به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

.....

معرفی کتاب شاعران و نویسندگان

..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

نماز بر بُت - ابوالفضل زارعی

آثار شاعران کانون شعر ایران









نماز بر بُت


(تقدیمی به استاد بها ٕ الدین خرمشاهی)


قبله ی رویت نشان دِه تا که من

جا نمازم را به سمتت وا کنم

تا درون کاسه ی  گرد  قنوت

چهره ی ماه ِ تو را پیدا کنم



رکعت  عشقی گزارَم سوی  تو

تا بدانی که عجب دل باختم

تا بدانی در دل  بُت خانه ام

از خیالت بَهر خود بُت ساختم



در رکوعی که به سویت می کنم

می توانی پی بَری بَر نیّتَم

گر تو بَر جوی خلوصَم بنگری

خوش بُوَد گویی کمی تهنیتم



سجده ی دل داده گی ام را ببین

قامت  شمع ام شبیه کومه شد

سوختم پروانه ی عاشق منم

قصه ی عشقم چنین مختومه شد



در تشهد من شهادت می دهم

که دلم پنهان ز  من مفتون شده

جرعه ای از باده ی دل داده گی

سر کشیده عاشق و مجنون شده



در سلامم ناگهان رخسار تو

شد مُنقش روی مُهر  خاکی ام

من که قامت سوی  رویت بسته ام

بُت پرستم من کجا افلاکی ام



این نماز  بی حضور  قلب و جان

نیست یک ذکر  حقیقی بازی است

این نماز  بی خدا ذکر  تو بود

این عبادت نیست، این لفاظی است



ابوالفضل زارعی

تاریخ ثبت شعر : 1397/11/29





شاخه های من دستان درخت - ابوالفضل زارعی

آثار شاعران کانون شعر ایران








شاخه های من دستان درخت



انگشتهای خشک درختان این دیار

با باد روحبخش بهاری روان شدند

گویی مسیح با نفس جان فزای خود

نفحی دمید سعد و گیاهان جوان شدند



جانی دوباره در تن این شاخه ها دوید

رقصی سماع گونه بر اندام هر درخت

زیبا حریر سبز که بر جان شاخه هاست

گویی که باد بر تن هر شاخه کرده رخت



حیران از این غروبم و دیوانه می شوم

با نغمه ی هزار دلم واله می شود

مرغ دلم که از قفس سینه می پرد

گم کرده راه گویی که بی خانه می شود



من بر فراز قامت این کوه های شهر

احساس می کنم که درختم شکوفه دار

دستان چوب من به دعا رفته آسمان

گویم بر آسمان که بر این جان من ببار



ابوالفضل زارعی

تاریخ ثبت شعر : 1397/11/29






بیدار کن مرا - نفیسه ماچانلو

آثار شاعران کانون شعر ایران














بیدار کن مرا


بیدار کن مرا

از تلواسه ی این کابوس لعنتی

من سنگینی هوای مسموم مرگ آرزوهایم را بارها نفس کشیده ام

من بغض تمام شعرهای سیلی خورده ام را گریسته ام

به این واژه های ناصبور

به این دل اندوهناک و چشمان نمناکم

به این نبایدها و ناممکن هایی که از دیوار ذهن بی حصار من بالا می روند ،

نبودنت را ...

نبودنت را ...

آه ...

من مرثیه سوزناک نبض واژه های مرده ام را از بر کرده ام

من اُفول این شاعرِ عاشق را باور کرده ام

بیدار کن مرا ...



نفیسه ماچانلو

تاریخ ثبت شعر : 1397/11/29








آخرین دادگاه - نفیسه ماچانلو

آثار شاعران کانون شعر ایران









آخرین دادگاه


تا به حال برایت نگفته ام ، اما

دنیا برای من بزرگترین شوخی است

زیرا با تمام عظمتش از یک روز عاشقی من کوچکتر است ...

می دانی ،،، هنوز هم نگاهم با چشمانت درگیر است

هنوز هم این دخترک شاعر مجرم است و این قلم شریک جرم

و این دادگاه آخرین امید عاشقی اش ...

در تمام لحظه هایی که قاضی برایم حکم می بُرد

خیـره به چشمانش ،

بی دفاع ترینم

اینگونه نگاهم نکنید !!!

از خدا که پنهان نیست ، از شما چه پنهان

این دخترک دلباخته ی قاضی شده !!!

دلباخته ای که مراد دلش هرگز به مطلب نمی رسد ...

آاااه که ندارمت اما چه می دانی که من نیـز

برایت حبس ابد و یک روز بریده ام در این سپـیدها ...

ندارمت

ندارمت

ندارمت

از همین سطر این شعر را کفن کنید ...

این روزها مثل ساعت قدیمی پدر ،

کوک را از دست داده ام ...

نفس نفس می زنـم ...

روزها در من می دوند و من اسیر شب زنده داری ها شده ام

پشت پنجره موهای به برف نشسته ام را به باد می سپارم ،

چشم های کم سو شده ام را می بندم

و هنوز هم

لب از لب باز نمی کند این آرامشی که مدت هاست تن به خلوت من نداده ...

درد در تمام سلول های وجودم  زو  می کشد ...

واژه هایم زاده نده می میرند ...

من دیگر هیچ شعری را متولد نخواهم کرد

وقتی که این فاصلـه ها دهن کجی می کنند و این قلـم زبان درازی

و من هر ثانیه در حال یافتـن راهی برای گفتن ناگفته هایم ، به تمــام گوشه های ذهن سرک می کشم ....

بلند کنید تابوت پر حسرت این سپید را

و دفنش کنید در قبرستان شعرهایی که زاده نشده مرده اند ...

این مجرم دیگر هیچ شعری را متولد نخواهد کرد ...



نفیسه ماچانلو

تاریخ ثبت شعر : 1397/11/29







نفیسه ماچانلو

شاعران کانون شعر ایران










    


خانم نفیسه ماچانلو



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- محصل

- متولد 1376  استان فارس - شهرستان رستم







جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :


شاعر شده ام لال نمیرم مردم

در باغ خودم کال نمی رم مردم

( امیرحسین مختاری)

چکاوکم ، بانوی زمستان و از سرزمین بلوط های سرسبز رستم و ممسنی ، قوم بزرگم لُر و ایل پر افتخارم ممسنی

٩ ساله بودم که از وجودم واژه های بسیاری زاده می شدند ، نوشتم ، سرودم ، دکلمه سرایی کردم و شاعرِ کوچکِ ایل نام گرفتم اکنون به اکثر قالب های شعری از جمله سپید ، غزل و مثنوی می نویسم و آنچه همیشه در روح و جان من رخنه می کند غزل بوده و هست .

در این دوره چندی از آثارم به چاپ رسیده، در جشنواره های زیادی از شهرستان تا بین الملل شرکت نموده و رتبه های برترم را در سطوح مختلف زندگی ام ثبت نموده ام . امید است با چاپ کتاب و اشعارم و تقدیم آن به قوم و ایل باغیرتم گوشه ای از حمایت این عزیزان را جبران کنم .




از چشم‌های رنگی تو تا قرص‌های رنگی من - داود ملکیان

آثار شاعران کانون شعر ایران









از چشم‌های رنگی تو تا قرص‌های رنگی من



دیشب سیاهی آدم را

از دست‌های خودم شُستم

با گریه‌های تو بخشیدم


در خواب‌های جنون‌ آمیز

با چشم‌های پر از حسرت

معشوق‌های تو را دیدم


از قرص‌های دو رنگِ خود

از شعر‌های پر از پوچی

از خاطرات هماغوشی

از مرگ، بعدِ فراموشی

از چشم‌های تو پرسیدم :


من داستانِ بشر هستم

یا یادواره‌ی در هستم


از خانه‌ای که فقط در داشت

دیوانه‌ای که سراسر داشت


تصویر‌های غلط می‌چید

از پازلی که نباید چید ...




داود ملکیان

تاریخ ثبت شعر : 1397/11/26












کابوس - داود ملکیان

آثار شاعران کانون شعر ایران









کابوس


شعر‌هایی که خوابند را بیدار نکنید

معشوقه‌ها در این شعر‌ها زیبا‌ترند

و دست‌ها در هم گره می‌خورند

نگاه‌ها در هم گره می‌خورند

قلب‌ها با هم گره می‌خورند

فکر‌ها با هم گره می‌خورند

گره‌هایی که نباید آنها را باز کرد

این جمله می‌تواند یک کابوس باشد:

آقا لطفا بیدار شوید!



داود ملکیان

تاریخ ثبت شعر : 1397/11/26





ابوالفضل زارعی

شاعران کانون شعر ایران






  


آقای ابوالفضل زارعی




- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و خوشنویس

- تحصیلات : کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

- متولد 1363  تهران







جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :



از کودکی شیفته ی ادبیات و شعر بودم از نوجوانی کار شاعری را به صورت جدی آغاز کردم در قالبهای مختلف طبع آزمایی کرده ام ولی همیشه و همواره خود را یک چهارپاره سرا می دانم در سال 1396 یک دفتر شعر با عنوان ((مسافر  ِ شهر  ِ خاک)) از انتشارات مایا از بنده چاپ گردید 

شعرهای چاپ شده در این کتاب در قالب های مثنوی و غزل و غزلواره ، چهارپاره ، رباعی واره می باشد، اشعارم در بعضی از نشریات از جمله چشم انداز روشن ، نشریه ویژه ی خوزستان به چاپ رسیده و می رسد





شاعران مورد علاقه :


حافظ ، مولوی، نظامی، سعدی، نادرنادرپور، احمدشاملو، نصرت رحمانی




مسیر ما - دنیا زینالی

آثار شاعران کانون شعر ایران









مسیر ما


دل را کجا پیدا کنم بی تو کجا امشب ؟!

مثل کسی هستم که مانده بی خدا امشب


شعر عجیبی زیر لب در گوش من خواندی

باید بخوانم هر چه گفتی بی صدا امشب


ما در کجا باید به هم نزدیک تر باشیم

ریل قطاری شد مسیر ما دوتا امشب


چیزی بگو تا غصه سرگرم خودش باشد

من با تو باشم دست در دستِ تو ، با امشب


اینجا کسی با حال و روز من در این بازی

هرگز نخواهد کرد دل را جابجا امشب


شاید شبیه رود ، دریا خانه ام باشد

پس با حضورت می خروشم پا به پا امشب


بین تمام واژه ها گم کرده ام خود را

گاهی معما می شود این بیت ها امشب





دنیا زینالی

تاریخ ثبت شعر : 1397/11/26

















ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو