به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

منصوره صادقی

دفتر اشعار منصوره صادقی شاعران کانون شعر ایران








خانم منصوره صادقی



- عضو کانون شعر ایران

- شاعر

- متاهل - خانه دار

- تحصیلات : ادبیات و علوم انسانی / انصرافی روانشناسی

- متولد : 1351





جهت رویت اشعار ثبت شده شاعر  اینجا  کلیک کنید







مختصری از زبان شاعر :

دو فرزند دختر دارم
به نوشتن و ورزش علاقه مندم
مدیر برنامه های دخترم هستم که بازیگر حرفه ای و عکاس هستن
به عکاسی هم علاقه دارم و خیلی مبتدی برا دل خودم‌ انجام‌ میدم



نمونه اشعار:



کاش

هیاهویی درآسمان نیست
کلاغهای خوش خبر را
در آسمان تیرباران می کنند
و زمین می لرزد
تا درد انباشته درسینه ی مردگان را
جابجا کند...
هیاهویی روی زمین نیست
سکوت نبودنت را
نه آسمان می تواند بشکند
نه زمین
کاش وقتی
انگشتانت را
بر فقراتم می کشیدی
نت ها به صدا در می آمدند
مادربزرگهای در خاک خفته
با موسیقی تو لالایی می خواندند
تا در آغوشت درد انباشته در سینه ام را جابجا کنم
و چون‌ سازی قدیمی و خسته
زیر نوازشهای آرشه ی  تو
بمیرم...

منصوره صادقی
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03



تاکستان چشمانت

چشمانت
تاکستانی
که دختران چکمه پوش شهر
زنان برقع به صورت جنوب
و همه
زیبارویان ساحل نشین عشق را
مست می کند...
هرفصل درآغوشت
موسم شراب گیریست...

منصوره صادقی
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03




گلهایی که باد برد

ساقه ی قاصدکی
که تمام گلهایش را
باد برده؛
مترسکی
که مزرعه اش را
کلاغ سیاهی خورده؛
دریایی
که ماهیانش را
به تور صیاد سپرده؛
بعد تو حالم این است
درخت سیبی که
از سرمای روزگار
ایستاده مرده...

منصوره صادقی
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03


کوچ چلچله

درخت
به اجبار ریشه اش
کوچ  چلچله را
تاب می آورد...
ریشه گرنبود
جنگل هم
بیابان نشین می شد...

منصوره صادقی
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03





حقم نبود

خشمت
صاعقه
دلم
جنگل
آتش حقم نبود
مهربانتر اگر بودی
کتاب می شدیم... .

منصوره صادقی
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03



افسوس


کاش
دیوار خانه ات بودم
گاه گاهی
به من
تکیه می دادی ...
یا سقف بالای سرت
شبهای بی خوابی ؛
زل می زدی به من
دانه دانه عاشقانه هایت را
مرور می کردی ...
یاحتی
پنجره ی اتاقت
هرصبح
شعاع نور با شیطنت
ازمن می گذشت
صورتت را می بوسید
گونه ات را نوازش می کرد
با پلکت بازی ...
افسوس؛
نه دیوارم؛ نه سقف؛ نه پنجره...
خرمالوی گس درخت حیاط خلوتم
هر پاییز منتظر به گرمای دستهای تو
خوراک گنجشکها می شوم...

منصوره صادقی
تاریخ ثبت شعر : 1398/10/03

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات