به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

زنجیر قرنطینه - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فائزه ابوطالبی


زنجیر قرنطینه

حال امروز؟ به زنجیر قرنطینه دچار

یک اتاق است و من و روح پر از گرد و غبار

روزهایم همه یک جمعه‌ی دلگیر شده

جمعه‌ی سرد زمستانی بی‌ گشت و گذار

آه باران بهار است و دلم تنگ‌ ولی

بوی خون می‌دهد این بار نمِ خاک بهار

مرگ می‌چرخد و با لمس سر انگشت کسی

می‌بَرَد جان گُزیننده‌ی خود را به قمار

خس خسِ سینه‌ی شهر است درون سرم و

سرفه‌های خشنش از شب من برده قرار

خیمه‌ی لشکر مرگ ‌است درون وطنم

کو حریفی که کند دشمن نااهل مهار

باز کن صفحه و فورا خبر داغ بخوان

داغ‌های وطنی رد شده از مرز هزار

فائزه ابوطالبی
تاریخ ثبت شعر : 1399/02/20


طلسم نفس‌گیر - فائزه ابوطالبی

دفتر اشعار فائزه ابوطالبی آثار شاعران کانون شعر ایران


طلسم نفس‌گیر

بی‌گذرنامه از مرزها گذشت
در ریه‌های شهرهایمان ساکن شد
و با نفس‌هایش هوا را به گرد مرگ آغشته کرد.

ملک الموتی است تاج‌دار*،
که به هر کس نگینی از تاج خویش می‌بخشد
به طلسم نفس‌گیری دچار می‌گردد
پیروزمندانه قدم می‌زند و پشت سرش رد الکل و خون.

حالا در تابوت شهر
مردگان بسیاری خفته‌اند
و با هم بحث می‌کنند که مرگ
کدامشان را بهتر غافلگیر کرده است!

حالا در صبح‌های بهار،
صدای گنجشک‌ها در خس خس سینهء خیابان گم می‌شود
شهر سرفه می‌کند
و مردهء دیگری در تابوت می‌افتد.

فائزه ابوطالبی
تاریخ ثبت شعر : 1399/02/20


* واژه "کرونا" از کلمه‌ای لاتین به معنی تاج یا هاله گرفته شده‌است. این واژه به مشخصه‌ی ظاهری ویریون‌ها در زیر میکروسکوپ الکترونی اشاره دارد، که حاشیه‌ای شبیه به تاج سلطنتی یا تاج خورشیدی دارد. از این رو کروناویروس را «ویروس تاج‌دار» نیز می‌نامند.



رد بالهایش - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فائزه ابوطالبی


رد بالهایش

دست‌هایم را به ستاره آویخته‌ام
در خلاءِ دنجِ شب تاب می‌خورم
و ابرهای دود گرفته را به تن می‌کنم
مست می‌شوم از عطر زمینی‌اش
پیش از من کسی ،
که در خواب بارها دیدمش
از اینجا گذشته است
و رد بال‌هایش را
بیهوده به شهاب نسبت می‌دهند
ستاره‌ای که می‌افتد
نشانه تولد است ؛
متولد می‌شوم بارها و بارها
بوی شکفتن می‌دهد هوا
با باد تاب می‌خورم
و موهایم با پنجره می‌رقصد
در پشت پرده‌های کشیده‌اش.

فائزه ابوطالبی
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/02

یلدا - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فائزه ابوطالبی



یلدا

قصه ی خش خش پاییز به سر آمده است

زود بگذشت و زمستان دگر آمده است

تار موی دگری برف شد و فصل تمام

ناز بانوی اناری دم در آمده است

منتظر بودن ما رسم قشنگی دارد

شب شعری شد و یلدا به ثمر آمده است

یک بهانه ست که با هم بنشینیم شبی

شعر حاضر شد و در واژه اثر آمده است

یک دقیقه گذرش این همه پر شور نبود

عشق ضامن شد و یلدا به نظر آمده است

باز کن گوش و لب و حافظ و بی وقفه بخوان

این دقیقه به دلیلی ست اگر آمده است

فائزه ابوطالبی
تاریخ ثبت شعر : 1397/09/24

آهو - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فائزه ابوطالبی


آهو

به جا مانده ردی مارپیچ
با واحدهای چهارگانه
شاید رد گوزنی،
در جنب و جوش عصرگاهی اش
یا آهویی در حال فرار
پا می گذارم در رد پا،
در مه فرو می روم
گنگ می شود تن های بی برگ تو در تو
توده ای محو از پیش چشمم می دود
شاید آهو بود ...
شاید آهو هنوز زنده بود.

فائزه ابوطالبی
تاریخ ثبت شعر : 1397/09/16

خاطرات سوخته - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فائزه ابوطالبی



خاطرات سوخته

می خواهم
آن قدر خیره شوم
که از خط های ریز دور مردمک
به چین های قشر مخ برسم

همان جا
همان نقطه ی خاکستری مرموز
که خاطرات سوخته پنهان اند

می خواهم بیرون بکشم
و به آب بسپارم
خاکستر خاطره مرده ای را
که هنوز شب ها
شبحش
بر دیوار پیش رو
نقش می بندد

نیمه شب
دست هایش کش می آید
به تخت می رسد
و ناگاه
پیچک وار
دور گلو تاب می خورد.

فائزه ابوطالبی
تاریخ ثبت شعر : 1397/07/20


گنج تنهایی - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فائزه ابوطالبی



گنج تنهایی

گاه می میری ولی جسم خودت را می بری

لحظه هایی ناگزیری از دلت هم بگذری

اعتمادت زخم خورد و شک درونت رخنه کرد

رسم امروز است با خوبی خیانت می خری

خسته ام خنجر نزن بنشین گلویی تازه کن

دوست در زخم زبان از دشمنانم هم سری

لحظه های سخت دیدی هیچ کس پشتت نبود

تکیه بر دیوار کن، پیدا نکردی هم دری

گاه آدم ها نمی فهمند، احساس تو را

گنج تنهاییت را قسمت نکن با دیگری

فائزه ابوطالبی
تاریخ ثبت شعر : 1397/07/20


می روم - فائزه ابوطالبی

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار فائزه ابوطالبی


می روم

تکه ای از قلب من جا مانده اما می روم

خسته اما با وجود لرزش پا می روم

بهر پیدا کردن آرامش گم کرده ام

مدتی هرچند اندک از نظرها می روم

تا نگه دارم به خاطر پوچی عشق تو را

کوله باری هیچ بر دوشم ازین جا می روم

در مسیرم گر کسی پرسد کجا؟ آخر چرا؟

می کنم پنهان دلیل رفتنم را می روم

نه نمی خواهد پی عذری بگردی جان من

من بدون عذرخواهی صبح فردا می روم


فائزه ابوطالبی
تاریخ ثبت شعر : 1397/07/09

فائزه ابوطالبی

دفتر اشعار فائزه ابوطالبی شاعران کانون شعر ایران






خانم فائزه ابوطالبی


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد 1378 اصفهان

- دانشجوی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان


جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر   اینجا  کلیک کنید

مختصری از زبان شاعر :
از کودکی به مطالعه علاقمند بودم، بهترین لحظات زندگی‌ام در میان صفحات کتاب‌ها سپری می‌شود و جهان استعاری شعرها و داستان‌ها را از دنیای واقعی بیشتر دوست دارم. نوشتن را از سال ۱۳۸۹ یعنی ۱۱-۱۲ سالگی با دلنوشته، نثر شاعرانه و تک بیت آغاز کردم. از سال ۱۳۹۶، ادبیات که تا قبل از آن شاید سرگرمی مورد علاقه‌ام بوده، به مهم‌ترین اصل زندگی‌ام بدل و برنامه‌ی مطالعه‌ام جدی‌تر و تخصصی‌تر شد. هم اکنون خواندن و افزودن دانشم و یک مخاطب جدی ادبیات بودن را ترجیح می‌دهم؛ اما هر از گاهی هم دست به قلم می‌برم. علاوه بر انواع شعر نو ، برخی قالب‌های کلاسیک مانند غزل، قطعه، دو بیتی، مثنوی و... را آزموده‌ام. ولی شعر سپید را برگزیدم و بیشتر "سپید" می‌نویسم. در حال حاضر دانشجوی کارشناسی پرستاری و دبیر کانون شعر دانشگاه علوم پزشکی اصفهان هستم.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات