به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

كتاب بوی تکرار - امیر حسین حسین زاده

معرفی کتاب مجموعه شعر













بوی تکرار

----------------------------------------------------------------------------




مجموعه شعر سپید امیر حسین حسین زاده است که در این کتاب بیشتر به سپید های عاشقانه و اجتماعی بر می خوردید که این اشعار جزو سپید های کوتاه ایشان است و نام این کتاب از روی موضوع اولین شعر این کتاب بر داشته شده و این اثر توسط (نشر نگاه پارسه ) به چاپ رسیده است









سوره آرامش - باران (حمیده ) تارخ

آثار شاعران کانون شعر ایران















سوره آرامش


تا تو در قلب منی حضرت آرامش محض

غم و اندوه کجا در دل من جا دارد


بنشین آیه ی تسکین سخن از عشق بگو

باز کن لب که لبت  لحن مداوا دارد


بستر شب منم و روشنی خانه تویی

شمع از خانه ی تاریک چه پروا دارد


خواب دیدم که تو در پیکر شب ماه شدی

ماه من در شب مهتاب تماشا دارد


چشم چنگیزی تو سخت به تاراجم برد

فتح قلبم چه کم از فتح بخارا دارد


به جنونم بکش ای عشق و به چاهم انداز

یوسف چشم تو  زندان زلیخا دارد


عشقت از عمق جهنم به بهشتم برده

از چه کابوس تهش اینهمه رویا دارد






باران (حمیده ) تارخ


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/24












شاعر باران - سپیده (زهره) اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران












شاعر باران


عاشق فصل بهار و گل و سرو و چمنم

دل و دین باخته ی دلبر شیرین سخنم


شاعرم شاعر باران و نسیم سحری

عطر گلزار و پراکنده به هر رهگذرم


حس پاییزی من عشق بود همراهش

و هزاران غم و اندوه بود در آهش


عاشقی شور و شری خاص به دامن دارد

عشق شرح دگری بهر تو و من دارد


حاصل عشق فراق است و غم و خون جگری

همچو مجنون پی لیلا شدن و در به دری


عشق دریاست و عاشق صدف دریاییست

حال و روز دل عاشق همه جا رویاییست


خنده و گریه ی عاشق ز خدا می گوید

دل عاشق همه جا مهر و صفا می جوید


هر که عاشق شد و ازما و منیهایش رست

بی گمان سوی خدا رفت و به جانان پیوست


سند عشق بود شاهد یکرنگی ها

رستن از خویشتن و حسرت و دل تنگی هاست


هر که شد محرم. اسرار الهی شیداست

دل شیدا همه جا محرم اسرار خداست


عشق آتش بود و سوز درون می طلبد

پی لیلا شدن ای دوست جنون می طلبد


 مهربان باش اگردر ره جانان هستی

درد شو  درد اگرطالب درمان هستی



سپیده (زهره) اسدی


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/24







بی وقفه بهاران جاری ست - سپیده (زهره) اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران
















بی وقفه بهاران جاری ست



تا تو باشی

آسمانم آبی ست

روزها

ثانیه ها سقف جهانم آبی ست

گوش تا گوش فرا روی زمین تنهایی ست

خاطره ت شاد شود

می شود از مرز زمان ها بگذشت

می شود عطر اقاقی را چید

می شود بال گشود و به زمان دل خوش کرد

تا تو باشی همه جا

نور و سپیده جاریست

مثل سهراب غزل خوان نگاهت شده ام

باسپیدی سحر

با هوایی که مرا تا دم رویای پر از حس و تبسم برده است

با تو بی وقفه بهاران جاریست

پشت این پنجره ها

تا صبح

غزل می خواند ...




سپیده (زهره) اسدی


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/24













پای بوسی عشاق کربلا - سپیده (زهره) اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران













پای بوسی عشاق کربلا

 

بیا دوباره به دیدارلاله ها برویم

به سوی باغ گل وکوی آشنا برویم


کبوتران حرم عاشقانه کوچیدند

ببند بار سفر را کزین سرابرویم


مپرس اینکه کجا مقصد و سرانجام است

به بال شوق بیا تا به ناکجا برویم


بیا که دست نوازش بروی گل بکشیم

زخاک تا به سراپرده ی خدا برویم


عزیزاینه  آیین من  بیابامن

به پای بوسی عشاق کربلا برویم


بیاکه مهر بورزیم و مهربان باشیم

و تافراز رهایی دل رها برویم


 

سپیده (زهره) اسدی


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/24








تولدت مبارک - سپیده (زهره) اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران












تولدت مبارک


عمریه که یه آشنا می خواستم

یکی مث تو از خدا می خواستم

یکی که غصه هام و پرپر کنه

با بودنش حالم و بهتر کنه



یکی که مثل هیچ کسی نباشه

نقل تموم عاشقونه ها شه

لیلی شه و بخواد واسم بمیره

مجنون و از قصه ها پس بگیره



شب تولدت درای آسمون و بستن

ستاره ها تا خود صبح چشم انتظار نشستن

اومدی با عطر گلای میخک

دوست دارم، تولدت مبارک



اومدی خونه عطر بارون گرفت

بهار شدی دل زمستون گرفت

برفای تو باغچه مون آب شدن

جغدای شوم قصه ها خواب شدن



عطر اقاقی و جواب می کردی

دل قناریا رو خواب می کردی

مث تو توی قصه ها ندیدم

شب تولدت خدا رو دیدم



شب تولدت درای آسمون و بستن

ستاره ها تا خود صبح چشم انتظار نشستن

اومدی با عطر گلای میخک

دوست دارم، تولدت مبارک




سپیده (زهره) اسدی


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/24










شب یلدا - فاطمه صادقی

آثار شاعران کانون شعر ایران


















شب یلدا


شب یلداست امشب

من چقدر غمگینم

که تو را کم دارم و خیالت همه جا پرشده است

مردم شهر چقدرخوشبختند

که خیالت همه جاهست بجز پیش خودم

در همه نقطه ی این شهربزرگ

من همین یک شب را

می روم تا به خیال

که اگر بودی و وقتی داری

برسم من به دلت

که همین یک شب را

لحظه ای بیشتر بنگرمت ...





فاطمه صادقی


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/24
















یلدا - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران















یلدا

قصه ی خش خش پاییز به سر آمده است

زود بگذشت و زمستان دگر آمده است


تار موی دگری برف شد و فصل تمام

ناز بانوی اناری دم در آمده است


منتظر بودن ما رسم قشنگی دارد

شب شعری شد و یلدا به ثمر آمده است


یک بهانه ست که با هم بنشینیم شبی

شعر حاضر شد و در واژه اثر آمده است


یک دقیقه گذرش این همه پر شور نبود

عشق ضامن شد و یلدا به نظر آمده است


باز کن گوش و لب و حافظ و بی وقفه بخوان

این دقیقه به دلیلی ست اگر آمده است





فائزه ابوطالبی


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/24





















مجموعه شعر موسیقی باران سروده سپیده (زهره) اسدی گماسایی

مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران













مجموعه موسیقی باران    اثر سپیده ( زهره ) اسدی








موسیقی باران


ای دوست بیا کمک که مهمان دارم
 
درسینه ی خود هوای طوفان دارم
 
وقتی به سراغ دل من می آیی

آرام که موسیقی باران دارم


سپیده ( زهره ) اسدی







برگرد


جهانم بی تو بی رنگ است ؛ برگرد !

چرا قلب تو از سنگ است ؛  برگرد !


چه ساده رفتی و دل کندی از من

برای تو دلم  تنگ است ؛  برگرد !


سپیده ( زهره ) اسدی







کندوی عسل


بی عشق مسیر زندگانی سخت است

پیمودن این راه خزانی  سخت است
 
شیرین شود از روی تو کندوی عسل

بی روی تو عمر جاودانی سخت است


سپیده ( زهره ) اسدی








با من بمان


دریا شبیه چهره ی بارانی توست

چشم و چراغ خانه ام زندانی توست

با من بمان بخت من دیوانه ی مست

امشب گرفتار تو و پیشانی توست


سپیده ( زهره ) اسدی







تاریخ ثبت اشعار : 1397/09/16








سرقت ادبی از این مجموعه شعر پیگرد قانونی دارد








یلدا - داود ملکیان

آثار شاعران کانون شعر ایران













یلدا


یلدا به یلدا فکرتم یلدا

فکرت تمومِ سالُ پر کرده

باشی نباشی عشق بی‌رحمه

شاید همین شعرُ تومور کرده



مردی که عاشق باشه بی‌عقله

مردی که عاشق باشه لجبازه

باید فراموشت کنم یلدا

مردی که عاشق باشه می‌بازه



می‌بازه دنیاشو به یک لبخند

گم می شه تو اسم زمستونیت

حس می کنه برفی تر از قبله

حل می شه تو گرمای مهمونیت



روزی که بی تو باشه می میره

از روزگارش سخت دلگیره

یک شب که نه یک سال طولانی

با بسته های قرص درگیره



قرصا فراموشی نم یارن

بدشانسیِ آدم تو این چیزاست

حتی تو خوابم با تو بیدارم

بیدار بودن شکلِ یک رویاست



یلدا به یلدا فکرتم یلدا

فکرت تموم سالُ پر کرده

باید فراموشت کنم یلدا

شاید همین شعرُ تومور کرده




داود ملکیان


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/16


















آهو - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران














آهو


به جا مانده ردی مارپیچ

با واحدهای چهارگانه

شاید رد گوزنی،

در جنب و جوش عصرگاهی اش

یا آهویی در حال فرار


پا می گذارم در رد پا،

در مه فرو می روم

گنگ می شود تن های بی برگ تو در تو

توده ای محو از پیش چشمم می دود

شاید آهو بود ...

شاید آهو هنوز زنده بود.





فائزه ابوطالبی


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/16













بگذاری بروی - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران


















بگذاری بروی   جوابیه


وقتِ آن است که کم کم بگذاری بروی

در دلم حسرت و صد غم بگذاری بروی


تو فقط آمده بودی، نه فقط در دل من

ماتمی در دلِ عالم بگذاری بروی


مثل بارانِ بهاری که کم و کوتاه است

مدتی باشی و نم نم بگذاری بروی


من چه کردم که تو از پیشم و با آن همه عشق

این همه سخت و مصمم بگذاری بروی؟!


تو فقط آمده بودی بگذاری بروی!

خاطرات وغمِ مبهم بگذاری بروی


گفته بودی همه ی جان تو هستم اما

وقتِ آن است مرا هم بگذاری بروی...



رقیه نوری پور


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/16














فال حافظ - فاطمه صادقی

آثار شاعران کانون شعر ایران






















فال حافظ



برگی از دفتر پاییز

شده مهمان شب زندگیم

و شبم نورانی ست

ز درخشندگی رخسارش

زردی چهره پاییز غم است

و کمی دلتنگی ست

وصدای قدم ماه

شده تا همنفس این دل بی رنگ و غمم

و چه جالب که من عاشق شده ام...

عاشقی دخترک عریانی ست

که به زیبایی شب

و به ازادی ماه

و به اهنگ صدای باران

که برقصد در باد

چه شب زیبایی ست

من و پاییز و شب و دلتنگی

همه جمعیم

و همین که شب گرفتم فالی

چه خوشا گفت ز فالش حافظ

که شبی می ایی

من تورا منتظرم

تا که روزی برسد

ارزو های دلم زنده شود

و تمامش این است

که شبی سر برسی

خاطرات دل من زنده شود

و کمی ریز بخندم

و بگویم هستی...

تا همه بغض گلویم

بشود یک فریاد

بشوی زندگیم

دوستم داشته باش...

دوستت دارم...

تا همان جاییکه

عشق بر کل زمین پا برجاست...





فاطمه صادقی


تاریخ ثبت شعر : 1397/09/16











سوگند تاجیک ابوالحسنی

شاعران کانون شعر ایران





















  


   خانم سوگند تاجیک ابوالحسنی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد : 1381     

- تحصیلات :








جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید








مختصری از زبان شاعر :



هفت سالم بود که اولین شعرم را نوشتم اما متاسفانه دیگر ادامه ندادم ولی در سن ۱۴سالگی دوباره شروع به نوشتن کردم، درعرصه دکلمه نیز فعالیت هایی داشتم

با انجمن ادبی های فروانی نیز همکاری داشتم و به تازه گی انجمن ادبی خودم رو تاسیس کردم
می توانم این وعده را بدهم که کتابم چاپ خواهد شد در اینده ای نچندان دور...










فاطمه صادقی

شاعران کانون شعر ایران






















   
     

      خانم فاطمه صادقی متروک



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد : 1379     

- تحصیلات : دیپلم ریاضی








جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید








مختصری از زبان شاعر :




اول راهنمایی اولین شعرم رو نوشتم، گاهی می نوشتم اما به طور جدی نبود، به دبیرستان که رسیدم مورد تشویق استادانم قرار گرفتم و به طور جدی نوشتم

آشنا شدن من با شعر در دقایق کوچک زندگیم بود کوتاه، اما عمیق...

متروک< رهاشده از بی مهری ها... >








ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو