به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

گلهایی که باد برد - منصوره صادقی

آثار شاعران کانون شعر ایران




گلهایی که باد برد


ساقه ی قاصدکی

که تمام گلهایش را

باد برده؛

مترسکی

که مزرعه اش را

کلاغ سیاهی خورده؛

دریایی

که ماهیانش را

به تور صیاد سپرده؛

بعد تو حالم این است

درخت سیبی که

از سرمای روزگار

ایستاده مرده...



منصوره صادقی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03





کاش - منصوره صادقی

آثار شاعران کانون شعر ایران





کاش

هیاهویی درآسمان نیست

کلاغهای خوش خبر را

در آسمان تیرباران می کنند

و زمین می لرزد

تا درد انباشته درسینه ی مردگان را

جابجا کند...

هیاهویی روی زمین نیست

سکوت نبودنت را

نه آسمان می تواند بشکند

نه زمین

کاش وقتی

انگشتانت را

بر فقراتم می کشیدی

نت ها به صدا در می آمدند

مادربزرگهای در خاک خفته

با موسیقی تو لالایی می خواندند

تا در آغوشت درد انباشته در سینه ام را جابجا کنم

و چون‌ سازی قدیمی و خسته

زیر نوازشهای آرشه ی  تو

 بمیرم... .



منصوره صادقی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03



افسوس - منصوره صادقی

آثار شاعران کانون شعر ایران





افسوس


کاش

دیوار خانه ات بودم

گاه گاهی

به من

تکیه می دادی ...

یا سقف بالای سرت

شبهای بی خوابی ؛

زل می زدی به من

دانه دانه عاشقانه هایت را

مرور می کردی ...

یاحتی

پنجره ی اتاقت

هرصبح

شعاع نور با شیطنت

 ازمن می گذشت

صورتت را می بوسید

گونه ات را نوازش می کرد

با پلکت بازی ...

افسوس؛

نه دیوارم؛ نه سقف؛ نه پنجره...

خرمالوی گس درخت حیاط خلوتم

هر پاییز منتظر به گرمای دستهای تو

خوراک گنجشکها می شوم...



منصوره صادقی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03







خواب - مژگان معدنی

آثار شاعران کانون شعر ایران






خواب


سایه‌ام تمام قد می‌خوابد

اما هیچ‌گاه

کوتاه نمی‌آید

از آفتاب لبِ‌بام

خیالت راحت

آن‌قدر صدایم بلند است

که آن‌هم تمام قد

پُر می‌کند گوشه‌ها را

حواست باشد

خواب‌ام فقط با خیال تو

شیرین می‌شود ...


مژگان معدنی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03






رد بالهایش - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران







رد بالهایش


دست‌هایم را به ستاره آویخته‌ام

در خلاءِ دنجِ شب تاب می‌خورم

و ابرهای دود گرفته را به تن می‌کنم

مست می‌شوم از عطر زمینی‌اش

پیش از من کسی ،

که در خواب بارها دیدمش

از اینجا گذشته است

و رد بال‌هایش را

بیهوده به شهاب نسبت می‌دهند

ستاره‌ای که می‌افتد

نشانه تولد است ؛

متولد می‌شوم بارها و بارها

بوی شکفتن می‌دهد هوا

با باد تاب می‌خورم

و موهایم با پنجره می‌رقصد

در پشت پرده‌های کشیده‌اش.





فائزه ابوطالبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/02









شعر شمالی - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران




شعر شمالی


باران گرفته کوچه باغ این حوالی را

من دوست دارم این همه آشفته حالی را


در وسعت اشعار من یک لحظه با من باش

با تو بنوشم لحظه های پرتغالی را


گاهی مرا دیوانه کن آرام کن گاهی

من دوست تر می دارم این حالی به حالی را


ای کاش با تو در کنار عصر پاییزی

با من بخوانی یک غزل یک شعر عالی را

ایوان و آتش را مهیّا کرده ام برگرد

حس می کنم بارانهای احتمالی را


اعجاز لبخند تو در شعرم تراوش کرد

طعمِ دو سیب و حس قلیان سفالی را


در گرمی احساس تو یک شعر می چسبد

لبخند تو پر می کند فنجان خالی را


لمسِ نگاهی مُلتمس با نم نم باران

می نوشد از لبهای تو چای ذغالی را


در برکه چشمت تصور میکنم خود را

همواره دارم از تو احساس زلالی را


تصویر تو... باران... دلم... یک کوچه تنهایی

دارم تمنا، یاری از جنس شمالی را


دارم تجسّم می کنم آرامشی جز تو

در من نمی گنجاند این شعر خیالی را ...




فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07






غم آزرده - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران




غم آزرده


رفتی و وسعت دلتنگی من بسیار است

انتظار تو کنون باعث استمرار است


طاقتی نیست مرا گوش بده حرف نزن

این چنین سردتر از قبل نشو خیره به من


چند سالی است فقط ، چشم به من دوخته ای

روح حساس مرا در طلبت سوخته ای


بعد تو آینه سرگرم تماشای من است

بی جهت غرق من و در پی افشای من است


کاسه ی صبر من از شدّت غم لبریز است

دل طوفان زده ام همسفر پاییز است


رفتی و یاد تو شد هجمه ای از درد به من

خواهشا" دیر نکن باز تو برگرد به من


کوچه گردی شده ام بی تو در آغوش زمان

شده ام بی تو من انگار فراموش زمان


پر و بال سفرم نیست پس از هجرانت

لعنتی؛ خانه برانداز شده، چشمانت


باد می آید و من درخطر طوفانم

خط زدی بر همه ی  باور و اطمینانم

شده ای میوه ی ممنوعه ی باغ ابدی

می دهد بی تو مرا پنجره احساس بدی


رفتی و بی تو پُر از درد شدم می فهمی؟

بی تو از روی زمین طرد شدم می فهمی؟


خواهشا پای نزن روی رگ احساسم

من که بر حال خوشت با دگران حساسم


مانده ام در گرو هاله ای از شک و یقین

آه ای یار سفر کرده دلم خورده زمین


یا بیا خاطر ِآزرده من شاد بکن

یا مرا از غم عشق خودت آزاد بکن ...




فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07





کِی - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران




کِی


کی می توانم با شما در گوشه ای خلوت کنم

حسّ غریبِ گریه را با چشمتان قسمت کنم


افسوس، احساسِ شما با من غریبی می کند

تا کی چنین دیوانگی، در گوشه ی غربت کنم


رفتید مثل قاصدک، تا دور دستِ آرزو

من نیز مانند شما باید شبی هجرت کنم


آخر گناهِ ما چه بود... عشق و جنون و بی کسی؟!

تا کی نباید با شما ای آشِنا صحبت کنم؟!


چیزی بگویید از خزان! حرفی، کلامی، واژه ای

شاید به این بیگانگی، مثل شما عادت کنم



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07





دو سایه - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران




دو سایه


کنار تو زیباترین لحظه ها

چقد عاشقونه رقم می خوره

دلم از همه عالم و آدماش

کنار تو که باشه، دل می بُره



تماشای تو فصلِ دل کَندنه

از آهنگ غمگین دلواپسی

هوای تو رو کرده احساسِ من

تویی که تو این خونه تنها کسی



حضور تو دنیای آرامشه

واسه بیقراریّ بارون و باد

چی میتونه بهتر ازین باشه که

یکی عاشقت باشه خیلی زیاد



پر از عطرِ احساس پروانه ها

دارم عاشقیتو نفس می کشم

"تو" دریای طوفانیِ عشقی و

منم موجِ بی وقفه ی خواهشم



بذار از تماشای ما پر بشه

زمینی که عشقو بغل می کنه

جهانی که با لحن زیبای عشق

همه تلخیا رو عسل می کنه



من و تو دو تا باغِ بارون زده

دو تا عطرِ پیچیده تو عالمیم

دو تا سایه تو قصه ی زندگی

که تا آخرِ قصه مالِ همیم



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07




مبتلا - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران




مبتلا


نگاه تو به رنگ آسمان است

صدایت مثل باران مهربان است

سکوتت لهجه ی امّید دارد

و دستانت پلِ رنگین کمان است



تو را با آبِ دریا می نویسم

تو را زیبا!چه زیبا می نویسم

و بر گلبرگ قلبم تا همیشه

تو را تنهای تنها می نویسم



من از تو تا شبِ رؤیا رسیدم

تو را زیبا تر از پروانه دیدم

در آن تاریکیِ رسوا نشستم

و نازِ چشم هایت را کشیدم



نگاهم کردی و خورشید رویید

دلم عشقِ تو را صد بار بوسید

و از بس شادمان کردی دلم را

تمامِ غربتت را نیز بخشید



بیا حرفی بزن،شعری بنا کن

سکوتم را پر از زنگِ صدا کن

بیا و باز هم مثل گذشته

دلِ غمگینِ ما را مبتلا کن




نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/08/07





اصلاً - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران




اصلاً


شاعر نشدم، که عاشقت باشم من

آن وقت، بخندی و بگویی، کُودن


احساس، زمان کودکی مان جان داشت
 
جانم، تو نگو جدایی و جان کندن



معنای همند، نه عزیزم، اصلاً

کِی، گفته ام عاشقت شدم ؟من؟! من؟ من؟!


ای وای، دوباره خواب می دیدم او
 
اینگونه به من نگفت وقت رفتن


او گفت که عاشقِ تو من،  می مانم

حتی، که اگر نبینمت من، اصلاً


شاعر شده ام که عاشقت باشم من

تا آخر عمر، تا زمان مردن





فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21



پیراهن - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران





پیراهن


پیراهنش شبیه تو بود آن که می دوید

یک لحظه خاطرات تو در دل مرور شد

 
تا خواستم دوباره نگاهش کنم چه زود

چشمم به اشک پر شدو حسم چه کور شد


یاد شبی که رفتی و بی تو شدم نشست

در خاطرات تلخ نگاهی که دور شد


آن روز عاشقت شده بودم ولی دلم
 
راضی نشد بگوید و مسخ غرور شد
 

حالا که سالهاست تو رفتی وهمچنان

قلبم پر از نگاه تو سرشار شور شد
 

پیراهنش شبیه تو بود وای اگر خودش
 
شاید ندیده این دل من هم  به گور شد


آهسته تر غریبه کجا میروی بمان
 
دیدی به نقش پیروهنی دل چه جور شد؟




فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21





نسخه - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران





نسخه


این ماه هم طبیب، غزل راشنید وگفت

باید برای دلبر دل، دلبری کنم


شاید عجیب بود، ولی توی نسخه اش

این بار هم نوشت، تو را، نوکری کنم


زنگار بسته این قلمم، جراتی بده

در بین شعر ها، دل خود، بستری کنم


من، آسمانی ام، و از اقبال نیک من

باید برای شعر شما، دل زری کنم


مشهد، غروب غربت و یک تنگ پر دروغ

با بغض سنگی ام، ز چه خود را بری کنم؟


نذر شما تمام غزل های ناقصم

آقا ببخش، شاعری ات، سرسری کنم


صحن و ضریح و پنجره فولاد و گنبدت

باعث شده، که ظاهر خود، کوثری کنم


باید برای دلبر دلداده در دلم

با دلنوشته های دلم دلبری کنم ...



فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21




حلالم بکن - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران





حلالم بکن


حلالم بکن، بس که در هر غزل

تو را یاد یک عاشق انداختم

نمی دانم این بین، آخر چه شد؟!

که در شهرمان جز تو نشناختم
       


حلالم بکن، آنقدر گفتمت

که شهری برای تو شاعر شدند

میان غزل های مردم یکی

نوشت عاشقی تو، برو دل نبند

           

حلالم بکن، بین هر بیت شعر

نگاهم به چشمان تو خیره ماند

نمی دانم اما یکی این میان

دلم رابه سوی تو با عشق راند
           


حلالم بکن، عاشقش بودی و

من عاشق تر از تو، رها کردمت

هر از گاهی از دور، با فاصله

کنارش چه خوشحال می دیدمت
          


حلالم بکن عاشقت ماندم و

نوشتم فراموش کردم تو را

و رفتم به شهری به دور از همه

بدون دلم وبدون شما
          


حلالم بکن، باز هم عاشقم

 ولی باز هم من، به رسم قدیم

به شادی تو دلخوشم پس بگو

چه شد ما زهم دور تر می شدیم
             


حلالم بکن که نبوسیدمت

و آغوش من وا نشد، یا چه شد؟

که در حسرت لحظه ای عاشقی

نمی دانم اما نشد که نشد ...



فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21





یتیم - فریده اقبال

آثار شاعران کانون شعر ایران





یتیم


سه ساله دختر بابا، یتیم شد، تا من

به یاد دخت سه ساله، زچشم خون بارم


دلم هوای تو کرده، رقیه جان، رخصت

امان بده، قدمی هم، به صحن بگذارم


عجیب حال و هوای حرم زده به سرم

گناهکارم و جرمم بپوش، می دانم


خودم حجاب خودم گشته ام وگرنه شما

پر از عطوفتی اما، ز رو سیاهانم


نمی شود که بگویم نبین گناهم را

ولی به صحن پدر بر مرا ببارانم


دلت شکسته رقیه، دلم پر از زخم است

یتیم گشتی و هستم یتیم، می دانم...




فریده اقبال

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/21




پنجره - حمید نظری

آثار شاعران کانون شعر ایران




پنجره

آجر به آجر

قد می کشم تا خیالت

و شعر پنجره ای می شود به تمام نبودنهایت

هر روز غبار را از نگاهش پاک می کنم؛

با صفحه نیازمندیها

باورکن!

منصفانه نیست

تو باشی

و من تنهایی ام را قدم بزنم



حمید نظری

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/19



توهّم - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



توهّم


چقد حالِ دلم خوبه تو این روزای بارونی

تو این روزا که همپامیّ و می دونم که می مونی


عجب آرامشی خوابه تو عمقِ چشم معصومت

مه آلوده... ولی گرمه صدای خوب و آرومت


فضای سینه لبریزه از عشقی که تو بخشیدی

تو این دیوارو دیدی و از آوارش نترسیدی


دلم گرمه به عشقی که بدونِ وقفه می باره

به احساسی که می دونم، هوای یادمو داره


پر از امنیّت و عشقی، پر از حرفای بارونی

چه بی اندازه لبریزم اَزت ای عشقِ پنهونی


کجا بودی تو روزایی که دردُ گریه می کردم

تو شب هایی که انگاری، پیِ فانوس می گردم


کجا بودی ببینی غم، پر و بالم رو می بنده

ببینی باغِ بارونی، ازین دلمُرده دل کنده


زمستونی ترین فصلِ کتاب زندگی بودم

که حتی آخرِ اسفند، نه خندیدم...نه آسودم...


تو این دنیای آشوبُ پر از شعر و غزل کردی

شبا تو خواب و تو رؤیا، منو محکم بغل کردی


هوای عشقمو داری بدونِ وقفه، می دونم!

منم تا آخرِ عمرم، فقط مالِ تو می مونم...



نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/19



غریبِ آشنا - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران



غریبِ آشنا


با یک بغضِ ترک خورده، شبیه ابرِ بارونی

توو دنیای خودم بودم، پر از احساسِ ویرونی


هوای خاطری مبهم، صدایی گنگ و دلمرده

من و آشفته می کرد و پر از بغضی ترک خورده


شبیه لحظه ای بودم که درگیرِ کسی هستی

پر از آشوبی و جز اون، دَرو رو هر کسی بستی


مثِ دریا زمانی که پر از موجای سنگینه

پر از احساسِ دلتنگی... از اون جنسی که شیرینه


تو این حال و هوا بودم، یهو بارون گرفت نم نم

یکی از دور پیدا شد، بهم نزدیک شد کم کم


یکی اومد تو تنهایی شریکِ حس و حالم شد

شریکِ بغض سنگین و سکوتِ بی زوالم شد


شبیه آب و آیینه، شبیه خواب دیدن بود

شبیه گریه ی شادی، سر آغازِ رسیدن شد


کسی که حس و حالم رو به شکلی تازه معنا کرد

خودم بودم که می گفتم؛ غریبِ آشنا برگرد!


بیا و وقت دلتنگی، نگو شاید... نگو ای کاش...!

بیا و وقت تنهایی، کمی دلتنگِ ما هم باش...




نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/19



نقطه ی پایان - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران







نقطه ی پایان


می روم یادِ تو را دستِ زمستان بدهم

و به گلدان فراموشیِ تو جان بدهم


می روم سبز شوم، تازه شوم، برگردم

دل به خاموشیِ یک حسرتِ پنهان بدهم


شهرِ احساسِ تو در حالِ فرو ریختن است

باید اینگونه به احساسِ تو سامان بدهم


عهد بستیم و شکستیم و رسیدیم به درد

می روم گوش به بد عهدیِ دوران بدهم


باید از تو بِگریزم که به "من" برگردم

تن به این حالتِ دلگیر و پریشان بدهم


عشقِ تو تلخ ترین حادثه ی دنیا شد

در دلِ من که قرار است به حرمان بدهم


شاید اینبار تو را دستِ خدا بسپارم

و خدا را به تو با آن همه ایمان بدهم


تو بمانی و خدایی که درین نزدیکی ست

من و احساسِ گناهی که به "نوران" بدهم


عاقبت جان مرا این همه غم می گیرد

دردِ سختی ست که دل را به تو آسان بدهم


اشکِ من نقطه ی پایانِ تو در من شد، تا

به شبیحخونِ تمنای تو پایان بدهم...




نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/19




حادثه ی عشق - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران





حادثه ی عشق


ای عشق بگو با غمِ پنهان چه کنم

با این همه اندوهِ فراوان چه کنم

یک شهر پر از حادثه ی رفتن اوست

با سنگ ترین حالتِ انسان چه کنم



ای عشق به گنجشکِ دلم سنگ زدند

بر لوحِ سفید باورم رنگ زدند

موسیقیِ گریه در نگاهم رقصید

با سازِ شکسته ی دل آهنگ زدند



دل،بسته به زنجیرِ نگاهی شده بود

دلخوش به امیدیّ و پناهی شده بود

خوش بود که این آتش عشق است،ولی

بیچاره دچارِ اشتباهی شده بود



ای عشق ببین به سیمِ آخر زده ام

یک بارِ دگر آمده ام،در زده ام

احساسِ مرا به گوشِ جانش برسان

هر چند که از بامِ دلش پر زده ام



از تلخ ترین خاطره باید که گذشت

با سنگ ترین آدمِ دنیا ننِشست

ما بینِ دل و خاطره باید سَد شد

آنجا که دل از حادثه ی عشق شکست



ای عشق کمک کن که به سامان برسم

یک بارِ دگر به راحتِ جان برسم

یا با تو به دنیای خودم برگردم

یا اینکه به لحظه های پایان برسم...




نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/19







نقاب - نوران شیرزاد

آثار شاعران کانون شعر ایران





نقاب


پنهان شده ام پشت نقابی که نپرس

آشفته ام از دیدن خوابی که نپرس


تردید ندارم به تو بر می گردد

از سوزِ دلم، درد و عذابی که نپرس


من قافیه ای سوخته در یک شعرم

پنهان شده ام لای کتابی که نپرس


این بغضِ ترَک خورده فرو ریختنی ست

بر چشمه ی چشمانِ پُرآبی که نپرس


باید برسد آه... صدایم به کسی!

فریاد رَسِ حال خرابی که نپرس


آواز تو و عشق تو از دور خوش است

هر بار رسیدم به سرابی که نپرس


حالا که به پایانِ خودم نزدیکم

باید بزنم حرف حسابی که نپرس


این درد گریبانِ تو را می گیرد

تو می رسی آخر به جوابی که نپرس!




نوران شیرزاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/19





شعر تازه - حمید نظری

آثار شاعران کانون شعر ایران






شعر تازه


صدایم می زنی

با کلماتی که جا گذاشته ای

پشت کدام سطر پنهانت کنم

تا،

سر از شعر تازه ای در نیاوری ؟

برگرد،

به ازدحام شهر

بین مردمی که

در کوچه ها تقسیم می شوند

تا،

بی آنکه حواسمان باشد

از هم

گذشته باشیم ...




حمید نظری

تاریخ ثبت شعر : 1398/07/18





ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو