به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

.....

معرفی کتاب شاعران و نویسندگان

..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

منتخب اشعار فراخوان شعر شب یلدا ( خانم ها )

فراخوان ها









منتخب اشعار شاعران شرکت کننده در فراخوان شعر شب یلدا 1396

( خانم ها )


با تشکر فراوان از کلیه شاعران شرکت کننده در فراخوان شعر شب یلدا

شاعرانی که اشعارشان از بین آثار ارسالی، توسط کارشناسان انتخاب شده است به شرح زیر اعلام می گردد







سرکار خانم فرحناز یوسفی
سرکار خانم سیما اسعدی
سرکار خانم سمیه ملائی
سرکار خانم راحله وفا
سرکار خانم زهرا نعمتی
سرکار خانم مریم بذری
سرکار خانم حکیمه کمایی
سرکار خانم لیلا عبدی
سرکار خانم حمیده کرمی ( هیما )
سرکار خانم آرزو رحیمی
سرکار خانم شراره شکری
سرکار خانم مهرناز رسولی
سرکار خانم میترا بردبار
سرکار خانم مهناز خدایاری






زیبای چله نشین


لم داده بود

آسوده خیال

زیر کرسی زغالی



افشان بود

چهل گیسش

روی چهل تکه



به تبسم باز بود

غنچه لبانش

و انار دانه می کرد



گل انداخته بود

گونه هایش

همچون ناردانه ها
 


کم آورده بود

پسته خندان

و سرخ و سفید می شد

هندوانه...



از شما چه پنهان

 قرارشان بود

دیرتر طلوع کند

خورشید

 و

چه عاشقانه نجوا می کرد

 با حافظ

 این زیبای چله نشین

یلدا بانو...


فرحناز یوسفی
----------------------------------------------------------------------------------------









 یلدا منم، خاتون سردستان

در ظلمتی، سرد و زمستانی


بگشای در، دلتنگ ِ دلتنگم

از انتظاری، سخت و طولانی


می رفت آذر، دیدمش در راه

با کوله باری، خسته و غمگین


من آمدم اما فقط یک شب

در خانه ات هستم، به مهمانی


بر تاب ِ گیسوی سیاه ِ من

صد دانه ی الماس روئیده ست


تن خسته ام، جانا مرا دریاب

حال ِ مرا، تنها تو می دانی


آغاز ِ گرم ِ فصل ِ سردم من

دل می بَرم از عاشقان، تا صبح


صدها تفأل می کند، امشب

هر عاشقی، در من به پنهانی


در زیر ِ کرسی می لَمَد جانم

تا خستگی، از تن بریزانم


پشت ِ سرم، برف است و کولاک است

پوشد زمین را رخت از عریانی


بُگذار تا لَختی بیاسایم

خوش، در کنار ِ خِیل ِ مشتاقان


شادم، که همراه ِ دلم شادی

فرزندگان ِ پاک ِ ایرانی


از من دگر فردا، نشانی نیست

بوسیدمت در خواب ِ ناز ، اما


رفتم اگر، بر دل مگیر از من

در قلب ِ گرم ِ من، تو می مانی ...


سیما اسعدی

----------------------------------------------------------------------------------------







دلم

انار دانه کرده ...

یلدای نگاهت را مهمانم کن !


سمیه ملائی
----------------------------------------------------------------------------------------










باد مستور و شیدا

می نوازد ارغنون

با گذر از

ناودانهای تهی

بر بام خانه های آریایی

می خرامد

پاورچین ... پاورچین

تا خوابگاه

مینو و میترا

دختران خورشید




یلدا

دردانه ی زمهریر

شبق گیسوانش را

می کشد

با عشوه و ناز

به رخ

مهتاب و شمیم شبانگاهی

می زند زخمه بر

بند دل آسمان

 بر تار تار انوار نقره ای

زحل و ناهید

با سرپنجه های بلورین



لالا  لالا  لالایی

لالایی می خواند زمان

در گوش زمین

لالا  لالا  لالایی

آرام بگیر

عمیق بخواب

راش بلند

سرو سهی

خاک کبود

ساقه ی نازک بید



باغ مهیا کرده

امشب

حجله ای مزین به

برف و قندیل

تا بنشاند

بر مسند پاییز

نو عروس تن سرد زمستان را

غمزه ریزان

با دامنی پاک و سپید


راحله وفا
----------------------------------------------------------------------------------------










اناری دانه کرده..سیب سرخی دربغل دارد

دلم اندازه ی دنیای دلتنگش، غزل دارد


شب طولانی یلداست، بی شک کنج ِ آغوشش

شرابِ کهنه ی حی علی خیر العمل دارد


کنارش می نشینم، درهزارو یک شبِ چشمش

حکایت های شیرینی پراز ضرب المثل دارد


قُرُق کرده تمام مهربانیهای عالم را

درون سینه ای که ماه وخورشید و زُحل دارد


میان بوسه ها می پیچد وهی می شود افشا

خمار آلودهِ کندویی، که از شهد وعسل دارد


مرا مهمان دنیای قشنگت کن که  می دانم

هوای خانه ات مادر! بهاری بی بدل دارد


زهرا نعمتی

----------------------------------------------------------------------------------------











امروز، همان دیروز است

چه فرقی می كند كدام چند شنبه

زمان می لنگد

شاید هم درجا می زند

نگاهی ابلهانه از قاب دیدگانت

چهره ای چون زمین شخم زده پریشان

به سخره گرفته توهم امروز و دیروزم را

گوش كن

چگونه است كه ساعت بیداری، همان ساعت

ساعت سكوت، همان دقیقه

عقربه به وقت حضور، همان ثانیه

غروب به وقت فرار روز، همان لحظه است

و امروز، دیروزِ فردا نشده باشد

زمان قرارمان

به وقت بی قراری

كنار پیچك های دور همان میدان

می چرخم و می چرخانم

نگاه از پس سكوتی كه

تو فریادش را لال كرده بودی

حقیقت است كوچ مرغ عشق به هوای پرستوهای بیگانه

خلوت، وصله ی ناجور است

غربتم، برهنگی شب را پیشكش فرستاده

ببین سرگیجه گرفته ام به چرخش

چه كسی گفته میدان گرد باشد؟

به نصف النهارِ تباهی رسیده ام

كجای غوص نگاهت پهلو توان گرفت

هرشب

دوری از دستان تو

یلدایِ بی كسی است

پایان پاییز

بهانه ای

برای تكرارِ بی تو بودن هاست

با یك دقیقه ی إضافی

به بلندای تاریكی


مریم بذری
----------------------------------------------------------------------------------------









کودکی ام را

درآغوش گرفتم و

لنگ لنگان

رسیدم به جوانی

هنوزدرآغوش من است



کودکی!!

می روم تا

همبازی

پیری هایم بشود!!

این یلدا

کودکم تولدش را

49فوت می کند..

نفسش گرم !



حکیمه کمایی
----------------------------------------------------------------------------------------











سفری سوی دیارم که نداری، داری؟

خبر از این دل زارم که نداری ، داری؟


گل زیبای بهاری ولی افسوس مرا

سبدی جز خس و خارم که نداری، داری


منم آن مجرم عاشق، تو عزیزم قصدِ

دیدنِ بر سرِ دارم که نداری، داری؟


شده هر فصل من انگار زمستان ، آیا

تو نشانی زبهارم که نداری، داری؟


شب یلدا و من و ظرف انار و حافظ

تو گذر در شب تارم که نداری، داری؟


لیلا عبدی
----------------------------------------------------------------------------------------











یلِ پیرانه سر و دایِ زمستانی تو

آخرین نغمه ی پاییز پریشانی تو


این شبانگاه که یلدا بشوی از سر شوق

ادعا نیست، که شهزاده ی ایرانی تو


غرق نارنجیِ نارنگی و سرخیِّ انار

با خبر باش، که خلوتگه یارانی تو


به سرِ منزلِ مقصود، شبم آخر شد

 آخرِ قصه ی پاییز، بهارانی تو


یک تفاّل بزن ای حضرتِ شاعر مارا

که غزلسازترین، حافظ قرآنی تو


هیما (حمیده کرمی)

----------------------------------------------------------------------------------------











آوای دگر سرکن خنیاگر جانانه

با کلک نکیسایی در این شب عیدانه


ای شاعر افسونگر، رقص قلمی باید

با چرخش یلدایی، زیبنده و رندانه


پرکن قدح مینا، از دانه  ی گلنارین

در این شبِ بیداری، مستانه ی مستانه


گل ریز و گل افشان کن، هنگامه ی یلدا شد

شهدخت فلک آید، با ناز و خرامانه


بر قامت رعنایش، شولای سپید دی

بر بافه ی گیسویش، فیروزه و دردانه


بر تخت نشانیدش، اندوه ستانیدش

جامی ز انارش ده، یا گندم و شهدانه


هنگامه دیگان شد، خورشید نمایان شد

از باده ی زرینش، گیتی همه میخانه


در این شب عیدانه هم باور باران شو

دستان تهی جوید احسان کریمانه


عرض ادبی باید بر خواجه ی شیرازی

امشب غزل حافظ، دردانه ی هر خانه


یلدا شد و پیران را واگویه ی صد قصه

رازی ز دل تاریخ، ایهام یک افسانه


جاوید بماند این، آیین اساطیری

در بدرقه ی پاییز، آغاز زمستانه


آرزو رحیمی

----------------------------------------------------------------------------------------









زمین نینداز

روی فال حافظم را

برف که قهر کرد

لااقل تو با یلدا بیا


شراره شکری
----------------------------------------------------------------------------------------










بغل می کنم تنهایی ام را

به بلندای همین یک روز سال

نبودنت هر پاییز ؛

بیشتر تیر می کشد

تنهایی ؛

سهم بلندترین روزِ سالِ من است

در هنگامه ی پاییز

تنهاترین شاعرِ شهر

با نبودنت ورق می زنم تقویم را

یلدای من امسال غریبانه تر از هر سال است...

مهرناز رسولی

----------------------------------------------------------------------------------------











در کوچه پس کوچه های شعر

برایت نشانی گذاشته ام

واژه های

 فرو ریخته بر زمین را بردار

قدم به قدم

بیا با من !

تا سیاهی آخرین شب پاییز را

در سپیدهایم حل کنیم

 و اندوه نشسته بر

 لحظه هایمان را

در رد پای سرد زمستان

جا بگذاریم


میترا بردبار

----------------------------------------------------------------------------------------











باز یلدا می رسد، ای عشق دردانه کجایی

من انار قلب خود را کرده ام دانه، کجایی


می رسد یلدا و من در موج گیسوی تو غرقم

گشته ام مجنون ترین مجنون دیوانه کجایی


مهناز خدایاری قاصدک









منتخب اشعار فراخوان شعر شب یلدا ( آقایان )

فراخوان ها










منتخب اشعار شاعران شرکت کننده در فراخوان شعر شب یلدا 1396

( آقایان )


با تشکر فراوان از کلیه شاعران شرکت کننده در فراخوان شعر شب یلدا

شاعرانی که اشعارشان از بین آثار ارسالی، توسط کارشناسان انتخاب شده است به شرح زیر اعلام می گردد



جناب آقای عباس همایی
جناب آقای اکبر کریم نژاد ترابی
جناب آقای علیرضا جابری
جناب آقای ایرج فرخی زاده
جناب آقای آرش فاطمی نژاد
جناب آقای مجید محبعلی
جناب آقای روح الله دنیا دیده حور ( عرفان )
جناب آقای قاسم یوسفی
جناب آقای شهریار خیزانی
جناب آقای رامین زارعی







یلدا و گل

غُنچه یِ لبخندِ تو رویِ لبم، گل می کند

باغبان، کِی چیدنِ گُل را تحمُل می کند

می رسد یلدا و فصل عاشقی هم می رود

مانده دردی که گُلی بر جانِ بلبل می کند

عباس همایی
----------------------------------------------------------------------------------------





یلدای من امسال بی چشمات

یلدایی با طعمِ فراق و غم

یلدای من امسال بارونی

می شینه روی چشمِ من شبنم



یلدا همیشه با تو و دستات

طعمِ زمستونی پُر از گرماست

امسال هم نیستی کنارِ من

امسال هم دستای من تنهاست



یلدا به رنگِ برفِ پاییزی

یلدات مبارک نازنین یارم

امسال هم نیستی و مثل ابر

یلدا که میشه بی تو می بارم



طعمِ زمستون با تو زیبا بود

بی تو همه دنیای من سرده

یلدا شده اینبار سهمِ من

از این شبِ زیبا فقط درده


اکبر کریم نژاد ترابی

----------------------------------------------------------------------------------------







آن اناری که به یلدا دل سرخش نسپرد

باید از سردی دی ماه تنش یخ بزند

علیرضا جابری

----------------------------------------------------------------------------------------







زرد است ولی هنوز شوق انگیز است

بی بهانه از ترانه ها لبریز است

یلدا اگر اخم کرده ساکت شده است

دلتنگِ خداحافظیِ پاییز است


ایرج فرخی زاده

----------------------------------------------------------------------------------------






یلدای من تن پوش گرمش را خبر کرده

یلدای من از ابر و باران هم گذر کرده

یلدای من شاخ وجودش را تبر کرده

او آمد و پائیز هم عزم سفر کرده



یلدای من ای کاش پیدایم نمی کردی



وقتی هوای عاشقی تاریک و بارانی ست

 وقتی نگاه شعر در چشم تو زندانی ست

وقتی شعارت گفتن اندوه و حیرانی ست

دل بستگی این روزها  قطعا پشیمانی ست



یلدای من  توبهترین بودی برای من



دیگر برای دل سپردنها کمی دیر است

دیگر تن رنجور ما از عاشقی سیر است

دیگر هوای دلبری کردن چه دلگیر است

دردی درون سینه چون بغضی نفس گیر است



یلدای من با من چرا نامهربان بودی



اینجا برای عاشقی ها سوژه کم دارم

اینجا به روی شانه هایم  کوه غم دارم

اینجا میان واژه ها آوار بم دارم

آری تو را حسرت به دل درهرقدم دارم



یلدای من تنها تو باشی زندگی زیباست



آرش فاطمی نژاد

----------------------------------------------------------------------------------------






پایانِ شبی سیاه در من باقی ست

افسونگریِ  پگاه  درمن باقی ست


یلدایِ من آن دوچشمِ نورانی توست

شب می گذرد نگاه درمن باقی ست


مجید محبعلی

----------------------------------------------------------------------------------------







گیسوی بلند شب لطیف و زیباست

بر شانه ی نور ماه ، غرق رویاست


تزئین شده با ستاره ها تاج سرش

خوشبخت ترین عروس شبها یلداست


روح اله دنیادیده حور (عرفان)
----------------------------------------------------------------------------------------








شب یلداست، بیا، دل بتکانیم امشب 

گل لبخند به لب ها بنشانیم امشب

تا که چای دل ما دم بکشد، باز بیا
 
فال حافظ بزن و شعر  بخوانیم امشب


آخرین برگ خزان از سر پاییز بریخت


برگ زرد دل خود را بتکانیم امشب

همه جا چلّه نشینِ دلِ شیدا شده اند

ما به این معتکفان، دل برسانیم امشب 

پیرما گفت: مخورغصّه که فالی زده ام
 
یار با ماست، همه بختِ جوانیم امشب 
 


همه جا هلهله و شادی وشورست بیا 


ما از این هلهله ها دور نمانیم، امشب

تارو سنتور دل خویش بیا  کوک کنیم

غصه ازفکر ودل خود برهانیم امشب 

قدراین  قافله را سیر بدانیم امشب 


ترسم این قافله ی عمربه فردا نرسد


قاسم یوسفی

----------------------------------------------------------------------------------------







لب هایم

علامت سوال بزرگیست

برابر ماهیِ لبانت...!


بگذارانار گونه هایت

رسوای مان کند

قد دقیقه ی یلدا

شهریار خیزانی
----------------------------------------------------------------------------------------









کاش می دانستیم

هر سال، پاییز

کدام غمگین ترند

اولین برگی که می افتد

یا آخرینش ؟

رامین زارعی