به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

سیاه چاله - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران











سیاه چاله



سیاه چاله ی غمگینم

منی که پیرو آیینم

تمام حادثه ها فرض است

برای باور مسکینم




دوباره در هم و مآیوسم

دوباره ساکت و غمگینم

شبیه قُمری تنهایی

دروغ گفتم من اینم



کنار معبد ِآغوشت

دچار مطلع تنهایی

تو را دوباره نمی یابد

دلِ  رمیده ی هر جایی



تمام ِقابِ دو چشمانت

منم و  ذهنیّتی بیمار

زمان خواهش دستانت

زمان شب زده ی تبدار




زمانه بد شد و  لیک آخر

هوس به سیب زمان کردم

کمی به فکرِ گناه عشق

و قصدِ کندن ِجان کردم




کمی به فکر جنونم باش

تمام خواهش من این است

تو را به جان خدایی که

قرین به باورِ آیین است




سیاه چاله غمگینم

و روزگار دل آشوب است

بپرس حال مرا چونکه!

جواب من به شما خوب است




چه پیچ و تاب عجیبی شد

زمان هجمه ی بی دادی

سمندِ سرکش قلب من:

در این زمانه تو؛ آزادی ...




فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/28















وقتی غزل بامن موافق نیست - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران









وقتی غزل بامن موافق نیست



وقتی غزل با من موافق نیست

وقتی حواسِم پرتِ حرفاشه

وقتی که می بینم سکوتِ شب

تو این شبا مَبهوتِ چشماشه




این قلب وا مونده تو این برزخ

هر ثانیه هر لحظه باهاشه

باید که برگرده ببینه ، تا...

کانونِ قلبم آخرین جاشه




بانوی خوبِ شعرهای من

ای شاعر چشمای دیروزم

من با تمامِ این پریشونی

بازم به فردا، چشم می دوزم




برگرد و برگردونَم از روزام

من سخت محتاجِ تو اَم حالا

با قلبِ غمگینم مدارا کن

این عاشقی می میره تا فردا




هر شب کنارِ دردِ تنهایی

با یک بغل دلشوره بیدارم

کاری بکن یک روز از این روزا

دست از سرِ دلشوره بردارم ...





فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/28







مجموعه شعر میراث عشق۲ سروده فرشته گلدوست طالکوئی

مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران








مجموعه میراث عشق ۲    اثر فرشته گلدوست طالکوئی











خورشید منی و صبح بیدار شدی

تو عامل لحظه های بسیار شدی

باتو چقَدَر ماهیّتم تکمیل است

وقتی که فقط عامل آزار شدی


فرشته گلدوست طالکوئی






با صبح طلوع دیگری در من باش

در جان و تنم همیشگی روشن باش

با عشق تو خوشبختی من تکمیل است

ای عشق دلیل ِبودنِ این زن باش


فرشته گلدوست طالکوئی






با عشق چرا واژه به پایان نرسید؟

دفترچه ی عاشقی به دیوان نرسید؟!

ترسیده ام از روز وصالی که نبود

کار دل من بر سرو سامان نرسید ...


فرشته گلدوست طالکوئی







ماهیّت چشم توست مستم امروز

ای حضرت صبح! با تو هستم امروز

دلتنگی و بی قراریم بی معنیست

کار می دهد این دلم به دستم امروز


فرشته گلدوست طالکوئی





خورشید تویی و صبح را روشن کن

تن پوش قشنگ روشنی بر تن کن

در عمق تلالوی نگاهی با عشق

برخیز دوباره با دلم دیدن کن


فرشته گلدوست طالکوئی






شب می شود اندوه مرا می گیرد

دلتنگی و غصّه ها فرا می گیرد

در فوجِ غمت مرثیه خوانم هر شب

امشب غزلی  شکسته پا می گیرد


فرشته گلدوست طالکوئی







دست می کشم من لابه لای موجِ گیسویت

آهسته می پیچی مرا مابین بازویت

در انزوایِ سردی ِشبهای تکراری

دارد توَهُم می زند این گونه بانویت


فرشته گلدوست طالکوئی







وقتی تمام دفترم را زیرو رو کردم

تنهاییم را در غزلها جستجو کردم

می سوزم از سرمای تن سوز زمستانت

هر بار قلبم را شکستی و رفو کرد


فرشته گلدوست طالکوئی








با یادِ تو هر لحظه غزل می خوانم

من؛ آرامشِ قبل ِ بودنِ طوفانم

حالا که مسیر عشق، افتاد به من

باید بدهد دوباره  او سامانم.


فرشته گلدوست طالکوئی








از خود شبهی در انزوا ساخت و رفت

در بستر شب توَهُم انداخت و رفت

چون سایه به سمت روشنی درگیرم

با لشکر احساس، به من تاخت و رفت.


فرشته گلدوست طالکوئی








با تو غزل و ترانه تهدید نبود

با تو غم شاعرانه تهدید نبود

حالا که حضور شانه ات کم می شد

دیوار بلند خانه تهدید نبود.


فرشته گلدوست طالکوئی







آرامشم را کرده او غارت ، نمی داند

روی خوشی از روزگارِ خود نخواهد دید.


فرشته گلدوست طالکوئی









صبح

ترانه خوان چشمهای توست

وقتی

 غنچه ی خشکیده ی لبانم

با نگاه تو

بارور می شود

تو را

با بوسه از جنس نور

در امتدادِ روشنایی

دنبال می کنم

با تو...

لبخند طعمِ دیگری دارد.


فرشته گلدوست طالکوئی









سرگرمِ تجسمَت بودم

زمان از دستم رفت

چندیست ...

خاطراتِ غبار آلود

در لحظه هایم

جا خوش کرده اند.



فرشته گلدوست طالکوئی






تاریخ ثبت اشعار : 1398/03/28




سرقت ادبی از این مجموعه شعر پیگرد قانونی دارد






شاخ عاشقی - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران











شاخ عاشقی



باران گرفته ابر ِ غمگین ِخیالم را

آیا کسی این روزها پرسیده حالم را؟


حالا که اصلا هم برای گفتنش دیر است

باید بپرسم اوّلین بار این سوالم را...


یک خانه ی متروکه ام در وسعت دریا

باید که بسپارم به دستِ باد شالم را


انگار می آید، ولی این از محالات است

صدبار دیدم من، تهِ فنجانِ فالم را


من با سکوت کوچه ها همدست خواهم شد

باید کسی پیدا کند فرض محالم را


تصمیم آخر را گرفتم بعدِ این مدت

باید بگیرم از تو عشقِ بی مثالم را


حس می کنم باید که فردا مال من باشد

من دوست خواهم داشت احساسِ زلالم را


سرسخت تر از اینهمه ،هستم‌ که می بینی

باید که شاخی بشکند شاید که بالم را ...



فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/28










تقدیر - فاطمه آرامی

آثار شاعران کانون شعر ایران











 تقدیر


از لابه لای کوچه های شهر رد می شد

هر یک قدم با عقده پُک می زد به سیگارش

در چهره اش دردی که پیدا بود و پنهانی

انگار یادی کرده بود از روز دیدارش



او را میان کوچه ای هُل داد چشمانش

پاهای لرزانی که بردَش تا تنِ دیوار

اشکی که غلتید و نگاهی تلخ و پر معنا

بعدش فقط سیگار و هی سیگار و هی سیگار
 

 
چشمش به دنبال کسی انگار سو سو زد

هر یک قدم نزدیک تر حالش به هم می ریخت

دستان او را بوسه زد با حس دلتنگی

دستان خود را بر تمام گردنش آویخت



در یک سکوت مبهم آکنده از احساس

تقدیرشان در لابه لای حسشان گم شد

راهی که پاهاشان برای بدرقه طی کرد

بعدا مکان عشق بازی های مردم شد



بار دگر تکیه به دیوار و فقط سیگار

آینده اش انگار در آنجا ورق می خورد

زیرا  همان تاریخ درهرسال بعد از آن

با سایه ی دیوار تنهایی عرق می خورد




فاطمه آرامی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/28









وصیت - داود ملکیان

آثار شاعران کانون شعر ایران













وصیت


فکر کن روزِ مرگم آمده است

روز آخر چه می کنی؟ بنویس

سکته از پشتِ در امان ندهد

پشتِ آن در چه می کنی؟ بنویس



بعد مرگم سیاه تن نکنی

سَرِ سجاده آه تن نکنی

به کس دیگری طمع نکنی

عشق را اشتباه تن نکنی



چشم خود را فدای گریه نکن

عامل التهاب را بفروش

خاطراتم اذیتت نکنند

کمد و تخت خواب را بفروش



بعدِ اشک و شراب و شیونِ شب

شعر از شعر و شعر‌واره بگو

آخرین شعرِ من وصیتم است

شاعرم باش و چهارپاره بگو




داود ملکیان

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/28







مانده روی پای خودش - نسرین ایرانی

آثار شاعران کانون شعر ایران اشعار آئینی و مذهبی











مانده روی پای خودش



دلم به کنج خودش، غرق انزوای خودش

دلی که خوانده نمازی به اقتدای خودش


به روی سطح زمین، مانده پای او درگِل

چگونه دل برود سمت ماورای خودش؟


شبی که قدرمن آن بود و ضربتی که هنوز

به فرق او زده درلیله (تُ) البلای خودش


سقوط کوه وصدا، سِقط مبهم پژواک

عجیب گم شده آن، جعبه ی صدای خودش


دوباره فزتُ وَ ربّی وَکعبه ای خاموش

دوباره سجده به سیمای ربّنای خودش


کسی نبوده بماندکه یاورش باشد

همیشه خسته ولی مانده روی پای خودش


فلات قاره ی من، خالی ازحضور و وجود

چگونه دل برود سمت آسیای خودش؟



نسرین ایرانی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/28








خلوت نشین - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران










خلوت نشین


از نوبَرانه های دل نونوارمی

باید که اعتراف کنم : روزگارمی!


حتی بهشت در عطشِ آرزوی توست

تنها تو غایتِ دلِ یاغی تبارمی


بوسیدن صدای شما، آرزوی ماست!

غرق سکوت خاطره ی پُرغبارمی


هی می کشم عقب، قدم هر دقیقه را

تا باز حس کنم که تو در انحصارمی


آوازه خوان شعر لطیف وجودتم

خلوت نشینِ بیت پر از انتظارمی


" هرگز وجود غایب حاضر شنیده ای؟ "

هرچند دورم از تو، ولی در کنارمی



رقیه نوری پور

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/28











ماه من - مژده رنجبر

آثار شاعران کانون شعر ایران












ماه من



دلم آغوشتو می خواد

بیا آغوشتو وا کن

تاوقتی  غرق چشماتم

منو آروم تماشا کن



تو تنها مال من می شی

نداره دیگری سهمی

منو تنها نذار برگرد

تو این دنیای بی رحمی



بیا این راه و برگردیم

تو دنیا جای عاشق نیست

من اینجا بی تو می میرم

کسی مثل تو لایق نیست



ببین موهامو وا کردم

ولی از شونه بیزارن

موهامم مثل من هستن

به تو وابستگی دارن



باید آروم بشم با تو 

باهات آرامشی دارم

بمیرم حتی یک لحظه

تو رو تنهات نمی زارم




مژده رنجبر

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/28







ثواب - شبنم مرادی

متن ادبی و دلنوشته













ثواب



ثواب کن

مرا لحظه ای نگاه کن

توشه ی چشمت

بی بار است

با نگاهت مرا آب کن

بگذار از گرمای نگاهت جاری شوم

چون خونِ در رگهایم

چون باد رها

و چون خورشید بتابم

اندکی بیا ثواب کن

مرا نگاه کن

تا بتابم برای تو

بتابی برای من

بمانم برای تو

و بمانی برای من ...



شبنم مرادی

تاریخ ثبت  : 1398/03/28









دلتنگی - شبنم مرادی

متن ادبی و دلنوشته













دلتنگی


بسان روزمره گی

سر در گریبانم

ماه پشت ابر پلکهایم

آز تابیدن ندارد

خموش و مسخ چو پیکر بی جان

در انزوای دیوارم

دل تنگ و غریبم

عاصی و ذلیلم

تمنا به وصل تو دارم

سر بسته می گویم

حال خوشی ندارم ...




شبنم مرادی


تاریخ ثبت : 1398/03/26








دلتنگی دل - شبنم مرادی

متن ادبی و دلنوشته











دلتنگی دل


فانوسک دل بیتابم

به کور سوی خورشید آمدنت

در این ایام تاریکی روزنه دارد

راه باریک اندر خم کوچه هایش را پیموده ام

اما چشمهایش سوسو می کند

مردمک های تیره اش را

بازتر و بازتر می کند

به امید اینکه

دست نورت دستهایش را ...






شبنم مرادی


تاریخ ثبت : 1398/03/26







راهیان دریا - شبنم مرادی

آثار شاعران کانون شعر ایران











راهیان دریا


قایقمان را راهی کن

راهی دریایی که سفرها کرده است

قایقمان را راهی کن

به قعر آبی دریا

به جشن ماهی های رنگارنگ

به شام کوسه های دلسنگ

قایقمان را راهی کن

سفر را آغاز کنیم

به پایان برسیم

دوباره آغاز شویم...




شبنم مرادی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/26












شبنم مرادی

شاعران کانون شعر ایران


















خانم شبنم مرادی ( یارا )




- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- کارشناس حقوق

- متولد  1370 نور آباد لرستان






جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :

کارشناسی حقوق و مشاور حقوقی هستم

از دوران دبیرستان به شعر علاقه پیدا کردم و گاهی دست به قلم می شدم و کاغذ رو خط خطی می کردم که بالاخره تصمیم گرفتم شعر رو به صورت حرفه ای آموزش ببینم و بتونم بنویسم.

به اشعار مولانا شاملو و فروغ بسیار علاقمند هستم و امیدوارم که بتونم نظر شما عزیزان رو جلب کنم.







دروغ - محمد خدرلکی

آثار شاعران کانون شعر ایران











دروغ


رویاهایم با چشم‌هایم

دست‌هایت با دست‌هایم

دروغ می گویند

هنوز هم دست در دست

شانه می کند رویاهایم، گیسویت را

در کنار برکه‌ای از اشک‌هایم

نمی دانم چرا

اما هنوز هم دوست دارم دروغ‌هایت را ...



محمد خدرلکی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/13











از کجا جویم - محمد خدرلکی

آثار شاعران کانون شعر ایران












از کجا جویم


این روزها

مدام چشم‌هایم می بندم

به دنبالت ، در خیال‌هایم می گردم

شاید که باشد جا مانده‌ای از خاطراتت

شاید که باشد لحظه‌ای از تو

به دنبالت در رخنه‌هایم، در کوچه کوچه از شعرهایم

در بوته بوته، از باغ غزلیاتم می گردم

اما نیست، بویی یا که ردی از تو

بگو ، بگو در این هیچ

از کجا جویم تـو را ...



محمد خدرلکی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/13









کوچیدگان - محمد خدلکی

آثار شاعران کانون شعر ایران












کوچیدگان


باز هم

چکه چکه، چکیده می شود

آب از سقف چشم‌هایی

که سالهاست بارانی است، هوایش

باز هم

در طاقچه‌ی دلم

در کنار پنجره‌ای کوچک ایستاده‌ام

و می بینم رفتن، کوچیدگان را ...



محمد خدرلکی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/13








آسوده - محمد خدرلکی

آثار شاعران کانون شعر ایران










آسوده


می دانم

مرا دیگر در تو،  نیست خیالی

چمدان‌هایم را می بندم

خاطرات را در جیب کت

و کفش‌های جفت شده‌ام را می پوشم

می سپارم خود را به باد

حال، آسوده چشم‌هایت را ببند

نیست دیگر کسی

امشب را آسوده بخواب ...




محمد خدرلکی

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/13














محمد خدرلکی














 آقای محمد خدرلکی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر سپید و ترانه سرا

- رمان نویس 

- تحصیلات : کامپیوتر

- متولد 1379/08/13 سنندج

- ملقب به  محمد صاد




جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر اینجا کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :









پروانه ی احساس - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران









پروانه ی احساس


شاید ندانی نازنین، دل را به رؤیا می بری

از هر چه می بینم سری، از هر که گویم بهتری!


شاید نمی دانی که من از بی کسی تنها ترم

شاید تو هم مثل منی، شاید تو هم تنهاتری!


گاهی درون سینه ام یک عشق غوغا می کند

شاید نمی دانی که تو، آن لحظه ی ویرانگری!


زیباترین شعر خدا، شعر قشنگ عاشقی است

اما تو از شعر خدا، از عشق هم زیباتری


آنقدر نزدیکی به من، حس می کنم روح منی!

راز ِغریب ِبودنی! هم اولی... هم آخری


طوری نشستی در دلم، انگار همزاد ِ منی

در باور ِغم دیده ام، چیزی ورای باوری


پروانه ی احساس ِمن! در خاک من پرواز کن

شاید ندانی روز و شب، در باغ ِ یادم می پری


تو همصدا و همدلی با درد های کهنه ام

مثل نفس می خواهمت، از آرزوها هم سری!


من آشنای فصل غم، درد ِغریب ِ غربتم

تو پاک و معصوم و لطیف، مثل گل نیلوفری!


پاییز غمگین می شود، وقتی تو غمگین می شوی

شاید ندانی نازنین، چشم و چراغ " آذر"ی



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02








بی نصیب - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران






بی نصیب


عشق در مرداب خاموشی غریب افتاده است

چشم هایم در نگاهت بی نصیب افتاده است


گریه ام می گیرد از این قصه ی بی محتوا

برگ حسرت از دلم مانند سیب افتاده است


شعر ِدلتنگی که در چشمم شبیه ابرهاست

از نگاه ِ مردمی مردم فریب افتاده است


دل پریشانم،کجایی آشنِای درد ها!

شوق ِخنده از لبان ِ من عجیب افتاده است


کاش می شد بغض ها را با تو در خلوت شکست

حیف...احساس ِتو در دست رقیب افتاده است


درد ِتنهایی مرا پژمرد، با من گریه کن!

چشم بر راه ِ تو تنها ناشکیب افتاده است


غربتم از جنس باران است و همرنگ غروب

نیستی تا خود ببینی بی حبیب افتاده است


راه ِدوری نیست شهر ِهمصدایی ها ولی

پای ما در راہ ِسختی بس نشیب افتاده است


از فضای بی فروغ ِآشنایی خسته ام

در دلم از بیم ِتنهایی نهیب افتاده است


در سکوتم بغض ها جان می سپارند و دلم

غایب از چشمان ِ پر نور ِطبیب افتاده است



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02







بهار سالخورده - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران









بهار سالخورده


لحظه ی آرامش ِ پایان ِ طوفانی تو هم

قدر آن دیوانگی را خوب می دانی تو هم


در میان گرگ و میش خاطراتی ماندنی

چشم می دوزم به راهی که نمی دانی تو هم


تا ته این قصه ی آشفته دلتنگ توام

خوب می دانم که دلتنگم نمی مانی تو هم


برگ برگ ِلحظه هایم بوی باران می دهد

خیسم از شعری که یک بارش نمی خوانی تو هم


کوچ ِغمناک تو از من آخر این قصه نیست

تا ته این قصه در من سبز می مانی تو هم


سبز می ماند تمنایت درونم،سبز ِ سبز

بر تن رنجور یادم مثل بارانی تو هم


من زمستانی ترین فصل کتاب گریه ام

چون بهاری سالخورده در زمستانی تو هم



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02








قانع - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران










قانع


دلم شکسته و شاید ندانی از پی ِ چیست

مپرس و فاصله کم کن،مگو که از غم ِ کیست


تو رفته ای و دلم در هوای تو تنگ است

در آرزوی تو قلبم به گریه هم راضی است


سروده های مرا با ستاره قسمت کن

بگو که هر چه نوشتم به جز برای تو نیست


چه عاشقانه شکستی در آرزوی دلت

و شاعرانه دلم از شکستن ِ تو گریست


به آرزوی محال ِ تو قانعم ای عشق

برای قلب شکسته فقط همین کافی است



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02











چشم های تو - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران










چشم های تو


چقدر زمزمه هایت زیباست

بی تو شعر و غزلم بی معناست


پلک این پنجره ی تنهایی

بی تو در فاصله ها، در رؤیاست


باز هم نام تو را می شنوم

که درین فاصله ها کم پیداست


گفته بودم که درین تاریکی

چشم های تو برای فرداست


دلم ای روشنی ِ فانوسی

بی توغمگین،بی توتنها...تنهاست


شعر پاییزی من دور از تو

یک شب از بام محبت برخاست


آن شب از هجر،تو می ترسیدی

دلت امروز ولی بی پرواست


تا تو از هجر سخن میگفتی

گریه چشمان مرا می آراست


یک شب از ماه چنین پرسیدم ;

دشت یکرنگ وفا کوست؟ کجاست؟


ولی امروز خودم فهمیدم

خانه ی سبز محبت اینجاست



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02









حکایت ما - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران










حکایت ما


گل ناز  من اگر تو، قد کشیدی تا به خورشید

اگه رفتی پیش ابرا، اگه آسمون تو رو دید


اگه مشق ِشبا اونجا دو سه تا ستاره کم داشت

اگه کهکشون خوبی نمی خندید، اگه غم داشت


اگه دیدی خونه ماه، زیر آوار تگرگه

اگه دیدی بغض بارون واسه بی رحمی ِمرگه


اگه خواب ِشبو دیدی، اگه مشق ِشبو خوندی

اگه رو ابرا نشستی، اگه برنگشتی...موندی!


برو از برکه ی مهتاب، تا ستاره جستجو کن

چشامو بده به ابرا، دست گریه هامو رو کن


حرفامو بگو به بارون، بگو تا بدونه سخته

بگو که حکایت ما، قصه ی باد و درخته


بگو آدما غریبن، با نژاد مهربونی

بگو که چرا نخواستی، بین آدما بمونی


عمری غصه خوردی اینجا، بین آدمای سنگی

برو تا برات تموم شه قصه ی بی آب و رنگی





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02











حس عاشقی - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران









حس عاشقی


چقدر حس مبهمی مرا عذاب می دهد

به تشنگی ِشعر ِمن دوباره آب می دهد


هوای سینه ام پر از،غمی است رنگ خستگی

سکوت تلخ عاشقی،به من شراب می دهد


نه انزوای بی کسی،نه اشک های عاشقی

نه یک صدای بی ریا،به سینه تاپ می دهد


غمی است درد بی کسی که بوی مرگ می دهد

به من دلی شکسته در پس ِنقاب می دهد


هوای عشقبازی گذشته های یخ زده

به دلشکستگی ِمن خیال ِخواب می دهد


کجاست آن بهانه ای که شعر را ستاره کرد!

کجا دل ِشکسته ای به من جواب می دهد؟!


سکوت می کنم ولی به احترام عاشقی

که حس عاشقی من دلی خراب می دهد





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/03/02








شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic