به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

مجموعه شعر قطره قطره عشق ۱ سروده مهشید ملکی زاده

مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران






مجموعه قطره قطره عشق ۱   اثر مهشید ملکی زاده




ثبت شد چشمان تو در اطلس جغرافیا

آبیِ دریایی اش در نقشه قطعاً دیدنیست

مهشید ملکی زاده


 یادی از ما کرده ای، ای دلربا، صدها عجب!

شکّ من بر آفتابِ سرزده از مغرب است

مهشید ملکی زاده


 نادان تر از قلبم ندیدم تا به اکنون!

انکارِ عشقت را به صد مکتب نیاموخت

مهشید ملکی زاده


 بهر دل بردن ِ من، خنجر مژگان کم بود؟

چال بر گونه ی تو، دست به دستش داده

مهشید ملکی زاده


 با موی پریشان تو و تاب عجب خاطره دارم

مهتاب منی، ریخته چون شب به رُخت مو

مهشید ملکی زاده


 شده باطل همه قانون جهان بر سر عشق

باز با کفتر چاهی شود امروز عجین


نیوتن را خبر از قاعده ی عشق دهید!

سیب در منطق عشاق، نیفتد به زمین

مهشید ملکی زاده



دستِ بغض و اشک را دیدم که در یک کاسه بود

نقششان در ناخوشی از ابتدا تعیین شده


اولی راه نفس می بست و دوم راه دید

ای دو صد لعنت بر این همدستیِ نفرین شده

مهشید ملکی زاده



غیرتم بالا زده! یلدای مویش مدتی ست

در غزلهای رقیبان خودنمایی می کند


بی نیاز از خط خطی های منِ شاعرنماست

چون که در شعری دگر، فرمانروایی می کند

مهشید ملکی زاده








تاریخ ثبت اشعار : 1398/10/27





سرقت ادبی از این مجموعه شعر پیگرد قانونی دارد





بدتر است - مهشید ملکی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران




بدتر است

دلبر که رفت، دلشدگان را خبر کنید!

جان کندن از وفاتِ به یکباره بدتر است


گاهی زبان به قصد جفا باز می کنی

زخم زبان ز ترکش خمپاره بدتر است


فریاد اگر که آدم ناکس امین توست

هشیارِ پست از آدم می خواره بدتر است


حسرت نخور که چین به جبینَت نشسته، چون

دل مردگی ز پیری رخساره بدتر است


دوری کن از رفیق ریاکارِ اهل رنگ

یارِ دورو ز دشمن بدکاره بدتر است


شوهر نکن به آدم بی ارزش و خسیس

مرد کنس ز مفلس بیچاره بدتر است


از ناگهان شنیدنِ اخبار بد بترس

یکبارگی از عادت همواره بدتر است


گر روزه ات به عمد و رضا خورده ای که هیچ!

امّا بدان، ندادنِ کفّاره بدتر است


مهشید ملکی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/27





تلنگر - مهشید ملکی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران






تلنگر


آمده در کنج فالم، آیه ی چشمان تو

کاش می دیدم خودم را در ته فنجان تو!


در دهِ آباد قلبم کدخدایی می کنی

کارتن خوابم ولی، در گوشه ی تهران تو


لا به لای اسم تو گاهی تکلّم می کنم

نامِ من ای کاش باشد، بین یک هذیان تو


در خیالم می گذارم سر به روی شانه ات

این سری که سالها بوده ست بی سامان تو


دل هدف، چشمم هدف، قلب و سر و جانم هدف

جان و چشم و قلب و سر، تقدیمی پیکان تو


گرچه دلخونم ولی با این همه گاهی فقط

یک تلنگر می زنم با شعر بر وجدان تو


مهشید ملکی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/27




مهشید ملکی زاده

شاعران کانون شعر ایران






خانم مهشید ملکی زاده


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات: مهندسی صنایع غذایی

- شغل: دبیر

- متولد : 1362/06/31

 


جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید




آثار ادبی منتشر شده:



مجموعه های مستقل:

۱. کتاب «عاشقانه ای برای تو» مجموعه تک بیت

۲. کتاب «آموزش الفبا- نقاشیهای زیبا» شعر کودکانه

۳. کتاب «آموزش عددها- نقاشیهای زیبا» داستان منظوم کودکانه



مجموعه های مشترک:

۱. حوزه مشق (ترانه)

۲. حوزه مشق (داستان کوتاه)

۳. حوزه مشق (شعر جلد سوم)

۴. حوزه مشق (دلنوشته جلد سوم)






مختصری از زبان شاعر :

مهشید ملکی زاده هستم ۳۶ ساله فعالیت هنری خود را در زمینه شعر و داستان، از نوجوانی آغاز کردم و در همان دوران داستان منظومم، در بخش ادبی جشنواره خوارزمی دانش آموزی مورد تقدیر قرار گرفت.
سرودن شعر را در اکثر قالبهای شعری (غیر از سپید) تجربه کرده ام و در حال حاضر بیشتر به سرودن تک بیت می پردازم چرا که معتقد به ایجاز کلام، در روزگار مبتلا به شتابِ کنونی هستم.



از راه که آمدی - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران




از راه که آمدی


از راه آمدی  دل هفت آسمان تپید

آن شب به خاطر تو دلم بی امان تپید

_لطفا دو چای، روی همین میز روبه رو

لب باز کردی و دل ِصد استکان تپید

زیر و بم صدای تو انگار برق داشت

تووی رگم دویدو زمین و زمان تپید

باران؟ نه ؛ آفتاب ؟ نه ؛ اصلا چرا دروغ

روح من از طراوت رنگین کمان تپید

در هر ستون مخفی قلبم قدم زدی

با هر طنین گام تو نصف جهان تپید
 
این جا دلی ست لحظه به لحظه بخاطرت

مثل مناره در نفس اصفهان تپید

"هرگز نمیرد آنکه دلش "...با شنیدن

هر نغمه از الهه ناز بنان تپید

من شاعری شدم که بدون تو گاه گاه

شعری رسید و جای دل او  زبان تپید



وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25



هر جا که می روم - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران





هر جا که می روم

آواره می کنی ودلم مبتلای توست

شیرین تر از تمامی دنیا بلای توست


یک سیب در هبوط تنم جان گرفته و

صد نقطه چین میان من وچشمهای توست


" تو باتمام حادثه ها فرق می کنی"

نا ممکنی که جرات امکان برای توست


ازتو فرار می کنم اما چه حکمت است

هرجا که می دوم همه جا جای پای توست


شیطان نبوده ای که ببینی چه می کشد

عصیانگری که خیروشرش هم به پای توست


بغضم که در درون خودم آب می شوم

تا نشنوی که داغ دل از های های توست


در من غروب می کنی ای آفتاب من

اما طلوع هر سحراز ابتدای توست


آتشفشان وسیل که باشی ، هنوز هم

فرقی نمی کند، نفسم در هوای توست




وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25




به نام عشق - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران




به نام عشق


نفس گرفته و دل تنگ وعمردر گذراست

چه آسمان سیاهی ! که ابرپشت دراست


امید برگ وبری نیست، خسته مان کردند

زدم به جنگل ودیدم که دستها ، تبراست


شبیه جمعه ی ابری شده ست ، تقدیرم

دلم همیشه ازاین آسمان، گرفته تراست


به نام عشق ، مرا گوشه ی دلت بنویس

پرنده ای که عقب مانده وشکسته پراست


به گوش هیچ کسی، ناله های من نرسید

به من که می رسدانگارگوش شهرکراست


طناب دار مرا ، دست عشق ، می بافد

دل شکسته ی من ناگزیر از سفراست


مرا نبیین ، که به روی زمانه می خندم

هنور جان من از آتش تو، شعله ور است


به انتظار بمان " صبح دولتت  بدمد "

به قول خواجه "هنوزازنتایج سحراست"




وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25




پر از حادثه - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران





پر از حادثه


آسمان، بارش چشمان مرا درک نکرد

فصل خورشید ،زمستان مرا درک نکرد


هی غزل خواندی و پاییز دلم شاعر شد

دستهایت تب دیوان مرا درک نکرد


خواستم در قم چشم تو مشرف باشم

هیچ کس ،آتش پیمان مرا درک نکرد


با نگاه تو پر از حادثه ام باور کن!

‌پلک در بند تو زندان مرا درک نکرد


چشم گریان من و گوشه ی زندان به دَرَک!!!

عشق هم حال پریشان مرا درک نکرد


بین هر سجده میان من و معبود تویی!

کفر،اندازه ی ایمان مرا درک نکرد


(همه گفتند نرو ،رفتم و نشنیدمشان)

رود هم قدرت طغیان مرا درک نکرد


کاش می شد همه ی عمر کنارم باشی

آرزو؛ میل فراوان مرا درک نکرد


مرگ بعد از تو غزلواره ی شیرین من است

زندگی خستگی جان مرا درک نکرد




وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25


تنها برای تو - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران




تنها برای تو


پروانه وار بال زدم در هوای تو

مردم هزار مرتبه تنها برای تو


سر می زند به صخره به شوق تو دفترم

پرکرده است اسکله ها را صدای  تو


آرام خیره می شوی و غرق می شوم

در تیله های قهوه ای چشمهای تو


دریای من بخند که این ساحل عبوس 

مهمان  شود به روی تنش رد پای  تو


با من یکی شدی و در آیینه با خودم

هی حرف می زنم همه ی شب بجای تو


آه ای طلوع ‌ِ پاک ترین آرزوی من

دارم غروب می کنم  از ابتدای تو


یک لحظه هم نمی شود این نیز بگذرد

وقتی درون خانه نپیچد صدای تو



وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25




وحیده تقی پور شاهشکوهی

شاعران کانون شعر ایران





خانم وحیده تقی پور ( شاهشکوهی )


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و

- تحصیلات : کارشناس روانشناسی عمومی

- متولد : 1358/09/06

- مدرس فن عروض و قافیه

- آرایشگر

- مدرک تخصصی تجوید  عالی  و مفاهیم قرآن 

- مشاور خانواده

- مشاور سلامت پوست و مو




جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید




مختصری از زبان شاعر :

به خاطر شغل پدرم ( رئیس سر جنگلبانی استان خراسان ) در مشهد مقدس به دنیا آمدم بعد از دورانی خیلی کوتاه به بندرانزلی که همجوار روستای  پدریم شفارود - رضوانشهر بود ساکن شدم   
با پدری استاد در حیطه ادبیات و شعر پا به دنیای هنر  وشاعری گذاشتم
و از کودکی با ادبیات شاعرانه آشنا شدم
تحصیلات را تا مقطع کارشناس روانشناسی عمومی ادامه دادم 
من به قالب خاصی در شعر معتقد نیستم و معتقدم شعر و احساس شاعرانه خودش قالب خود را دربیان پیدا می کند
از این رو در اکثر قالبهای شعری، شعر سرورده ام
غزل
مثنوی
چهارپاره
رباعی
نیمایی
سپید
وپریسکه ...

مجموعه با نام "شعر تنها سلاح شاعرهاست" از نشر ایلیا
گلچینی از اشعارم در سال ٩۶ به چاپ رسید
و مجموعه غزل و چهارپاره و مجموعه ای رباعی
در دست چاپ دارم

امیرمحمدخیربین قاضیانی

دفتر اشعار امیرمحمد خیربین قاضیانی شاعران کانون شعر ایران





آقای امیرمحمد خیربین قاضیانی


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات : دانشجو

- متولد : 1376/8/2



جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
از حدود 16 سالگی و دبیرستان شروع کردم به شعر گفتن
بیشتر اشعارم در قالب عاشقانه و غزل بوده
چند ماهی هم در جلسات نقد شعر شاعران مطرح گیلانی در رشت شرکت داشتم اما به دلیل اقامت در تهران دیگر نتوانستم از جلسات بهره ببرم
به لحاظ ادبی پیرو شاعران عاشقانه سرایی مثل آقایان ابتهاج و بهمنی هستم



نوشین کریمی پور ویشانی

شاعران کانون شعر ایران






خانم نوشین کریمی


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات : مشغول تحصیل رشته ادبیات و علوم انسانی

- متولد : 1383/04/23


- نوازنده سنتور


جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید






مختصری از زبان شاعر :

در پایه ی دهم رشته ی ادبیات علوم انسانی مشغول تحصیل هستم رشته ای که انتخاب کردم شاید برای من رسالتی هست و دریچه ای رو به شعر و شاعری






نمونه ای از اشعار :




پاییز


کاش هیچ وقت

پاییز نیاید

که من باید تا پاییز سالِ بعد

برگ ریزان باشم

و همچون مترسکی

در اِسارت شاخه های خشکیده بمانم ...



نوشین کریمی









بغض - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد



بغض

نه می شود ببلعمش، نه می شود که قی کنم

چگونه بغض بشکنم، چگونه راه طی کنم

نشسته در گلوی من غزالهای تشنه ای

بگو چگونه گلّه را به سمت چشمه هی کنم

نمی رسد به گوش تو صدای آهوان من

مگر تمام بیشه را پُر از نوای نی کنم

تمام عمر خورده ام شراب از آن لبت بگو

چگونه توبه بشکنم، چگونه ترکِ مِی کنم

گذشت تیر و قلب من مدام تیر می کشد

شکایت از غم تو را مگر به برف دی کنم

تمام شد حکایتم نگفته ای به من که کِی ...

به موی شانه می زنی، به شانه تکیه کِی کنم

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/24

بازیچه - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد



بازیچه

نمی دانی که یک روزت شود یک سال یعنی چه

خیال آسوده کِی میداند استیصال یعنی چه

نبودی مثل من بازیچه ی آهو نمی دانی ...

که بالان دیده گرگی گر شود اغفال یعنی چه

دلم را بردی و جرم است غصب مال غیر اما

یقین دارم نمی دانی که ردّ مال یعنی چه

میان سفره ی تحویل سالت بودم آن ماهی ...

که دق کرد و نفهمید احسن الاحوال یعنی چه

نگو قفل قفس باز است در زندان چرا حبسی

نمی دانی قناریِ بدون بال یعنی چه

تو از هر بند آزادی، رهایی و نمی دانی

کسی در سرزمین خود شود اِشغال یعنی چه

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/24

سگ هار - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد


سگِ هار

گلویم نی، خودم چوپان و چشمانم سگِ هار است

که از شب تا سحر این سگ کنار گله بیدار است

به چشمان خودم بدبینم از روزی که فهمیدم ...

هر آنکس را که با خون جگر پروردمش مار است

چنان ترسیده چشمم هر طنابی را که می بینم

سیاهش یا سفیدش شک ندارم حلقه ی دار است

چه معصومانه می بردم به مسلخ بره هایم را

نمی دیدم در اطرافم هزاران گرگ خونخوار است

خیال کوچ دارد گله ام، این بیشه ناامن است

در این بیشه به جای شیر، قدرت دست کفتار است

برای آنچه باقی مانده باید پاسبان باشم

که زن بودن در این بازار پر آشوب دشوار است

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/24

فاطمه اتحاد

دفتر اشعار فاطمه اتحاد شاعران کانون شعر ایران






خانم فاطمه اتحاد


- عضو رسمی شورای تخصصی کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : کارشناسی رشته ی زبان و ادبیات فارسی

- متولد : 1357/05/14




جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
سالهاست می نویسم
البته به طور جدی از سال 95 شروع به ویرایش و نشر اشعارم کردم
گرایشم در شعر به سمت غزل بوده
در دو جشنواره اشعارم انتخاب شد
کمی در موسیقی و ساز گیتار مهارت دارم
و البته با نقاشی سیاه قلم هم بیگانه نیستم

هوای طوفانی - نسرین ایرانی

آثار شاعران کانون شعر ایران





هوای طوفانی


مانده ام درهوای طوفانی

مانده دراین عزای طوفانی


پشت برفی ترین شب تقدیر

روبه دروازه های طوفانی


می نشینم کنارکرسی سنگ

"من"، غریب آشنای طوفانی


با دعا دفع صد بلا نشود!

آه، از، این بلای طوفانی


خسته ازهرچه می رسد حتی

خسته ازمافیای طوفانی!


ناگهان یکنفر رسد از دور

یکنفربا ردای طوفانی


اقتدامی کنم به آمدنش

می شود مقتدای طوفانی!


از ردایش عجیب می پیچد

عِطر این ناکجای طوفانی


غرقه درآن نگاه یخزده اش

غرقه دراین فضای طوفانی


می سراید هزار مرثیه از

منطق آدمای طوفانی


باز اینجا سکوت و آرامش

قبل هر ماجرای طوفانی


می رود؛ من دوباره می مانم

مانده دراین عزای طوفانی



نسرین ایرانی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/24





نفرین به آینه - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان



نفرین به آینه

مثل لقمه ای بزرگتر از دهان
درگلویم گیر افتاده ای
و راه نفسم را بسته ای
نه برمی گردی
نه از ذهنم می روی
و  من هر روز لنگان لنگان
به آینه نزدیک می شوم
به رنگ خرمایی موهایم
به ابروان و چشمانم نگاه می کنم و به لب و گونه هایم
و بعد به خودم می گویم
کدامشان را دوست نداشت؟؟؟
و چقدر تمام آینه ها نفرت انگیزند
وقتی آدم به چشم معشوقه اش
زیبا به نظر نرسد
می خواهم قلبم را از کینه پر کنم
از خشم
از نفرت
از انتقام
و از تهه دل فریاد بکشم
این روزها آدم‌ها
چهره ی زیبا می خواهند ...

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/23

زهرا رضازاده لاله دشتی

شاعران کانون شعر ایران







خانم زهرا رضازاده ( لاله دشتی )



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- داستان نویس

- تحصیلات : لیسانس علوم تربیتی - آموزگار بازنشسته

- متولد : 1343 

- تالیف کتاب روی موج خنده مجموعه دوبیتی های طنز شاعران معاصر



جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید






مختصری از زبان شاعر :

ازدوران جوانی علاقه به خواندن و نوشتن داشتم بیش تر در زمینه داستان و مقاله نویسی فعالیت داشتم و مقاله و خاطرات و داستان‌هایم در چند مجله و روزنامه رسمی کشور چاپ شده اند.

در سال 1395 ابتدا با وزن و عروض آشنا شدم و سپس شروع به سرایش غزل و پس از آن در دیگر قالب‌ها شروع به سرودن کردم و از نوشتن لذت می برم.

چندی پیش کتاب روی موج خنده، که مجموعه ای از دوبیتی های طنز شاعران معاصر بود جمع آوری و تألیف کردم و 8 کتاب  مشترک با شاعران دیگر در قالب: غزل، رباعی، چارپاره، شعر سپید، داستان، شعر کوتاه سپکو و ... دارم



نمونه هایی از اشعار :





 زن

در آینه اش زنی شبیه من بود

یک زن که شبیه چینی نشکن بود

با اینکه دلش به نرمی گل بوده است

در وقت خطر همیشه شیر افکن بود

زهرا رضازاده




عشق

چون خسته ی آواره ی بی تابم عشق

با عکس به خواب رفته در قابم عشق

دریا دل من ! به بودنت محتاجم

چون ماهی در برکه ی بی آبم عشق !

زهرا رضازاده





زندگی

در پیش نگاه شاعران دیوارست

پایان کلاس زندگی آوارست

چون درس وفا به ما نداده استاد

تا آخر دنیا دل ما بیمارست


زهرا رضازاده


هراس - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار بهاره مرادنژاد



هراس


بعد از تو قلب این زن دیوانه سنگ است

بعدازتو پای ماندنم بدجور لنگ است

ماندم میان عقل واحساسم هراسان

آتش به اختیار چشمانِ قشنگ است


بهاره مراد نژاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/23



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات