به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

خودش - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان


خودش 

از موازای دو حفره ی جادویی می گذرم
و معجزه ها تکرار می شوند
فراموش شده بودی
و زندگی چقدر زیبا تر شده بود
فراموش شده بودی
و دنیا ی من غصه هایم را یکجا مفت خریده بود
فراموش شده بودی
و شعر هایم چشم هایت را از یاد برده بود
از موازای دوحفره ی جادویی می گذرم
و معجزه ها تکرار می شوند
از موازای دوحفره ی جادویی می گذرم
و خاطرات تکرار می شوند
می گذرم و به یاد می آورم
فراموشی چون بیماری صعب الاج
همه روز های زیبایی که ساخته بودیم را
از بین برده بود
می گذرم و دو قرص زیبای مشکی چون درمانی
روز های عاشقی کردن
در شب هاب طولانی تابستان را برایم زنده می کند
فراموش شده بودی
و فراموش کرده بودم زندگی
با تو قشنگی های خودش را داشت

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1399/02/23

نفرین به آینه - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان



نفرین به آینه

مثل لقمه ای بزرگتر از دهان
درگلویم گیر افتاده ای
و راه نفسم را بسته ای
نه برمی گردی
نه از ذهنم می روی
و  من هر روز لنگان لنگان
به آینه نزدیک می شوم
به رنگ خرمایی موهایم
به ابروان و چشمانم نگاه می کنم و به لب و گونه هایم
و بعد به خودم می گویم
کدامشان را دوست نداشت؟؟؟
و چقدر تمام آینه ها نفرت انگیزند
وقتی آدم به چشم معشوقه اش
زیبا به نظر نرسد
می خواهم قلبم را از کینه پر کنم
از خشم
از نفرت
از انتقام
و از تهه دل فریاد بکشم
این روزها آدم‌ها
چهره ی زیبا می خواهند ...

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/23

ممنوعه - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان







ممنوعه

تو ممنوعه
و من
برای داشتنت حریص بودم
زمین و زمان گفتند
که دستانت را لمس نکنم
ولی محکمتر می فشردمشان
و آنقدر محو سرخی لبانت شدم
که رانده شدم از دنیای تو
و توبه کردم
که زین پس سرخی لبان کسی
چشمانم را به هوس
آلوده نکند ...

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/16

یادم تو را فراموشت - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان


یادم تو را فراموشت

من پای اون چشمات وایسادم
من‌ پات رو در روی این دنیا
پای همه قول هایی که دادم
تو پا می زاری رد می شی از ما

تو پا می زاری روی احساسم
خورد و خرابم میکنی میری
خط می زنیم آروم خب چیزی نیست
از رسم وفاداری تو شنیدی؟،!!

می سوزم و می سازم و می رم
دست می زارم‌ من روی احساسم
چشمامو بستم من تهه خطم
خط خوردم حتی از دو چشماتم

خط خوردم از آیندت و روزات
خط خوردم‌ از فردات‌ و از فردات
خط خوردم از روزایی که شاید
من مادری برای فرزندات

احوالت عالی، شاد و خوشحالی ؟!
حال منو دیدی، تو این روزا؟!
می گن زیادی اشک می ریزی
می گم حلالش باشه این اشکا

می گن که دوری آخره درده
می گن علاج اون فقط صبره
من صبر کردم‌ تا تو برگردی
نیومدی‌و این خودش درده

اصلا نیا جای تو اینجا نیست
اصلا تورو یادم فراموشت
اصلا نیا قانعم به تنهایی
اصلا تو دوریم باشه تن پوشت ...

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04

دست درازی - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان




دست درازی

گاهی
به خاطراتمان دست درازی می کنم
اما هر بار که تلاش کردم
دست های تو را بگیرم
" فهمیدم"
انگشتان من ناتوان تر از آنند
روز ها
گذشته ها
و تو را
بر گردانند ...

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04

کویر - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان



کویر

و من جایی رسیدم که فقط کویر بود
و تا مغز استخوانم
دردِ سوز خورشید را احساس می کرد
من جایی رسیده بودم که
نه آبی بود که سیراب شوم
و نه سرابی که سیر شوم
و خط های بریدگی زمین بیابان ها را
را روی پیشانی ام دیده بودم
روز های بارانی دست تکان دادند
و دیگر هیچ رنگین کمانی
هیچ رنگین کمانی
مسیرش به خط نگاهم
در آسمان برخورد نکرد
من جایی رسیدم
که کویر بودم
مات و مبهوت
خشک و بی رمق
که شبی انقدر گریستم
که اشک در چشمانم خشکش زد

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04

من کیستم - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان



من کیستم

بعد تو
بگو باید در کدام شهر
در کدام خیابان ها
در کدام ماه از سال
و کدام عبادتگاه ها
خودم را پیدا کنم
من باید به خودم برگردم
باید حداقل یک راه باشد
تا از این دوگانگی خلاص شوم
تو را نه، خودم را گم کرده ام
خودم را گم کرده ام که صبح ها
قبل از صبحانه باید
با خفقان دست و پنجه نرم کنم
که سایه ی بغض
از سَرِ گلویم کم نمی شود
بگویید به من، بگویید من کیستم
من کیستم که اینگونه
شب هنگام چشم می گذارم
بر گوری از حرف های ناگفته
و بعد به خواب می روم
باید به خودم بیایم
باید به خودم برگردم
لطفا به من بگویید من کیستم؟!

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04

حوالی مرگ - زهرا نوجوان

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار زهرا نوجوان






حوالیِ مرگ

بعد از این چه اهمیتی دارد
کجا سفر کنم
وقتی خورشید،
آبیِ دریا،
و شادی باران برای من نیست
دیگر هیچ اهمیتی ندارد
که هوای شهر در گلویم سنگینی می کند
وقتی می بینم
به اندازه ی همه روز هایی که
هنوز زندگی نکرده ام گریسته ام
و به اندازه ی همه ی روز هایی که
نفس کشیده ام زنده نبوده ام
در من جانوری خطر ناک در حال رشد است
که هر لحظه ممکن است زاییده شود
و من به مرگ نزدیکتر

زهرا نوجوان
تاریخ ثبت شعر : 1398/07/04
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic