به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

مجموعه دلنوشته عاشقانه های من به قلم پانیذ پیرانی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته نویسندگان کانون شعر ایران دفتر اشعار پانیذ پیرانی


مجموعه دلنوشته عاشقانه های من به قلم پانیذ پیرانی



ناگفته های دل

شاعر که می شوی   
دوست داری حرف های ناگفته ات را
به چند بیت بچسبانی
شاید باقی مانده حرفهایت
شعری شود در دستان عاشقی که می خواهد جهان را بلرزاند

پانیذ پیرانی



کویر

دیگر برایم مهم نیست
رفتنت، آمدنت
دوست داشتنت !
فقط سکوت را می خواهم
سکوت !
سکوتی که دیگر نه صدای خندیدنت باشد
و نه صدای تق تق رفتنت را
گاهی آنقدر خسته ای که حوصله توضیح دادنت را نداری
درونت کویری است بی آب که باور داری دیگر درختی نخواهد
رویید!!!

پانیذ پیرانی



دخترکی تنها

چشمانم در انتظار دری است
که صدای بستنش در گوش جهان می پیچد
و اشک که قصد چمدان بستن را ندارد
سنگینم مانند بغض مکه گلویم را می فشارد
و دستانم که قبل از هفتاد سالگی می لرزد
حالا من مانده ام
وصدایی که در گوشم تکرار می شود
دخترکی تنها!
که احساساتش را مرتب می کند ...

پانیذ پیرانی



تاریخ ثبت : 1399/05/18



سرقت ادبی از این مجموعه   پیگرد قانونی  دارد

مجموعه دلنوشته صدای برف به قلم لیلا شامخی صابر

دفتر اشعار لیلا شامخی صابر مجموعه متن ادبی و دلنوشته


مجموعه دلنوشته صدای برف به قلم لیلا شامخی صابر



این پایان قسمت نیست!


تو نمی دانی چه می گویم
نمی خوانی زچشمانم که بیرحمانه می گریند
چه حاصل شدبه دستانم که درگرمی دستان تو می سوزد؟
چنین عشقی به باورنیست.
همان وقتی که بی تقصیر ز راه عشق جاماندی، کسی همراه و یاور نیست!
بروتاسرکنم باخلوتم تنهایی شبهای فردا را
برو تادیگری گیرد سراغ قصه ی مارا
نپرس ازمن چرا خوکرده ام دراین حصارتنگ سرسختی
پریشان خانه ی قلبم
شده تاریک وبی فانوس
دراین غمخانه نوری هم اگرپیدا شود لَختی، به هرلفظی شود معنا بجز مفهوم خوشبختی!
نپرس ازمن چرا خوکرده ام دراین حصارتنگ سرسختی
که از خوش باوریهایم چنین افکنده درکنج خرامانم
تواز درک سخنهایم چه می فهمی؟"نمی دانم!
خیالی نیست.
این پایان قسمت نیست.
اگرچه خسته ام ازهرحدیث وحرف تکراری
اگرچه سخت تنهایم دراین آشفته بازاری
گریزانم زدلتنگی، دل آزاری
کسی آید که باحسّم درآمیزد
به همراهم به اوج قله پرواز بگریزد
خیالی نیست
این پایان قسمت نیست.

لیلا شامخی صابر


برگریزان

پاییز فقط یک باد بود که به موهایم وزید ورفت...
وماه کاملم را ناتمام گذاشت!
وآن درخت زندگی من بود که برگریزانش هوای عاشقی می داد...
و حالاروی تکه های خودم قدم می زنم تا شاید دلم را زنده پیدا کنم و با امید دیگری به آن درخت بیاویزم...!


لیلا شامخی صابر



صدای برف

قلبِ خموش برای عشق می تپد
وسکوتی که دربلندای غرور می شکند...
"دراین تقلای پس وپیش به مویی بندم!"
من محبوس باورخویشتنم
باوری که با نگاه بیان نخواهدشد، که اگرشود جرات رسوایی دارد!...


لیلا شامخی صابر




تاریخ ثبت : 1399/04/18



سرقت ادبی از این مجموعه   پیگرد قانونی  دارد

دیار آشنایی - پردیس میرزاحسین کاشی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته










دیار آشنایی



روزگار چه می گوید

این دقایق از من چه می خواهند

از که اجازه بگیرم

برای عبور قایقی می خواهم

بادبان را برافراز

من تنها

دریای بیکران فاصله ها

 جزیره تو

 چگونه اوج بگیرم 

 به کجا پرواز کنم

 چه کسی مرا همراهی خواهد کرد؟

 پرستوها چه می گویند؟

 از من چه می خواهند

 چه سکوتی ست

 چه حکایتیست

 چرا معماها بی جواب مانده اند !

 چرا سلامم بی جواب ماند!

آشنایی نیست 

 به دیار آشنایی می روم

 تنها یک قاصدک مرا همراهی می کند

 من چیزی خواهم آورد

 مرا اجازه ای بیش از آن نیست

 و بذر مهربانی را هدیه می آورم

 پس همه جا رنگین می شود ...




پردیس میرزاحسین کاشی

تاریخ ثبت : 1398/06/02










انتظار - پردیس میرزاحسین کاشی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته









انتظار



چگونه شاد باشم 

وقتی میان سرزمین من و تو فاصله بسیار است

کاش گلبرگی بودم

بر روی آب شناور می شدم

تا به سرزمین تو می رسیدم

کاش قاصدکی بودم

پرواز می کردم

تا از فراز شهر تو را ببینم

کاش پرتو نورانی خورشید بودم

تا در طلوع خورشید

بر صورتت بوسه می زدم

کاش پرنده ای بودم

بر روی شاخه درخت می نشستم

و هر روز از پنجره اتاق به تو می نگریستم

در جستجوی تو هستم

در جستجوی تو ای نوگل زیبا

نمی توانم از جستجو بایستم

تمامی هستی من از آن توست

دوری تو برایم سخت و دشوار است

لحظه ها بدون تو زیبا نیستند

ثانیه ها نمی گذرند

چشمانم زیبایی ها را نمی بیند

اما با توتمامی دنیا رنگین می شود

و قلبم از عشق تو گرم و پرشور

به دیدارم بیا

در انتظارت هستم ...



پردیس میرزاحسین کاشی

تاریخ ثبت : 1398/06/02







دنیای بی تو - پردیس میرزاحسین کاشی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته












دنیای بی تو


از عشقمون گذشتی

تو سرد و بی تفاوت

قلبم شکست و چیزی نمی گفت 

من موندم و زندگی بی تو 

دنیای بی رحم ، دنیای بی تو

همه جا بهار شد

اما زمستون قلبم چه زود از راه رسید

قلب من رنجید و خشکید

تنها و مبهوت موندم 

چطوری بی تو ،توی تنهایی بمونم

زندگی بدون تو معنا نداره 

بدون تو همش آسمون چشام می باره

زندگی برای من هیچ وقت بهار نداره 

دیگه حتی بهاری هم نیست 

که با دل من ابراش بباره

منی که همه می مردن برام 

توی تنهایی اسیرم 

حالا باید بدون تو 

توی تنهایی بمیرم





پردیس میرزاحسین کاشی


تاریخ ثبت : 1398/06/02









گیسو - عذرا نیک پور

دفتر اشعار عذرا نیک پور مجموعه متن ادبی و دلنوشته



گیسو

موهایم را سپرده ام به دست باد
و
دلم را دخیل بسته ام
به
خیال چشمانت
باد را سوگند داده ام که
تا
عطر گیسویم را به مشامت نرسانده
از وزش باز نایستد
شاید
دلتنگم شوی و بیایی ...

عذرا نیک پور
تاریخ ثبت : 1398/05/21

رویا - عذرا نیک پور

دفتر اشعار عذرا نیک پور مجموعه متن ادبی و دلنوشته



رویا

چشم ها را بستم
و ز خدا
دیدن چشمان تو را خواستم
ای بی همتا
و خداوند چه زیبا
این بار
کرد مهمان تو، من را
در خواب
من کنارت بودم
مات و مبهوت تماشای تو
و
قامت تو
تو نگاهت اما
نه به من بود
که مشغول کتابی بودی
سیر دل غرق تماشای
دو ابروی کمان، چشم مست
و
لبِ همچون گل نازت بودم
که به یک لحظه
نگاهت سُر خورد
و
تو دیدی من را
چه بُد آن برق نگاه
که
همه جانم سوخت
و نفس یادم رفت
چشم ها را بستم
و
دگر هیچ نفهمیدم
و
چون چشم گشودم
این بار
سر به دامان تو بود
چشم در چشم تو و
خلسه به یادم مانده
من در این لحظه
به صد خواهش و اصرار
خدا را گفتم
تو بگو
لب به لب بنهد و جانم گیرد
که من اینگونه
کنم پیشکشت
جنت و حوری و فردوس برین را
یکجا ...



عذرا نیک پور
تاریخ ثبت : 1398/05/21


ثواب - شبنم مرادی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته دفتر اشعار شبنم مرادی



ثواب

ثواب کن
مرا لحظه ای نگاه کن
توشه ی چشمت
بی بار است
با نگاهت مرا آب کن
بگذار از گرمای نگاهت جاری شوم
چون خونِ در رگهایم
چون باد رها
و چون خورشید بتابم
اندکی بیا ثواب کن
مرا نگاه کن
تا بتابم برای تو
بتابی برای من
بمانم برای تو
و بمانی برای من ...

شبنم مرادی
تاریخ ثبت  : 1398/03/28

سبب شعر - شبنم مرادی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته دفتر اشعار شبنم مرادی


سبب شعر

گل می کند اشعار من
در میان باغ دستان تو
بلبل آواز کلامت
یار دیرین می شود
سر می دهد سودای عشق
فلک هشیار می شود
سمفونی باران را
در میان باغ
آهنگ می شود ...

شبنم مرادی
تاریخ ثبت : 1398/03/28




دلتنگی - شبنم مرادی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته دفتر اشعار شبنم مرادی



دلتنگی

بسان روزمره گی
سر در گریبانم
ماه پشت ابر پلکهایم
آز تابیدن ندارد
خموش و مسخ چو پیکر بی جان
در انزوای دیوارم
دل تنگ و غریبم
عاصی و ذلیلم
تمنا به وصل تو دارم
سر بسته می گویم
حال خوشی ندارم ...


شبنم مرادی
تاریخ ثبت : 1398/03/26

دلتنگی دل - شبنم مرادی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته دفتر اشعار شبنم مرادی



دلتنگی دل

فانوسک دل بیتابم
به کور سوی خورشید آمدنت
در این ایام تاریکی روزنه دارد
راه باریک اندر خم کوچه هایش را پیموده ام
اما چشمهایش سوسو می کند
مردمک های تیره اش را
بازتر و بازتر می کند
به امید اینکه
دست نورت دستهایش را ...


شبنم مرادی
تاریخ ثبت : 1398/03/26

مرگ و زندگی - سارا وحیدی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته آثار شاعران کانون شعر ایران












مرگ و زندگی


برملا می کنند چشمانم دلتنگی ها را

بی اجازتی از من

و تو سرسری بالاتر گرفته ای سرت را !

تا هست همین بوده

یکی می بارد

یکی خیس نمی شود حتی...

اصلا چه توفیری دارد؟

صبح چیزی شروع می شود شبیه زندگی ؛

می لغزد در انتهای چشمانت

و می چرخد چون آسیابی کهنه در دهکده ای دور

شب ، چیزی شروع می شود شبیه مرگ ؛

در انتهای خمیازه های کشدار...




سارا وحیدی


تاریخ ثبت شعر : 1397/06/06













می روم دیگر - یاسمن خبایی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته















می روم دیگر



راحت می گذارمت زین پس..

آرام باش و به زندگیت ادامه بده عزیزتر ازجانم،

عاقبت جمع می کنم این سفره ی بی نان دل را

 قفل می زنم درِ خانه ی بی سامان خاطره ها را 

دیگر می خواهم ببندم چشم ها را

نبینم

و نگردم پی تو

که دلتنگ شوم...


می روم جایی که ندهد بوی تو را

آنجا که هوا ابری و

دلی ، تنگ دیدار کسی نیست

می روم دیگر

می روم تا اندکی آرام شوی

می گذرم،

می روم...





یاسمن خبایی


تاریخ ثبت : 1396/10/28









زمستان خاک خورده - یاسمن خبایی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته
















زمستانِ خاک خورده



زمستان است
 
هنوز برگ های پاییزی در کنار حیاط خاک گرفته ی قلبم تلنبار شده اند

قاب عکس های قدیمی روی دیوار ذهنم تار عنکبوت بسته اند

فانوس چشم هایم نوری ندارند

حوض فیروزه ای آسمانم دیگر فیروزه ای نیست اندکی آلوده است

ماهی ها نفس نمی کشند..!


گرامافون دیگر برایم از زندگی نغمه ی خوش سر نمی دهد

باران با صدا به شیشه ی اتاق نمی زند

و چه تاریک شده است این دنیا..

تا بهار نیامده باید دستی بجنبانم

دیر که شود

حتی کسی مرده ام را از این خانه بیرون نمی برد...


یاسمن خبایی


تاریخ ثبت : 1396/10/28









کاش می شد - یاسمن خبایی

مجموعه متن ادبی و دلنوشته













کاش می شد


کاش می شد رفت به آن دور دست ها

موها  را رقصاند در باد

کاش می شد روی ابرها نشست

چای عشق دم کرد و

با ماه و ستاره ها گل بگو گل بشنو!!



کاش می شد که نردبان افکار را

سوق داد سمت خدا...



کاش می شد

که لبخند، هم سفره ی حالت می شد..

کاش می شد که لبخند، هم سفره ی حالت می شد..



یاسمن خبایی



تاریخ ثبت : 1396/10/28






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic