به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

دچار - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار نوران شیرزاد



دچار

ما هر دو دلگیریم ازین،

شب های سرد انتظار

از لحظه های مضطرب،

از لحظه های بیقرار

سهم من و تو حسرته

از زندگی، از روزگار


دستاتو از من پس نگیر

چشماتو از من بر ندار

دوری نکن از عاشقت

دنیامو اینجوری نذار

این خونه دلگیره برام

این لحظه ها تاریک و تار


می مونه تو دنیای من

عطر خیالت یادگار

احساس تنهایی نکن،

من با توام دیوونه وار

چشمامو بستم رو خودم

عاشق شدم بی اختیار


دنیا اگه ما رو نخواد

دنیا رو می ذارم کنار

این یعنی اوج خواستنت

این یعنی می مونم دچار

اونقد دچارم که خودم

می ترسم از پایانِ کار



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/27


جامانده - نوران شیرزاد

دفتر اشعار نوران شیرزاد آثار شاعران کانون شعر ایران



جا مانده

از تو در من غزلی مانده که گفتن دارد

شرح احساسِ تو هر لحظه نوشتن دارد

ای سفر کرده به آغوشِ غزل جاری شو

تا دلم عطر دل انگیزِ تو بر تن دارد

گفته بودی که هوا خواهِ من...اما نه

کُنجِ چشم تو خزان قصدِ نشستن دارد

روزگاری من و تو آینه ی هم بودیم

حال یک آیِنه احساسِ شکستن دارد

گاه گاهی بگُذر از دلِ تنگم،هر چند

دشتِ خشکیده مگر ارزشِ گشتن دارد

آنچنان میل به باریدنِ باران دارم

که دلم واهمه ی سیل گرفتن دارد

تا کجا شعر،تو را در دلِ من می ریزد؟!

تا کجا یادِ تو در شعر،شکفتن دارد

سر به بالینِ غزل،دست به دامانِ سکوت

چشمِ غمدیده ی بارانزده خفتن دارد


نوران شیرزاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/27


قلم - عبدالحمید بنی اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران


قلم

قلم را تو

به دستانم سپردی

وقتی که نگاهت در ماورای

ذهنم‌ماندگار شد

من با قلم بیگانه بودم

حرکت ِ زُلفان تو‌

در مسیر بادهای موسمی

به جریان انداخت قلمم را

قلمم بی رنگ‌ بود

بی جوهر

سرخی خون ِ لبانت

شد جوهر قلمم

و چشمانت خود

کتابی ست

که هنوز نگارنده ای ندارد


عبدالحمید بنی اسدی

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25




زندگی - عبدالحمید بنی اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران



زندگی

کاش زندگی

پیاله ی شعری بود

که با هم می نوشیدیم

خرده نانی بود

که با هم می خوردیم

آبی بود

که در آن غسل

نجابت می گرفتیم

کاش زندگی

می خندید و

ما هم می خندیم

می رقصید و

ما هم می رقصیدیم

می فهمید و

ما هم می فهمیدیم!


عبدالحمید بنی اسدی

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25


گریه ی پنجره ها - حمیدرضانوری آسکین

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار حمیدرضانوری آسکین



گریه ی پنجره ها

شیشه پنجره ها هم

شروع به باریدن می کنند

وقتی روی بخارشان

می نویسم دوستت دارم

مانند چشمان من

که از دوری ات

می بارند ...


حمیدرضانوری آسکین
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25


دیوانگی - حمیدرضانوری آسکین

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار حمیدرضانوری آسکین


دیوانگی

دیوانگی ام را

به حساب چشمانم بگذار

که تو را دیدند و خواستمت

و قلبم که تمامت را

در خودش جای داد

و نفس هایم که برای تو می آیند

و آغوشم

که فقط تو را می پذیرد

و من آدم عاقلی هستم

که تو را دارم ...


حمیدرضانوری آسکین
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25


کوتاه بیا - حمیدرضانوری آسکین

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار حمیدرضانوری آسکین



کوتاه بیا

بیا و کوتاه بیا

خودت را به من برگردان

و من را به خودت ببخش

بگذار در لحظه لحظه هایم

تو را زندگی کنم

بیا و کوتاه بیا

من معنی بلندای دوری ات را نمی دانم

و این کوتاه آمدنت را

به اندازه تمام عمرم بلند ...



حمیدرضانوری آسکین
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25


مادر - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار مریم پیروزیان



مادر

یادش بخیر سجده و قرآن مادرم
گل بوسه های آن لب خندان مادرم

یادش بخیر قهر و هیاهوی گم شدن
دنبال هم دویدن و گلدان مادرم

در لا به لای موی به هم چیده خم شدن
درلحظه های داغ پریشان مادرم

یادش بخیر کودکی و دوش هم شدن
یا پر زدن به خرمن دامان مادرم

وقتی نبود نیمه ی شبها خیال خواب
بودم فقط مزاحم چشمان مادرم

یادش بخیر کودکی و بوسه های او
یا رقص سرمه برتن مژگان مادرم

یادش بخیر دیدن موهای باز او
یاشانه های موی درافشان مادرم

تاتب تمام جان مرا می گرفت شب
تر می شدم  زگریه ی پنهان مادرم

یادش بخیر وقت نمازش دعا به لب
می گفتم ای که جان همه قربان مادرم

امشب که عالمی به خدا سجده می کند
من سجده کرده بر گل دامان مادرم

مریم پیروزیان
تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25


فریاد - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران



فریاد

هنوز می کشم از درد دوریت فریاد

مباد فکرکنی می برم تو را از یاد

به عهدهای تو دائم نمی شود دل بست

ولی هنوز به یاد تو می شوم دلشاد

تمام هستی خودرا به پای دل دادم

چنان بهارخزان دیده رفته ام بر باد

چقدر با تو بگویم حدیث دلتنگی

که سخت می کشدم بی شماره این غمباد

بگو به سنگ مزارم قلم زنند از عشق

و برسرش بنویسند " پای دل جان داد"

هنوز می کشم از درد دوریت فریاد

بگوکه بی تو جهانم به دام دل افتاد


مریم پیروزیان

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25





عذاب سکوت - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار مریم پیروزیان



عذاب سکوت

چه سالهاست تو را کنج قاب می بینم
سکوت سرد تو را چون عذاب می بینم

خیال دیدن رویت چه کرده با دل من
که بی شماره تو را من به خواب می بینم

هزار مرتبه می پرسمت زدوری و درد
ولی همیشه تو را بی جواب می بینم

چقدردوست بدارم تورا که بی تو هنوز
تمام فاصله ها را سراب  می بینم

هوای بودنت اینجا چنان قرارم برد
که حال روز و شبم را خراب می بینم

سکوت بشکن و گاهی بیا به دیدن من
که من سکوت تو را ناثواب می بینم

مریم پیروزیان
تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25

بی قرار - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار مریم پیروزیان



بی قرار

قدری بمان مقابل من تا ببینمت
درکنج خلوتی تک و تنها ببینمت


درچشم عاشقت بنشینم به سادگی
شایدکه سیر سیر سرا پا ببینمت


لیلا نبوده ای که بدانی چه می کشم
آیا رواست من به تقاضا ببینمت


گاهی بیابه دیدن این بی قرارخود
گاهی بمان که تا من لیلا ببینمت


یوسف ترین خلایق عالم تویی فقط
بایدکه چون دو چشم زلیخا ببینمت


هرگزخیال دیدن رویت نمی رود
از یاد من، بگو که کجاها ببینمت


حاشا نمی کنم که توراعشق ماندگار
حتی اگر که آخر دنیا ببینمت


مریم پیروزیان
تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25


مریم پیروزیان

دفتر اشعار مریم پیروزیان شاعران کانون شعر ایران



خانم مریم پیروزیان


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : لیسانس جغرافیا، گرایش برنامه ریزی شهری

- متولد : 1362/01/01 استان ایلام،شهرستان دره شهر

- تخصص : مدرس کلاس های هنری(نقاشی) به صورت خصوصی و آزاد


جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید



آثار ادبی چاپ شده :

چاپ غزل مادر در کتاب (سرزمین مادران آریایی)

چاپ تعدادی غزل در سه جلدکتاب (ازکوچه های بی نشان)

و چاپ تعدادی غزل (درکتاب سال بابان)

چاپ یک شعر چهارپاره در کتاب (درکوی عشقبازی)






مختصری از زبان شاعر :

احساس شاعری زمانی در وجودم شکل گرفت که در اوج نوجوانی قرار داشتم و سالیان درازی را به نوشتن متن ها و دلنوشته ها و شعرهایی درسطح آن دوران سنی می پرداختم
که تا دو سه سال پیش که با استاد گرانقدرم استاد محمد مقدم آشنا شدم واشعارم را خدمت ایشان بردم .
ایشان با دیدن شعرهایی از من به صراحت گفتند که شما توانایی بسیار خوبی در آینده برای شعرگفتن دارید و ایشان آنقدر اشعارمن را مورد نقد قرار می دادند که باعث شد سطح شعر من بالا رفته و اکنون ایشان از بنده به عنوان یک شاگرد موفق یاد می کنند و جای بسی خوشحالیست که ایشان از من راضی هستند.
جز در زمینه ی شعر درحوزه ی نقاشی هم فعالیت مستمر دارم



درد دلهامو واسه کی بکنم؟ - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش



درد دلهامو واسه کی بکنم؟

بعد از اینکه گذشته‌ تو باختی
خودتو تو چه حالی انداختی
تا که آینده‌ی منو ساختی؟!
پیر شدی تا که بچِّگی بُکنم ...

زندگیتو به پام گذاشتی یه‌جا
حالا منّت سرم بذار و بیا،
واسه یکبار ازم یه چیزی بخوا
حاضرم هر چی که بگی بکنم ...

هر غمی فکرشو کنم خوردی
هر جوری فک کنم بد آوردی
خودمونیم، چند دفعه مُردی
تا من آسوده زندگی بُکنم؟!

عکسِتو کُنجِ آینه چسبوندم
آینه رو سمتِ تخت چرخوندم
آخه از وقتی رفتی من موندم،
دردِ دلهامو واسه کی بکنم؟! ...

رفتی و بُردی دلخوشیهامو
خاک کردم امیدِ فردامو
دفن کردم تمومِ دنیامو
راستی  زنده‌ام که چی بکنم؟! ...


زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/22

فرمانده - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش




فرمانده

زیر آتیش غم و تنهایی
به دوتا چشم تو رو آوردم
واسه جنگیدنمون علیه غم
یه قشون خنده‌رو آوردم

سنگرِ نگاهتو به روم نبند
اومدم یه عشقِ کاری باشم
نکنه جبهه بگیری رو به من
که یه سربازِ فراری باشم

ما دوتا کوه غروریم و نذار
که من از غرور تو عاصی شم
واسه من یخورده زوده که بخوام
واردِ یه جنگِ احساسی شم

اگه دستور به تبعید بدی
می رم از پیش تو تا تنها شی
من اطاعت می کنم امّا نذار
توی دستِ خاطره پیداشی

تنهایی حاکم سرسختیه که
واسه من عشق‌و غدغن کرده
جبهه‌ی موافق هوای تو
من‌ و با تنهایی دشمن کرده

بی پناهم و پناهی نمی خوام
وقتی بوسه هات روی رگبارن
افتخارم اینه که روی تنم
جای زخمای تو رو بشمارن

عاشق شدن یعنی یک جنگِ تن به تن
یعنی وجودتو تسلیم کن به من
یعنی که دل ببریعنی که دل بباز
یعنی جهانتو پای دلت بساز

زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/22

نفیسه کریمی

شاعران کانون شعر ایران مجموعه اشعار نفیسه کریمی



خانم نفیسه کریمی


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : کارشناسی روان شناسی

- متولد : 1359/11/17

- تخصص : آموزگار و موسس موسسه فرهنگی هنری گلستان سخن گلپایگان

- مدرس شاهنامه و حافظ پژوه

- دبیر اسبق انجمن ادبی فانوس گلپایگان

- عضو هیئت مدیره انجمن ادبی فانوس گلپایگان

- موسس و مدیر موسسه فرهنگی هنری گلستان سخن گلپایگان ( فعالیت ادبی )




جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید






مختصری از زبان شاعر :




تبعید - فاطمه (فاطیما) ایمانی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه (فاطیما) ایمانی



تبعید

بغ کرده ام

خالی خانه

خانه ی بی تو

پنجره ای

در داغ تابستان

نفس سرد خانه

سر به شیشه می کوبد

بغ کرده ام

نفسم "ها "  ندارد

دم می شود

بازدم ندارد

سر می روم  از حوصله ی شهر

تبعیدِ خانه می شوم

چای جوشیده

نان کپک زده

چکُ

چکُ

چک

آب سر می رود

از حرف های نشسته ی هر روز

خاطره های چرک مرده

تن لباس ها را لک کرده اند

سر می روم از حوصله ی خانه

تبعید رخت خواب

بیداری نمی رود

خواب نخواهد آمد

هنُ

هنُ

هن

ماه است

که جسم تکیده اش  را

از ریسمان شب بالا می کشد

از کمر کش کوه

به سینه ی آسمان

ابری هرزه رویش را پوشاند

آویز ستاره ای

به ماه نمی رسم

از حوصله ی شب سر می روم.


فاطمه (فاطیما) ایمانی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19





منجی - فاطمه (فاطیما) ایمانی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه (فاطیما) ایمانی



منجی

منجی ؟!

منم

جان ِ من ظهور هیچ منجی را کفاف  نخواهد داد

منجی منم.

به خوابی چون اصحاب کهف درافتادم

تا بر نخیزم هیچ قیامی نخواهد شد

هیچ ظهوری نخواهد بود

منجی منم

چون جنینی در بطن خویش بخواب رفته ام 

ظهور خواهم کرد

از پس دردها

نه از غاری

نه از پس کوهی

یا از سینه ی آسمان

شعله نخواهم بود بر درختی خشک

که از بُن استخوان هایم

متولد خواهم شد

ظهور خواهم کرد ...


فاطمه (فاطیما) ایمانی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19




خون خواهی - فاطمه (فاطیما) ایمانی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه (فاطیما) ایمانی



خون خواهی

خونِ من گسترده

بر دامانِ آسمان نیلی

تو گویی فلق

خورشید خواهم شد

آن هنگام که در سینه ی آسمان باشم،

خونِ من گسترده

بر دامانِ اسمان کبود

تو گویی شفق

مهتاب خواهم شد،

خونم را

از دامانِ آسمان بر خواهم چید 

خونِ من بر گردن تو نیست

بر گردن من است

چنانکه نیشتری فرو کرده ام

در شاهرگ هستی ام

به دست های لرزان آسمان

خون من بر گردن آسمان است

آن زمان که صورت خود از خونِ من گلگون می کند،
 
من

فلقم

شفقم

قل اعوذُ برب الفلق

خونِ من بر دامان آسمان است .


فاطمه (فاطیما) ایمانی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19


بی نام - فاطمه (فاطیما) ایمانی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه (فاطیما) ایمانی



بی نام

روی هیچ دیواری

تصویری از صورتم 

نخواهند کشید

نامم بر کوچه و خیابانی

ماندگار نخواهد شد، 

هرگز

من!

شهیدِ جنگ های بی نامم

درون لباس هایم زندگی می کنم

و در کفش هایم راه می روم
 
عبور می کنی هر لحظه

و رد نگاهم در تو

ماندگار خواهد شد

نگاهی در من جا نخواهی گذاشت

تو را نمی شناسم

مرا نخواهی شناخت

چون خونِ میان رگ هایت

به تکرار من ناچار

چون طپش هایی مدام 

آنگاه که در تو  بایستم

از من می روی

و چقدر دیر شده

وقتی شن ها بفهمند

دریا ترک شان کرده ...



فاطمه (فاطیما) ایمانی

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/19



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات