به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

هوا خوب است - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم



هوا خوب است

هوا خوب است، مرگ اما هواى بهترى دارد
گداى كوچه از من ماجراى بهترى دارد

تمام عمر با نفرین اهریمن دعا خواندم
ولى ابلیس هم از من خداى بهترى دارد

سخن از كشتى نوح و قیاسم با بزرگان نیست
"به چاه افتاده" ، از من ناخداى بهترى دارد

من از آغازِ خود در فكرِ پایان بوده ام ، اما
مسیر زندگانى، ابتداى بهترى دارد

چرا با جرم انسان بودنم، در بندِ زنجیرم
دِه همسایه شاید كدخداى بهترى دارد

نباید بیش از این ها، خواستارِ زندگى باشم
هوا خوب است، مرگ اما هواى بهترى دارد


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/11/12

کاسه گردی - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم



کاسه گردی

طناب عشق، می خواهم طنابِ دارمان باشد
تمام شهـر، باید شاهدِ ایثارمان باشد

تو را در پهنه ى آغوش خود گم می كنم، شاید
كه امشب آخرین لمسِ تنِ بیمارمان باشد

مترسك با پیامِ مرگ، می خواهد كه این دیدار
وداع تلخ گنجشكانِ گندمزارمان باشد
 
تمنا تا به كى؟ وقتى دعاى ما مقدر نیست
چرا این كاسه گردى هاى هر شب، كارمان باشه

براى هردومان كافیست از این خلق رنجیدن
نمی خواهم خدا هم در پى آزارمان باشد

نفهمیدم كجا این درد پیدا شد، ولى شاید
شروع ماجرا از نقطه ى دیدارمان باشد

کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/07/28

وادار - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم


وادار

از خواب خوش بیاد تو هشیار می شدم
در جستجوى لحظه ى دیدار می شدم

شاید دلم براى هزاران نفر تپیـد
اما فقط براى تو بیمار می شدم

شب ها، گلایه از تو اگر با غریبه بود
فردا به شوقِ روى تو بیدار می شدم

با یاد چشم هاى تو با طرح خنده اى
در پیشگاهِ آینه تكرار می شدم

تقسیم بوسه ها به تساوى، محال بود
صد بوسه هر شب از تو طلبكار می شدم

روزى اگر نگاهِ تو در من نمى دمید
از انتظار و پنجره بیزار می شدم

حالا، سفر بخیر كه شاید در این مسیر
من هم به ترك عشق تو وادار می شدم


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/07/28

سارق - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم



سارق

سلام اى آنكه مانندت ، كسى در عشق فائق نیست
حریف خنده هایت در تمام غرب و مشرق نیست

به یك ترفند، یك لبخند، دنیاى مرا بردى
مرا از من جدا كردى ، كسى مثل تو سارق نیست

نفهمیدم چه رازى در حریم چشم هایت بود
كه دیگر حال من با دیدنت مانند سابق نیست

چرا این عقل صاحب مرده دائم خطبه می گوید
كه در دنیاى من، جایى براى نقل منطق نیست

اگر هر گوشه ى چشمت دروغى تازه می گوید
نگاهم كن، دل دیوانه ام اهل حقایق نیست

نمی دانم كه من عاشق ترم ، فرهاد یا مجنون!؟
ولى در عصر ما هرگز كسى مثل من عاشق نیست


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/04/30

سرنوشت من - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم


سرنوشت من

من دوست دارم خود بسازم سرنوشتم را
آینده اى زیبا و یا تقدیر زشتم را

"وجدانِ من" ، پیغمبرم روى زمین باشد
باید بسازم در وجود خود، بهشتم را

امروز اگر دستان نا اهلى خرابم كرد
فردا به دست خود بچینم خشت خشتم را

در گیر و دار وحشت پاییز ، می جنگم
تا پس بگیرم از خدا اردیبهشتم را

می خواهم آنجورى كه می خواهم خودم باشم
می خواهم از امروز بشناسم سرشتم را

رازى بنام بذرِ آزادى درونِ خاك ،
آغاز خواهم كرد از امروز كِشتم را...

کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/04/30

برگ خشک - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم



برگ خشک

فرض كن غم به دل ابر بهاران افتاد
سر و كار همه ى شهر به باران افتاد

عاقبت، دسته گلى را كه به شادى بردند
دست مالى شد و در كنج خیابان افتاد

پاسخ خوبىِ من ، سرزنش مردم شد
آفتابم، كه مسیرم به بیابان افتاد

گل خوش باور من در پى لبخند نسیم
راه گم كرد و به دام شب طوفان افتاد

كاش می شد كه در این شهر پر از آزادى
محض آرامش خود، گوشه ى زندان افتاد

هر كه دلسوز پریشانى من شد اما
برگ خشكى شد و در كام زمستان افتاد

کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/03/06

حکایت چشمی - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم



حکایت چشمی

دل از حكایت چشمى به خاك و خون افتاد
میـانِ زورقِ تنهاى واژگون افتاد

اگرچه یار من اصلا شبیه شیرین نیست
مرا، حكایت فرهاد و بیستون افتاد

فریبِ آینه خوردن فریب تلخى بود
دل از ملامت خود در تب جنون افتاد

به آنكه دردِ دلم را ندید ، بنویسید ،
امیر لشگر من در غم قشون افتاد

خیالِ خاطره ى خنده هاى دیروزش
شكفت و در شب من ناله ى كنون افتاد

مرا حوالىِ چشمش به خاك بسپارید
مرا كه خواهشِ دیدارِ با "شگون" افتاد


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/03/06


دیگر نمی مانم - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم



دیگر نمی مانم

جهان بعد از تو بر من تیره خواهد بود، می دانم
پریشانى و شب می ماند و اندوه بر جانم

دلیل خنده هایت از شبِ اول مشخص بود...
دلیل گریه هاى هر شب خود را نمی دانم ..!!

شباهنگـام، زنـگِ نـاله از كُنـجِ اتاقى سرد ...
بر این كابوس رخوت بارِ غم، هر سفره مهمانم

به عشقت، بارها از توبه كردن توبه می كردم
تو بد كردى و من از  توبه هاى خود پشیمانم

بگو من بنده ى عشقم و یا عشق است در دامم؟
نگهبانم، ولى در گوشه ى تاریكِ زندانم...!

دل از این ابرِ باران زا بریدن كار سهلى نیست!
تو می دانى كه تنها تشنه ى یك قطره بارانم...

تو می دانى كه دنیا بعد از این با من چه خواهد كرد
ولى من با تو حتى یك شبِ دیگر نمی مانم


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/02/07


صدای وحشی باد - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم


صدای وحشی باد

صداى وحشىِ باد از سكوت شب چه می خواهد
صداى پچ پچ از تنهایى ام، امشب چه می خواهد

مداوم در سَـرَم سوداى دردى تازه می پیچد...
قلم افتاد بر دستم، از این مَركَـب چه می خواهد!!

صداى مرگ در قاموسِ من بى وقفه می خندد
نگاه آتشِ دیوانه از عقرب چه می خواهد...!؟

چرا هر شب میـان آتـشى جـانـانه می سوزم!؟
خداوندا، دلم از آتش این تَب چه می خواهد..!

پلنگ زخمىِ دشت جنون از ماه، نا امّید ...
پلنگِ زخمىِ دشت از دل كوكب چه می خواهد!!

نصیحت در دلِ غمدیده ى مستان نخواهد رفت
شبِ میخانه از فرمایشِ مكتب چه می خواهد

تمام خنده هایم را كمى بعد از تو، می بارم...
نگینِ خنده ات از چَشمِ لامذهب چه می خواهد

کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/02/07

برای آرزوهایی که با او رفت غمگینم - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم




برای آرزوهایی که با او رفت غمگینم

براى آرزوهایى كه با او رفت غمگینم
براى اشك هاى هر شب خود روى بالینم

براى ضجه هاى ممتدِ خود، وقتِ بیدارى
براى خواب هاى تلخ و بى هنگام و سنگینم

براى خنده هاى خود كه بعد از او نخواهد بود
براى هر نفس از خاطرات تلخ و شیرینم

براى دردِ دل هایى كه می دانم نمی خواند
براى شعرهایى كه نخواهد داد تسكینم

براى فكر آویزان شدن از حلقه ى دار و ،،
براى هر چه معناى بریدن بود از دینم...

براى بوسه ى سرد پدر بر چشم هاى من
براى غصه هاى مادر بیمار و مسكینم

براى باختن هاى مداوم در تمام عمر
براى سال هاى عهد نافرجام و ننگینم

براى روزهاى بى بهارِ مانده از عمرم
براى آرزوهایى كه با او رفت غمگینم


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/02/07

درد بی درمان - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم



درد بی درمان

پریشان شد نگاه آینه، از دیدن رویم !!
نمی داند كه من در چشم هاى خود چه می جویم..

هزاران بار در خود مرده ام، اما پس از مرگم
براى درد هاى تازه هر آدینه می رویم ...

نگاهِ هر شبم بر زخم هاى تازه ، كارى كرد
كه مدت هاست چشم كهنه ى خود را نمی شویم

پس از این فصل، برگى در بهار من نمی روید ،
كه این دیدارِ آخر ، غنچه را اینگونه می بویم ...

نمی دانى چه دردى دارد این شب هاى تو در تو،
دلیل ساده اى دارد اگر انـقدر بد خویم ...

تو از دردِ خراش كوچكى ، با گریه می گویى !!!
من از دردى كه درمانى نخواهد داشت می گویم


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/01/24


گوی آتش - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم



گوی آتش

از هر نگاه مردم این شهر خسته ام 
عمریست جز خودم به كسى دل نبسته ام

بیزارم از صداى تپش هاى قلب خود
من پادشاهِ لشگرِ  درخود شكسته ام ...

چون گوى آتشى شده ام در مسیر باد
می ریزم از تمامِ وجودم ...گسسته ام !

در شهر ما نگاه كسى بر خرابه نیست..!!
واى از نشانه اى كه به دیوار بسته ام ..

حالا، درون گورِ  هزار آرزوى خام ......
من در عزاى وحشتِ شبها نشسته ام ..!!

اندوهِ من ، عصاره ى زیباى شعر شد ...
تلخم ، ولى به شكل عجیبى خجسته ام !!


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/01/24

صد چهره ی ملموس - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم


صد چهره ی ملموس

جهان صد چهره ى ملموس دارد ، باید عادت كرد
كه خود را در غم و زیبایى و تقدیر، قسمت كرد

"كبوتر" با كبوترها... چرا با باز می رقصد ..!؟
چرا بر جوجه هاى آشیان خود خیانت كرد

صدف آنروز در اعماق اقیانوس گوهر شد،
كه شاید سال ها ، قانون دریا را رعایت كرد

اگر در گوشه اى كِز كرده ، زخم كهنه اى دارد
نباید لحظه اى در تُنگ، ماهى راقضاوت كرد

بیادِ عشقبازى هاى بیرون از قفس، امشب،
قنارى، نغمه هاى آخرینش را تلاوت كرد

نگاه باغبان گنجشك ها را مرده می خواهد
درختى را تصور كن كه بر تاكى حسادت كرد

بنازم بر طلوع خنده ى رنگین كمانى كه
میانِ آفتاب و قطره ى باران وساطت كرد...


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/01/24

کوچه بن بست - کارن مقدم

آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار کارن مقدم



کوچه ی بن بست

گاهى خمارم، گاه در خود، گهگدارى مست
اما به سوى انتهاى كوچه ى بن بست...

پشتم خمید از ضربه هاى روزگار اما
كوهم، اگر چه كوهِ غم با ارتفاعى پست

پاسخ نخواهم داد دشنام حسودان را
دریا مسیرش را به رودى برنخواهد بست

می خواهم از این ورطه سوى عشق، بگریزم
غرق تماشا شد نگاهى كه به ما پیوست

در حال كوچ از خویشم اما خود نمی دانم
در انتهاى كوچه ى بن بست، راهى هست


کارن مقدم
تاریخ ثبت شعر : 1397/01/24

کارن مقدم

دفتر اشعار کارن مقدم شاعران کانون شعر ایران






         
آقای کارن مقدم


- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متولد  1364  استان گلستان شهرستان کردکوی

- تحصیلات : کارشناس حقوق / کاردانی رایانه






جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر   اینجا  کلیک کنید



مختصری از زبان شاعر :

به مدت چهار ساله كه هنر شاعرى رو بصورت جدى دنبال می كنم استاد خاصى نداشتم
به مدت یك سال در جلسات آموزشى و شاهنامه خوانى منطقه ى چیتگر تهران سراى محله به مدیریت استاد اصلان قزل لو به كسب تجربه پرداختم
علاقه مند به همه قالب هاى شعرى هستم ولى بیشتر در قالب غزل فعالیت دارم
چند شعر نیمایى و تك بیت و دوبیتى و رباعى و حدود چهل غزل از كارهاى به ثبت رسیده ى بنده هستن
دو تا از شعرام از از منتخبین اشعار برگزیده انجمن سه شنبه هاى نیاوران شدن و در كتاب سه شنبه هاى نیاوران به چاپ رسید
افتخار حضور در گروه هاى مختلف مجازى رو فعالیت دارم
اشعارم كم و بیش در كانال هاى مختلف وجود داره

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic