به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

.....

معرفی کتاب شاعران و نویسندگان

..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

شعر شمالی - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران




شعر شمالی


باران گرفته کوچه باغ این حوالی را

من دوست دارم این همه آشفته حالی را


در وسعت اشعار من یک لحظه با من باش

با تو بنوشم لحظه های پرتغالی را


گاهی مرا دیوانه کن آرام کن گاهی

من دوست تر می دارم این حالی به حالی را


ای کاش با تو در کنار عصر پاییزی

با من بخوانی یک غزل یک شعر عالی را

ایوان و آتش را مهیّا کرده ام برگرد

حس می کنم بارانهای احتمالی را


اعجاز لبخند تو در شعرم تراوش کرد

طعمِ دو سیب و حس قلیان سفالی را


در گرمی احساس تو یک شعر می چسبد

لبخند تو پر می کند فنجان خالی را


لمسِ نگاهی مُلتمس با نم نم باران

می نوشد از لبهای تو چای ذغالی را


در برکه چشمت تصور میکنم خود را

همواره دارم از تو احساس زلالی را


تصویر تو... باران... دلم... یک کوچه تنهایی

دارم تمنا، یاری از جنس شمالی را


دارم تجسّم می کنم آرامشی جز تو

در من نمی گنجاند این شعر خیالی را ...




فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07






غم آزرده - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران




غم آزرده


رفتی و وسعت دلتنگی من بسیار است

انتظار تو کنون باعث استمرار است


طاقتی نیست مرا گوش بده حرف نزن

این چنین سردتر از قبل نشو خیره به من


چند سالی است فقط ، چشم به من دوخته ای

روح حساس مرا در طلبت سوخته ای


بعد تو آینه سرگرم تماشای من است

بی جهت غرق من و در پی افشای من است


کاسه ی صبر من از شدّت غم لبریز است

دل طوفان زده ام همسفر پاییز است


رفتی و یاد تو شد هجمه ای از درد به من

خواهشا" دیر نکن باز تو برگرد به من


کوچه گردی شده ام بی تو در آغوش زمان

شده ام بی تو من انگار فراموش زمان


پر و بال سفرم نیست پس از هجرانت

لعنتی؛ خانه برانداز شده، چشمانت


باد می آید و من درخطر طوفانم

خط زدی بر همه ی  باور و اطمینانم

شده ای میوه ی ممنوعه ی باغ ابدی

می دهد بی تو مرا پنجره احساس بدی


رفتی و بی تو پُر از درد شدم می فهمی؟

بی تو از روی زمین طرد شدم می فهمی؟


خواهشا پای نزن روی رگ احساسم

من که بر حال خوشت با دگران حساسم


مانده ام در گرو هاله ای از شک و یقین

آه ای یار سفر کرده دلم خورده زمین


یا بیا خاطر ِآزرده من شاد بکن

یا مرا از غم عشق خودت آزاد بکن ...




فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07





کِی - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران




کِی


کی می توانم با شما در گوشه ای خلوت کنم

حسّ غریبِ گریه را با چشمتان قسمت کنم


افسوس، احساسِ شما با من غریبی می کند

تا کی چنین دیوانگی، در گوشه ی غربت کنم


رفتید مثل قاصدک، تا دور دستِ آرزو

من نیز مانند شما باید شبی هجرت کنم


آخر گناهِ ما چه بود... عشق و جنون و بی کسی؟!

تا کی نباید با شما ای آشِنا صحبت کنم؟!


چیزی بگویید از خزان! حرفی، کلامی، واژه ای

شاید به این بیگانگی، مثل شما عادت کنم



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07





دو سایه - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران




دو سایه


کنار تو زیباترین لحظه ها

چقد عاشقونه رقم می خوره

دلم از همه عالم و آدماش

کنار تو که باشه، دل می بُره



تماشای تو فصلِ دل کَندنه

از آهنگ غمگین دلواپسی

هوای تو رو کرده احساسِ من

تویی که تو این خونه تنها کسی



حضور تو دنیای آرامشه

واسه بیقراریّ بارون و باد

چی میتونه بهتر ازین باشه که

یکی عاشقت باشه خیلی زیاد



پر از عطرِ احساس پروانه ها

دارم عاشقیتو نفس می کشم

"تو" دریای طوفانیِ عشقی و

منم موجِ بی وقفه ی خواهشم



بذار از تماشای ما پر بشه

زمینی که عشقو بغل می کنه

جهانی که با لحن زیبای عشق

همه تلخیا رو عسل می کنه



من و تو دو تا باغِ بارون زده

دو تا عطرِ پیچیده تو عالمیم

دو تا سایه تو قصه ی زندگی

که تا آخرِ قصه مالِ همیم



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07




مبتلا - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران




مبتلا


نگاه تو به رنگ آسمان است

صدایت مثل باران مهربان است

سکوتت لهجه ی امّید دارد

و دستانت پلِ رنگین کمان است



تو را با آبِ دریا می نویسم

تو را زیبا!چه زیبا می نویسم

و بر گلبرگ قلبم تا همیشه

تو را تنهای تنها می نویسم



من از تو تا شبِ رؤیا رسیدم

تو را زیبا تر از پروانه دیدم

در آن تاریکیِ رسوا نشستم

و نازِ چشم هایت را کشیدم



نگاهم کردی و خورشید رویید

دلم عشقِ تو را صد بار بوسید

و از بس شادمان کردی دلم را

تمامِ غربتت را نیز بخشید



بیا حرفی بزن،شعری بنا کن

سکوتم را پر از زنگِ صدا کن

بیا و باز هم مثل گذشته

دلِ غمگینِ ما را مبتلا کن




نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07





اصلاً - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران




اصلاً


شاعر نشدم، که عاشقت باشم من

آن وقت، بخندی و بگویی، کُودن


احساس، زمان کودکی مان جان داشت
 
جانم، تو نگو جدایی و جان کندن



معنای همند، نه عزیزم، اصلاً

کِی، گفته ام عاشقت شدم ؟من؟! من؟ من؟!


ای وای، دوباره خواب می دیدم او
 
اینگونه به من نگفت وقت رفتن


او گفت که عاشقِ تو من،  می مانم

حتی، که اگر نبینمت من، اصلاً


شاعر شده ام که عاشقت باشم من

تا آخر عمر، تا زمان مردن





فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21



پیراهن - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران





پیراهن


پیراهنش شبیه تو بود آن که می دوید

یک لحظه خاطرات تو در دل مرور شد

 
تا خواستم دوباره نگاهش کنم چه زود

چشمم به اشک پر شدو حسم چه کور شد


یاد شبی که رفتی و بی تو شدم نشست

در خاطرات تلخ نگاهی که دور شد


آن روز عاشقت شده بودم ولی دلم
 
راضی نشد بگوید و مسخ غرور شد
 

حالا که سالهاست تو رفتی وهمچنان

قلبم پر از نگاه تو سرشار شور شد
 

پیراهنش شبیه تو بود وای اگر خودش
 
شاید ندیده این دل من هم  به گور شد


آهسته تر غریبه کجا میروی بمان
 
دیدی به نقش پیروهنی دل چه جور شد؟




فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21





نسخه - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران





نسخه


این ماه هم طبیب، غزل راشنید وگفت

باید برای دلبر دل، دلبری کنم


شاید عجیب بود، ولی توی نسخه اش

این بار هم نوشت، تو را، نوکری کنم


زنگار بسته این قلمم، جراتی بده

در بین شعر ها، دل خود، بستری کنم


من، آسمانی ام، و از اقبال نیک من

باید برای شعر شما، دل زری کنم


مشهد، غروب غربت و یک تنگ پر دروغ

با بغض سنگی ام، ز چه خود را بری کنم؟


نذر شما تمام غزل های ناقصم

آقا ببخش، شاعری ات، سرسری کنم


صحن و ضریح و پنجره فولاد و گنبدت

باعث شده، که ظاهر خود، کوثری کنم


باید برای دلبر دلداده در دلم

با دلنوشته های دلم دلبری کنم ...



فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21




حلالم بکن - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران





حلالم بکن


حلالم بکن، بس که در هر غزل

تو را یاد یک عاشق انداختم

نمی دانم این بین، آخر چه شد؟!

که در شهرمان جز تو نشناختم
       


حلالم بکن، آنقدر گفتمت

که شهری برای تو شاعر شدند

میان غزل های مردم یکی

نوشت عاشقی تو، برو دل نبند

           

حلالم بکن، بین هر بیت شعر

نگاهم به چشمان تو خیره ماند

نمی دانم اما یکی این میان

دلم رابه سوی تو با عشق راند
           


حلالم بکن، عاشقش بودی و

من عاشق تر از تو، رها کردمت

هر از گاهی از دور، با فاصله

کنارش چه خوشحال می دیدمت
          


حلالم بکن عاشقت ماندم و

نوشتم فراموش کردم تو را

و رفتم به شهری به دور از همه

بدون دلم وبدون شما
          


حلالم بکن، باز هم عاشقم

 ولی باز هم من، به رسم قدیم

به شادی تو دلخوشم پس بگو

چه شد ما زهم دور تر می شدیم
             


حلالم بکن که نبوسیدمت

و آغوش من وا نشد، یا چه شد؟

که در حسرت لحظه ای عاشقی

نمی دانم اما نشد که نشد ...



فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21





یتیم - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران





یتیم


سه ساله دختر بابا، یتیم شد، تا من

به یاد دخت سه ساله، زچشم خون بارم


دلم هوای تو کرده، رقیه جان، رخصت

امان بده، قدمی هم، به صحن بگذارم


عجیب حال و هوای حرم زده به سرم

گناهکارم و جرمم بپوش، می دانم


خودم حجاب خودم گشته ام وگرنه شما

پر از عطوفتی اما، ز رو سیاهانم


نمی شود که بگویم نبین گناهم را

ولی به صحن پدر بر مرا ببارانم


دلت شکسته رقیه، دلم پر از زخم است

یتیم گشتی و هستم یتیم، می دانم...




فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21





ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو