به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

جانان - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران


جانان

تو در جانی و جانانی، چه عنوانی از این بهتر

به دل بنشسته ای جانا، چه مهمانی از این بهتر

به جرم‌ عاشقی خوردی، به دل حبس ابد یارا

بگو دیگر چه می خواهی، چه زندانی از این بهتر

چنان‌ شوقی به دل دارم، که وصفش را نمی دانم

که در فالم نمی گنجد، چه سامانی از این بهتر

مجال آید تو را گویم، ز راز دل شباهنگام

گشودی بر دلم کویت، چه اسکانی از این بهتر
      
     
سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



تو نمی تونی بفهمی که اینو - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران



تو نمی تونی بفهمی که اینو

تو نمی تونی بفهمی که اینو 

عشقی زورکی بدست نمیاد و

وقتی اصرار می کنی بمونه اون

هیچیو با تو دیگه نمی خواد و


آره هیشکی تو رو درک نمی کنه

آره هیشکی پای تو نمی مونه

اصن هیشکی جز خودت نمی تونه

قدر دیوونگی هاتو بدونه


تو نمی تونی بفهمی فاصله

گاهی وقتا لازمه توو رابطه

اونیکه فقط کنارت می مونه

تا تهش فقط رفیقِ فابِته


تو نمی تونی بفهمی که اینو

زندگی بدون عشقم می گذره

وقتی به تنهایی عادت می کنی

می بینی تنهایی هات قشنگ تره


تو نمی تونی بفهمی که اینو

هرچقدر خوبی کنی اضافی ای

تو یه استثنا باشی پیش همه

هنوزم برای اون تو عادی ای


آره هیشکی تورو درک‌ نمی کنه

آره هیشکی پای تو نمی مونه

اصن هیشکی جز خودت نمی تونه

قدر دیوونگی ها تو بدونه


زهرا شادباش

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06





سیم آخر - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران


سیم آخر

اگه کلاهِ تو قاضی کنی می فهمی

با همه خوب و بدِ تو آشِنام

حتی صد دفعه که آزارم بدی

با همه بد قلقیت کنار میام



تو به لجبازی که عادت می کنی

فرصتِ دلبریات زیاد می شه

وقتی یه جاهاییو تو کوتاه میای

چیزی که ما دلمون می خواد می شه


اخه کی دلبری هاتو بلده

واسه تو به سیمِ آخرش زده

هر چی خوبی می کنه نمی بینی

اخرش همون‌ می شه آدم بده


نرو توو فازی که تنها بمونیم

نذار توو خاطره ها جا بمونیم

بذار که با دلِ بی غم بمونیم

همیشه خاطر خواهِ هم بمونیم


آخه کی دلبری هاتو بلده

واسه تو به سیمِ آخرش زده

هر چی خوبی می کنه نمی بینی

آخرش همون می شه آدم بده


زهرا شادباش

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



عشق ناب - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران


عشق ناب

مجنون که شور و حسرت شیدا شدن نداشت

هر دم دلی به معرض رسوا شدن نداشت

در دست او حواله ی عاشق شدن نبود

شاخه گلی به شوق شکوفا شدن نداشت

چون ملک دل به صحبت صاحبدلی فروخت

راهی به غیر از عاشق لیلا شدن نداشت

در موج حادثات شناور شد ای عجب

آن قطره ای که جرات دریا شدن نداشت

هر کس ز راه موعظه پندی به او بداد

گم گشته بود و رغبت پیدا شدن نداشت

در کوله بار او چو همه عشق ناب بود

باکی ز وحشت و غم تنها شدن نداشت



سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



حدیث عشق - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران



حدیث عشق

کمی بگویم از این حال خود برای شما

که هر زمان دل من بوده مبتلای شما

کجاست موسم دیدار و وصل روح انگیز

کنون که می شنوم بوی آشنای شما

عنان دل ز کفم رفت و خواب از سر من

کدام ساز بنوازم به پیش پای شما

بیا که زخمه ی سازم ز بیقراری دل

کند حکایت مجنون به سرسرای شما

قدم چو رنجه نمایی دوباره در بر من

تمام جان و دلم می کنم فدای شما


سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



غفلت - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران



غفلت

آن ناله و افغان چو بر عرش خدا رفت

بس زمزمه ها کرده و همراه صبا رفت

هنگام سحر زمزمه ها از دل عشاق

با ورد سحر گاه به همراه دعا رفت

حاشا که به مقصد نرسد حاصل عمری

کز خامی و غفلت همه بر باد فنا رفت

قاصد چو فرستی تو به دلجویی معشوق

کان یار دل آرام دگر از شهر شما رفت

گفتم که به او حاجت ما را برسانید

گفتا برو ای شیخ که تیرت به خطا رفت

دانی که به حاجت برسد یا که شفاعت

آن کو به رهش صادق و بی رنگ و ریا رفت


سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06





منتظر - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران


منتظر

در مانده ترین عابر این ریل قطارم

در جاده ی تنهایی غم یکه سوارم

پیوسته به زنجیر کشد فکر مرا او

چون آهوی وحشی بنمودست شکارم

در حیرتم از این همه بیداد زمانه

چون در طلب خنده ی دل سیر خمارم

من چشم به راهت بنشستم که بیایی

ای نقش تو کمرنگ در این دیده ی تارم

برما نفرستی نه پیامی نه سلامی

عمریست خیال تو در آورده دمارم


سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



دوست - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران


دوست

در مقام دوست گر همراز باشی بهتر است

یک دمی با حال او دمساز باشی بهتر است

یک‌نصیحت گویمت بشنو فراموشش مکن

بعد هر پایان اگر آغاز باشی بهتر است

در نهایت در خوشی و ناخوشی ی روزگار

در پی هر آزمون ممتاز باشی بهتر است

بزم باشد صحبت از جانان بیاندازی وسط

شعر چون گویی غزل پرداز باشی بهتر است

در بیانت حرف حق گو جاودانت می کند

در کلامت ذرّه ای اعجاز باشی بهتر است


سیده لیلا حسینی نصر

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06



فاصله - آذین جهاندیده

آثار شاعران کانون شعر ایران


فاصله

عشقت

شوک بزرگی بود

به کسالتِ روزمرگی ام

مانند

خبرِ پیدا شدن عکس زنی

در دفترچه یادداشت خدا

یا

لمسِ لطیف چند تراول

در دستان کودکی فقیر

نزدیکی

اما

دوری ات از من دور نمی شود

فاصله هیچوقت یک کلمه نبوده است

فاصله تمامِ شعرهایی ست

که برایت می بافم

و دلت هرگز سردش نمی شود


آذین جهاندیده

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/04


معشوقه پاییز - معصومه امیریان نور

آثار شاعران کانون شعر ایران



معشوقه پاییز 

امشب دوباره سینه ی من درد دارد

فهمیده ام دنیا فقط نامرد دارد

کانون خورشیدم اگر دست تو باشد

دنیا هزاران ماه و فصل سرد دارد

اندیشه ی سبز چمن باور ندارد

هر فصل سبزی سرنوشتی زرد دارد

من ماه را هر شب سر یک کوچه دیدم

این ماه هم عاشقی شبگرد دارد

از سایه روشن های عکس باغ پیداست

پائیز هم معشوقه ای خونسرد دارد


معصومه امیریان نور

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/04


تب عشق - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



تبِ عشق

درونم راه می افتد زنی شب ها که گریان است

تمامم می کند آخر تبِ عشقی که سوزان  است

سپردی دستِ خاموشی بهارِ خسته ی خود را

برای تو رها کردن چرا انقدر آسان است؟

دویدم سمتِ  تنهایی ،که از دنیا جدا باشم

بسوزم در عذابت با نگاهی که زمستان است

مدارا می کنم با جبر های زندگی اما

تو می دانی دلم غمگین تر از شب های تهران است

نوازش می کنم در خواب و رویا تارِ مویت را

شبیهِ پیچِ موهای تو هر خوابم پریشان است

نگاهم می کند باغم طبیبم چاره می خواهد

برای دردهای قلبِ من دنبال درمان است

دوای دردِ من آن چشم های قهوه قاجاری

دوای دردِ من آن پرسه های زیرِ باران  است


بهاره مراد نژاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/04


دچار - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



دچار

ما هر دو دلگیریم ازین،

شب های سرد انتظار

از لحظه های مضطرب،

از لحظه های بیقرار

سهم من و تو حسرته

از زندگی، از روزگار


دستاتو از من پس نگیر

چشماتو از من بر ندار

دوری نکن از عاشقت

دنیامو اینجوری نذار

این خونه دلگیره برام

این لحظه ها تاریک و تار


می مونه تو دنیای من

عطر خیالت یادگار

احساس تنهایی نکن،

من با توام دیوونه وار

چشمامو بستم رو خودم

عاشق شدم بی اختیار


دنیا اگه ما رو نخواد

دنیا رو می ذارم کنار

این یعنی اوج خواستنت

این یعنی می مونم دچار

اونقد دچارم که خودم

می ترسم از پایانِ کار



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/27


جامانده - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



جا مانده

از تو در من غزلی مانده که گفتن دارد

شرح احساسِ تو هر لحظه نوشتن دارد

ای سفر کرده به آغوشِ غزل جاری شو

تا دلم عطر دل انگیزِ تو بر تن دارد

گفته بودی که هوا خواهِ من...اما نه

کُنجِ چشم تو خزان قصدِ نشستن دارد

روزگاری من و تو آینه ی هم بودیم

حال یک آیِنه احساسِ شکستن دارد

گاه گاهی بگُذر از دلِ تنگم،هر چند

دشتِ خشکیده مگر ارزشِ گشتن دارد

آنچنان میل به باریدنِ باران دارم

که دلم واهمه ی سیل گرفتن دارد

تا کجا شعر،تو را در دلِ من می ریزد؟!

تا کجا یادِ تو در شعر،شکفتن دارد

سر به بالینِ غزل،دست به دامانِ سکوت

چشمِ غمدیده ی بارانزده خفتن دارد


نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/27




قلم - عبدالحمید بنی اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران


قلم

قلم را تو

به دستانم سپردی

وقتی که نگاهت در ماورای

ذهنم‌ماندگار شد

من با قلم بیگانه بودم

حرکت ِ زُلفان تو‌

در مسیر بادهای موسمی

به جریان انداخت قلمم را

قلمم بی رنگ‌ بود

بی جوهر

سرخی خون ِ لبانت

شد جوهر قلمم

و چشمانت خود

کتابی ست

که هنوز نگارنده ای ندارد


عبدالحمید بنی اسدی

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25




زندگی - عبدالحمید بنی اسدی

آثار شاعران کانون شعر ایران



زندگی

کاش زندگی

پیاله ی شعری بود

که با هم می نوشیدیم

خرده نانی بود

که با هم می خوردیم

آبی بود

که در آن غسل

نجابت می گرفتیم

کاش زندگی

می خندید و

ما هم می خندیم

می رقصید و

ما هم می رقصیدیم

می فهمید و

ما هم می فهمیدیم!


عبدالحمید بنی اسدی

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25


دیوانگی - حمیدرضانوری آسکین

آثار شاعران کانون شعر ایران


دیوانگی

دیوانگی ام را

به حساب چشمانم بگذار

که تو را دیدند و خواستمت

و قلبم که تمامت را

در خودش جای داد

و نفس هایم که برای تو می آیند

و آغوشم

که فقط تو را می پذیرد

و من آدم عاقلی هستم

که تو را دارم ...


حمیدرضانوری آسکین

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25






کوتاه بیا - حمیدرضانوری آسکین

آثار شاعران کانون شعر ایران



کوتاه بیا

بیا و کوتاه بیا

خودت را به من برگردان

و من را به خودت ببخش

بگذار در لحظه لحظه هایم

تو را زندگی کنم

بیا و کوتاه بیا

من معنی بلندای دوری ات را نمی دانم

و این کوتاه آمدنت را

به اندازه تمام عمرم بلند ...



حمیدرضانوری آسکین

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/25



مادر - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران



مادر

یادش بخیر سجده و قرآن مادرم
گل بوسه های آن لب خندان مادرم

یادش بخیر قهر و هیاهوی گم شدن
دنبال هم دویدن و گلدان مادرم

در لا به لای موی به هم چیده خم شدن
درلحظه های داغ پریشان مادرم

یادش بخیر کودکی و دوش هم شدن
یا پر زدن به خرمن دامان مادرم

وقتی نبود نیمه ی شبها خیال خواب
بودم فقط مزاحم چشمان مادرم

یادش بخیر کودکی و بوسه های او
یا رقص سرمه برتن مژگان مادرم

یادش بخیر دیدن موهای باز او
یاشانه های موی درافشان مادرم

تاتب تمام جان مرا می گرفت شب
تر می شدم  زگریه ی پنهان مادرم

یادش بخیر وقت نمازش دعا به لب
می گفتم ای که جان همه قربان مادرم

امشب که عالمی به خدا سجده می کند
من سجده کرده بر گل دامان مادرم


مریم پیروزیان

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25





فریاد - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران



فریاد

هنوز می کشم از درد دوریت فریاد

مباد فکرکنی می برم تو را از یاد

به عهدهای تو دائم نمی شود دل بست

ولی هنوز به یاد تو می شوم دلشاد

تمام هستی خودرا به پای دل دادم

چنان بهارخزان دیده رفته ام بر باد

چقدر با تو بگویم حدیث دلتنگی

که سخت می کشدم بی شماره این غمباد

بگو به سنگ مزارم قلم زنند از عشق

و برسرش بنویسند " پای دل جان داد"

هنوز می کشم از درد دوریت فریاد

بگوکه بی تو جهانم به دام دل افتاد


مریم پیروزیان

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25





عذاب سکوت - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران



عذاب سکوت

چه سالهاست تو را کنج قاب می بینم

سکوت سرد تو را چون عذاب می بینم


خیال دیدن رویت چه کرده با دل من

که بی شماره تو را من به خواب می بینم


هزار مرتبه می پرسمت زدوری و درد

ولی همیشه تو را بی جواب می بینم


چقدردوست بدارم تورا که بی تو هنوز

تمام فاصله ها را سراب  می بینم


هوای بودنت اینجا چنان قرارم برد

که حال روز و شبم را خراب می بینم


سکوت بشکن و گاهی بیا به دیدن من

که من سکوت تو را ناثواب می بینم


مریم پیروزیان

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25





بی قرار - مریم پیروزیان

آثار شاعران کانون شعر ایران



بی قرار

قدری بمان مقابل من تا ببینمت

درکنج خلوتی تک و تنها ببینمت


درچشم عاشقت بنشینم به سادگی

شایدکه سیر سیر سرا پا ببینمت


لیلا نبوده ای که بدانی چه می کشم

آیا رواست من به تقاضا ببینمت


گاهی بیابه دیدن این بی قرارخود

گاهی بمان که تا من لیلا ببینمت


یوسف ترین خلایق عالم تویی فقط

بایدکه چون دو چشم زلیخا ببینمت


هرگزخیال دیدن رویت نمی رود

از یاد من، بگو که کجاها ببینمت


حاشا نمی کنم که توراعشق ماندگار

حتی اگر که آخر دنیا ببینمت


مریم پیروزیان

تاریخ ثبت شعر  : 1398/11/25



درد دلهامو واسه کی بکنم؟ - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران



درد دلهامو واسه کی بکنم؟

بعد از اینکه گذشته‌ تو باختی

خودتو تو چه حالی انداختی

تا که آینده‌ی منو ساختی؟!

پیر شدی تا که بچِّگی بُکنم ...


زندگیتو به پام گذاشتی یه‌جا

حالا منّت سرم بذار و بیا،

واسه یکبار ازم یه چیزی بخوا

حاضرم هر چی که بگی بکنم ...


هر غمی فکرشو کنم خوردی

هر جوری فک کنم بد آوردی

خودمونیم، چند دفعه مُردی

تا من آسوده زندگی بُکنم؟!


عکسِتو کُنجِ آینه چسبوندم

آینه رو سمتِ تخت چرخوندم

آخه از وقتی رفتی من موندم،

دردِ دلهامو واسه کی بکنم؟! ...


رفتی و بُردی دلخوشیهامو

خاک کردم امیدِ فردامو

دفن کردم تمومِ دنیامو

راستی  زنده‌ام که چی بکنم؟! ...



زهرا شادباش

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/22




فرمانده - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران




فرمانده

زیر آتیش غم و تنهایی

به دوتا چشم تو رو آوردم

واسه جنگیدنمون علیه غم

یه قشون خنده‌رو آوردم



سنگرِ نگاهتو به روم نبند

اومدم یه عشقِ کاری باشم

نکنه جبهه بگیری رو به من

که یه سربازِ فراری باشم



ما دوتا کوه غروریم و نذار

که من از غرور تو عاصی شم

واسه من یخورده زوده که بخوام

واردِ یه جنگِ احساسی شم



اگه دستور به تبعید بدی

می رم از پیش تو تا تنها شی

من اطاعت می کنم امّا نذار

توی دستِ خاطره پیداشی



تنهایی حاکم سرسختیه که

واسه من عشق‌و غدغن کرده

جبهه‌ی موافق هوای تو

من‌ و با تنهایی دشمن کرده



بی پناهم و پناهی نمی خوام

وقتی بوسه هات روی رگبارن

افتخارم اینه که روی تنم

جای زخمای تو رو بشمارن


عاشق شدن یعنی یک جنگِ تن به تن

یعنی وجودتو تسلیم کن به من

یعنی که دل ببریعنی که دل بباز

یعنی جهانتو پای دلت بساز



زهرا شادباش

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/22



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic