به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

مجموعه شعر شبانه ها سروده بهاره مرادنژاد

دفتر اشعار بهاره مرادنژاد مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران



مجموعه  شبانه ها    اثر بهاره مرادنژاد



گذشته

گمگشته یی در ناکجا آباد بودم
من عابری که برده نام از یاد بودم

من رنجِ موجی در تلاطم های دریا
من ماتم و آوازِ قو در باد بودم

میخواستم از چشمِ مردم دور باشم
از ظلمِ آدم ها پر از فریاد بودم

هرگز کسی مانند من تنها نمیشد
در اوجِ سختی های خود فولاد بود

با زخمِ باقی مانده یی از هر تبر هم
اردیبهشتی سبز در مرداد بودم

از کودکی با واژه و شب خو گرفتم
با شعر و غم سر کردم و آزاد بودم

حالا چرا صبرو قراری نیست با من؟
من که پریشان خاطری دلشاد بودم

بهاره مرادنژاد




اندوهِ شب

تمامِ شب دو چشمِ تا سحر بیدار می خواهم
سکوتِ خانه و یک کاغذ و خودکار می خواهم

از آشوبی که برپا می شود در شهر بیزارم
کنارِ پنجره  تنهایی و سیگار می خواهم

دلم می گیرد و از قاصدک هایی که در راهند
خبر از آن دو چشمِ مستِ لاکردار می خواهم

دقیقاً لحظه یی که دارم از اندوه می میرم
کنارِ امنِ دریا وعده ی دیدار می خواهم

بیا و شعر شو،  با آن نظر بازیِ معروفت
من از آن چشم های لعنتی اقرار می خواهم

بپرسم مثلِ سابق بویِ باران می دهد دستت؟
بفهمی از دو دستت عطرِ شالیزار می خواهم

غریبه نیستی با من چه پنهان دردِ دیرینم
به رسم عشق و شیدایی تو را بسیار می خواهم


بهاره مرادنژاد










تاریخ ثبت اشعار : 1399/04/07



سرقت ادبی از این مجموعه شعر  پیگرد قانونی  دارد


مجموعه شعر بی برگ و باری سروده بهاره مرادنژاد

دفتر اشعار بهاره مرادنژاد مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران



مجموعه بی برگ و باری    اثر بهاره مرادنژاد




شاعرانه

بغض و غمِ عاشقانه را می فهمی؟
شب گریه ی بی بهانه را می فهمی؟
از خنده ی چشمِ روشنت می ترسم
ترسیدن شاعرانه را می فهمی؟

بهاره مرادنژاد



جنون

درونش دختری کز کرده غمگین است
درونش دختری محتاج تسکین است
خودش را داده دست قرصِ خواب آور
جوانی که دلش دارالمجانین است


بهاره مرادنژاد



پائیز

ما وارث اشک و گریه در پائیزیم
با کوچه و بویِ نم به هم می ریزیم
باران که به شوقِ شعرمان می بارد
از واژه و استعاره ها لبریزیم

بهاره مرادنژاد


دوری

دلبسته به شعر و کُنجِ عُزلَت بودیم
در حسرت یک خیال راحت بودیم
دلتنگ شدیم و بین مان دوری بود
ما تشنه ی یک سلام و صحبت بودیم


بهاره مرادنژاد



زاگرس

تا برگ بلوطِ پیر افروخته شد
کاشانه ی امنِ جوجه ها سوخته شد
در شعله ی  داغِ زاگرس ماندم با
چشمی که به دست آسمان دوخته شد

بهاره مرادنژاد



فصلِ عاشقی

از کوچه ی متروک ما هر وقت رد می شد
چشمِ من آئینه شدن ها را بلد می شد

پائیز بود و فصلِ طولانیِ باران ها
فصلی که عشقش در دلم حبسِ ابد می شد


بهاره مرادنژاد







تاریخ ثبت اشعار : 1399/04/07



سرقت ادبی از این مجموعه شعر  پیگرد قانونی  دارد

تا ابد - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار بهاره مرادنژاد



تا ابد

حل می شوم با قهوه در انبوهِ تلخی ها

پر می شود در فال من یک عمر تنهایی

زل می زنم با گریه به خالیِ فنجانم

در فالِ من اندوهِ رازآلودِ شب هایی


کبریت روشن می کنی در اوجِ بدمستی

شب می گریزد خواب از چشمانِ بیدارَت

از یاد خواهی برد که دیوانه ات بودم

دیوانه ی تلفیقِ بوی عطرو سیگارَت


شمشیر از رو بسته یی و خوب می دانم

داری به یغما می بری هر روز جانم را

با لمسِ دستانت دلم دیگر نمی لرزد

دیگر به چشمانت نمی بازم جهانم را


دیگر تو را در اوجِ حسرت ها نمی خواهم

تا نیمه شب در خلوتم یکریز می بارم

گاهی فراری می شوم از جمعِ آدم ها

از زندگی با خاطراتت سخت بیزارم


باید فراموشی بگیرم در غزل هایم

بعد از تو من از واژه ها بدجور دلسردَم

دیگر نباید تا ابد دلواپست باشم

دیگر به ویرانیِ عشقت  برنِمی گردم


بهاره مراد نژاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/02/09


خیال - بهاره مرادنژاد

دفتر اشعار بهاره مرادنژاد آثار شاعران کانون شعر ایران



خیال

شبی  دوباره انفجار نور  کن

میانِ گریه های من ظهور کن

مرا که عاشقم وَ بی قرارِ تو

دوباره مثلِ قبل ها صبور کن

درونِ سطرهای گیجِ دفترم

هنوز گم شدم مرا مرور کن

که پرت می شود حواس من به تو

بیا به ذهنِ شعرِ من خطور کن

شبی مرا بِبَر به شوقِ دیدنت

مرا بگیر و از زمانه دور کن

پلنگ قصّه یی وَمن دچارِ تب

شبی ز خوابِ ماهِ خود عبور کن

بهاره مرادنژاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/19

تب عشق - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار بهاره مرادنژاد



تبِ عشق

درونم راه می افتد زنی شب ها که گریان است

تمامم می کند آخر تبِ عشقی که سوزان  است

سپردی دستِ خاموشی بهارِ خسته ی خود را

برای تو رها کردن چرا انقدر آسان است؟

دویدم سمتِ  تنهایی ،که از دنیا جدا باشم

بسوزم در عذابت با نگاهی که زمستان است

مدارا می کنم با جبر های زندگی اما

تو می دانی دلم غمگین تر از شب های تهران است

نوازش می کنم در خواب و رویا تارِ مویت را

شبیهِ پیچِ موهای تو هر خوابم پریشان است

نگاهم می کند باغم طبیبم چاره می خواهد

برای دردهای قلبِ من دنبال درمان است

دوای دردِ من آن چشم های قهوه قاجاری

دوای دردِ من آن پرسه های زیرِ باران  است


بهاره مراد نژاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/04


هراس - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار بهاره مرادنژاد



هراس


بعد از تو قلب این زن دیوانه سنگ است

بعدازتو پای ماندنم بدجور لنگ است

ماندم میان عقل واحساسم هراسان

آتش به اختیار چشمانِ قشنگ است


بهاره مراد نژاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/23



دیوونگی - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار بهاره مرادنژاد



دیوونگی

دیوونگی  یعنی اون دستایی

که یه روزی دار و ندارت بود

حالا تو دستای یکی دیگست

انگار نه انگار که کنارت بود


دیوونگی یعنی که سازت رو

برداری، راهی شی زیر بارون

یعنی هزار بار بشکنی اما

بازم بخوای خوشبخت بشه با اون


دیوونگی یعنی شب ابری

از خونه بی چتر می زنی بیرون

وقت طلوع صبح با خورشید

میای به خونه خسته و داغون


با اینکه قلبم بی تو آشوبه

اما براش دیوونگی خوبه

کاشکی صدام می کردی تو بازم

می خوام بگم برگرد به این خونه





بهاره مرادنژاد
تاریخ ثبت شعر : 1397/07/29


سقوط - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار بهاره مرادنژاد



سقوط

بعد ازتو من اندوهِ بی پایانِ پاییزم

مثل درختی کهنه ام زرد و غم انگیزم

وقت سقوط از ارتفاعِ چشم های تو

چون آخرین برگم که از یک شاخه آویزم

پاییزم و در انتظار دیدنت زردم

آخر نفهمیدی که از عشق تو لبریزم

باید که ازبی  مهریِ چشمان تو ترسید

عمریست در  این حادثه با  غم گلاویزم

عمری مدارا کرده ام با بی وفایی ها

اشکم  که دیگر بعدِ تو  با ناله  می ریزم

از سالهای بودنت سردرگمی ماندست

بعد از تو من یک کوچه ی متروک پاییزم




بهاره مرادنژاد
تاریخ ثبت شعر : 1397/07/29



بغض شبانه - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار بهاره مرادنژاد





بغض شبانه

خیلی شبا با بغض می خوابم

خیلی شبا با گریه بیدارم

از وقتی دستامو رها کردی

از کوچه های شهر بیزارم

امشب تمومِ خاطراتت رو

یکی یکی بازم رَصد کردم

دیدم از اول رفتنی بودی

من بیخودی راهت رو سَد کردم

از وقتی رفتی رویاهام پژمرد

این دیوونه هر شب به یادت مُرد

این دیوونه وقتی سفر کردی

کنج قفس عشقت رو از یاد برد ...



بهاره مرادنژاد
تاریخ ثبت شعر : 1397/07/20

همونم - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار بهاره مرادنژاد



همونم

همونی ام که از برگای پاییز خاطره داره،

من اونی ام که از چشمای تو دس برنمی داره

پرم از گریه و حسرت، توو پاییزی که غم داره

دارم رویامو می بازم واسه تو فرقی ام داره؟

همیشه عاشقی با تو یه جور آشفتگی داره

همونی ام که از کارای تو سر درنمیاره

همیشه دستام از دستات یه دنیا فاصله داره

می خام دور شم برم جایی نگاهِ تو نمیزاره

دیگه دستات گل امید تو قلب من نمیکاره

چشام بی تو از این برگا از این تنهایی بیزاره
 
دلم مثل قدیما باز بهت وابستگی داره

هنوزم حس بین ما شبیه اولین باره




بهاره مرادنژاد
تاریخ ثبت شعر : 1397/07/20


بهاره مرادنژاد

دفتر اشعار بهاره مرادنژاد شاعران کانون شعر ایران








خانم بهاره مرادنژاد


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد 1371

- تحصیلات : دانشجوی کارشناسی حقوق و شاغل

- شهرستان دورود - استان لرستان


جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
چشمان آسمانی اش مــرا به اعماق دنیایم می برد جایی که حقیقتا هرگز نرفته بودم ،،،
از وقتی که خودم را شناختم می نویسم، از سال ۸۱ که ده ساله بودم نوشتن را دوست داشتم و با نثر شروع کردم و شعر سپید
چند سال اخیر هم که به سرودن دو بیتی و غزل کلاسیک  و ترانه نویسی مشغول هستم


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات