به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

خط مقدم - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد



خطّ مقدّم

هر شب شِکر می ریختم امشب ولی، سم

بی وقفه دارم قهوه ام را می زنم هم

حل شد هلاهل ، حل نشد درد تو اما

درد تو را ، باید صدا زد درد اعظم

از کاخ رویاهای من چیزی نمانده

اَرگی که نعشش مانده در ویرانه ی بم

من کوه صبری بودم اما گاه یک کوه

با درد بی اندازه ای می پاشد از هم

امشب سپر انداخته آن کس که عمری

پیروز میدان بوده در خطِ مقدّم

با فکر تو این قهوه افتاد از دهان باز

باید دوباره قهوه ای دیگر کنم دم

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

شک - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد


شک

چشمم به چشمِ مردمانِ شهر شک دارد

لعنت به هر کس با تو حرف مشترک دارد

پای تو وقتی در میان باشد تمام من

با عالم و آدم نبردی تک به تک دارد

روزی که از چشم تو افتادم یقین کردم

چشمِ تمام مردمِ شهرم  نمک دارد

حتی به چشمان خودم بی اعتمادم چون

آیینه هم گاهی درون خود تَرَک دارد

فرق هوس با عشق دشوار است، می ترسم

اینجا مترسک هم به رخسارش بَزَک دارد

من سیب سرخت بودم و از شاخه افتادم

لعنت به هر کس گفته سیب سرخ لک دارد

از "وان یکاد و چهار قُل تا آیه الکرسی"

تنها خدا در حفظ تو قصد کمک دارد

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

مرز جنون - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد


مرز جنون

چشم تو ابراهیم را هم کرده کافر

لات و هُبَل بودند چشمانت، من آذر

وقت تماشایت تمامم می شود چشم

ذکر لبانم می شود "اللّه اکبر”

نقّاشی دست کمال الملکی انگار

نقّاشت از خون دلم برداشت جوهر

چشم حسودان دور، وقت دیدنت کاش

هر پنجره کور و در و دیوارها کر

مرز جنون مختصّ مجنون بود، اما

تاریخ را تکرار کردی بار دیگر

چشمانت الماس و لبت یاقوت سرخ است

نادر نیاورد این چنین از هند گوهر

دنیای ناامنی ست، جز آغوشِ امنم

از سرزمین دیگری سر در نیاور

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

پناهنده - فاطمه اتحاد

دفتر اشعار فاطمه اتحاد آثار شاعران کانون شعر ایران



پناهنده

از مار به اژدها پناهنده شدم

این بارِ هزارم است بازنده شدم

آنقدر که مار خوردم افعی شده ام

من رگ به رگ از شرنگ آکنده  شدم

پایم به خطا رفت و دلم زانو زد

شرمنده دلم، پیش تو شرمنده شدم

کوری که به چشم نیست، من کور دلم

کورم که به هر چاله ای افکنده شدم

تختم به صدا در آمد از دست تنم

از بسکه از این دنده به آن دنده شدم

چون قاصدکی مسیرم افتاد به باد

تقدیر رقم خورد و پراکنده شدم

من خویش زدم تیشه بر اندیشه ی خویش

با دست خود از ریشه ی خود کنده شدم

با اینهمه دسته گل که دل داده به آب

سرمشق تمام نسل آینده شدم

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

دیوونتم - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش


دیوونتم

من رو نمی کردم ولی انگار
چشمام حالم رو نشون می ده
انگار یه بغضی تو گلوم داره
کوه غرورم رو تکون می ده
بیزارم از اشکای بی موقع
اما اگه می خوای خیالی نیس
شاید دیگه این آخرین باره
دنیا دو روزه و مجالی نیس

دیوونتم،...

آزادم نکنی از بند
چشماتو نگیری از من
آخه محاله دل بکنم

دیوونتم،...

هوای تو رو دارم هنوزم
ببین چیا آوردی به روزم
نمی شه قیدتو بزنم
یه روز می گفتی کلِّ دنیاتم
چی شد یهو دنیاتو وِل کردی؟!
من پای هر تصمیمِ تو بودم،
از این یکی ای کاش برگردی

دیوونتم،...

آزادم نکنی از بند
چشماتو نگیری از من
آخه محاله دل بکنم

دیوونتم،...

هوای تو رو دارم هنوزم
ببین چیا آوردی به روزم
نمی شه قیدتو بزنم

زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20


گله - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش



گله

از تو،دارم گله می کنم همش پیشِ خودم
دیگه آب از سر من  گذشته دیوونه شدم
انگاری حرفامو از بَر شدی توی گریه هام
انگاری فهمیدی بیشتر از اینا من تنهام

من دیگه خیالم از بابت تو راحت شد
وقتی هر چیزی که بود به پایِ این قسمت شد
داری تنها میری وُ دلواپسِ آهِ منی
انگاری دوس داری که قلبمو ساده بشکنی

دیگه برنگرد
که بارونی شه
واسه همیشه
این بی سر پناه
سقفِ این خونه
مثِ زندونه
وقتی نباشه
کسی تکیه گاه


زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

هفت خوان - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش


هفت خوان

همه ی زندگی مونو هی فقط صب(ر) کردیم

شاید اوضاع دلامون یکمی بهتر شه

شاید این دردی که تیشه می زنه به جونمون

با صبوری و امیدم که شده کمتر شه

هی فقط چشم به روی زندگی مون بستیم

توی سختی همه امتحانی رو پس دادیم 

ما که آب از سر مون گذشته بود توو زندگی

فک(ر) می کردیم لااقل توو رنج مون آزادیم

دیوی که درونمون بودو به چنگ انداختیم

وقته بیدار شدن از جهل رسید بیداریم

مثل رستم همه هف(ت)خوان مونو رد کردیم

ما توو تاریخی از این زندگی دشواریم

اره چند ساله که آب از سرمون گذشته و

مثل کرگدن شدیم توو خشکیِ بی آبی

ما توو کابوسی به اسم زندگی می میریم

یکی بیدار کنه مارو از این بی خوابی

وقتی از تب توو تنور تنهایی می سوزیم

یکی خاکستر رسوایی و رومون می ریزه

ساعتم توو برزخِ زمونه خوابش برده

چرا امسال تمومه فصلامون پاییزه؟
زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/20

خیال - بهاره مرادنژاد

دفتر اشعار بهاره مرادنژاد آثار شاعران کانون شعر ایران



خیال

شبی  دوباره انفجار نور  کن

میانِ گریه های من ظهور کن

مرا که عاشقم وَ بی قرارِ تو

دوباره مثلِ قبل ها صبور کن

درونِ سطرهای گیجِ دفترم

هنوز گم شدم مرا مرور کن

که پرت می شود حواس من به تو

بیا به ذهنِ شعرِ من خطور کن

شبی مرا بِبَر به شوقِ دیدنت

مرا بگیر و از زمانه دور کن

پلنگ قصّه یی وَمن دچارِ تب

شبی ز خوابِ ماهِ خود عبور کن

بهاره مرادنژاد
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/19

ندارمت - خدیجه نصیری

آثار شاعران کانون شعر ایران



ندارمت

این چندمین شب است کنارم ندارمت...

در یک جهان سکوت که دارم ندارمت

صبرم تمام و طاقت من طاق شد ولی..

افسوس ای تمام قرارم ندارمت!

بی فایده ست هر قدمم توی شهر، چون

..هرجای شهر پا بِگُذارم، ندارمت!

تا کی فقط شماره کنم روز بی تو را

تا چند سال هی بِشُمارم ندارمت؟

کارم شده همین که در این خانه ی خراب...

بر آجر آجرش بنگارم ندارمت ...

یا مثل گرگ خسته دلی، در سکوت شب

هردم ز خویش نعره برارم ندارمت

در بدترین دقایق پاییز مانده ام

وقتی که لا به لای بهارم ندارمت


خدیجه نصیری
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/13



شعرهای بی تفسیر - خدیجه نصیری

آثار شاعران کانون شعر ایران



شعرهای بی تفسیر

خنده هایی که بر لبانم هست، خواب هایی تهی ز تعبیرند

آه...این شعرها که می بینی، دردهایی بدون تفسیرند...

جز تویی که ربودی از من دل، چه کسی دین و مذهبم را برد؟

چه کسی هست علت اینکه شعرهایم دچار تکفیرند؟!

در سرم سوت می زند شعرم، در دلم گر گرفته این ابیات

واژه ها با صدای وحشی شان، در سکوتم شبیه آژیرند

زنده هایی درون من مردند، مرده هایی درون من جمعند

مرده هایی که بی تو هرشب را، در منِ خسته باز می میرند

بالش من تر است از گریه، گریه هایی که رو به افزونی ست

گونه هایم تکیده از اشک اند، اشک هایی که رو به تکثیرند

من پرم از هزار دختر که، با غم عشق زنده در گورند

دخترانی که زیر سیلیِ غم، قدر صد سال زندگی پیرند...

دخترانی جوان که بعد از تو، گرچه خنده ست روی لب هاشان

آخر شب که می شود زیرِ یک پتو می خزند و می میرند


خدیجه نصیری
تاریخ ثبت شعر : 1399/01/13



تو پلک می زنی - خدیجه نصیری

آثار شاعران کانون شعر ایران



تو پلک می زنی

ز تک تک مژه هایت ستاره می بارد

تو پلک می زنی و استعاره می بارد

تو پلک می زنی و شور شاعرانه ی من

به سطر سطر غزل بی شماره می بارد

ببین که بر تن من،این کویر بی پایان

فقط به شوق تو باران دوباره می بارد

بهار بر سر تقویمِ شکلِ پاییزم

به لطف آمدنت، بی اشاره می بارد

قسم به ماه که خفته درون چشمانت

به نور عشق که بر قلب پاره می بارد

گرفت آتش پنهانِ چشم هات، مرا !

و بر وجودم از آن دم شراره می بارد

بمان که از تو بر این شعرهای نافرجام

هزار بیت پر از استعاره می بارد

خدیجه نصیری

تاریخ ثبت شعر : 1399/01/13




آستانه - نفیسه کریمی

آثار شاعران کانون شعر ایران



آستانه

اگر چه دوست فراوان و یار بسیار است

دلم گرفته و دارم فقط بهانه ی تو

در این هجوم بد آوار حجم بدبختی

بیا که سربگذارم به روی شانه ی تو

من آن پرنده ی در بند آسمان هستم

که بال می زنم اما به شوق دانه ی تو

کبوترانه به هر جا نمی روم هرگز

فقط گشوده کنم پر به آشیانه ی تو

تو شعرهای پر از استعاره ام هستی

من عاشقانه ترین شعر آستانه ی تو

سکوت های مرا واژه واژه عشق شکست

نشست بر شریانهای من  ترانه ی تو

زمانه تنگ گرفته است برجهانم تنگ

چه راه دور و درازی غم زمانه ی تو


علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07


سوال های بی جواب - علی اصغر محبی

آثار شاعران کانون شعر ایران


سوال های بی جواب

بعضی سوالات از خدا پرسیدنی نیست

وقتی که می دانم زمان برگشتنی نیست

 حس امید از تار و پودم رفته است و

حتی برای عاشقی  هم روزنی نیست

جنگی میان عقل و قلبم درگرفته ست

همواره میبینم که در من دشمنی نیست

وقتی که می خواهد ببارد بغض ابرم

از روی قله می رود چون دامنی نیست

گاهی تو می دانی تهش یک مرگ سختست

دل می دهی با این که پیشت ماندنی نیست

مانند معتادی که یک بی خانمان است

جایی ندارم حال و روزم دیدنی نیست

دنیای شاعرهای عاشق را که دیدی

خورشید ما خورشید گرم و روشنی نیست


علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07


کهکشان - علی اصغر محبی

آثار شاعران کانون شعر ایران



کهکشان

تو کهکشان بودی من از سیاره هایش

تو زلزله بودی من ازآواره هایش

تو جنگ تحملی شدی توی تن من

در من فقط جا مانده از خمپاره هایش

شهری عزادارم که بعد از رفتن تو

چسبیده رنگ تیره بر دیواره هایش

میدان شهری که تو را در خاطرش داشت

بیچاره تر گشته همه بی چاره هایش

در حوض آبی که پر از ماهی تُنگیست

خون می چکد از داخلِ فواره هایش

امواج دریای غمت کشتی شکستند

حالا فقط جا مانده تخته پاره هایش

من خسته ام از غصه های اینچنینی

تاوان عشق ات مانده با کفاره هایش

علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07


باغ گیلاس - علی اصغر محبی

آثار شاعران کانون شعر ایران



باغ گیلاس

جامانده پیشم عطر گلهای تنِ تو

دیدی شُکوفه می زند پیراهنِ تو

در باغ گیلاسی که همرنگ لبت بود

لب های من قرمز شده با چیدنِ تو

کاجم  کنار بید مجنون تو روئید

دیوانه تر شد با تو و رقصیدنِ تو
 
شب می رسد با گردش سیاره ی ما

دلتنگ گرما می شوم با رفتنِ تو

یادت نمی آید چگونه رفتی از من؟

با گریه می گفتم منم، آری، منِ تو

در شهر غربت دیدمت از من گذشتی

بعد از تو پوسیدم گناهش گردن تو



علی اصغر محبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/12/07




جانان - سیده لیلا حسینی نصر

دفتر اشعار سیده لیلا حسینی نصر آثار شاعران کانون شعر ایران


جانان

تو در جانی و جانانی، چه عنوانی از این بهتر

به دل بنشسته ای جانا، چه مهمانی از این بهتر

به جرم‌ عاشقی خوردی، به دل حبس ابد یارا

بگو دیگر چه می خواهی، چه زندانی از این بهتر

چنان‌ شوقی به دل دارم، که وصفش را نمی دانم

که در فالم نمی گنجد، چه سامانی از این بهتر

مجال آید تو را گویم، ز راز دل شباهنگام

گشودی بر دلم کویت، چه اسکانی از این بهتر   

سیده لیلا حسینی نصر
تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06

تو نمی تونی بفهمی که اینو - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش


تو نمی تونی بفهمی که اینو

تو نمی تونی بفهمی که اینو 
عشقی زورکی بدست نمیاد و
وقتی اصرار می کنی بمونه اون
هیچیو با تو دیگه نمی خواد و

آره هیشکی تو رو درک نمی کنه
آره هیشکی پای تو نمی مونه
اصن هیشکی جز خودت نمی تونه
قدر دیوونگی هاتو بدونه

تو نمی تونی بفهمی فاصله
گاهی وقتا لازمه توو رابطه
اونیکه فقط کنارت می مونه
تا تهش فقط رفیقِ فابِته

تو نمی تونی بفهمی که اینو
زندگی بدون عشقم می گذره
وقتی به تنهایی عادت می کنی
می بینی تنهایی هات قشنگ تره


تو نمی تونی بفهمی که اینو
هرچقدر خوبی کنی اضافی ای
تو یه استثنا باشی پیش همه
هنوزم برای اون تو عادی ای


آره هیشکی تورو درک‌ نمی کنه
آره هیشکی پای تو نمی مونه
اصن هیشکی جز خودت نمی تونه
قدر دیوونگی ها تو بدونه

زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06

سیم آخر - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش


سیم آخر

اگه کلاهِ تو قاضی کنی می فهمی
با همه خوب و بدِ تو آشِنام
حتی صد دفعه که آزارم بدی
با همه بد قلقیت کنار میام

تو به لجبازی که عادت می کنی
فرصتِ دلبریات زیاد می شه
وقتی یه جاهاییو تو کوتاه میای
چیزی که ما دلمون می خواد می شه

اخه کی دلبری هاتو بلده
واسه تو به سیمِ آخرش زده
هر چی خوبی می کنه نمی بینی
آخرش همون‌ می شه آدم بده

نرو توو فازی که تنها بمونیم
نذار توو خاطره ها جا بمونیم
بذار که با دلِ بی غم بمونیم
همیشه خاطر خواهِ هم بمونیم

آخه کی دلبری هاتو بلده
واسه تو به سیمِ آخرش زده
هر چی خوبی می کنه نمی بینی
آخرش همون می شه آدم بده
زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06

عشق ناب - سیده لیلا حسینی نصر

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار سیده لیلا حسینی نصر


عشق ناب

مجنون که شور و حسرت شیدا شدن نداشت

هر دم دلی به معرض رسوا شدن نداشت

در دست او حواله ی عاشق شدن نبود

شاخه گلی به شوق شکوفا شدن نداشت

چون ملک دل به صحبت صاحبدلی فروخت

راهی به غیر از عاشق لیلا شدن نداشت

در موج حادثات شناور شد ای عجب

آن قطره ای که جرات دریا شدن نداشت

هر کس ز راه موعظه پندی به او بداد

گم گشته بود و رغبت پیدا شدن نداشت

در کوله بار او چو همه عشق ناب بود

باکی ز وحشت و غم تنها شدن نداشت
سیده لیلا حسینی نصر
تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06

حدیث عشق - سیده لیلا حسینی نصر

دفتر اشعار سیده لیلا حسینی نصر آثار شاعران کانون شعر ایران



حدیث عشق

کمی بگویم از این حال خود برای شما

که هر زمان دل من بوده مبتلای شما

کجاست موسم دیدار و وصل روح انگیز

کنون که می شنوم بوی آشنای شما

عنان دل ز کفم رفت و خواب از سر من

کدام ساز بنوازم به پیش پای شما

بیا که زخمه ی سازم ز بیقراری دل

کند حکایت مجنون به سرسرای شما

قدم چو رنجه نمایی دوباره در بر من

تمام جان و دلم می کنم فدای شما

سیده لیلا حسینی نصر
تاریخ ثبت شعر : 1398/12/06

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات