به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

مجموعه شعر ردپای تو سروده محدثه آشتیانی

دفتر اشعار محدثه آشتیانی مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران



مجموعه وارونگی اثر محدثه آشتیانی


روزگار

فرقی میان خوب و بد روزگار نیست
وقتی کسی برای تو چشم انتظار نیست

 سرما که زد به شاخه ی این باغ بی گمان
حتی اگر بهار بیاید بهار نیست

از این جهانِ همهمه بگذر، قبول کن
اینجا دلی برای دلت بی قرار نیست

با روزه ی سکوت زبانم مهار شد
اما دو چشم کافر من روزه دار نیست

اقرار میکنم که‌ دلم پایبند توست
هرچند اعتراف به غم، افتخار نیست

محدثه آشتیانی



یادم رفت

گفتم از خون دلم دم بزنم یادم رفت
لب به لبخند گشودی، سخنم یادم رفت

بس که غم جای تو را در بغلم پر کرده
شیوه ی دلبری ام، اینکه زنم یادم رفت

اهل آغوش توام اهل تو را داشتنم
در حوالیِ تن تو، وطنم یادم رفت

در دلِ آتش این عشق که گیر افتادم
محو چشم تو شدم، سوختنم یادم رفت

رفتی و خاطره هایت نپرید از سر من
هر چه جز عطر تو بر پیرهنم یادم رفت

روز مرگم كه به آغوش تو برمی گشتم
آنقدر هول تو بودم كفنم یادم رفت

محدثه آشتیانی



کجایی

کجایی؟ نیستی! دیوانگی‌ها! های‌وهویت کو؟
شرابی کهنه دارم در بساط خود،سبویت کو؟

زمانی آرزویت بودم این را بارها گفتی
تمام آرزوهای محالم! آرزویت کو؟

بزن بر صورتم باران ، بشوران حرفایم را
که میپ رسد دلم از چشم هایم، آبرویت کو؟

تمام عمر را هر روز دنبال تو می گردم
شبی که‌ بشکند درمن‌طلسم‌جستجویت، کو؟

گرفته عشق هرچند از وجودم پای رفتن را
بگو بال‌ و ‌‌پری که باز برگردم به سویت کو

محدثه آشتیانی



تاریخ ثبت اشعار : 1399/03/25



سرقت ادبی از این مجموعه شعر پیگرد قانونی دارد


محدثه آشتیانی

دفتر اشعار محدثه آشتیانی آثار شاعران کانون شعر ایران





خانم محدثه آشتیانی

- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد :  قم   1368/06/06

- تحصیلات : مهندسی فناوری اطلاعات

- طراحی عکس، گرافیک و چرم دوزی آماتور


جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید


مختصری از زبان شاعر :
شاعر با همه ی ذوق و بداهه های نامنظمش در سال های قبل از شاعری همیشه در رشته ریاضی فعالیت کرده و همه ی علاقه اش در حل معادلات چند مجهولی بوده اما از یک زمان به بعد حس کرد که ریاضی به تنهایی جوابگوی احساس درونی اش نیست و اینگونه بود که زیستن در شعر را آغاز کرد...


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات