به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

آزیتا سلطانی

دفتر اشعار آزیتا سلطانی شاعران کانون شعر ایران





خانم آزیتا سلطانی

- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1363/05/29 

- تحصیلات : لیسانس رایانه

- طراحی و صفحه آرایی کتاب

- طراح دکوراسیون داخلی



جهت رویت اشعار ثبت شده  اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
متولد گرماگرم تابستانم اما عاشق پاییز و برگ های نارنجی
تک دخترم اما مادر سه دختر شیرین!
جسور اما دلنازک!
دلبسته به دفترچه های خاطرات و روزهای بچگی!

مریم کشاورز معتمدی

دفتر اشعار مریم کشاورز معتمدی شاعران کانون شعر ایران





خانم مریم معتمدی ( کشاورز معتمدی)


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1363/12/03 

- تحصیلات : کارشناس زبان و ادبیات فارسی



جهت رویت اشعار ثبت شده  اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
از دوران نوجوانی علاقه ی زیادی به شعر خوانی داشتم .
چند سالی هست که با عشق می نویسم و هیچ آرامشی لذت بخش تر از شعر و دکلمه در زندگی ام ندارم.
سعی می کنم در زندگی با همه مهربان باشم
به فرموده ی مولا علی علیه السلام، صداقت، بهترین سیاست است.

زیبا پالیزبان

دفتر اشعار دکتر زیبا پالیزبان شاعران کانون شعر ایران




خانم زیبا پالیزبان


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و ترانه سرا

- متولد   1358/11/05 

- تحصیلات : دکتری زبان و ادبیات فارسی

- دبیر ادبیات و مدرس دانشگاه ( تهران مرکز )


آثار ادبی چاپ شده :

- مجموعه غزل تمرین فراموشی ( انتشارات فصل پنجم )


جهت رویت اشعار ثبت شده  اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :



شهرزاد فرهی اصلی

دفتر اشعار شهرزاد فرهی اصلی شاعران کانون شعر ایران





خانم شهرزاد فرهی اصلی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1355/05/22 

- تحصیلات : کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب

- دبیر


آثار ادبی چاپ شده :

- چند مقاله چاپ شده در روزنامه های محلی
- چندشعر چاپ شده در ماهنامه ره اورد گیل
- مقالات چاپ شده در کنگره بین المللی



جهت رویت اشعار ثبت شده  اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
با گذشت 43 بهار از عمرم هر روزم با خواندن شعر و پرداختن به آن بهاری  تر می شود
داشتن سه دختر پرشور و شاداب زندگی مرا همواره بهاری می کند
با عشق به آنها قلمم می نویسد
تنها میراثی است از من برای قلب مهربانشان ...

حامد نجف آبادی پور

دفتر اشعار حامد نجف آبادی پور شاعران کانون شعر ایران





آقای حامد نجف آبادی پور


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات : لیسانس مدیریت دریایی

- متولد : 1367/01/27


آثار ادبی چاپ شده :

- شمعدان خیال انتشارات آراسته ۱۳۹۳
- دنیای خوب من انتشارات نسل روشن ۱۳۹۹


جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید

مختصری از زبان شاعر :
بنده اهل سیرجان ازتوابع استان کرمان هستم و همواره کوشیده ام تا با اشعارم این مهم را بازگو کنم که رفتار ما می تواند دنیا را جای بهتری برای زندگی کند.

خجسته ناطق

دفتر اشعار خجسته ناطق شاعران کانون شعر ایران




خانم خجسته ناطق


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- متولد 1318/05/21

- تحصیلات : فوق دیپلم رشته روزنامه نگاری، بازنشسته مطبوعات، خبرنگار، گزارشگر

- استان خراسان رضوی - مشهد

- فعال در حوزهٔ رسانه



آثار ادبی چاپ شده :

همیشه سبز (مجموعه اشعار)
- سخن آشنا (مجموعه اشعار)
- کتاب دل (گردآوری مجموعه اشعار محمدحسین ناطق )
- رقص در مرداب (واقعی، تحلیلی، مجموعه داستان دختران فراری )
- تولد یک مرگ (تحقیقی مجموعه داستان حوادث، )
 و اشعار، مقاله و داستان منتشر شده در روزنامه خراسان، روزنامه قدس،روزنامه شهر آرا، هفته نامهٔ هوشیار،هفته نامهٔ زائر، و بولتن های اداره کل ارشاد خراسان رضوی



- روزنامه نگار پیشکسوت مطبوعات
با بیش از۴٠سال سابقه سردبیری،خبرنگاری وگزارشگری در رسانه های:

روزنامه خراسان، روزنامه قدس، روزنامه شهرآرا، مجله اقتصاد سبز،مجله زائر، هفته نامه طنز هوشیار و دیگرمطبوعات..
- سایت زنان
- تاریخ شفاهی ایران
- سایت های گوناگون ادبی هنری
- خانه مطبوعات
- سازمان بسیج رسانه



جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :



مریم خسروی

شاعران کانون شعر ایران




خانم مریم خسروی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- متولد   1385/03/13  نورآباد ممسنی

- تحصیلات : محصل




جهت رویت اشعار ثبت شده   اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
بنده از ۱۰سالگی به شعرنوشتن ونویسندگی علاقمند شدم، و در حال حاضر شعرهای من درقالب دلنوشته هستند.
نظر من مبنی بر این است که نوشتن شعر فرصت خوبی است که حرف های ناگفته ات را بنویسی و باکلمات ارتباط برقرار کنید.
و جا دارد از کسانی که بنده ی حقیر را در این راستا حمایت کردند کمال قدردانی را به جا آورم.

عاشقانه هایم

وابسته ام،
آغوشم خالی از آرامش از توجز عکسی نمانده، آمدی و از خواب پریدم،
درگرگونم در نبودت،
بعدازتو آرامشم جز عاشقانه هایم چیز دیگری نیست

فائزه اکرمی

دفتر اشعار فائزه اکرمی شاعران کانون شعر ایران نویسندگان کانون شعر ایران





خانم فائزه اکرمی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر، ترانه سرا و نویسنده

- متولد   1369/05/24  خراسان رضوی (بینالود)

- تحصیلات : ادبیات و علوم انسانی




جهت رویت اشعار ثبت شده   اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :

قلمی دارم معجزه آسا
از کودکی هر وقت دلم می گرفت می نوشتم می‌دانستم بهترین راز دار و بهترین یارم دفترم است.
چه صبور بود دفترم چون وقتی که خوشحال بودم اصلا به او فکر نمی کردم و وقتی ناراحت و دلگیر می شدم سراغش را می گرفتم.
مانند خدا
اکنون که هنوز می نویسم،برایم تداعی شد آن روزها که در دفترم آرزوهایم را می نوشتم و او می شنید.
پاسخ  امروز او آثارم هستند و نوشته هایی که با من همراه و پیمان ماندند.
مانند خدا که می شنود و تو حس می کنی که جوابی در کار نیست، اما در وقت معین و درست به تو پاسخ می دهد آن چنان که تو در حیرت می مانی.
هیچ چیزی سازگارتر از این نیست که خودت را در قلمت پنهان کنی
شعر من مانند عشق بی قید و شرط فقط هست، هست تا لحظه ای را برایت خاطره ساز و آرامش بخش کند .
از خود چیزی جز عشق نمی تراود و نمی خواهد و با کلمات حرف می زند.
چیزی هم طلب نمی کند.
شاعر ها از قدیم تا به امروز غریب واقع شدند و کسی جز قشر خودشان آنها را نمی فهمد.
در دنیایی که مادیات و خود بزرگ بینی حکم فرماست
چرا باید شعر خواند
تغذیه جسم را بر روح برتری می دهند و فکر می کنند هوشیارند نمی دانند که در خواب هستند.

فائزه اکرمی

پانیذ پیرانی

دفتر اشعار پانیذ پیرانی شاعران کانون شعر ایران نویسندگان کانون شعر ایران






خانم پانیذ پیرانی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- متولد   1385/06/04  استان فارس شهرستان رستم

- تحصیلات : محصل



جهت رویت اشعار ثبت شده   اینجا   کلیک کنید



مختصری از زبان شاعر :
من لرم از سرزمین بلوط های سرسبز ومردمانی با غیرت و با اصالت
11 ساله بودم که روز به روز علاقه من نسبت به شعر ونوشتن بیشتر می شد و معتقدم که دست به قلم شدن جان و روح را آرام می کند
و اکنون با قالب هایی همچون : دلنوشته. سپید. می نویسم
و امید دارم که با اشتیاق  و هیجان و تلاش این مسیر را ادامه خواهم داد. و آینده ای روشن در این راه برای خود و ایل پر افتخارم لر رقم بزنم

مرجان چهارراهی

دفتر اشعار مرجان چهارراهی شاعران کانون شعر ایران





خانم مرجان چهارراهی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و ترانه سرا




جهت رویت اشعار ثبت شده   اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :

عاشق شعرم و خوب می دانم خدا اگر شاعر نبود به این زیبایی نمی آفرید


سمیرا خاکپور

دفتر اشعار سمیرا خاکپور شاعران کانون شعر ایران





خانم سمیرا خاکپور



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1359/09/23  تهران

- تحصیلات : کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

- پژوهشگر ادبی

- شعر، خطاطی، حکاکی، طراحی، چرم، نقاشی روی سفال و نوازنده سنتور


جهت رویت اشعار ثبت شده   اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :

من شاعر دردهای خویشم
هم درد شما به قلب ریشم
جز جهل و عناد و ظلم و تزویر
از فاجعه ای  نمی پریشم


صادق رضائی میرقائد

دفتر اشعار صادق رضایی میرقائد شاعران کانون شعر ایران




آقای صادق رضائی میرقائد


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات : لیسانس

- متولد : 1367/03/05    استان خوزستان شهرستان لالی


 جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
و شعر
 آغوش گرمی ست
برای بیقراری های من...
از نوجوانی علاقه مند به شعر و خواندن اشعار شاعران معاصر و کلاسیک شدم و از همان دوران نوشتن را ابتدا بصورت نثر و بعد بصورت شعر نو و دو بیتی آغاز کردم
و همین امر سبب شد که علاقه زیادی به شعر نو، دو بیتی و رباعی داشته باشم.
علاقه مند به موسیقی سنتی،
دوستدار محیط زیست و عضو انجمن دوستداران محیط زیست شهرستان محل سکونتم هستم.
با مهر.

نیره جهان‌ بین

دفتر اشعار نیره جهان بین شاعران کانون شعر ایران





خانم نیره جهان‌ بین



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1350/02/12  شیراز

- تحصیلات : لیسانس آموزش ابتدایی

- فرهنگی


جهت رویت اشعار ثبت شده  اینجا  یک کنید


مختصری از زبان شاعر :
از دوران ابتدایی به شعر علاقه‌مند بودم و اولین شعرهایم را در دوران نوجوانی سرودم اما آن‌ها را جمع‌آوری نمی کردم تا اینکه یک تک‌بیت از من در رادیو شیراز به عنوان تک‌بیت منتخب هفته انتخاب شد و انگیزه‌ای شد برای سرودن بیشتر
سپس وقتی به شغل آموزگاری مفتخر شدم در محافل و جشنواره‌های ادبی و فرهنگیِ فرهنگیان شیراز شرکت می کردم اما به دلایلی مدت‌ها از شعر دور شدم
تا این که در سال ۱۳۹۶ دوباره نوشتن را شروع کردم و چون از آغاز دهه‌ی نود در رشت زندگی می کنم در جلسات شعر محافل و انجمن‌های ادبی رشت شرکت کردم و در حال حاضر سرودن شعر در قالب‌های مختلف مخصوصا غزل و رباعی را به طور جدی دنبال می کنم


ویدا (زهرا) یعقوبی پلکوئی

دفتر اشعار ویدا (زهرا) یعقوبی پلکوئی شاعران کانون شعر ایران





خانم ویدا (زهرا) یعقوبی پلکوئی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1343/05/05  تهران

- تحصیلات : ادبیات

- تکنسین آزمایشگاه تشخیص طبی


جهت رویت اشعار ثبت شده  اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :

دختری کوشا و علاقه مند به تحصیل در دوران مدرسه و دبیرستان که با خوانش صحیح اشعار کتب درسی همیشه مورد تشویق دبیران ادبیات و بسیار شیفته ادامه تحصیل در این رشته بود. اما از آنجایی که تقدیر و سرنوشت یک قدم جلوتر از خواسته ها و آرزوهای آدمی گام بر می دارد، با انقلاب فرهنگی پشت درهای بسته دانشگاه با آرزویش وداع کرد و قدم در وادی دیگر نهاد . مسئولیت خطیر مادری و تعهد به زندگی او را از آرزویش دور و دورتر کرد .  حس شاعرانگی با خواندن اشعار زیبای استاد فریدون مشیری، استاد شهریار ، بانو سیمین بهبهانی در او پدیدار گشت و اندک اندک مکنونات قلبی و احساس بر قلم جاری گشت و سالها ادامه یافت . سال نود و شش با تشویق خانواده به خصوص دو دختری که حالا آرزوی ناتمام مادر را به ثمر رسانده بودند و مادر شکوفایی آرزویش را در دو دختر تحصیل کرده اش می دید ، با همراهی و همدلی آنها و یاری جستن از دوستان یکدل و یکرنگ و مساعدت و همکاری ( انتشارات ایران فردا ) موفق به چاپ اولین اثر خود مجموعه اشعار و دلنوشته ها به نام ( همه لحظه های بی تو ) شد که چاپ دوم این کتاب در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سال نودوهشت افتخار حضور داشت . و هم چنان آرامش خاطر خود را مدیون نوشتن می داند و قلم همراه همیشگی لحظات تلخ و شیرین اوست .


ساره درمنکی فراهانی

دفتر اشعار ساره درمنکی فراهانی شاعران کانون شعر ایران






خانم ساره درمنکی فراهانی

- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1360/12/28  تهران

- تحصیلات : دانشجوی دکترای روانشناسی

- درمانگر در زمینه اختلاف زناشویی ، خانواده درمانی ،فردی ، مشاوره پیش از ازدواج




جهت رویت اشعار ثبت شده     اینجا      کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :

دختر پر انرژی و کنجکاو شاعری را دوست می داشت .او شور نوجوانی را با خواندن و حفظ اشعار بزرگان گذراند اما یکباره این اشتیاق را کنار گذاشت .دوران پرمشغله تحصیل دانشگاه در مقاطع مختلف در کنار وظیفه ی هسته ایش یعنی همسری و مادری مجالی برای اشتیاق کهنه نمی گذاشت.گاهگاهی که دلتنگ می شد در خلوت و سکوت شب سری به شیخ حافظ می زد اما گذری کوتاه
تا اینکه بعد ۲۰ سال برای یک پروژه بین رشته ای با استاد ادبیاتی آشنا شد که آن روزهای به ناخودآگاه نشسته را از نو برایش تصویرگری کرد.عجب شور و شوقی داشت وقتی اشعار حافظ را با مباحث درمان معنوی نزدیک می دید .به نظرش حافظ خود یک درمانگر معنوی بود مثل مولانا
از آن زمان در او یک نیاز وجودی ،شوق خواندن و سرودن پر رنگ شد و او آغاز کرد...
سروده هایش  کودکی نوپاست که با شوق گام برمی دارد وزمین میخورد .زانوانش هنوز توان راه رفتن ندارد اما امید دارد که دستان پر مهر بزرگسال پر توان (کانون شعر ایران)اوراهمراهی خواهد کرد تا او نیز به آرزوی همیشگی اش دست یابد.


سعید شفیعی نوید

دفتر اشعار سعید شفیعی نوید شاعران کانون شعر ایران





آقای سعید شفیعی نوید


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- تحصیلات : دانشجوی مقطع دکتری دانشگاه مازندران

- مدرس دانشگاه

- مترجم متون عمومی و تخصصی شیمی، مدرس دروس پایه کارشناسی شیمی به صورت خصوصی

- مشاوره تحصیلی و علمی دانشجویان کارشناسی ارشد در خصوص پایان نامه

- متولد : 1370/10/04    قم

 جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر   اینجا  کلیک کنید



مختصری از زبان شاعر :

علاقه‌مندی به شعر از دوران راهنمایی شروع شد و اولین شعر در سال دوم کارشناسی یعنی سال ۹۰



فاطمه ادیب

دفتر اشعار فاطمه ادیب شاعران کانون شعر ایران





خانم فاطمه ادیب



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1362/01/29  سمنان

- تحصیلات : کارشناسی روانشناسی



جهت رویت اشعار ثبت شده  اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
از سنین 17 سالگی شروع به شعر گفتن کردم
اولین شعرم در مورد فلسفه بود که مباحث کتاب فلسفه پیش دانشگاهی رو به زبان شعر در آوردم و با استقبال شدید استاد فلسفه روبه رو شدم وحتی قرار شد در کتاب فلسفه در صفحه ی اول چاپ بشه ولی پیگیری نشد
بعد از اون با تشویق همه ی اساتید و دوستانم گفتن شعر رو ادامه دادم


سعیده کیانی نژاد

دفتر اشعار سعیده کیانی نژاد شاعران کانون شعر ایران





خانم سعیده کیانی نژاد



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1363/06/30   استان فارس .شهرستان خنج

- تحصیلات : کارشناسی زبان و ادبیات فارسی


کتاب شعر چاپ شده:

- حنجره هایی که اشک بارید


جهت رویت اشعار ثبت شده     اینجا      کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :



سپیده پرکسب کار

دفتر اشعار سپیده پرکسب کار شاعران کانون شعر ایران







خانم سپیده پرکسب کار



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد   1367/02/09  

- تحصیلات : کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی



جهت رویت اشعار ثبت شده     اینجا   کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :

چشم هایت را ببند و به داستان زندگی ات فکر کن
قطعا بعضی از صحنه ها تو را به خنده وا می دارد
و بعضی دیگر به گریه؛ درست مثل یک فیلم با این تفاوت که نقش اول تمام صحنه ها خودت هستی و خودت!
من دوست دارم تمام صحنه های اطرافم را با قلم شعر روی صفحه ی احساسم نقاشی کنم!
از نوجوانی به شعر علاقه مند شدم و از همان زمان شروع کردم به نوشتن دلنوشته و ترانه و شعر نو اما علاقه ی خاصی به قالب غزل دارم و هر چه که از دل برآید را به نظم می کشم.

محمدعلی شفائی (علی آبان)

هیئت علمی و شورای تخصصی کانون شعر ایران دفتر اشعار دکتر علی آبان شاعران کانون شعر ایران




آقای محمدعلی شفائی  دکتر علی آبان


- عضو رسمی، هیئت علمی ادبی و مشاور کانون شعر ایران

- شاعر

- منتقد ادبی

- استاد دانشگاه

- مشاور آموزشی کنکور و صدا و سیما

- محقق و نویسنده

- تحصیلات : دکتری  زبان و ادبیات فارسی - عضو هیئت علمی دانشگاه

- متولد : 1344/08/02   

- دبیر و کارشناس انجمن ادبی هنری آبان


کتاب های شعر:

- پنج شنبه ها با تو ( غزل)
- ساعت نه و ربع به دار آویخته می شوم( سپید)
- در پیرهن تو سنگری جا مانده( سپید و رباعی)
- چهل و هشت ( غزل)
- عاشق که باشی ( سپید کوتاه)


پژوهشی :

- از کوچه تا پرواز
- درآمدی بر مبانی نقد ادبی
- تاریخ ادبیات و نقد ادبی در ایران و جهان
- شاعران دانشگاهی
 و مقالات فراوان


کارهای اجرایی :

- داوری جشنواره های شعر در سطح ملی
- مجری و کارشناس ادبی برنامه های ادبی تلویزیون و رادیو
- مسئولیت انجمن های ادبی از سال ۷۵ تا کنون
- تالیف و تدریس کلیه درس های ادبیات و نگارش و عربی از پایه هفتم تا یازدهم و همچنین دوم تا پیش دانشگاهی نظام قدیم



 جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر   اینجا  کلیک کنید



مختصری از زبان شاعر :

به دنیا که آمدم
قابله گفت:
این بچه دیوانه است
کم‌کم همه ی روستا گفتند:
این پسر آدم نمی شود
این شد که شاعر شدم

گویی از روزی که افتادم در این دنیای مخوف و بی در و پیکر، زبان به اعتراض گشودم. تا یک ماه شدیدا گریه کردم تا شاید برگردم اما راه ، بی برگشت بود. به دنیا عادت کردم مثل همه ی شما. قد کشیدم . مدرسه رفتم. اما همچنان بر حیرتم می افزود که چرا آمدم؟  سوم ابتدایی را هم در روستایم "افتلت" از توابع گلوگاه و بهشهر مازندران خواندم‌ . خانه به دوشی ما آغاز شد. از روستای کوهستانی اسباب کشیدیم به روستایی نزدیک بهشهر. دیر رسیده بودم. مدرسه ثبت نام نکرد. یک سال فاصله افتاد. سال بعد که رفتم ، پرونده سه سالم گم شده بود، دوباره آوردندم اول ابتدایی، معلم از حاضر جوابی ام در درس خسته شده بود، بردندم دوم . معلم صبور بود و دوم ماندم. سه سال عقب افتادم. سه سال هم بعد از انقلاب ترک تحصیل کردم. دوباره شبانه ادامه دادم و بعد روزانه تا دکتری آمدم. شعر را از همان چهارم ابتدایی که مادر سی و پنج ساله و یک سال بعد خواهر هیجده ساله ام غریبانه از این دنیا رفتند، شروع کردم. مادربزرگ هم بی تاثیر نبود. شعر زیاد بلد بود و می خواند .
سنگینی این دنیا و رنج و اندوهش، پرسش همیشگی که چرا آمدم، مرا در شعر نگه داشت. خوشحالم که شاعر شدم اما ناراحتم که زندگی مادی خودم و زن و بچه هایم را خراب کردم. جرم نه از من بود نه از شعر، که از این جامعه و متولیان بی درد و بی فرهنگ و علم و شعر نشناس بود و هست. سی سال نوشتم و تدریس کردم و سرودم و خواندم اما به قیمت نابودی زندگی ام . شاید باید دنبال دلالی و دزدی و کلاهبرداری و تزویر می رفتم مثل خیلی از مسئولین کشور اما نه عرضه ش را داشتم و نه توحش و این صفات رذیله در ذاتم بود. حتما حلال زادگی و حلال خوری همیشه مانعم شد.
به هر حال ، نفس می کشم و عذاب هم کنارش برای گذران زندگی و لقمه ای نان و یافتن سرپناهی اجاره ای که مرا وا می دارد به گفتن: تفو بر این مسئولین بی لیاقت و جاه طلب که نه علم می فهمند و نه اهل علم و قلم. تاریخ شاید قاضی خوبی باشد در ثبت این موجودات موذی و زاید.
به هر حال خدا را سپاس که به من فهم و خرد و آزادگی بخشید تا لااقل فرصت بارکشی و مدح و جانبداری آن ها را به من نداده است و سربلند و پیروزم هر چند نفس چون تیغ در گلو به آمد شد خود ادامه می دهد و سر تاجوری دارم در آزادگی.
و خرسند به داشتن دوستان زیاد در کشور که مرا و آثار و اشعار مرا می خوانند و کسی لعن و نفرینم نمی کند و مرگ من موجب شادی کسی نمی شود. این یعنی سلطنت واقعی.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات