مصاحبه با استاد عبدالجبار کاکایی

مصاحبه با استاد عبدالجبار کاکایی
اسفند 11, 1400
11218 بازدید

  مصاحبه با جناب آقای استاد عبدالجبار کاکایی به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استاد بزرگوار و سپاس برای همراهی شما در این مصاحبه   استاد منبع الهامات شما برای سرودن شعر چیست ؟ معمولا در نقد شعر از گذشته تاکنون چیزی به نام موضوع الهام یا دریافت هایی […]

 

مصاحبه با جناب آقای استاد عبدالجبار کاکایی

به نام حضرت دوست

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استاد بزرگوار و سپاس برای همراهی شما در این مصاحبه

 

استاد منبع الهامات شما برای سرودن شعر چیست ؟

معمولا در نقد شعر از گذشته تاکنون چیزی به نام موضوع الهام یا دریافت هایی که از ماورای طبیعت در ذهن و ضمیر شاعر قرار می‌گیرد به عنوان یافته ها یا مواجید در عرفان است و بعید می‌دانم خیلی از ما این ظرفیت را داشته باشیم که یافته هایی از ماورا الطبیعه و متا فیزیک و خارج از دسترس انسانی در اختیارمان قرار بگیرد که اسم آن را الهام بگذاریم اما اگر مقصود شما از الهام در واقع آن کنش رفتار با زبان و استفاده از ابزار احساسات و اندیشه است معمولا در تلفیق احساس و اندیشه با زبان شعر اتفاق می‌افتد یعنی اگر موضوعی ذهن و ضمیرم را به خودم مشغول کند و عواطفم را درگیر کند آن وقت محرک یا اصطلاحا پیش‌ران، لوکوموتیو کلمات می‌شود و کلمات را به دنبال خودش می‌کشد مانند وقتی که انسان عصبی هست و یا از سر ذوق و محبت می‌خواهد حرفی بزند ناخودآگاه حرف ها و کلماتی از دهانش ردیف می‌شوند و کنار هم می‌نشینند در بهترین شکل ممکن دیده اید در خطابه هایی که از سر احساس یکی از اعضای خانواده ایراد می‌شود به نحوی کلمات را زیبا کنار هم می‌چیند که حضار تعجب می‌کنند، شعر هم تقریبا یک چنین حالی باید به وجود بیاورد یعنی رفتاری کاملا صادقانه از درون که با واژه ها تلفیق شده است .

 

لطفا بفرمایید برای ماندگاری اثر چه میزان ترانه‌ی خوب، چه قدر موسیقی و نسبت هر کدام در ماندگاری اثر چیست ؟

نسبت موسیقی و کلام در تولید آثار‌مختلف متغیر است زیرا ترانه باب طبع طبایع متفاوت می‌باشد بر عکس شعر که غالبا به طبقه‌ی خاصی از جامعه که اهل مطالعه، خواندن هستند و معمولا حوزه ی مخاطبین شعر را تشکیل می‌دهند ترانه یک موضوع استماعی، شنیداری هست که خیلی موارد در آن شریک‌هستند وطبیعتا توقعات متفاوتی دارند بنابراین برخورداری از کلام فاخر در بخشی از طبایع اثر می‌گذارد و در برخی از طبایع این تاثیر گذاری را ندارد و فقط ریتم و ضرب آهنگ موسیقی اثر گذار است به همین دلیل نمی‌شود با قوت راجع به همه‌ی موضوعات ترانه اظهار نظر کرد به نظر من نوعا در ترانه هایی که برای خلوت آدم ها ساخته می‌شوند و اهالی جدی موسیقی که دنبال خلق هنر هستند نه صرفا دنبال مصرف موسیقی” کلام” اهمیت بیشتری داده می‌شود در بخشی از جامعه که اتفاقا بخش وسیع تری هست و اقتصاد موسیقی هم وابسته به آن ها در استیج ها و کنسرت ها می‌چرخد ، کلام‌از اهمیت زیادی برخوردار نیست و غالبا ریتم و ملودیست که جلب توجه می‌کند.

 

برای دوستانی که تازه وارد این عرصه شدند یا از قبل در حوزه ی ترانه سرایی فعالیت داشتند بیشتر نوشتن ترانه روی ملودی را پیشنهاد می‌کنید یا این که آزاد ولی قوی بنویسند ؟

با چرخش اقتصاد موسیقی از آلبوم به سمت استیج موسیقی ملودی محور شده است.
متأسفانه کارهای خیلی خوب، شعرهای محاوره در گذشته‌ که عمدتا در واقع مواد مغذی ترانه بودند خیلی دیگر مورد توجه آهنگسازان و خواننده ها نیست در واقع خیلی آهنگ ساز قوی نداریم که بتواند از کلامی خلق شده آهنگ جدید و قوی بسازد. آهنگسازها معمولا ترجیح می‌دهند اول با ترکیب شنیده های خود در ذهن و خلق یک اثر جدید به آهنگ و ملودی مورد نظر خود برسند بعد از آن روی آن ملودی کلام بگذارند و غالبا هم خودشان کلام می‌گذارند و از شاعر و ترانه نویس می‌خواهند کارشان را یک مقداری ویرایش کند. تقربیا تولید کلام و موسیقی به سمت همان song writer قدیم یا خنیاگر ها در ادبیات ما که هم خودشان می‌نوازند و هم خودشان کلمات را کنار هم می‌چینند می‌رود. شاعر و ترانه سرا زمانی می‌تواند در این عرصه خودنمایی کند که موضوع موسیقی فاخر بشود و فرهنگ شنیدن موسیقی بالا برود موسیقی به عنوان یک هنر در جامعه مطرح شود در این زمان نیاز به یک آدم حرفه ای احساس می‌شود که کلام را کنار هم بچیند در شرایط فعلی وضعیت موسیقی ما به این صورت نیست.

 

لطفا از تاثیر گذاری موسيقي و ترانه‌ی خوب بر فرهنگ عامه جامعه صحبت کنید ؟

فرهنگ عامه ی جامعه متأثر از همه‌ی رفتارهای هنری و ذوقی و ادبی و اجتماعی و البته بخشی از آن متاثر از موسیقی است.
موسیقی در این موضوع بسیار تأثیر گذار است به ویژه از زمانی که در واقع ابزار شنیداری در جامعه زیاد شده است و اکنون در دست هر نوجوان، کودک و خردسالی گوشی تلفن همراه هست و همه‌ی این ها گوشی برای شنیدن دارند بنابراین دایره شنیداری جامعه بالا رفته و اثرگذاری موسیقی هم بیشتر شده است بنابراین در تولید موسیقی باید دقت کرد چون گرده هایی که می‌نشینند و شروع می‌کنند به تولید موسیقی های مدرن و سوار کردن کلام و ابراز منویات و نظر های خود در ترانه ها باید مراقب باشند که حوزه‌ی شنیداری گسترده شده است و در جامعه اثر گذار هست. یک ترانه ممکن است فرهنگ یک جامعه را تحت‌الشعاع قرار دهد من شنیدم که خود کشی ها، خودسوزی ها و … با شنیدن یک ترانه اتفاق افتاده است و این موضوع این قدر تاثیر گذار است که آن کسی که می‌خواهد تصمیم بزرگی در زندگی اش بگیرد گاهی یک ترانه را در زیر لب زمزمه می‌کند در فیلم فارسی های قدیم دیده می‌شد که مثلا بهروز وثوقی سوار بر موتور و چاقو به دست به قصد درگیری نقش خود را ایفا می‌کرد و یک ترانه هم همزمان روی فیلم گذاشته می‌شد که اوج احساسات آن بازیگر را برای اقدام و مبادرت کاری نشان می‌داد.
به هر حال باید باور کنیم ترانه، رمان نیست، شعر نیست، ترانه نقاشی نیست، تاثیر ترانه خیلی بیشتر از سایر هنر ها در فرهنگ عامه و در رفتارهای اجتماعی است.

 

و در پایان ممنون می‌شوم از تاثیر شعر و ترانه بر زندگی شخصی خودتان برای مخاطبین بفرمایید؟

تقریبا می‌توانم بگویم بخشی از ذهن من در حوزه‌ی شعر گفتن و سرودن و رفتار با کلمات متمرکز شده است.
تعریف یک انسانی که برایش چنین وضعیتی پیش می‌آید در ساده ترین الفاظ ممکن این است که چهار دانگ ذهنش در این عالم نیست یعنی متوجه ظرافت ها و رفتارهای اجتماعی نیست، گاهی خطاهایی انجام می‌دهد، گاهی حواس پرتی هایی از او دیده می‌شودکه البته نه در مورد من بلکه در خیلی از کسانی که به طور جدی حوزه‌ی ادبیات و هنر را دنبال می‌کنند وجود دارد. در زندگی روزمره و امرار معاش خود و به قول قدیمی ها در تدبیر معاش دچار مشکل هستند و سخت مسیر ها را پیدا می‌کنند و در این موضوع که همان رفتارهای اجتماعی بیزینسی و تجاری است حرفه‌ایی نیستند و غالبا درگیر عواطف و احساساتشان هستند
شعر سالهاست یک چنین بلایی بر سر من آورده است و با همین منش زندگی کردم که البته خوب یا بد راضی ام چون لذتی را از سرودن و شنیدن شعر می‌برم که فکر می‌کنم وابسته به زمان نیست مثل ورزش که بعد از یک دوره ایی کنار گذاشته و خانه نشین شوی و یا یک فعالیت اجتماعی نیست که از آن خسته شوم
بعید می‌دانم شعر آدم را تا لحظه‌ی آخر زندگی اش رها کند بنابراین این لذت را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم بله شعر روی زندگی من، فکر، شخصیت، روی موضع گیری های اجتماعی و احساساتم اثر گذاشته است و اگر این اثر گذاری را نداشت واقعا باید به خودم شک می‌کردم کسانی که شعر و هنر روی رفتارهای شخصی آن ها اثر نمی‌گذارد و خودشان هم ملتطفت و متوجه می‌شوند باید در نوع خلاقیتشان تردید کنند و یا شعر را کنار بگذارند و بیزینس خودشان را انجام دهند من در حقیقت با شعر بیزینس نمی‌کنم و زندگی می‌کنم و ” زندگی کردن با شعر خیلی زیباست “

در خاتمه تشکر می‌کنم از همراهی ارزشمندتان

 

با تشکر

روابط عمومی کانون شعر ایران

زهرا رشیدی

مصاحبه کننده : سرکار خانم زهرا رشیدی

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , ,