به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

پازل - رقیه نوری پور

دفتر اشعار رقیه نوری پور آثار شاعران کانون شعر ایران


پازل

برای ماندنم، دیگر نمی بافی دلایل را!

ببین!دیگر نداری حس و حال آن اوایل را!

برای من چه فرقی می کند دنیای بعد از تو؟

فقط امروز و فردا می کنم این دورِ باطل را

در اعماق نگاهت شوقِ ماندن بود و میرفتی

"گریز از عشق" پرپر می کند انسانِ بزدل را!

و بعد از رفتنت، یک روز می آید که برگردی

ندارد موج، اصلا طاقتِ دوریِ ساحل را

من از روزِ ازل یک تکه ام پیشِ تو جا مانده

بیا تکمیل کن این قسمتِ خالیِّ پازل را...

رقیه نوری پور
تاریخ ثبت شعر  : 1399/02/23

بگذاری بروی - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار رقیه نوری پور



بگذاری بروی   جوابیه

وقتِ آن است که کم کم بگذاری بروی

در دلم حسرت و صد غم بگذاری بروی

تو فقط آمده بودی، نه فقط در دل من

ماتمی در دلِ عالم بگذاری بروی

مثل بارانِ بهاری که کم و کوتاه است

مدتی باشی و نم نم بگذاری بروی

من چه کردم که تو از پیشم و با آن همه عشق

این همه سخت و مصمم بگذاری بروی؟!

تو فقط آمده بودی بگذاری بروی!

خاطرات وغمِ مبهم بگذاری بروی

گفته بودی همه ی جان تو هستم اما

وقتِ آن است مرا هم بگذاری بروی...


رقیه نوری پور

تاریخ ثبت شعر : 1397/09/16


حسرت - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار رقیه نوری پور



حسرت

نیستی؛ قلبِ من آغوش، تمنا دارد

دل که عاشق بشود، خواهشِ بیجا دارد

غمِ هر جمعه ی پاییز؛ فقط می فهمد

که چه حالی دلِ یک عاشقِ تنها دارد

بارشِ برف، به دریاست، محبت به کسی

که از احساسِ تو و عشقِ تو پروا دارد

قابِ عکسِ تو شده سهم اتاقم، اما

عکسِ ماه است که در برکه تماشا دارد!

دور از آغوشِ تو هر ذره ی من می گرید

در وجودم؛ غمِ دوری تو نجوا دارد

ما چه نزدیک به هم وصل گریزان از ما

ساحل عمریست به دل حسرتِ دریا دارد




رقیه نوری پور
تاریخ ثبت شعر : 1397/08/12


این روزها - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار رقیه نوری پور



این روز ها 

این روزها دنیای ما ماتم نمی خواهد

ماتم خودش دنیای ما شد، غم نمی خواهد

در بستر این زندگی اکسیر غم جاریست

جز مرگ،زخم قلب ما مرهم نمی خواهد

آزادی اینجا در گلوی جهل زندانیست

فریاد ما جز گوشِ این عالم نمی خواهد

معیار عشقِ این زمانه پول و داراییست

این روزها حوّا دلشآدم نمی خواهد

اینجا برای رشد ساقه، ریشه می میرد!

اینجا پدر جز درد ها همدم نمی خواهد

با هر نفس جان می دهیم و غصه می گیریم

این بازدَم ها آرزوی دَم نمی خواهد

دنیا، تو با ما ناجوانمردانه می جنگی

یکجا بگیر این جانِ ما، کم کم نمی خواهد


رقیه نوری پور
تاریخ ثبت شعر : 1397/03/18


مادر - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار رقیه نوری پور


مادر

تو آفریده شدی تا که پُرثمر باشی

مرا به اوج،صبورانه، راهبر باشی

دعایِ خیرِ تو با آسمان عجین شده تا

برای ریشه ی هر مشکلی، تبر باشی

بیا که سمبلِ خیرالنساء و کوثر و نور

و نغمه ی قلمِ سوره ی قمر باشی

به زیر پای تو حتی بهشت هم افتاد

که بر سراسرِ آن "تاجِ روی سر" باشی

اگرچه ما همه آیات خالقیم اما

"فرازِ عشق" تویی، تا عزیزتر باشی



رقیه نوری پور
تاریخ ثبت شعر : 1397/02/05


آرزوی عشق - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار رقیه نوری پور



آرزوی عشق

نه!هیچ راهِ پیش و پَسی نیست سوی عشق

انگار لقمه ای شده ام در گلوی عشق

از لحظه ای که بافته شد طالعم به تو

محکم بغل گرفته مرا رنگ و بوی عشق

خورشید را دگر چه نیازی به نورِ ماه؟

حرف از صلاحِ عقل نزن پیشِ روی عشق

تنها امید و آرزوی من که نیستی

آنقدر لایقی که شدی آرزوی عشق

بیرون که نیست از دلت اسرار عاشقی

حل می شوم درون تو در جستجوی عشق


رقیه نوری پور
تاریخ ثبت شعر : 1397/02/05

نوروز در حریم تو - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار رقیه نوری پور





نوروز در حریم تو

سالَم که در کنارِ تو آغاز می شود

هر پرده اش به دستِ خدا ساز می شود

نوروز، در حریم تو بسیار دیدنیست

هر قفل بسته در حَرَمَت باز می شود

اَشکم دخیلِ "پنجره فولاد" می کنم

چشمانِ من "الهه ی اعجاز" می شود

گویا دلم "کبوترِ جَلدِ حرم" شده

دارد اسیرِ لذتِ پرواز می شود

بی شک دچارِ "احسنِ الاَحوال" می شوم

 سالَم که در کنارِ تو آغاز می شود


رقیه نوری پور
تاریخ ثبت شعر : 1396/12/23

تقدیر - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار رقیه نوری پور




تقدیر


کارِ سِن نیست که اینگونه زمین گیر شدم

من به اندازه ی غم های دلم پیر شدم

در ازل بود، تَوَکَلتُ عَلَی الغَم گفتم

بر زمین آمدم، آلوده ی تحقیر شدم

خارج از سلسله ی محکمِ خوشبختی ها

حلقه ی گمشده ی آخرِ زنجیر شدم

تا که بر حکم و قوانینِ قضا تَن دادم

با دلی غم زده آبستنِ تقدیر شدم

غرق رویا و خیالاتِ تو بودم "دنیا"

پس چرا در دلِ کابوسِ تو تعبیر شدم؟!



رقیه نوری پور
تاریخ ثبت شعر : 1396/9/25

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic