به نام خداوند مهرآفرین

به وبسایت کانون شعر ایران خوش آمدید

مشاهده شرایط و قوانین

شاعران کانون شعر ایران

.... ....

بخش های اصلی

..... ..... ... ...

وبسایت رسمی کانون شعر ایران

مجموعه شعر درخواست سروده سپیده پرکسب کار

مجموعه شعر آثار شاعران کانون شعر ایران دفتر اشعار سپیده پرکسب کار


مجموعه درخواست    اثر سپیده پرکسب کار


دنیای من

طعنه ها دیگر نمی آزاردم زیبای من
سمت بی حسی رسیده عشق بی پروای من

جوخه ی تنهایی ات را امر بر آتش بده
وانگهی یک دم به میدان آی و بنشین جای من

قدر انصافت بگو داری شماتت می کنی؟
یا رسیدی بر جهانِ کوچکی منهای من؟

می توانی از جوابم بگذری اما هنوز
درد می گیرد نگاهت از غمِ سیمای من

تا بیایی جای من یک قرن مدت لازم است
کفش هایم را به پا کن یک قدم لیلای من

گاه گاهی با حضورت نظم را بر هم نزن
دست بردار از سرم بی خوابی شبهای من

هم نزن این قهوه ی قاجاری بی مزّه را
هر دو می دانیم مرگ است آخر رویای من

راستش دارم به احساسم خیانت می ڪنم
تا سراغت را نگیرد این دلِ شیدای من

کم تقلّا کن که در تقویم عادت های ما
فرق دارد زندگی با کسوتِ سودای من

خسته ام از درک بی جایِ قوانینِ شما
های مردم دست بردارید از دنیای من

سپیده پرکسب کار



بی خیالی

نگاهِ تلخ عاقل ها ملامت می کند ما را
همانطوری که عطر سیب دستِ سرد حوّا را

بیا آزاد باشیم از تمامِ دیگران زیرا
دروغین است فتواشان نمی فهمند معنا را

من از رفتار خیلی ها خیالم را سبک کردم
تو هم گاهی سبک کن بال هایِ سبز رویا را

که حتما خوب می دانی فقط یک سوزنِ کوچک
به پایِ آسمان ها دوخت معراجِ مسیحا را

خودت باش و قدمهایی که محکم می شود با دل
ندیدی پیری و کوری نزد برهم زلیخا را!

قضاوت ها همیشــــــه دردسر دارند باور کن
اگر حتی کنارش جا دهی گاهی مدارا را

تمام حرف ها را بی خیال اصلا خودت خوبی؟
بکش با من فقط سمتِ همین یک جمله دنیا را

سپیده پرکسب کار



برگرد...

تا درد شیرینت نباشد غم نمی چسبد
کپسول هایِ حاویِ مرهم نمی چسبد

از فکر تو خوش می شود حالم که خوش دردی
اما نباشی گفته بودم غم نمی چسبد

از خانه بیرون می روی انگار پاییزم
گرمای چایی با تبی مبهم نمی چسبد

هی بیخودی پا می شوم هی می نشینم باز
این خانه بی تو بر دلِ آدم نمی چسبد

گفتی که تصویری و صوتی نامه خواهی داد
اما پس از باران گلم شبنم نمی چسبد

گل می فرستی پشت در گل ها پلاسیده
زیباییِ گل ها که بی همدم نمی چسبد!

تا سایه ات با من نباشد صد گلستان یا
صد بوته رز یا شاخه یِ مریم نمی چسبد

حرفی ندارم با کسی، اصلا بدونِ تو
گفتار دل با گوش نامحرم نمی چسبد

دورِ خودم می چرخم و از گریه می خندم
مجنون شدن با فکر تو کم هم نمی چسبد!

من حرف آخر را همان اول به تو گفتم
برگرد چون این زندگی کم کم نمی چسبد

سپیده پرکسب کار



انتخاب

انتخابت را بکن من یا تمام این جهان؟
ترجمانِ چشم من یا نازهایِ دیگران؟

دوست دارم در نگاهت من مهم باشم ولی
بستگی دارد حضورم بر شعورِ میزبان

گفته بودم بد دلم! بد هم حسادت می کنم
با وجودت بر در و دیوار و حتی آسمان

پس شما لطفا به درویشی دلت را خو بده
بعد از آن حاضر شو عمری هم برای امتحان

عشق من ممنوعه هایی دارد از جنسِ محال
تاب جنگیدن اگر داری بفرما قهرمان!

سپیده پرکسب کار



دیدار

تو با تمام خودت آمدی به دیدارم
وَ من برای همین هم به تو بدهکارم

منی که صبر و غرورم همیشه جا ماندو
از این حماقت بی جا همیشه بیزارم

به انتهای کلامم نمی رسد زورم
کمک بکن برسم ابتدای اقرارم

به این که پای توام این که دوستت دارم
هوای قلب منی من به تو گرفتارم!

وَ این که مسئله ای نیست عاشقم باشی
کمک بکن نرسد حال بد به تکرارم

امان نمی دهدم فکرهای تو خالی
شبیه حسّ اتاقی بدون دیوارم

مسیح خاطره هایم دوباره با چشمک
بپرس حال دلم را که زیر آوارم

سپیده پرکسب کار



تاریخ ثبت اشعار : 1399/05/02



سرقت ادبی از این مجموعه شعر  پیگرد قانونی  دارد

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات