به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

دنیای ما - مژده رنجبر

آثار شاعران کانون شعر ایران











دنیای ما


دنیای ما باهم تفاوت داشت

من زندگی رو با تو فهمیدم

اما تو حالم رو نفهمیدی

تا نفرتو  توی چشات دیدم



دنیای ما باهم تفاوت داشت

من شاعرم رو عشق حساسم

هرقافیه تو بیت این دفتر

رو با نفس های تو می شناسم




دنیای ما باهم تفاوت داشت

من عاشقت بودم و می گفتم

تو عاشقش میشی و من هر روز

از اوج چشمای تو می افتم




اونی که گفتی عاشقش هستی

دستت رو از دستای من برداشت

رفتی و تسکین میشه این جمله

دنیای ما باهم تفاوت داشت ...





مژده رنجبر

تاریخ ثبت شعر : 1398/02/27












سکوت - مژده رنجبر

آثار شاعران کانون شعر ایران








سکوت


می شود ...

گاهی کنار واژه های شعرت آرام گریست

صدای گریه هایم

در لابه لای دفتری خسته

که سالهاست عشق را نمی فهمد می پیچد

عشق ...

واژه ای غریب که مثل قاب های

کهنه

روی دیوار

خفته است

گاهی

در شعر هایم

بیدار می شود

و تو را می خواند

حتی ...

سکوت هم اعتراض می کند به لال بودنش

به زبانی که اگر بود

دیوار های اتاقت را عاشقم می کرد ...




مژده رنجبر

تاریخ ثبت شعر : 1398/02/27














توبه - فاطمه غلامی (رها)

آثار شاعران کانون شعر ایران











توبه


چونان که تو گذشتی

عهدی دگر نبستم

چون روی تو که دیدم،

صدتوبه را شکستم



باز امدم دوباره

تا پیش تو بمیرم

بی تو کجا روم من

که پیش تو اسیرم



ای توبه ام شکسته

بی من کجا عزیزم

ای از دلم گریزان

بی تو کجا گریزم



با آتش نبودت

سرد و سیاههِ روزم

آتش بزن که اینبار

ققنوس وار بسوزم



*ای بی خبر از حال من

آخرکجا بی من چرا

من کجا خود می روم

تو می بری عقل مرا


افسار عشقت گردنم

هرسوی بگردانی چرا

صدبار طواف کردمت

قبول کن حج مرا



هرجا نظر کردم تویی

در آینه حتی تویی

صد آینه شکستمو

هر تکه اش صدها شدی



فاطمه غلامی (رها)

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/20








حس تنهایی - فاطمه غلامی (رها)

آثار شاعران کانون شعر ایران












حس تنهایی


گریز از کوچه ی بن بست

یه رویا توی تاریکی

هنوزم تو خیال من

به قلب من تو نزدیکی



عبور از سایه های ترس

فرار از حس تنهایی

یه وحشت تو نگاه من

هنوزم تو همین جایی



کنار من تو ایستادی

نفسهام لای موهاته

یه حرفی تو گلوت مونده

حواس من به چشماته



تو تقسیم شدی، توی شهر

تو سایه ها تو پنهانی

یه تیکه از تو هرجاهست

شاید من شدم روانی



نفسهام بی تو یخ کرده

هوام هواتو کم داره

اگه گرمه بی تو دستام

فقط گرمای سیگاره



تو شهر و باخودت بردی

همه جا ساکتو و سرده

خدارو که نمی بخشم

باید حس تو برگرده




فاطمه غلامی (رها)

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/20











خیال تو - فاطمه غلامی (رها)

آثار شاعران کانون شعر ایران










خیال تو


حوالی خیال تو

بارونهِ و هوا سرده

پشت کدوم پنجره ای

عطرت یه شهر و پر کرده



فقط خیالت کافیه

هرروز عاشقتر بشم

تو رویا شکل آغوشی

وقتی دستاتو می پوشم



تو دوری و کنار تو

یه عمری زندگی کردم

نگو عشقم یه عادت بود

که بی تو شکل یه دردم



موهات باد و تکون می ده

اشکام بارونو خیس کرده

نبض احساستو بگیرم

شاید حس تو برگرده



شبیه عشق اومدی

شدی یه زخم واشده،

چه جوری یاید بگذرم

از کسی که خدا شده



هرشب چشماتو می بوسم

انگار دیووونه تر می شم

هر روز ایستاده می میرم

دارم ویرونه تر می شم






فاطمه غلامی (رها)

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/20






فهم عاشقی - مریم بسحاق

آثار شاعران کانون شعر ایران












فهم عاشقی


دنیا به دست شاعران باید بچرخد

با شاعران بی نشان باید بچرخد


باید بخواهید از قلم ها تا بخواهند

چون باهنر کار جهان باید بچرخد


دست از جدال و ماجراجویی بشوئید

تا کی زبان توی دهان باید بچرخد؟


آنجا که باید دل بسوزانید لالید

لالید جایی که زبان باید بچرخد


باید سیاهی لشکری باشد که باشید 

بانقش اول داستان باید بچرخد


این دل نمی فهمد مدار عاشقی را

چون دور قرص ماه نان باید بچرخد


رازقیام سرخ عاشورا سجود است

هیئت چرا وقت اذان باید بچرخد


پیچیده می خواهند فهم عاشقی را

پیچیده تر وقتی زمان باید بچرخد


یک پیر در راس امور خانه کافی است

کابینه بانسل جوان باید بچرخد


ما شاعری کردیم عمری بی تکلف

دنیا به دست شاعران باید بچرخد



مریم بسحاق

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/18














رنج عظیم - مریم بسحاق

آثار شاعران کانون شعر ایران











رنج عظیم


تو بی گناهی اگر من همیشه ویرانم

همیشه درگذر گامهای توفانم


تو بی گناهی اگر ماه را نمی فهمند

همین بس است که شبها ستاره بارانم


صبور کرده مرا دردهای پی در پی

اگر منم که همین است راه درمانم


کسی به رنج عظیم تو پی نخواهد برد

جز این مصیبت عظما منی که انسانم


ولی نترس دلم روشن است این شبها

بهار می رسد از  چله ی زمستانم


همین بس است که باهم تشابهی داریم

از این جرقه ی روشن گرفته بارانم


همین بس است که یک روح در دوتن هستیم

همین که جای بله گفته ای به من جانم


قفس همیشه هنرمند می کند مارا

به این امید کذایی پرنده می مانم



مریم بسحاق

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/18










راه بی ستاره - مریم بسحاق

آثار شاعران کانون شعر ایران











راه بی ستاره


ما دوست داشتیم ظهور ستاره را

خواب قشنگ کودک این گاهواره را


ما دوست داشتیم که کامل شود هلال

یعنی کمال تابش این ماه پاره را


با این همه خیال به خوابی نمی رسی

باور کن این صراحت در استعاره را


گم کرده است راه خودش را ستاره نیز

باور نکن هدایت با هر اشاره را


ایمان به خود بیاورِ ای خورشید خودکفا

روشن تو می کنی دل ماه و ستاره را


دریا برای غرق شدن نیست پر بزن

جدی نگیر ماندن در این کناره را


تسکین من ترانه خیس قناری است

آزاد کن صدای اذان از مناره را ...




مریم بسحاق

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/18









بمبی که در بغلم جا ماند - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران











بمبی که در بغلم جا ماند


دوست داشتن های روی دست مانده ام

لابلای جمجمه تارهای درد تنیده اند

دست ها دور می شود

لال می شوم و صدایم در سرم

همیشه می پیچد

بمبی که در بغلم جا ماند

در آغوش گرفته ام هنوز

خاکسترم که به هوا پخش می شود

با باد بیا

به دریا بسپارم

و به موج ها بگو

روزی کسی دیوانگی اش را در کَشتی جا گذاشت

پیش از تمام شدن

باید ببینمت، باید بخوانی ام

افسوس

چشم های من، لب های تو

از دست رفته اند

با باد نیامدی و دریا

از چهار طرف کش آمد

آن قدر که خاکسترمان هم

به هم نمی رسد.




فائزه ابوطالبی

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/18











ساقی - علی کیهانی

آثار شاعران کانون شعر ایران











ساقی


خوشا بر نگاران بالا بلند

به ابرو کمانان گیسو کمند


به لیلی تباران مجنون نشان

به سیمای زیبای دور از خزان


خوشا مست و مستی به جام شراب

به گل های نسرین در حال خواب


سبکبال بودن در آن سوی اوج

به رقصی که ماهی زند روی موج


خوشا دیده بر کندن و دل شدن

به کردار انسانیت گل شدن


تمنای وصل و رسیدن به دوست

به زخمی که تریاق حاصل ز اوست


خوشا چشمه و آب و دریا شدن

گذشتن ز نفس و مسیحا شدن


به چشمه که آبش زلال است و پاک

به روئیدن گل در آغوش خاک


خوشا عشق وقتی که غوغا کند

به عاشق که معشوقه پیدا کند


به بلبل که عشقش هویدا شده

بهار آمد و غنچه اش وا شده


خوشا بر کلیسا و دیر و خراباتیان

به آتش به مأوای زرتشتیان


به عشقی که در نزد حلاج هاست

به سینه که گنجینه راز هاست


خوشا در سحر وقت راز و نیاز

به سجاده سبز و مهر نماز


خوشا بر شرابی کز انگور نیست

که ساقی ما خانه اش دور نیست


به سینه نظر کن اگر خواهیش

به والله دانم که بشناسیش




علی کیهانی

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/18







حسرت شیرین - سارا امیدی

آثار شاعران کانون شعر ایران











حسرت شیرین


باران ریز و تند

برگهاى خیس و براق

نور زرد چراغ خیابان

پنجره اى كه رو به دیوار

آجرى خیس، نیمه باز است ...

كاش براى چاى ،

شیرینى فرانسوى خریده بودم ،

و بى آنكه زبانش را بفهمم ،

شیرینى اش را مزمزه می كردم ...




سارا امیدی

تاریخ ثبت شعر : 1398/01/17











جلاد خاطرات - سوگند تاجیک

آثار شاعران کانون شعر ایران









جلاد خاطرات


کجای این شهر؟

کجای این شعر؟

میان کدام اشک و آه ؟

به دست کدام جلاد،ما خاطراتمان را گم کرده ایم...؟

که شعر ها غزل نیست...

کجا خاطراتمان را گم کرده ایم؟

که کافه های انقلاب، باران و بوران با تنهایی من تلخی می کنند...

ما کجا خودرا گم کرده ایم؟

در کدام یک پاییز دلگیر؟

درکدام خیال و رویا ؟

آه،ای خورشید تابان،من گرم نخواهم شد!

تنم سرد است و قلبم یخ ...

آه ای خورشید اخگر شب نزدیک است..!

وداع کن!

ماه منتظر توست، برو...

من امیدی به سپیده ندارم!

شب بساط گسترده،ستاره ها به اسارت ماه اند...

گل سرخ در باغچه تنهاست و من در بستر..

سهم من از تو خیال بود، خیالی شبیه به رویا...

و دستان من کلاغی که سرانجام نرسید به خانه خود...



سوگند تاجیک

تاریخ ثبت شعر : 1397/12/20








فراموشی - امیر حسین حسین زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران











فراموشی


دل من! او به تو خندید فراموشش کن

ساقه ی عشق تو را چید فراموشش کن


بی وفا ! یار خودش را وسط شهر ببین

با رَوِش های تو بوسید فراموشش کن


گل امید تو در حسرت بوئیدنِ او

نا امیدانه پلاسید فراموشش کن


مثل یک کودک بی جربزه شد، می بینم

از رسیدن به تو ترسید فراموشش کن


نور خورشید نگاهش به خیابان هایت

دشمنی کرد و نتابید فراموشش کن


هی زدی حرف، زدی حرف، زدی حرف ولی

او به ساز تو نرقصید فراموشش کن


روی آن پل که به سمت نفس ات می آمد

قدمش شل شد و لرزید فراموشش کن


او که سرگرمِ کسی شد، تو چرا بی کاری؟

دلکم! بی غم و تردید ،فراموشش کن



امیر حسین حسین زاده

تاریخ ثبت شعر : 1397/12/20









اسفندی ام - مهناز احمدی معز

آثار شاعران کانون شعر ایران










اسفندی ام


چار قَدِ سبز بهارم من همان اسفندی ام

هَفت سینِ عشقِ یارم من همان اسفندی ام


چون به یَسنا می رسم نوشین شود احوالِ دل

بر غمِ عالم سوارم من همان اسفندی ام


فصلِ  زیبای خدا میلاد  من بوده  همین

از دو رنگی بر کنارم من همان اسفندی ام


باد آذر، سوز سرما ،بر تنم کاری نشد

اهلِ این ایل و تبارم من همان اسفندی ام


غمزه ی  مه تاب شب خواندی مرا جانان من

شکلِ گل نازِ انارم  من همان اسفندی ام


دل برَم با چالِ گونه تو نمی دانی فلک

عشقِ شیرینی دچارم من همان اسفندی ام



مهناز احمدی معز

تاریخ ثبت شعر : 1397/12/20







سقوط کرکس ها - مهناز احمدی معز

آثار شاعران کانون شعر ایران












سقوط کرکس ها


درآستانه ی فصل سقوط کرکس ها

دیگر سقف هیچ خانه ای را

بهانه ندارم

بر فرق تقدیرم بکوبید تا

لقمه ی گلوگیر سرنوشت را

از حنجره ی خاموشم بیرون بیاورم .





مهناز احمدی معز

تاریخ ثبت شعر : 1397/12/20







ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic