به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

مرداب - رقیه نوری پور

آثار شاعران کانون شعر ایران



مرداب

تازگی ها غنچه ی احساسِ من شاداب نیست

نیمه شب ها بر تنِ چشمم لباسِ خواب نیست


سهمِ من از عاشقی جز مرگِ احساسم نبود

گاه سهمِ ماهی از دریا بجز قلاب نیست


خسته و طوفانی ام، در خویشتن پیچیده ام

دل به دریایم نزن، جز ورطه ی گرداب نیست


بی وفایی دیده، حتما عشق را پَس می زند

برگِ خشکیده برای قطره ای بی تاب نیست


زندگی با او فقط یک اشتباه محض بود

جای نیلوفر درونِ خانه ی مرداب نیست!


رقیه نوری پور

تاریخ ثبت شعر : 1398/11/04



زدگی - زهرا شادباش

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا شادباش



زدگی

دیگه دستام شبیهِ گذشته نیست
وقتی جای بوسه هات پینه زده
تو که از مسیرمون خسته شدی
رو دلم یه زخمِ دیرینه زده

یه روزی لباسی نو بودم برات
بیشتر از چشات مراقبم بودی
حتی کهنه و چروکم می شدم
تو به هر قیمتی راغبم بودی 

نه تو از من گِله ای می کردی
نه من از دس(ت) تو عاصی بودم
حس خوشبختی ما باقی بود
پیش تو آدمِ خاصی بودم

با نگاهت مثه بچه می شدم
وقتی میخندیدی من می مردم
حواسم پرت، به چشمات می شد
به نگاه تو پناه می بردم

زَدگی بلایی شد توو زندگیم
مثه آفتی به حست زده بود
منِ زندونی توو موجِ موهات
تو رو دوس داشتم از اعماقِ وجود
 
توی خونه ای که من غریبه ام
با یه میزو تختی که بی تابه 
دیگه شعری زمزمه نم یشه و
تنها خاطراتمون می خوابه

زدگی بلایی شد توو زندگیم
مثه آفتی به حست زده بود
منِ زندونی توو موجِ موهات
تو رو دوس داشتم از اعماق وجود

زهرا شادباش
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/04

مجموعه شعر قطره قطره عشق ۱ سروده مهشید ملکی زاده

مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران






مجموعه قطره قطره عشق ۱   اثر مهشید ملکی زاده




ثبت شد چشمان تو در اطلس جغرافیا

آبیِ دریایی اش در نقشه قطعاً دیدنیست

مهشید ملکی زاده


 یادی از ما کرده ای، ای دلربا، صدها عجب!

شکّ من بر آفتابِ سرزده از مغرب است

مهشید ملکی زاده


 نادان تر از قلبم ندیدم تا به اکنون!

انکارِ عشقت را به صد مکتب نیاموخت

مهشید ملکی زاده


 بهر دل بردن ِ من، خنجر مژگان کم بود؟

چال بر گونه ی تو، دست به دستش داده

مهشید ملکی زاده


 با موی پریشان تو و تاب عجب خاطره دارم

مهتاب منی، ریخته چون شب به رُخت مو

مهشید ملکی زاده


 شده باطل همه قانون جهان بر سر عشق

باز با کفتر چاهی شود امروز عجین


نیوتن را خبر از قاعده ی عشق دهید!

سیب در منطق عشاق، نیفتد به زمین

مهشید ملکی زاده



دستِ بغض و اشک را دیدم که در یک کاسه بود

نقششان در ناخوشی از ابتدا تعیین شده


اولی راه نفس می بست و دوم راه دید

ای دو صد لعنت بر این همدستیِ نفرین شده

مهشید ملکی زاده



غیرتم بالا زده! یلدای مویش مدتی ست

در غزلهای رقیبان خودنمایی می کند


بی نیاز از خط خطی های منِ شاعرنماست

چون که در شعری دگر، فرمانروایی می کند

مهشید ملکی زاده








تاریخ ثبت اشعار : 1398/10/27





سرقت ادبی از این مجموعه شعر پیگرد قانونی دارد





بدتر است - مهشید ملکی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران




بدتر است

دلبر که رفت، دلشدگان را خبر کنید!

جان کندن از وفاتِ به یکباره بدتر است


گاهی زبان به قصد جفا باز می کنی

زخم زبان ز ترکش خمپاره بدتر است


فریاد اگر که آدم ناکس امین توست

هشیارِ پست از آدم می خواره بدتر است


حسرت نخور که چین به جبینَت نشسته، چون

دل مردگی ز پیری رخساره بدتر است


دوری کن از رفیق ریاکارِ اهل رنگ

یارِ دورو ز دشمن بدکاره بدتر است


شوهر نکن به آدم بی ارزش و خسیس

مرد کنس ز مفلس بیچاره بدتر است


از ناگهان شنیدنِ اخبار بد بترس

یکبارگی از عادت همواره بدتر است


گر روزه ات به عمد و رضا خورده ای که هیچ!

امّا بدان، ندادنِ کفّاره بدتر است


مهشید ملکی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/27





تلنگر - مهشید ملکی زاده

آثار شاعران کانون شعر ایران






تلنگر


آمده در کنج فالم، آیه ی چشمان تو

کاش می دیدم خودم را در ته فنجان تو!


در دهِ آباد قلبم کدخدایی می کنی

کارتن خوابم ولی، در گوشه ی تهران تو


لا به لای اسم تو گاهی تکلّم می کنم

نامِ من ای کاش باشد، بین یک هذیان تو


در خیالم می گذارم سر به روی شانه ات

این سری که سالها بوده ست بی سامان تو


دل هدف، چشمم هدف، قلب و سر و جانم هدف

جان و چشم و قلب و سر، تقدیمی پیکان تو


گرچه دلخونم ولی با این همه گاهی فقط

یک تلنگر می زنم با شعر بر وجدان تو


مهشید ملکی زاده

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/27




از راه که آمدی - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران




از راه که آمدی


از راه آمدی  دل هفت آسمان تپید

آن شب به خاطر تو دلم بی امان تپید

_لطفا دو چای، روی همین میز روبه رو

لب باز کردی و دل ِصد استکان تپید

زیر و بم صدای تو انگار برق داشت

تووی رگم دویدو زمین و زمان تپید

باران؟ نه ؛ آفتاب ؟ نه ؛ اصلا چرا دروغ

روح من از طراوت رنگین کمان تپید

در هر ستون مخفی قلبم قدم زدی

با هر طنین گام تو نصف جهان تپید
 
این جا دلی ست لحظه به لحظه بخاطرت

مثل مناره در نفس اصفهان تپید

"هرگز نمیرد آنکه دلش "...با شنیدن

هر نغمه از الهه ناز بنان تپید

من شاعری شدم که بدون تو گاه گاه

شعری رسید و جای دل او  زبان تپید



وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25



هر جا که می روم - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران





هر جا که می روم

آواره می کنی ودلم مبتلای توست

شیرین تر از تمامی دنیا بلای توست


یک سیب در هبوط تنم جان گرفته و

صد نقطه چین میان من وچشمهای توست


" تو باتمام حادثه ها فرق می کنی"

نا ممکنی که جرات امکان برای توست


ازتو فرار می کنم اما چه حکمت است

هرجا که می دوم همه جا جای پای توست


شیطان نبوده ای که ببینی چه می کشد

عصیانگری که خیروشرش هم به پای توست


بغضم که در درون خودم آب می شوم

تا نشنوی که داغ دل از های های توست


در من غروب می کنی ای آفتاب من

اما طلوع هر سحراز ابتدای توست


آتشفشان وسیل که باشی ، هنوز هم

فرقی نمی کند، نفسم در هوای توست




وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25




به نام عشق - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران




به نام عشق


نفس گرفته و دل تنگ وعمردر گذراست

چه آسمان سیاهی ! که ابرپشت دراست


امید برگ وبری نیست، خسته مان کردند

زدم به جنگل ودیدم که دستها ، تبراست


شبیه جمعه ی ابری شده ست ، تقدیرم

دلم همیشه ازاین آسمان، گرفته تراست


به نام عشق ، مرا گوشه ی دلت بنویس

پرنده ای که عقب مانده وشکسته پراست


به گوش هیچ کسی، ناله های من نرسید

به من که می رسدانگارگوش شهرکراست


طناب دار مرا ، دست عشق ، می بافد

دل شکسته ی من ناگزیر از سفراست


مرا نبیین ، که به روی زمانه می خندم

هنور جان من از آتش تو، شعله ور است


به انتظار بمان " صبح دولتت  بدمد "

به قول خواجه "هنوزازنتایج سحراست"




وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25




پر از حادثه - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران





پر از حادثه


آسمان، بارش چشمان مرا درک نکرد

فصل خورشید ،زمستان مرا درک نکرد


هی غزل خواندی و پاییز دلم شاعر شد

دستهایت تب دیوان مرا درک نکرد


خواستم در قم چشم تو مشرف باشم

هیچ کس ،آتش پیمان مرا درک نکرد


با نگاه تو پر از حادثه ام باور کن!

‌پلک در بند تو زندان مرا درک نکرد


چشم گریان من و گوشه ی زندان به دَرَک!!!

عشق هم حال پریشان مرا درک نکرد


بین هر سجده میان من و معبود تویی!

کفر،اندازه ی ایمان مرا درک نکرد


(همه گفتند نرو ،رفتم و نشنیدمشان)

رود هم قدرت طغیان مرا درک نکرد


کاش می شد همه ی عمر کنارم باشی

آرزو؛ میل فراوان مرا درک نکرد


مرگ بعد از تو غزلواره ی شیرین من است

زندگی خستگی جان مرا درک نکرد




وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25


تنها برای تو - وحیده تقی پور شاهشکوهی

آثار شاعران کانون شعر ایران




تنها برای تو


پروانه وار بال زدم در هوای تو

مردم هزار مرتبه تنها برای تو


سر می زند به صخره به شوق تو دفترم

پرکرده است اسکله ها را صدای  تو


آرام خیره می شوی و غرق می شوم

در تیله های قهوه ای چشمهای تو


دریای من بخند که این ساحل عبوس 

مهمان  شود به روی تنش رد پای  تو


با من یکی شدی و در آیینه با خودم

هی حرف می زنم همه ی شب بجای تو


آه ای طلوع ‌ِ پاک ترین آرزوی من

دارم غروب می کنم  از ابتدای تو


یک لحظه هم نمی شود این نیز بگذرد

وقتی درون خانه نپیچد صدای تو



وحیده تقی پور شاهشکوهی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/25




بغض - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد



بغض

نه می شود ببلعمش، نه می شود که قی کنم

چگونه بغض بشکنم، چگونه راه طی کنم

نشسته در گلوی من غزالهای تشنه ای

بگو چگونه گلّه را به سمت چشمه هی کنم

نمی رسد به گوش تو صدای آهوان من

مگر تمام بیشه را پُر از نوای نی کنم

تمام عمر خورده ام شراب از آن لبت بگو

چگونه توبه بشکنم، چگونه ترکِ مِی کنم

گذشت تیر و قلب من مدام تیر می کشد

شکایت از غم تو را مگر به برف دی کنم

تمام شد حکایتم نگفته ای به من که کِی ...

به موی شانه می زنی، به شانه تکیه کِی کنم

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/24

بازیچه - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد



بازیچه

نمی دانی که یک روزت شود یک سال یعنی چه

خیال آسوده کِی میداند استیصال یعنی چه

نبودی مثل من بازیچه ی آهو نمی دانی ...

که بالان دیده گرگی گر شود اغفال یعنی چه

دلم را بردی و جرم است غصب مال غیر اما

یقین دارم نمی دانی که ردّ مال یعنی چه

میان سفره ی تحویل سالت بودم آن ماهی ...

که دق کرد و نفهمید احسن الاحوال یعنی چه

نگو قفل قفس باز است در زندان چرا حبسی

نمی دانی قناریِ بدون بال یعنی چه

تو از هر بند آزادی، رهایی و نمی دانی

کسی در سرزمین خود شود اِشغال یعنی چه

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/24

سگ هار - فاطمه اتحاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فاطمه اتحاد


سگِ هار

گلویم نی، خودم چوپان و چشمانم سگِ هار است

که از شب تا سحر این سگ کنار گله بیدار است

به چشمان خودم بدبینم از روزی که فهمیدم ...

هر آنکس را که با خون جگر پروردمش مار است

چنان ترسیده چشمم هر طنابی را که می بینم

سیاهش یا سفیدش شک ندارم حلقه ی دار است

چه معصومانه می بردم به مسلخ بره هایم را

نمی دیدم در اطرافم هزاران گرگ خونخوار است

خیال کوچ دارد گله ام، این بیشه ناامن است

در این بیشه به جای شیر، قدرت دست کفتار است

برای آنچه باقی مانده باید پاسبان باشم

که زن بودن در این بازار پر آشوب دشوار است

فاطمه اتحاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/24

هوای طوفانی - نسرین ایرانی

آثار شاعران کانون شعر ایران





هوای طوفانی


مانده ام درهوای طوفانی

مانده دراین عزای طوفانی


پشت برفی ترین شب تقدیر

روبه دروازه های طوفانی


می نشینم کنارکرسی سنگ

"من"، غریب آشنای طوفانی


با دعا دفع صد بلا نشود!

آه، از، این بلای طوفانی


خسته ازهرچه می رسد حتی

خسته ازمافیای طوفانی!


ناگهان یکنفر رسد از دور

یکنفربا ردای طوفانی


اقتدامی کنم به آمدنش

می شود مقتدای طوفانی!


از ردایش عجیب می پیچد

عِطر این ناکجای طوفانی


غرقه درآن نگاه یخزده اش

غرقه دراین فضای طوفانی


می سراید هزار مرثیه از

منطق آدمای طوفانی


باز اینجا سکوت و آرامش

قبل هر ماجرای طوفانی


می رود؛ من دوباره می مانم

مانده دراین عزای طوفانی



نسرین ایرانی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/24





نفرین به آینه - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان



نفرین به آینه

مثل لقمه ای بزرگتر از دهان
درگلویم گیر افتاده ای
و راه نفسم را بسته ای
نه برمی گردی
نه از ذهنم می روی
و  من هر روز لنگان لنگان
به آینه نزدیک می شوم
به رنگ خرمایی موهایم
به ابروان و چشمانم نگاه می کنم و به لب و گونه هایم
و بعد به خودم می گویم
کدامشان را دوست نداشت؟؟؟
و چقدر تمام آینه ها نفرت انگیزند
وقتی آدم به چشم معشوقه اش
زیبا به نظر نرسد
می خواهم قلبم را از کینه پر کنم
از خشم
از نفرت
از انتقام
و از تهه دل فریاد بکشم
این روزها آدم‌ها
چهره ی زیبا می خواهند ...

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/23

هراس - بهاره مرادنژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار بهاره مرادنژاد



هراس


بعد از تو قلب این زن دیوانه سنگ است

بعدازتو پای ماندنم بدجور لنگ است

ماندم میان عقل واحساسم هراسان

آتش به اختیار چشمانِ قشنگ است


بهاره مراد نژاد

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/23



ممنوعه - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان







ممنوعه

تو ممنوعه
و من
برای داشتنت حریص بودم
زمین و زمان گفتند
که دستانت را لمس نکنم
ولی محکمتر می فشردمشان
و آنقدر محو سرخی لبانت شدم
که رانده شدم از دنیای تو
و توبه کردم
که زین پس سرخی لبان کسی
چشمانم را به هوس
آلوده نکند ...

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/16

به صدای تو دلتنگم - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران





به صدای تو دلتنگم


دلم تنگ است

و به هر آسمانی بگویم

برایم ساعت ها  اشک می ریزد

دلم تنگ است

و از پشت صفحه ی همه ی تلفن ها

این جمله تکرار می شود

شماره مورد نظر در شبکه وجود ندارد

بگو کدام شماره

صدایت را به گوشم می رساند

شب ها

در آغوش مادرم  زجه می زنم وصبح ها

در ایستگاه های اتوبوس

از ترس اینکه بی تو زندگی کنم

زبانم بند آمده

کاش برگردیم به هم

و در آغوشت

مثل طفلی که هنوز زبان باز نکرده

از شوق شروع به حرف زدن کنم


زهرا نوجوان

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/16



مجموعه شعر میراث عشق۳ سروده فرشته گلدوست طالکوئی

مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران





مجموعه میراث عشق ۳    اثر فرشته گلدوست طالکوئی





لبخند زدی و زندگی زیبا شد

در چشم تو جزر و مَدّی از دریا شد

این ساحل آزار غزل خیز دلم

در غربت خود اسیر ماهی ها شد


فرشته گلدوست طالکوئی





در بستر دلدادگی بیدارم امشب

بر روی لبهایت غزل می کارم امشب

من ماهی افتاده در آغوش دریا

دیگر محال است از تو دست بردارم امشب


فرشته گلدوست طالکوئی




 وقتی که تو دلبرانه بر می گردی

با هر غزل و ترانه بر می گردی

هر واژه به وسعت دو چشمت گم شد

پیداست که تو به خانه بر می گردی


فرشته گلدوست طالکوئی




پیداست که تو طلایه دار عشقی

در دفتر شعر یادگار عشقی

برگرد و مخاطب غزلهایم باش

چون منحصرا در انحصار عشقی


فرشته گلدوست طالکوئی




در باور ِصبرم فقط ایوب می خواهم

پیغمبری دانا و شهر آشوب می خواهم

در انتظارِ  سالها از قحطی رویَش

چشم ِ تر و بارانی و مرطوب می خواهم


فرشته گلدوست طالکوئی




 پیراهن زرد عاشقی را پوشید

در کوچه ی مهر، ماه از راه رسید

آبان شد و با تمام این دلتنگی

در آذر عشق تو شکوه خورشید


فرشته گلدوست طالکوئی




آغوش تو آرامش و طوفان خیز است

چون شاخه ای در سیطره ی پاییز است

تو چشمه ای از قصیده ای شیرینی

ای عشق دلم ز شوق تو لبریز است

فرشته گلدوست طالکوئی






آدم شدم و عشق نصیبم دادی

از باغِ اِرم لذّت سیبم دادی

حوّای رسیدنت وَرم داشته بود

در باورِ عاشقی فریبم دادی


فرشته گلدوست طالکوئی









تاریخ ثبت اشعار : 1398/10/13




سرقت ادبی از این مجموعه شعر پیگرد قانونی دارد






حال دلم - فرشته گلدوست طالکوئی

آثار شاعران کانون شعر ایران






حال دلم

رفتی و ماتمِ تو در  دلِ ما جا نگرفت

زندگی هیچ گِلی بَر سر دنیا نگرفت


بارِغمگین ِتو را دوش کشیدم هر شب

صبح شد حالِ دلم لذّت فردا نگرفت


زندگیدستِ محبت به سر ما نکشید

دلخوشی دستِ مرا پیش تو حتی نگرفت


چهره ات ناب ترین سوژه ی عکاسی من

نور چشمانِ تو را دیده ی تنها نگرفت


موجِ دلشوره پس از رفتن تو می آید

اوجِ دلتنگی من وسعت دریا نگرفت


ناگهان از غم تو پشت دلم خالی شد

شادی از خانه ی ما رد شدو معنا نگرفت


دیر وقتیست به لبخند، لبم باز نشد

اشک بر آینه ها جلوه ی زیبا نگرفت




فرشته گلدوست طالکوئی

تاریخ ثبت شعر : 1398/10/12




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic