به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

لب های انار - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











لب های انار


احساس بدی دارم، یاری به کنارم نیست

پاییز غم انگیزم ردی ز بهارم نیست


عمریسیت که تاریکم‌چون سایه ی بر دیوار

یک‌ روزنه ی کوچک در این شب تارم نیست


 آواره شدم همچون یک کودک گمگشته

تنها شده ام در این شهری که نگارم نیست


از مرگ نمی ترسم حالا که سیه بختم

در خانه شدم مدفون با اینکه مزارم‌ نیست


رفت از رخ من دیگر آن جلوه و زیبایی

دیگر اثری از آن لبهای انارم نیست


آیینه که یک عمری پیوسته فریبم داد

حالا بنگر او هم مبهوت و خمارم نیست


بیهوده نمی جنگم با بخت بدم دیگر

تسلیم توام دنیا، میلی به قمارم نیست.





نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15








پروانگی - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











پروانگی


آرزوهای قشنگم یک به یک

مثل یک شمع فروزان سوختند

آدمک ها سنگ بر پایم زدند

بال های کوچکم را دوختند




سهم من از عطر گل های بهار

برگ های کهنه ی پاییز شد

شوق پروازم درون سینه مرد

قلب ویرانم ز غم لبریز شد




خواستم پروانه ای باشم رها

پیله ی حسرت دگر زیبا نبود

آه اما بی دلان چوبم زدند

جای رویاهای من دنیا نبود




دردهایم را نگویم بهتر است

نا امیدم دیگر از پروانگی

میکنم پرواز در رویای خویش

گرچه شاید باشد این دیوانگی.





نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15












حباب - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











حباب


خبر آمد که آن یار قدیمی

عروسی کرده و خوشبخت و شاد است

نمیداند که قلب بی گناهم

پس از او مثل شمعی رو به باد است




چه میداند از این چشمان نمناک

نمی داند چرا من بی قرارم

هنوزم عاشقش هستم خدایا

من دیوانه او را دوست دارم




شنیدم با نگارش دست در دست

همیشه میرود در کوی و برزن

دعا کردم که هرگز چشمهایش

نیفتد در نگاه خسته ی من




دلم طاقت ندارد که ببینم

کنارش دختری دیگر نشسته

مرا چون شمع می سوزاند این عشق

دل بیچاره ام از غم شکسته




سزاوار غم و مرگ و سکوتم

نباید ساده میمردم برایش

چرا عبرت نمی گیرم خدایا

چرا افتاده قلبم زیر پایش




از این پس تا قیامت سوگوارم

برایم زندگی بی او عذاب است

منم آن ماهی قرمز که هر دم

هراسان در میان یک حباب است.




نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر  : 1398/06/15














عنکبوت و پیچک - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











عنکبوت و پیچک


این منم در انتهای کوچه ی دلواپسی

مثل یک سایه که بر دیوارها افتاده است

هیچکس هرگز سراغم را نمی گیرد دگر

مرگ در چشمان من یک اتفاق ساده است




قلب من آبستن فریادهایی خفته است

پیچک حسرت ز دستم رو به بالا می رود

خواب میبینم کسی می آید اما ای دریغ

هر کسی می آید اینجا بی محابا می رود




خسته ام دیگر از این امیدواری های پوچ

عنکبوت از چشمهایم باز آویزان شده

کوچه هم دارد مرا از خاک خود پس می زند

زندگی اینجا برایم درد بی درمان شده




در دلم اما هزاران آرزوی کوچک است

یک شب نوارنی از این کوچه تنها می روم

عنکبوت و پیچکم را زیر پا له می کنم

من از این کابوس بد تا شهر رویا می روم.




نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15














پیله ی حسرت - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران









پیله ی حسرت


هزاران آرزو دارم ولیکن

میان پیله ی حسرت اسیرم

مرا یارای پروانه شدن نیست

جوانی رفته و حالا چه پیرم




زمانی عاشق و دیوانه بودم

شبیه یک درخت سبز و زیبا

کبوترها ز قلبم پر کشیدند

شدم تنهاترین تنهای دنیا




چه خوابی دیده ای دنیا برایم

که در دامان تو خیری ندیدم

شراب شوکران دادی به دستم

تمامش را چه آسان سرکشیدم




سر غم های بی پایان سلامت

به‌ما یک لحظه شادی هم نیامد

هزاران زخم خوردم از زمانه

به ابروی خدا یک خم نیامد




خوشم اما که دیگر وقت کوچ است

دگر در این جهان کاری ندارم

نمی بارد به یادم هیچ چشمی

من اینجا هیچ دلداری ندارم.





نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15













ای همنشین گل - الهه جعفری

آثار شاعران کانون شعر ایران










ای همنشینِ گل


ای همنشین گل، نفسی عطرِ جان بیار

از نغمه ی هَزار، به باغ خزان بیار


این خاک مرده را به نظر کیمیا کن و

خشکیده شاخه را شرر ارغوان بیار


دل شد کویرِ تشنه، خدا را ز بحر عشق

ابر سخاوتی تو در این آسمان بیار


هجرش تنیده بر شب بختم، عجوزِ دهر

از آفتاب روی چو مهرش نشان بیار


این بلبلِ اسیرِ قفس مانده را به مهر

  هر دم بشارتی خوش از آن دلسِتان بیار


زان یوسفی که هجر رخش نور دیده برد

پیراهنی شفای دل و دیدگان بیار


ای چشم روشن تو مسیحای جانفزای

خوش نشئه ای ز باده ی سرّ نهان بیار





الهه جعفری

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15

















دیدار آفتاب - الهه جعفری

آثار شاعران کانون شعر ایران
















دیدار آفتاب


رخ نمودی دیده‌ام بر آفتاب افتاده است

اشک شوقم زان دو چشم چون سحاب افتاده است


تا تهی کردی تو آن آیینه را از نقش خویش

نقش روی دوست بر آن بی حجاب افتاده است


در میان حلقه‌‌ی چشمت چه رقصان گشته نور

گویی اندر ساغرش صهبای ناب افتاده است


چون فکندی جلوه بر میخانه رندان مست

میگساران را ز کف جام شراب افتاده است


مستی چشمت چنان افزون شد از غوغای خواب

ماه و پروین را دل اندر اضطراب افتاده است


شِکوه چندان گویم از شبهای پر سوز فراق

کین دل رسوا به دردی بی حساب افتاده‌است


ای عمارت گشته از مهر رُخت ویرانه ها

از غم هجر تو این منزل خراب افتاده است






الهه جعفری

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15












افسانه من - الهه جعفری

آثار شاعران کانون شعر ایران









افسانه‌ی من


چون گَرد راه او شدن افسانه‌ی من است

هر جا که کوی دوست بُود خانه‌ی من است


حاشا که راه میکده باشد گذار من

تا چشم مست او می و میخانه‌ی من است


دیوانه می‌شوم ز غم خوشگوار دوست

حُزنش صفا و شوکت ویرانه‌‌ی من است


جانا بسوز تا به ابد در هوای دوست

سوزش نشاط و عشرت جانانه‌ی من است


چندان به شعله داده‌ام از شوق جان خویش

من در میان و شعله چو پروانه من است


آسان نمی‌شود به ره عقل کار من

مجنون او شدن ره مستانه‌ی من است




الهه جعفری

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15









الهه جعفری

شاعران کانون شعر ایران





خانم الهه جعفری



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات :
کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی / خانه دار

- متولد : 1367





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :



چشمم همواره جست و جوگر جلوه‌های عشق و احساس در پدیده‌های جهان هستی است. احساس درونم در طرب واژگان جلوه‌گر شد... عشق ورزیدن را پیشه خود گزیدم، زیرا که  گذران لحظه های زندگی را بهایی جز مهر و دوستی نیست.
شعر را همانند اشک و لبخند از خالص‌ترین جلوه‌های احساس می‌دانم!







دوستت ندارم - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران













دوستت ندارم


دیروز

با یک امید شفّاف

هزار بار دوستت داشتم

امروز ولی...

با هزار خیال مه گرفته

یک بار

دوست دارمَت

و فردا شاید

با هزار و یک دلیل خاکستری

هزار و یک بار بگویم؛

دوستت ندارم ...





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/08






رویا - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران









رؤیا



دوست دارم با تو در دنیای شعر

لحظه ها را خیس و بارانی کنم

عطر لبخند تو را در سینه ام

تا نفس باقی ست زندانی کنم




دوست دارم شاعر چشمان تو

شاعر قلب پریشانت شوم

تو تمام آرزوهای منی

کاش میشد، آه... قربانت شوم




تا تو راهی نیست جز یک قطره اشک

تا تو راهی نیست جز یک دنیا نیاز

تو برای دست هایم حسرتی

از تو دورم قدرِ یک آغوشِ باز




از تو روحم مملو از پروانگی

از تو جانم غرق رؤیا می شود

شعرهای گاه گاه و کوچکم

در تمنای تو معنا می شود




در تمنای تو دریا می شوم

در تمنای تو باران می شوم

بی تو هر جا، در کنار هر کسی

پشت رؤیای تو پنهان می شوم




هر شبی که از تو دورم قصه ای

از کتابِ بی کسی های من است

خانه ی تاریک رؤیاهای من

از چراغ خاطراتت روشن است





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/08










خواب - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران












خواب



مرحمت کن بگُذار از دلِ سنگت بروم

از دلِ درد ستیز و گله مندت بروم


عشق آغازِ پریشانی و بی پرواییست

باید از شهرِ دلِ ساده پسندت بروم


تو که از حادثه،از درد و خطر می ترسی

باید از تو بگُریزم، پیِ قسمت بروم


دلْ پریشانیِ تو از سرِ دلتنگی نیست

هست؟! باشد...!بگُذار از دلِ تنگت بروم


فصل کوچ است،اگر حالِ دلت بگذارد

مایلم جان بسِپارم  که ز قلبت بروم


کار من نیست فقط پرسه زدن در رؤیا

می روم...باید ازین خوابِ قشنگت بروم





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت : 1398/06/08







دوستت دارم هنوز - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران













دوستت دارم هنوز


ای هوای خیسِ باران دوستت دارم هنوز

سوزِ سرمای زمستان! دوستت دارم هنوز


ای سکوت ماندنی، ای انزوای بی زوال!

با دلی در سینه لرزان دوستت دارم هنوز


تو همان شعری که روزی از نگاه من چکید

بانِگاهی خیس وگریان دوستت دارم هنوز


روزهایم بی تو تکراری و سردند و غریب

بی تو حتی...با دل و جان دوستت دارم هنوز


بعدِ تو طوفانی از غم لحظه هایم را گرفت

من ولی اُفتان و خیزان دوستت دارم هنوز


عشق در پستوی قلبم سوگواری می کند

عاشق و زار و پریشان دوستت دارم هنوز


درد دارد عاشقی از پشت این دیوار ها

من پیِ دردم، نه درمان! دوستت دارم هنوز


در زمستانی که عشقت سخت جانم را گرفت

کاش می دیدی چه آسان دوستت دارم هنوز



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/08









باتو - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران










با تو


در آسمان رؤیا پر می زنی به سویم

با ناز می نشینی‌آهسته رو به رویم


در دست های نازت یک سیب سرخ داری

یک مشت بی ریایی،یک دشت بیقراری


مثل نسیم پاکی...مثل بهار، زیبا

از عشق مهربان تر،اما همیشه تنها


باران ترانه ات را با ناز می نویسد

خط میزنی به رویش،او باز می نویسد


دریا به خاطر تو موّاج و پر هیاهوست

اسم قشنگ و نازت در بغض کهنه ی اوست


من با تو می توانم تا اوج پر بگیرم

شعری بسازم از تو،تا نشکنم...نمیرم!


دریاب گریه ام را،دریاب خسته هستم

بعد از خدا تو را من با عشق می پرستم


تنها تر از همیشه غرق توام دوباره

مال منی به قدرِ یک آسمان ستاره




نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/08









دیار آشنایی - پردیس میرزاحسین کاشی

متن ادبی و دلنوشته










دیار آشنایی



روزگار چه می گوید

این دقایق از من چه می خواهند

از که اجازه بگیرم

برای عبور قایقی می خواهم

بادبان را برافراز

من تنها

دریای بیکران فاصله ها

 جزیره تو

 چگونه اوج بگیرم 

 به کجا پرواز کنم

 چه کسی مرا همراهی خواهد کرد؟

 پرستوها چه می گویند؟

 از من چه می خواهند

 چه سکوتی ست

 چه حکایتیست

 چرا معماها بی جواب مانده اند !

 چرا سلامم بی جواب ماند!

آشنایی نیست 

 به دیار آشنایی می روم

 تنها یک قاصدک مرا همراهی می کند

 من چیزی خواهم آورد

 مرا اجازه ای بیش از آن نیست

 و بذر مهربانی را هدیه می آورم

 پس همه جا رنگین می شود ...




پردیس میرزاحسین کاشی

تاریخ ثبت : 1398/06/02










انتظار - پردیس میرزاحسین کاشی

متن ادبی و دلنوشته









انتظار



چگونه شاد باشم 

وقتی میان سرزمین من و تو فاصله بسیار است

کاش گلبرگی بودم

بر روی آب شناور می شدم

تا به سرزمین تو می رسیدم

کاش قاصدکی بودم

پرواز می کردم

تا از فراز شهر تو را ببینم

کاش پرتو نورانی خورشید بودم

تا در طلوع خورشید

بر صورتت بوسه می زدم

کاش پرنده ای بودم

بر روی شاخه درخت می نشستم

و هر روز از پنجره اتاق به تو می نگریستم

در جستجوی تو هستم

در جستجوی تو ای نوگل زیبا

نمی توانم از جستجو بایستم

تمامی هستی من از آن توست

دوری تو برایم سخت و دشوار است

لحظه ها بدون تو زیبا نیستند

ثانیه ها نمی گذرند

چشمانم زیبایی ها را نمی بیند

اما با توتمامی دنیا رنگین می شود

و قلبم از عشق تو گرم و پرشور

به دیدارم بیا

در انتظارت هستم ...



پردیس میرزاحسین کاشی

تاریخ ثبت : 1398/06/02







دنیای بی تو - پردیس میرزاحسین کاشی

متن ادبی و دلنوشته












دنیای بی تو


از عشقمون گذشتی

تو سرد و بی تفاوت

قلبم شکست و چیزی نمی گفت 

من موندم و زندگی بی تو 

دنیای بی رحم ، دنیای بی تو

همه جا بهار شد

اما زمستون قلبم چه زود از راه رسید

قلب من رنجید و خشکید

تنها و مبهوت موندم 

چطوری بی تو ،توی تنهایی بمونم

زندگی بدون تو معنا نداره 

بدون تو همش آسمون چشام می باره

زندگی برای من هیچ وقت بهار نداره 

دیگه حتی بهاری هم نیست 

که با دل من ابراش بباره

منی که همه می مردن برام 

توی تنهایی اسیرم 

حالا باید بدون تو 

توی تنهایی بمیرم





پردیس میرزاحسین کاشی


تاریخ ثبت : 1398/06/02









پردیس میرزاحسین کاشی

شاعران کانون شعر ایران نویسندگان کانون شعر ایران



















خانم پردیس میرزا حسین کاشی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات :
کارشناسی زبان و ادبیات آلمانی

- متولد : 1362





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :

یک قلم ساده،
یک دفتر سیاه،
یک فنجان چای،
نور مهتاب،
برای من کافیست ...








ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو