به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

ساز - سیده سارا موسوی نژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار سیده سارا موسوی نژاد



ساز

به تو می رسم آخر هر خیال

به تو می رسم  آرزوی محال

توای که تو تقویم دنیای من

شدی لحظه ی خوب تحویل سال



تو رو توخیالم بغل می کنم

تو با یادتم دلبری می کنی

بزن تا برقصم بزن نازنین

تو با  ساز پیغمبری می کنی


صدات حال خوب جهان منه

تو آرامشی تو رگ و روح من

دوباره برای دل عاشقم

بیا توو خیالم بخون و بزن

رگ خواب من توی مشت توئه

می تونی منو سحر وجادو کنی

فقط کافیه که بخونی برام

تا دست دلم رو خودت رو کنی


حواسم به خیلی چیزا جمع نیس

منو پرت کردی تو از مرحله

یه دنیا ازم دوری اما بدون

تو دوست دارم از این فاصله


اگه فاصله ات سال نوری بشه

دلم متهم به صبوری بشه

تو رو دوست دارم  اگه تا ابد

فقط قسمتم از تو دوری بشه


تو رو توخیالم بغل می کنم

تو با یادتم دلبری می کنی

بزن تا برقصم بزن نازنین

که با ساز پیغمبری می کنی

سیده سارا موسوی نژاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/05

قرار آخر - سیده سارا موسوی نژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار سیده سارا موسوی نژاد



قرار آخر

قرار آخرمان را چه خوب یادم هست

قرار آخرمان نیمه های بهمن بود

قسم به لحظه آخرکه خوب می دانی

هرآنچه را که شکستی غرور یک زن بود


به آن سکوت غم انگیز و سردمان سوگند

به برف های نشسته به کوچه بن بست

و آن خدای بزرگی که دوستش داریم

که زندگی پس از تو برای من مرگ است


تمام ثانیه ها در سکوت جان می داد

قرار آخرمان  سرد بود  وباد می آمد

از آن نگاه غریبانه، تلخ خندعجیب

ازآسمان و زمین، انجماد می آمد


شبیه من شده بود آسمان پهناور

به جای گریه فقط آه سرد می بارید

چه روزسرد و غریبی میانه ی بهمن

قرار آخرمان بود و درد می بارید...

سیده سارا موسوی نژاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/05

به انضمام خودم - سیده سارا موسوی نژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار سیده سارا موسوی نژاد




به انضمام خودم

عبور می کنم آهسته از تمام خودم

تو را از اول قصه زدم به نام خودم


غزل سرودم از احساس ناب با اینکه

برای چشم تو گفتم ولی به کام خودم


کمین نشسته ام  اینجا که باز برگردی

که ماهرانه بیاندازمت به دام خودم


چگونه با چه زبانی؟ میسّر است  اصلا ؟

به جمله ای بشوی کودکانه خام خودم


توهم  به ریش من بی  نوا بخند اصلا

منی که گم شده ام در پس کلام خودم


خودت بگو چه جوابی برای من داری

که بردی از من خود را به انضمام خودم...

سیده سارا موسوی نژاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/05

عشق - سیده سارا موسوی نژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار سیده سارا موسوی نژاد



عشق

تو فقط می رسی به ذهن من و

می بری ام به جنگ قافیه ها

شعر گفتم  تو را هزاران بار

خواندمت ازتمام زاویه ها


وصف کردم که خوب می گنجی

توی هر وصف و حال و تعریفی

این من گیج و گنگــ بی تکلیف

از  توکه اصل هر چه تکلیفی


لای خط های دفترم  تا شب

می خرامی تو با تمام قوا

یک به یک واژه ها به صف هستند

روی  هر خط به احترام شما


من فقط گریه می کنم  اما

کارشان را بلدشدند  انگار

واژه های که همدمم شده اند

از سر ذوق یا نه! از  اجبار


بغض من جوهر دوات خودم

باز بر گونه ام روان شده ای

سالها می شود که لالم و تو

با وجودت  مرا زبان شده ای


دفترم را ورق بزن شاید

شعر دیگر  مرا صدا بکند

غزلی با تمام حس و خیال

درد من را کمی دوا بکند


آخرش فال عاشقان هستیم

من و تو  در میان این اشعار

قاتل جسم و روح و احساسم

می شوی با تمام حجب و وقار


کاش می شد درون این دفتر

خنده های تو را  بگنجانم

بچکانم  کمی به روی غزل

زندگی را دمی بخندانم


یا تو را با صدای زیبایت

بین اشعار تازه جا بزنم

تا بماند همیشه آن را بعد

توی دفتر یواش تا بزنم


کاش سوی چراغمان درشب

برق چشمان توسی ات باشد

یک شب اینجا و توی این خانه

عشق جانم عروسی ات باشد

سیده سارا موسوی نژاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/05

تقلا - سیده سارا موسوی نژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار سیده سارا موسوی نژاد


تقلا

توخودت را به هر دری زده ای

مثل یک مرغ بال و پر بسته

دوست داری دوباره پر بکشی

از تقلا نمی شوی خسته


دوست داری که آن خیابان را

در خیالت دوباره طی بکنی

آن همه حسرتی که می خوردی

بخوری و دوباره قی بکنی


مثل مستی ملول ولایعقل

توی شعرت تلو تلو بخوری

از نگاهی که برده جانت را

خنجری تیز از جلو بخوری


بکشی دست روی احساست

گره از بغض کهنه وا بکنی

بر بلندای خاطره اینبار

همه ی شهر را صدا بکنی


بعد از این طول راه را  تنها

از خودت تا خدا وجب بزنی

بد بشوی بین راه و برگردی

به خودت بازهم رکب بزنی


دوست داری دوباره برگردی

بر سر خط عشق و بی عاری

بدری پیله را و پر بکشی

فارغ از ترس و آبرو داری

سیده سارا موسوی نژاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/05

جمعه - سیده سارا موسوی نژاد

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار سیده سارا موسوی نژاد



جمعه

چقدر جمعه دل انگیز می شود اینبار

چقدر کش نمی آید  غروب  لاکردار

و برخلاف همیشه چقدر  می چسبد

سکوت و پنجره وقهوهای بی سیگار

چه لذتی  دارد انتظار آن کس که

همیشه برده از آیینه ی دلت زنگار

در ازدحام خیابان خالی از مردم

برقص شوق بیایی رها و کولی وار

قبول کن که بهاری و  باز برگشتی

در آستانه ی این فصل گرم و آتشبار

اگرچه آمدی اما همیشه می ترسم

کنار آبم و لب تشنه مثل بوتیمار

به آسمان نگاه تو چشم  می دوزم

ببار بر سر من هفته ای فقط یک بار

سیده سارا موسوی نژاد
تاریخ ثبت شعر : 1398/11/05

سیده سارا موسوی نژاد

دفتر اشعار سیده سارا موسوی نژاد شاعران کانون شعر ایران





خانم سیده سارا موسوی نژاد



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر و نویسنده

- تحصیلات : کارشناس ادبیات و علوم انسانی

- متولد : 1367/06/27

- دبیر ادبیات فارسی - ویراستار



جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید



مختصری از زبان شاعر :

رشته تحصیلیم ادبیات هست و از سن نه سالگی به استعدادم در نوشتن شعر موزون پی بردم  ولی جدی نگرفتم و اعتماد به نفس انتشار شعرهامو نداشتم چون به شدت کمرو هستم تا حدود سه سال پیش به عضو یک گروه تلگرامی شعر شدم و شعری فرستادم که خیلی مورد تشویق قرار گرفت و کم کم تصمیم به فعالیت جدی گرفتم  و شروع کردم
من اصالتا لر هستم لر لرستان شهر،خرم آباد اما بزرگ شده و ساکن تهران
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات