



نویسنده : فرحناز یوسفی


تاریخ ثبت داستان : 1396/7/29







خیانت - مریم ناظمی

آثار شاعران کانون شعر ایران










خیانت

هر دو دلبسته ی دنیا بودیم

به همین دغدغه عادت کردیم

عشق می مرد نمی فهمیدیم

ما به این واژه خیانت کردیم



دست های من و تو دور نبود

ما فقط چشم به هم می بستیم

عشق می خواست که باهم باشیم

ما بجز پشت به هم، ننشستیم



پیش من بودی و می دانستم

در سرت حادثه ای جز من بود

دوستی با تو و چشمان تَرَت

مثل آتش بَسِ با دشمن بود



عشق تنها به تو یک  فرصت داد

که فقط فکر خیانت باشی

با همین فکر که پنهان از من

در تب وسوسه راحت باشی


می شد از چشم تو آسان فهمید

با دروغ از دل من رد شده ای

کاش مردانه به من می گفتی

مثل یک بچه مردد شده ای





مریم ناظمی


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/29



بهتر که برگردد - مریم ناظمی

آثار شاعران کانون شعر ایران










بهتر که برگردد


این روزها دیگرنفسگیراست

وقتی که پای رفتنت گیراست

لطفا برو ماندن کمی دیراست


باور بکن بی تو نمی میرم


از من چه مانده جز نگاهی سرد

از تو چه دارم غیراز این سردرد

با چهره ای بی رنگ و رو و زرد


وقتی که هستی نام من درداست


تو می روی مثل کلاغی که...

دل می بُرد از کوچه باغی که ...

دیگر نگیر از من سراغی که...


تا من کمی فکر خودم باشم


مردی که باران را نمی فهمد

دردِ خیابان را نمی فهمد

شعرزمستان را نمی فهمد


اصلا همان بهتر که برگردد



مریم ناظمی  


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/29






غرور شیشه ای - مریم ناظمی

آثار شاعران کانون شعر ایران











غرور شیشه ای


نم نم باران شعاع ِچشم تارم را گرفت

چشم وا کردم، غمت دار و ندارم را گرفت


اشکهای بی قرارم رود ِشورِ غصه شد

سیل غم آمد همه ایل و تبارم را گرفت


هر چه کردم تا فراموشت کنم اما نشد

خاطرات هرشبت صبر و قرارم را گرفت


آمدم گرمای آغوش تو آرامم کند

سردی ِلبخندهایت ، روزگارم را گرفت


خواستم باتو بِرویَم بازهم مانند گل

فصل  زرد رفتنت شوقِ بهارم را گرفت


معتبر بودم به یُمنِ این غرور شیشه ای

سنگ ِ سنگینِ نگاهت اعتبارم را گرفت




مریم ناظمی


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/29







محکوم پاییز - مریم ناظمی

آثار شاعران کانون شعر ایران











محکوم پاییز



این روزها با ابر دلتنگی گلاویزم

اندازه ی  دریا برایت اشک می ریزم


بین تمام فصل های  سال  بعد از تو

من تا ابد محکوم به زندان پاییزم


اینجا برای گریه هایم شانه کم دارم

وقتی که در تنهای ام از بغض لبریزم


آغوش تو تنها پناه گریه هایم بود

حالا بگو باید به آغوش که بگریزم؟


حتی کلاغ قصه دیگر خوب  می داند

نقش مترسک دارم و پابند جالیزم


قدری بمان رنگین کمان را هم  تماشاکن

مانند بارانِ بهارِ صبحِ  تبریزم




مریم ناظمی


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/29





فاصله - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران












فاصله


موی غزل های مرا

نامِ تو شانه می زند

در دلِ شعر های من

عشق جوانه می زند



عطرِ مسیح گونه ات

خاطره زنده می کند

نامِ تو روی مرثیه

رنگِ ترانه می زند



قصدِ سفر که می کنی

فاصله گریه می کند

کودکِ دل زِ دوری ات

سازِ بهانه می زند



بی تو نگاهِ لحظه ها

خیره به قابِ در شده

آتشِ بی قراری ام

بر دلِ خانه می زند



رقیه نوری پور


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/28







تمنا - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران











تمنا


می شود عاشقِ دلداده و یارم باشی؟

و به کوتاهیِ یک عمر کنارم باشی؟


حسرتِ دیدنِ تو،کرده زمین گیر مرا

دردِ بیچاره منم! کاش دچارم باشی


سوختم، سوختم از گرمی احساساتم

آهِ مرداد شدم تا تو بهارم باشی


بی قرارت شده ام در تب و تابم هرشب

می شود عشق تو یک لحظه قرارم باشی؟


ترسم از مرگ و از آن رفتن اجباری نیست

ترسم آن است که تو چوبه ی دارم باشی


آه! یارم نشدی، کاش که بعد از مرگم

شمعِ جا مانده به پهلوی مزارم باشی


رقیه نوری پور


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/28






سکوت - فائزه ذبیح اللهی

آثار شاعران کانون شعر ایران










سکوت


سکوت مترسکی ام

که دلش کاهدانی ایست

پای رفتنم بریده

همدمم چند کلاغ مهاجر

تنهایی به لباس گَل و گشادم زار می زند


و تو

مزرعه ای هستی

که همه ی مرا در خود بلعیده




فائزه ذبیح اللهی


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/25






دوری - فاطمه آرامی

آثار شاعران کانون شعر ایران










دوری


دور از تو پراز فاصله بودم، تو نبودی

درگیر که بودی

مسکوت و پراز مسئلہ بودم، تو نبودی

درگیرکه بودی

هرچیز مرا جزمَه رویِ تو ضرر داشت

اصلا چِه ثمر داشت

من بغضِ دمادَم گله بودم، تـو نبودی

درگیرکه بودی


فاطمه آرامی


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/25







پدر پس کی می آید - محمد شفیعیان

آثار شاعران کانون شعر ایران









پدر پس کی می آید


من سرنوشت باوری هستم

از رقص خوشبختی، میان باد

بادی که با همدستی بوران

تنها، زمستان رانشانم داد



تقویم، فصلم را ورق می زد

دنبال برگی پاک و زیبا بود

ازبخت خوب من، نمی دانست

آن صفحه از روز ازل، تا بود



پاییز با یک کوله شوق آمد

هی گردعشق از دامنش می ریخت

ناغافل ازدستان سردی که

دلشوره ها را ازدلم آویخت



 سُرخوردم آخر از پل تقدیر

افتادم اینجا، بین شصتی ها

سردرگم از تکرار جمعیت

مانند گیجی، بعد مستی ها



دنیای ما، پس کوچه ها بود و

هف سنگ، لِی لِی، تیله بازی و

دربهترین حالت آتاری و

گرگم هوا و خاله بازی و



تا پا گرفتیم از دل خشکی

آفت به جان باغ ما افتاد

ازمیوه ها، آواز گنجشکان

وضعیت قرمز به ما پا داد



درلابه لای مین و خمپاره

امید ها، هرلحظه بُر می خورد

سربازها، باحکم دل رفتند

بابای من را او کجا می برد؟



مامان، پدر پس کی میاید تا

آغوش او را سخت بفشارم

سی سال و اندی درخیالاتم

لبخند هایش را، بغل دارم



محمد شفیعیان

تاریخ ثبت شعر : 1396/7/21









نسل لیلایی - مریم ناظمی

آثار شاعران کانون شعر ایران









نسل لیلایی


پُرم از حال خوب پاییزی

روی هرشاخه سیب می بینم

حس ِخوبی دوباره گُل کرده

و تو را دلفریب می بینم



عشق تا مغزاستخوان رفته

چاره ای غیرِ دل سپردن نیست

انقدرپاک و ساده وخوبی

که تو را من عجیب می بینم



دلخوشیهای مزمنی دارم

توی بیداری ام ،نه رویاها

روی قاب تمام فرداها

عکس مردی نجیب می بینم



نسل لیلایی مُدرنیسمم

که به ابن سلام می تازم

بین صدها هزار مجنون هم

من تو را بی رقیب می بینم



مهربانم فقط تو ، تنها تو

ریشه در جان باورم کردی

 آشنا جان به جز تو با دنیا

من خودم را غریب می بینم



مریم ناظمی


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/21








پاییز لجوج - مریم ناظمی

آثار شاعران کانون شعر ایران










پاییز لجوج



لعنت به پاییز لجوجی که

یک بار دیگر هم به من سر زد

انگار هرچه آرزو کردم

از ذهن مغشوش خدا پَرزد


شاید دعاهایم زمینگیرند



از حال و روزم بی تو می ترسم

سرما به من پیروز خواهد شد

فردای من تصویر پُررنگی

از حسرت دیروز خواهد شد


غم های من در حال تکثیرند



افسوس بعد ازاین نمی پیچد

درجای جای خانه ام بویت

بر زانوانم حلقه خواهد شد

دستان من دور از هیاهویت


با اشک هایی که سرازیرند



آن روزهای خوب من ای کاش

با این من دیوانه بر می گشت

ای کاش از پس کوچه ی رویا

بامن به سمت خانه بر می گشت


کابوس هایم با تو میمیرند



آیینه ی پیشین رویایم

این روزها محو است زیرِ لک

جان دادن تلخ یقینم را

حس میکنم  در امتحان شک


ایمان و کفرم باز درگیرند



پاییز کوچیدی ولی دیگر

با هیچ فصلی بر نمی گردی

رو به وخامت می رود حالم

در این زمستان های دلسردی


چشمان من از زندگی سیرند




مریم ناظمی


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/21





سال های بعد - امیر حاجی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران









سال های بعد



كسی از قبرستان خبری ندارد

جمجمه ها

را با خاك پر می كنند

و به انتظار گلی می نشینند

با پنجره ،با خورشید


قول می دهم

دلیل این سر دردها

كاكتوسی ست

كه سال های بعد در من می كارند




امیرحاجی زاده


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/21





قلب - سلاله عباسی

آثار شاعران کانون شعر ایران









قلب


در قلب تو نشسته کسی تار می زند

سازی به دست و نغمه ی غم بار می زند


آیا صدای قلب خودت را شنیده ای؟

آنجا کسی همیشه به دیوار می زند


در پشت انفرادی قلبت پرنده ایست

بال و پرش شکسته به رخسار می زند


اینک منم پرنده ی غمگینِ در قفس

داغ فراق را به جهان جار می زند


صبر و قرار قلب من اکنون سر آمده

در یک دقیقه شکسته صدبار می زند


بی چاره سخت در پی اندک توجه ایست

آنجا کسی نشسته به دیوار می زند



سلاله عباسی


تاریخ ثبت شعر : 1396/7/21







سلاله عباسی

شاعران کانون شعر ایران







         

خانم سلاله عباسی ( فاطمه عباسی )



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات :  لیسانس مهندسی فناوری اطلاعات

- دکلمه خوان


جهت رویت اشعار شاعر اینجا کلیک کنید






مختصری از زبان شاعر :










بیت شعری بخوانیم از شاعر :



کس نیست که شور تو نجوشد ز وجودش

من معتقدم عشق تو آقا همه گیر است



سلاله عباسی






ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو