به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

هبوط - فاطمه هاشمی

آثار شاعران کانون شعر ایران






هبوط


و ابری که از" تو " باریدن گرفت

آبستنِ لحظه های سرخ گونِ آفرینش تو بود

که فلق را

بی وقفه به وصل تو می دوید

و " ثانیه " هایی که برای " تو " خلق می شد.

گویی کوه ها

سختیِ ریشه ها را از تو وام گرفته اند

که چشم درچشمانِ زمین

جای قدم های خودرا ستایش می کنند

ردِ آبی غروبی سِحرانگیز

چشم سومِ نگاهِ تو بود ...




فاطمه هاشمی

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/16









فاطمه هاشمی

شاعران کانون شعر ایران




خانم فاطمه هاشمی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : ارشد حقوق جزا / کارشناسی فقه و حقوق

- متولد : 1365





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر   اینجا   کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :



دنیا بهم فهموند که شانس و تقدیر و سرنوشت و معجزه چیزهایی هستن که ما عدم آگاهی ازخودمون رو پشتش قایم می کنیم و بهشون چنگ می ندازیم تا خودمونو آروم کنیم ولی در واقع چیزی که زندگی به ما یاد میده اینه ‌که هرچقدر بیشتر خودتو بشناسی راهی که خدا در درونت قرارداده رو می تونی پیداکنی و تو مسیرش قرار بگیری و خودتو رشد بدی تابتونی حق آدمیت رو ادا کنی
من هنوز نتونستم اون حقی که باید رو ادا کنم
درتلاشم که بتونم بشناسم و یادبگیرم و پرورش بدم
اما خداروشکر می کنم که قدم اول رو تونستم بردارم





اسارت آزادی - زهرا چمن مطلق

آثار شاعران کانون شعر ایران





اسارت آزادی


تن پوش آزادی را در آوردم!

مشتاق اسارت تو ام

همچون کودکی یتیم

که خودرادر آغوش کشیده!

خون خورده ام!

سجده هایم مست توشده

خدایم می شوی

شیطان خطابم می کنی!

طرد شده در متروکه ای دورم!

تن داده ام به درد

در شقیقه هایم

مویرگ ها با آهنگ کوچ می رقصند!

فریاد های دیوار...‌

آتش چشم های تو

تن کاغذم را می سوزاند!

شعرم زیر حرف هایش می زند!

می ترسم

روحم این جسم تکه تکه را انکار کند!

من عروس مردگانم!

در قطاری بدون توقف ...




زهرا چمن مطلق

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/15





خاطرات زخمی - زهرا چمن مطلق

آثار شاعران کانون شعر ایران







خاطرات زخمی


قاب عکس خالی روی میز

دشمن بی رحم ثانیه ها

لبخند تورا درخود دفن می کند...

دفتر

قلم

و برزخ خیالاتم

تنها دوست واقعی ام

که آغوش تو را ترسیم می کنند

از نامت براده براده  شعر می ریزد

بر روی خاطرات زخمی ام...

عقربه های گیج ساعت

به عقب بر می گردند

به حس گناهی که سر می رود

از خیابان های یکطرفه احساسم....

شب از خیال من

پریده است....!



زهرا چمن مطلق

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/15






آغوش مرگ - زهرا چمن مطلق

آثار شاعران کانون شعر ایران






آغوش مرگ


بی اعتقادم به قانون گربه های زخم خورده!

روح خسته ام

آمده است

عرف بشکند

و جنازه اش را رسوا کند!

ماه که هرشب کنارم

قهوه می نوشید و سیگار می کشید ...

شاهد بود!

مرگ...

گردنبدی ک در صندوقچه جواهراتم پنهان شده بود ...

تا شبی به دور گردنم بپیچد و در آغوشش مرا ببوسد!

بوسه ای به تلخی نبودت

که ثانیه

ثانیه

تکرار می شد!

صدای پای رفتنت سمفونی مرگ‌باری

که با شنیدنش

موهایم رقصان با عطر تو را

به دور گردن آویختم

و روی تن مرگ تاب خوردم!

شمع با شانه ای لرزان می گرید!

دستخط دیوانه ای لای کتابت!

آیینه ترسوی اتاق

گواه می دهند

دیشب زنی در حوالی رفتنت بدون بال به پرواز درآمده...

و لبهای مرگ را با اشتیاق بوسیده است!




زهرا چمن مطلق

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/15




نامه های باران - زهرا چمن مطلق

آثار شاعران کانون شعر ایران








نامه های باران


نامه هایت در آغوشم

دیگر خواب هایم  بوی کاغذ

می دمهد!

آدرسهای نامعلوم

پستچی ها ترسناک اند!

خون آشام های آرام؛

کفش هایم دهن باز کرده اند به گلایه

صدایشان را ازدهان کلاغی شوم شنیدم!

کم اند

برای زخم انگشت های در به در!

درد  در آغوش سینه ام

تقلا می کند!

برای آرامش اش قرص را با قطرهای اشک باقی مانده از آخرین خط نامه ات می نوشم!

قهوه عجوزه ای تلخ و سرد

که با دست زیر چانه به من پوزخند می زند!

وابری ک بغض می ترکاند

و

ماه در آغوشش

باران را در گورستان ته سیگارهای نکشیده ام دفن می کنم

عطر تو پخش می شود!



زهرا چمن مطلق

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/15



نهمین نشست کانون شعر ایران

اخبار کانون شعر ایران نشست ها و جلسات کانون شعر ایران


بسم الله الرحمن الرحیم


کانون شعر ایران طبق روال جلسات گذشته در تاریخ 98/7/9 روز سه شنبه محفل ادبی خود را در اداره ارشاد واقع در خیابان کریمخان، ابتدای خیابان ویلای شمالی، انتهای کوچه زبرجد، سالن اداره ارشاد، خانه فرهنگ و هنر استان تهران، برگزار کرد. در ابتدای جلسه با مبحث آموزشی قافیه شناسی جلسه توسط کارشناس جلسه جناب آقای امیر عزیزی آغاز و ادامه جلسه با شعر خوانی شاعران محترم و نقد و بررسی اشعار توسط کارشناس و دوستان صاحب نظر انجام شد .




میان برنامه این جلسه با حضور خواننده سنتی جناب آقای احمد یادگار با تصنیفی قدیمی از استاد بنان بود که مورد توجه دوستان شاعر و هنرمند واقع شد .
در ادامه برنامه مجری محترم سرکار خانم دنیا زینالی از دوستان شاعر دعوت به شعرخوانی کردند و همینطور از دوستان محترمی که در این جلسه زحمات زیادی کشیدند من جمله جناب آقای حمید رضا نوری و خانم ها صادقی، بی ریا و خانم نعیمی که زحمت عکس برداری و پذیرایی را داشتند تقدیر و تشکر شد و این نشست با شعر خوانی، آواز و صدای جناب آقای علیرضا فیصلی زاده پایان گرفت .

جلسه ی آینده کانون شعر ایران طبق روال سه شنبه ها، یکهفته درمیان اعلام شد و در زمان های مناسب اطلاع رسانی نیز خواهد شد .


نام کانون شعر ایران را در گوگل سرچ کنید و یا آدرس زیر را در مرورگر خود وارد کنید :




عزیزانی که در این محفل با ما همراه بودند :



آقایان :

عطایی
امیرعزیزی
حمیدرضا نوری (مدیر رسانه ای و هنری کانون شعر ایران)
رضا پناهیان
رضا شالبافان
حمید نظری
محمدحسین یزدانی
سیدمهدی حسینی
علیرضا افراز
احمد یادگار
علیرضا فیصلی زاده
سیدبهمن جمعه زاده





بانوان :

سیما اسعدی (یکی از کارشناسان سایت )
دنیازینالی
آذر عاصمی
طلا بی ریا
فریده نعیمی
فاطمه اردلان
موسوی
زهرا فیض
هیلدا احمدزاده
هلما سازش
فاطمه صادقی
نوران شیرزاد
فرشته گلدوست
فاطمه جناب
مریم رضاپور
محدثه کلهر
زهرا نوجوان
فریده اقبال
شریفه محسنی
زهرا چمن مطلق




تشکر فراوان از یکایک عزیزانی که در این جلسه با حضور گرمشان همراه ما بودند.





کارشناس و مدرس :

استاد امیر عزیزی


مدیر رسانه ای و هنری :

حمیدرضانوری


مجری و مدیر روابط عمومی :

دنیا زینالی







یادم تو را فراموشت - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران


یادم تو را فراموشت


من پای اون چشمات وایسادم

من‌ پات رو در روی این دنیا

پای همه قول هایی که دادم

تو پا می زاری رد می شی از ما




تو پا می زاری روی احساسم

خورد و خرابم میکنی میری

خط می زنیم آروم خب چیزی نیست

از رسم وفاداری تو شنیدی؟،!!




می سوزم و می سازم و می رم

دست می زارم‌ من روی احساسم

چشمامو بستم من تهه خطم

خط خوردم حتی از دو چشماتم




خط خوردم از آیندت و روزات

خط خوردم‌ از فردات‌ و از فردات

خط خوردم از روزایی که شاید

من مادری برای فرزندات




احوالت عالی، شاد و خوشحالی ؟!

حال منو دیدی، تو این روزا؟!

میگن زیادی اشک می ریزی

میگم حلالش باشه این اشکا




میگن که دوری آخره درده

میگن علاج اون فقط صبره

من صبر کردم‌ تا تو برگردی

نیومدی‌و این خودش درده





اصلا نیا جای تو اینجا نیست

اصلا تورو یادم فراموشت

اصلا نیا قانعم به تنهایی

اصلا تو دوریم باشه تن پوشت ...




زهرا نوجوان

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04








کویر - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران











کویر


و من جایی رسیدم که فقط کویر بود

و تا مغز استخوانم

دردِ سوز خورشید را احساس می کرد

من جایی رسیده بودم که

نه آبی بود که سیراب شوم

و نه سرابی که سیر شوم

وخط های بریدگی زمین بیابان ها را

را روی پیشانی ام دیده بودم

روز های بارانی دست تکان دادند

و دیگر هیچ رنگین کمانی

هیچ رنگین کمانی

مسیرش به خط نگاهم

در آسمان برخورد نکرد

من جایی رسیدم

که کویر بودم

مات و مبهوت

خشک و بی رمق

که شبی انقدر گریستم

که اشک در چشمانم خشکش زد




زهرا نوجوان

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04







من کیستم - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران





من کیستم


بعد تو

بگو باید در کدام شهر

در کدام خیابان ها

در کدام ماه از سال

و کدام عبادتگاه ها

خودم را پیدا کنم

من باید به خودم برگردم

باید حداقل یک راه باشد

تا از این دوگانگی خلاص شوم

تو را نه، خودم را گم کرده ام

خودم را گم کرده ام که صبح ها

قبل از صبحانه باید

با خفقان دست و پنجه نرم کنم

که سایه ی بغض

از سَرِ گلویم کم نمی شود

بگویید به من، بگویید من کیستم

من کیستم که اینگونه

شب هنگام چشم می گذارم

بر گوری از حرف های ناگفته

و بعد به خواب می روم

باید به خودم بیایم

باید به خودم برگردم

لطفا به من بگویید من کیستم؟!




زهرا نوجوان

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04











حوالی مرگ - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران










حوالیِ مرگ


بعد از این چه اهمیتی دارد

کجا سفر کنم

وقتی خورشید،

آبیِ دریا،

و شادی باران برای من نیست

دیگر هیچ اهمیتی ندارد

که هوای شهر در گلویم سنگینی می کند

وقتی می بینم

به اندازه ی همه روز هایی که

هنوز زندگی نکرده ام گریسته ام

و به اندازه ی همه ی روز هایی که

نفس کشیده ام زنده نبوده ام

در من جانوری خطر ناک در حال رشد است

که هر لحظه ممکن است زاییده شود

و من به مرگ نزدیکتر




زهرا نوجوان

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04










زهرا نوجوان

شاعران کانون شعر ایران





خانم زهرا نوجوان



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : دیپلم


- متولد : 1380





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید





مختصری از زبان شاعر :


تنها چیزی که باعث میشه
من در شرایط سخت زندگی
از نو بلند باشم و بایستم شعره
علاقه ی خیلی زیادی به نوشتن سپید دارم
در واقع شعر سپید روح من رو زنده میکنه
علاوه بر شعر ترانه هم مینویسم
قلم زبان دل من
و حر ف دل تمام زنان
زبان قلم من هست ...











زهرا چمن مطلق

شاعران کانون شعر ایران






خانم زهرا چمن مطلق



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : معلم مهد کودک و پیش دبستانی


- متولد : 1371





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید






مختصری از زبان شاعر :

روز عرفه 21 خرداد 1371 با عشق چشم‌ گشودم در خانواده ای اهل علم، علاقه ام به هنر سبب شد با وجود  تحصیل در رشته ریاضی و فیزیک، شعر بنویسم و تئاتر کار کنم، شعرهای زیبا را دکلمه کنم و با ساز عشق را بنوازم؛
موسیقی، شعر، داستان و نمایش روح ام را جلا می دهد،
از سال 97 به صورت جدی شعر و داستان را فراگرفته ام...
شاید این هم رسالتی باشد بر گردن من که با نوشته هایم عشق را زنده نگه دارم....







لب های انار - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











لب های انار


احساس بدی دارم، یاری به کنارم نیست

پاییز غم انگیزم ردی ز بهارم نیست


عمریسیت که تاریکم‌چون سایه ی بر دیوار

یک‌ روزنه ی کوچک در این شب تارم نیست


 آواره شدم همچون یک کودک گمگشته

تنها شده ام در این شهری که نگارم نیست


از مرگ نمی ترسم حالا که سیه بختم

در خانه شدم مدفون با اینکه مزارم‌ نیست


رفت از رخ من دیگر آن جلوه و زیبایی

دیگر اثری از آن لبهای انارم نیست


آیینه که یک عمری پیوسته فریبم داد

حالا بنگر او هم مبهوت و خمارم نیست


بیهوده نمی جنگم با بخت بدم دیگر

تسلیم توام دنیا، میلی به قمارم نیست.





نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15








پروانگی - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











پروانگی


آرزوهای قشنگم یک به یک

مثل یک شمع فروزان سوختند

آدمک ها سنگ بر پایم زدند

بال های کوچکم را دوختند




سهم من از عطر گل های بهار

برگ های کهنه ی پاییز شد

شوق پروازم درون سینه مرد

قلب ویرانم ز غم لبریز شد




خواستم پروانه ای باشم رها

پیله ی حسرت دگر زیبا نبود

آه اما بی دلان چوبم زدند

جای رویاهای من دنیا نبود




دردهایم را نگویم بهتر است

نا امیدم دیگر از پروانگی

میکنم پرواز در رویای خویش

گرچه شاید باشد این دیوانگی.





نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15












حباب - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











حباب


خبر آمد که آن یار قدیمی

عروسی کرده و خوشبخت و شاد است

نمیداند که قلب بی گناهم

پس از او مثل شمعی رو به باد است




چه میداند از این چشمان نمناک

نمی داند چرا من بی قرارم

هنوزم عاشقش هستم خدایا

من دیوانه او را دوست دارم




شنیدم با نگارش دست در دست

همیشه میرود در کوی و برزن

دعا کردم که هرگز چشمهایش

نیفتد در نگاه خسته ی من




دلم طاقت ندارد که ببینم

کنارش دختری دیگر نشسته

مرا چون شمع می سوزاند این عشق

دل بیچاره ام از غم شکسته




سزاوار غم و مرگ و سکوتم

نباید ساده میمردم برایش

چرا عبرت نمی گیرم خدایا

چرا افتاده قلبم زیر پایش




از این پس تا قیامت سوگوارم

برایم زندگی بی او عذاب است

منم آن ماهی قرمز که هر دم

هراسان در میان یک حباب است.




نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر  : 1398/06/15














عنکبوت و پیچک - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











عنکبوت و پیچک


این منم در انتهای کوچه ی دلواپسی

مثل یک سایه که بر دیوارها افتاده است

هیچکس هرگز سراغم را نمی گیرد دگر

مرگ در چشمان من یک اتفاق ساده است




قلب من آبستن فریادهایی خفته است

پیچک حسرت ز دستم رو به بالا می رود

خواب میبینم کسی می آید اما ای دریغ

هر کسی می آید اینجا بی محابا می رود




خسته ام دیگر از این امیدواری های پوچ

عنکبوت از چشمهایم باز آویزان شده

کوچه هم دارد مرا از خاک خود پس می زند

زندگی اینجا برایم درد بی درمان شده




در دلم اما هزاران آرزوی کوچک است

یک شب نوارنی از این کوچه تنها می روم

عنکبوت و پیچکم را زیر پا له می کنم

من از این کابوس بد تا شهر رویا می روم.




نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15














پیله ی حسرت - نرگس فتحی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران









پیله ی حسرت


هزاران آرزو دارم ولیکن

میان پیله ی حسرت اسیرم

مرا یارای پروانه شدن نیست

جوانی رفته و حالا چه پیرم




زمانی عاشق و دیوانه بودم

شبیه یک درخت سبز و زیبا

کبوترها ز قلبم پر کشیدند

شدم تنهاترین تنهای دنیا




چه خوابی دیده ای دنیا برایم

که در دامان تو خیری ندیدم

شراب شوکران دادی به دستم

تمامش را چه آسان سرکشیدم




سر غم های بی پایان سلامت

به‌ما یک لحظه شادی هم نیامد

هزاران زخم خوردم از زمانه

به ابروی خدا یک خم نیامد




خوشم اما که دیگر وقت کوچ است

دگر در این جهان کاری ندارم

نمی بارد به یادم هیچ چشمی

من اینجا هیچ دلداری ندارم.





نرگس فتحی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15













ای همنشین گل - الهه جعفری

آثار شاعران کانون شعر ایران










ای همنشینِ گل


ای همنشین گل، نفسی عطرِ جان بیار

از نغمه ی هَزار، به باغ خزان بیار


این خاک مرده را به نظر کیمیا کن و

خشکیده شاخه را شرر ارغوان بیار


دل شد کویرِ تشنه، خدا را ز بحر عشق

ابر سخاوتی تو در این آسمان بیار


هجرش تنیده بر شب بختم، عجوزِ دهر

از آفتاب روی چو مهرش نشان بیار


این بلبلِ اسیرِ قفس مانده را به مهر

  هر دم بشارتی خوش از آن دلسِتان بیار


زان یوسفی که هجر رخش نور دیده برد

پیراهنی شفای دل و دیدگان بیار


ای چشم روشن تو مسیحای جانفزای

خوش نشئه ای ز باده ی سرّ نهان بیار





الهه جعفری

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15

















دیدار آفتاب - الهه جعفری

آثار شاعران کانون شعر ایران
















دیدار آفتاب


رخ نمودی دیده‌ام بر آفتاب افتاده است

اشک شوقم زان دو چشم چون سحاب افتاده است


تا تهی کردی تو آن آیینه را از نقش خویش

نقش روی دوست بر آن بی حجاب افتاده است


در میان حلقه‌‌ی چشمت چه رقصان گشته نور

گویی اندر ساغرش صهبای ناب افتاده است


چون فکندی جلوه بر میخانه رندان مست

میگساران را ز کف جام شراب افتاده است


مستی چشمت چنان افزون شد از غوغای خواب

ماه و پروین را دل اندر اضطراب افتاده است


شِکوه چندان گویم از شبهای پر سوز فراق

کین دل رسوا به دردی بی حساب افتاده‌است


ای عمارت گشته از مهر رُخت ویرانه ها

از غم هجر تو این منزل خراب افتاده است






الهه جعفری

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15












افسانه من - الهه جعفری

آثار شاعران کانون شعر ایران









افسانه‌ی من


چون گَرد راه او شدن افسانه‌ی من است

هر جا که کوی دوست بُود خانه‌ی من است


حاشا که راه میکده باشد گذار من

تا چشم مست او می و میخانه‌ی من است


دیوانه می‌شوم ز غم خوشگوار دوست

حُزنش صفا و شوکت ویرانه‌‌ی من است


جانا بسوز تا به ابد در هوای دوست

سوزش نشاط و عشرت جانانه‌ی من است


چندان به شعله داده‌ام از شوق جان خویش

من در میان و شعله چو پروانه من است


آسان نمی‌شود به ره عقل کار من

مجنون او شدن ره مستانه‌ی من است




الهه جعفری

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/15









الهه جعفری

شاعران کانون شعر ایران





خانم الهه جعفری



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات :
کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی / خانه دار

- متولد : 1367





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :



چشمم همواره جست و جوگر جلوه‌های عشق و احساس در پدیده‌های جهان هستی است. احساس درونم در طرب واژگان جلوه‌گر شد... عشق ورزیدن را پیشه خود گزیدم، زیرا که  گذران لحظه های زندگی را بهایی جز مهر و دوستی نیست.
شعر را همانند اشک و لبخند از خالص‌ترین جلوه‌های احساس می‌دانم!







دوستت ندارم - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران













دوستت ندارم


دیروز

با یک امید شفّاف

هزار بار دوستت داشتم

امروز ولی...

با هزار خیال مه گرفته

یک بار

دوست دارمَت

و فردا شاید

با هزار و یک دلیل خاکستری

هزار و یک بار بگویم؛

دوستت ندارم ...





نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/06/08






ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو